منابع تحقیق درباره رشد اجتماعی، مسئولیت پذیری، تشویق و تنبیه، کودک و نوجوان

دانلود پایان نامه ارشد

مسئولیتپذیری همیشه یک رابطه دو طرفه بوده و هست و اگر انتظار داریم کودک مسئولیت پذیر باشد، پدر و مادر باید الگوی این مسئولیت پذیری را به او ارائه دهند. تشویق و تنبیه نیز برای انجام دادن یا ندادن مسئولیت ها لازم است، نگاه تحسین کننده و تقدیر کردن، بسیار مهم است. این نگاه میگوید تو توانایی انجام دادن وظایف را به شکل خوبی داری، مسئله تنبیه را باید همیشه به عنوان عامل پیشگیری باید درنظرگرفت(رفعتیان،29:1385). والدین الگوی پذیرش مسئولیت برای فرزندان خود هستند اگر آنها نقش خود را به درستی انجام دهند فرزندان آنها هم به خوبی از والدین خود الگوبرداری میکنند و مسئولیتهای خود را به درستی انجام میدهند. در واقع خانواده نخستین کانونی است که کودکان در آن رشد و نمو مییابند بنابراین باید والدین، کودکان خود را چنان تربیت نمایند که در زندگی آینده خود احساس وابستگی به آنها ننمایند و از شکست در کارها نترسند و یاد بگیرند کاری که درست است انجام دهند و از پذیرفتن مسئولیتها نهراسند و به درستی وظایف محوله را انجام بدهند.
2-2-4 پیش شرط و فرایند مسئولیت
مسئولیتپذیر شدن فرزندان در گرو شناخت توانایی آنها و در گام بعدی واگذاری نقش فعال در جهت پیشبرد اهداف خانواده است. اتفاقی که متاسفانه و به ویژه امروزه در بسیاری از خانوادهها رخ نمیدهد. بسیاری از والدین تصور میکنند پدر و مادر ایدهال یعنی پدر و مادری که تمام مسئولیتهای خانواده را به دوش میکشد بنابراین معلوم است فرزندان این خانواده وابسته بار میآیند. شاخصه دیگر مسئولیت پذیری فرزندان فراتر از دایره خانواده است(شیبانی،204:1388).
اولین فرایند مسئولیتپذیری فرزندان در خانواده این است که او فرایند مسئولیتپذیری را در دیگر اعضای خانواده ببیند. کودکان میتوانند برای اولین مشارکتها، مسئولیتهای ساده را بپذیرند. میتوان برای کمک کردن به آنان از سیستم های پاداشی یا برخوردهای دیگران استفاده کرد. مرحله دوم، ارتباط با دیگران و مسئولیتپذیری در بیرون خانواده است و مرحله سوم، ورودشان به یک زندگی واقعی است. آنان باید در قبال این مسئولیتها اقداماتی انجام دهند؛ پس باید در حد توان کمک کرد تا در آینده بتوانند از مسئولیتهای خویش موفق بیرون آیند(علیزاده لوشابی،49:1392).

پذیرش مسئولیتها در مراحل سنی مختلف متفاوت است آمادگی پذیرش مسئولیت در برخی سنین بیشتر و در برخی کمتر است، اگر والدین و مربیان به این مراحل سنی توجه کنند بهتر میتوانند کودکان و نوجوانان را در این زمینه یاری دهند و متناسب با این مراحل به آنها مسئولیتها را واگذار نمایند، ولی اگر بدون توجه به مراحل سنی و تواناییهای آنها مسئولیت را واگذار نمایند، باعث کاهش اعتماد به نفس و مسئولیتپذیری آنها خواهد شد. آنچه که تجارب و توصیهها نشان میدهد این است که از همان سال اول زندگی باید کودک را برای پذیرش مسئولیت آماده کرد، کودک در هر سنی که آمادگی پذیرش مسئولیت پیدا کرد نباید او را از پذیرش مسئولیت محروم کرد. مثلاً طفل دوست دارد که خودش به تنهایی غذایش را بخورد باید والدین به او اجازه بدهند و از این آمادگی او استقبال کنند اگر کودک مسئولیتها را فرا نگیرد، بعدها به سختی میتواند مسئولیتپذیر شود.
فرایند مسئولیتپذیری در طی دورههای زندگی انسان معانی متفاوتی به خود میگیرد. در مراحل اولیه رشد افراد تنها نیازهای خاص خود را در نظر میگیرند؛ در مرحله بعد زمانی که فرد از خودمداری به طرف مسئولیتپذیری حرکت میکند، کشف مفهوم مسئولیتپذیری موجب میشود که فرد نیازهای خود و دیگران را در نظر بگیرد و برای دیگران دریچهای باز کند. مرحله ارزش قائل شدن برای فداکاری و مسئولیتپذیری یعنی پیشتیبانی از افراد وابسته و آسیبپذیر و تمایل به تسلیمپذیری در مقابل انتظارهای دیگران. افراد دیگر از محبتهای فرد، پیش از خود او، استفاده میکنند. کسب آگاهی از عدم تعادل بین خود و دیگران موجب برقراری عدالت تازهای بین خود و دیگران موجب برقراری عدالت تازه ای میشود؛ عدالتی که تنش بین خود مداری و مسئولیتپذیری را از بین میبرد(ظهیری و شهنی ییلاق،3:1390).
2-2-5 آموزش مسئولیتپذیری
بهتراست آموزش مسئولیتپذیری از سن کم آغاز شود و تا کودکی و نوجوانی ادامه پیدا کند. یکی از شیوههای اثر بخش آموزش مسئولیتپذیری به ویژه برای والدین محول کردن کارهای روزانه به کودک است. این وظایف باید فرصت هایی را برای کودک فراهم کند تا احساس یاری رساندن به دیگران در او به وجود آید، افزون بر این در چنین شرایطی قوانین و پیامدها نیز باید برای کودک تعیین شوند.
تأثیر مثبت ارائهی چنین فرصتی به کودک این خواهد بود که وقتی کودک درک میکند توانسته حتی کوچکترین کمکی برای دیگران باشد، نسبت به خود احساس مثبت پیدا میکند و پیامد داشتن چنین احساسی ایجاد حس ارزشمندی و عزتنفس در اوست و با توجه به این امر که حس ارزشمندی و عزتنفس در ارتباط تنگاتنگ با هم قرار دارند همه این فرصتها و رفتارها زمینهای اثر بخش برای ایجاد افزایش و تقویت عزتنفسسالم در دانشآموزان میشود، آنچه هدف نهایی همه فعالیتهای مشاوره است(خاطری،1:1389).
آموزش مسئولیتپذیری نفیسترین هدیهای است که میتوانیم به فرزندانمان ارزانی کنیم. چنین آموزشی آنان را قادر میسازد که از خویشتن مراقبت کنند و در آینده به عنوان بزرگسالانی مسئول، وظایف خویش را بر عهده بگیرند(بیابانگرد،20:1374 ). آموزش مسئولیتپذیری به کودکان نیازمند جوی در خانه و مدرسه است. چنین جوی اطلاعات و منابعی را برای کودکان فراهم میکند تا بتوانند در شرایط و موقعیتهای مختلف، تصمیمهای صحیحی اتخاذ کنند، کودک باید فرصت داشته باشد که انتخاب کند و تصمیم بگیرد، کفایت خود را اعمال نماید، و وظایفی را که با تواناییهای وی مطابقت دارد، به انجام رساند(کلمزوبین،80:1385).
آموزش مسئولیتپذیری باید با هدایت و راهنمایی همراه باشد و به تدریج به آزاد شدن از کنترل والدین منجر شود به طوری که کودک و نوجوان آزادی انتخاب را در برخی از مسائل زندگی کسب کرده باشد، تصمیمهای شخصی او را دچار خطر نسازد، مسئولیت انتخابهای خود را بپذیرد و دیگران را مقصر قلمداد نکند و بتواند مشکلاتی که در اثر انتخابهای نادرست به وجود آورده حل کند و به تدریج روی پای خود بایستد. واقعیت این است که مسئولیت را نمیتوان تحمیل کرد و اگر مسئولیتها بر پایه ارزشهای مثبت پایهگذاری نشده باشد میتوانند مشکلساز شوند.
مدل دانهلیسون39(1995). «TPSR» به منظور کمک به دانشآموزان به وجود آمده است تا از طریق دادن مسئولیتهای متعدد و فزاینده، و تفویض با دقت یک بخش مهم از مسئولیتهای تصمیمسازی به آنان، مسئولیتپذیری را یاد بگیرند. این مدل به دو طریق، امکان ارتقا و بهبود مسئولیت شخصی و اجتماعی دانشآموزان را فراهم میآورد. 1- از طریق توانمندسازی دانشآموزان برای این که مسئولیتهای بیشتری را در قبال اعمال وزندگیشان بپذیرند. 2- از طریق آموزش به آنان که حقوق، احساسات و نیازهای دیگران را در نظر بگیرند (آزمون،18:1386).
2-2-6 مسئولیتپذیری و مدرسه
در همۀ فرهنگها خانواده عامل اصلی اجتماعی شدن کودک در دوران طفولیت است و چون نظامهای خانواده بسیار متفاوتند، دامنۀ تماسهایی که کودک تجربه میکند، در فرهنگهای مختلف به هیچ وجه یکسان نیست(گیدنز،1373؛به نقل از منشی،1384). مدرسه نیز به عنوان گروه ثانویه تأثیری به سزا در رشد اجتماعی و جامعهپذیری کودکان دارد. مدرسه نهادی است که رسماً توسط جامعه موظف به اجتماعی کردن دانشآموزان در زمینۀ مهارتها و ارزشهایی خاص شده است( منشی،85:1384).
مدرسه نخستین دستگاهی است که به عنوان واسطه انتقال دانش و مهارت تاثیرات بسیار فراتری بر افراد اعمال میکند که در این میان شاید بتوان نقش معلم را به عنوان مهمترین عامل در جامعهپذیری افراد در دوران تحصیل دانست. رابطه عاطفی بین معلم و دانشآموزان، نحوۀ گزینش، چگونگی تدریس و اهمیت دادن به بعضی مطالب از یک طرف و میزان تبعیت و اطاعت عملی معلم از قوانین و احساساتش نسبت به ملت و کشور خود از طرف دیگر، در جامعهپذیری دانشآموزان تاثیر بسیار مهم دارد(اطیابی،31:1385).
از بين تمام سازمانهايي كه نقش كليدي در اجتماعي كردن افراد دارند نظامهاي آموزشي و به تبع آن مدارس اولين جايگاه رسمي جهت كسب تجربههاي اجتماعي و از اساسيترين عناصر رشد اجتماعي افراد محسوب ميشوند. تأثير جو اجتماعي مثبت مدارس يعني مدارسي كه روابط بين افراد مبتني بر ابراز وجود، همدلي، همكاري و مسئوليتپذيري است، بر پرورش مهارتهاي اجتماعي دانشآموزان مؤثر است(غفاری و کاظمپور،1391).
مدرسه نهادی است که رشد اجتماعی و مسئولیتپذیری در آن پرورش یافته، شرکت در فعالیتهای درسی توسط دانشآموزان امری که وظیفه دانشآنها محسوب میشود، اما هر چه قدر دانشآموزان را تشویق به فعالیتهای فوق برنامه کنیم و آنها خواهان شرکت در چنین برنامههای باشند، نشانه رشد اجتماعی آنان است یکی از زمینههای که باعث رشد اجتماعی و مسئولیتپذیری دانشآموزان خواهد شد بازهای آنان است بازی وسیلهای برای آموزش مهارتهای چون رعایت نظم و مقررات، رعایت نوبت، کارگروهی، احترام به قانون، تعامل سالم، رقابت سالم و … خواهد شد.
طراحان نظریه توانش40 شناختی- اجتماعی بر این باورند که در ایجاد انگیزش و تقویت حس مسئولیتپذیری در دانشآموزان، معلم نقش اساسی بر عهده دارد. کلی بر این باور است که مسئولیت سرنوشت ما بر دوش خودمان است و مقصر اصلی شکست فرد در خود شکوفایی سازههای شخصی او است که برایش مشکلاتی به وجود میآورد(ظهیری و شهنی ییلاق،1390). برخی از مطالعات به این نتیجه رسیدهاند که متغیرهای مرتبط با مدرسه، نسبت به خانواده یا دوستان درایجاد رفتارهای مسئولانه یاغیر مسئولانه مؤثرند دانشآموزان بخش عظیمی از هویت خود را از مدرسه می گیرند. نظام آموزشی باید دانشآموزان را با یکدیگر مرتبط سازد، تا فکر کردن و حل مشکل را یاد بگیرند و بدین ترتیب، در اجتماع افراد مسئولی بار بیایند. یک سلسه هنجارهای رفتاری که انتظار میرود افراد در جامعه بزرگتر، خود را با آن سازگار کنند در جامعه کوچک مدرسه نیز وجود دارد (گلاسر،11:1384).
اریکسون و الیت41(1990)، استدلال میکنند که پدیدههای آموزشی بهتر است به عنوان یک رابطهی تعاملی و مشترک بین دانشآموز و معلم در نظر گرفته شوند. زمانی که موقعیت یادگیری- یاددهی به این شیوه مشخص شده باشد، بحث مسئولیتپذیری مشترک مطرح میشود. مدارس نقش مهمی در انتقال ارزشها به بچهها، بازی میکنند به این علت که بچهها وقت زیادی را در مدرسه میگذارنند. هم روابط معلم- دانشآموز و هم روابط همسالان درون مدرسه، در انتقال ارزشها مهم هستند. مدارس از طریق اعمال مدیریتی و تدریس کردن میتوانند ارزشهایی چون احترام، انصاف، مشارکت کردن، مسئولیتپذیری و حل کردن تضادها را بهبود بخشید، و تقویت کنند(خرمدل،69:1389).
تلاش ما به عنوان معلم،مشاور،مسئول و….میتواند بر روی این مسئله متمرکز شود که به دانشآموز یاد بدهیم که مسئول انتخاب ارادی تفکر و باورهای خویش است و هر باوری را که انتخاب کند، پیامهای خاص خود را دارد. در عین حال که به خودمان به عنوان کسی که با دانشآموزان سروکار داریم، همواره یادآور میشویم که«تمامی دانشآموزان اعم از اینکه در معرض خطر باشند یا خیر، دارای توان بالقوه برای عملکرد مثبت هستند»(معینالغرباییو فدایی،30:1388).
یکی از شیوههای که دانشآموزان را به ساختهشدن برمیانگیزاند، سپردن مسئولیت به آنها است بنابراین بهترین راه این است که، معلمان دانشآموزان را تشویق و تحسین نمایند چرا که با ایجاد انگیزه و تقویت روحیه، علاقه آنها به کار و تلاش بیشتر میشود. یکی از راههای تقویت نوجوانان سپردن مسئولیت به آنان است، که باعث شکوفایی استعدادها و

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره برنامه درسی، برنامه درسی پنهان، تعلیم و تربیت، طبقه اجتماعی Next Entries منابع تحقیق درباره منبع کنترل، منبع کنترل درونی، مسئولیت پذیری، عزت نفس