منابع تحقیق درباره رسول خدا (ص)، امام صادق، پیامبر (ص)، علمای شیعه

دانلود پایان نامه ارشد

دوم: ارتداد مرد بعد از دخول
اگر شوهر بعد از دخول مرتد شود و در صورتی که مرتدّ فطری باشد هم زمان با ارتداد، عقد فسخ می شود و زن باید از همان زمان، عده وفات نگه دارد84. ولی در صورتی که مرتدّ ملی باشد انفساخ عقد منوط به به انقضای عده می باشد؛ یعنی اگر مرد تا پایان عده توبه نکند عقد فسخ می شود. البته مفروض این فتوا مرد مرتدی است که به هر دلیل حد بر او جاری نمی شود وگرنه انتظار تا پایان عده معنا ندارد ،چون پس از روز سوم کشته می شود. شاید به همین دلیل است که کیدری بر خلاف همه فقها بدون ذکر عده ،انفساخ نکاح به عدم توبه منوط کرده است85.
بسیاری از علمای شیعه این مسئله را بیان کرده و این نظر را به صراحت پذیرفته اند86.از علمای اهل سنت نیز شافعی ها87، بعضی از مالکی ها 88و و احمد بن حنبل طبق یک روایت89 این قول را پذیرفته اند.اما در مقابل حنفی ها مثل ابن عابدین و سرخسی90 و برخی مالکی ها مثل ابن قاسم و ابن شاس گفته اند : در این صورت نیز همانند قبل از دخول ، هم زمان با ارتداد ، از هم جدا می شوند91 . ابن قاسم تصریح کرده است که حتی اگر در ضمن عده اسلام آورد حق رجوع ندارد92.بنا بر این ، قول اول علاوه بر این که در بین فقهای امامیه تنها قول رایج است در بین فقهای اهل سنت نیز طرفدارانی دارد. پس می توان گفت در این قول اشکالی نیست. البته به منظور اطلاع از مستند این نظریه ، لازم است ادله ای را که برای اثبات آن اقامه شده بررسی کنیم.
فرع سوم: اسلام زن قبل از دخول
در صورتی که زن قبل از دخول مسلمان شود هم زمان با اسلام او علقه زوجیت فسخ می شود. بسیاری از علما به این حکم تصریح کرده اند93. ولی ابوحنیفه معتقد است در صورتی که در دارالاسلام باشند باید اسلام را به شوهر عرضه کنند و اگر از مسلمان شدن ابا کرد از هم جدا می شوند و اگر در دارالحرب باشند جدایی منوط به انقضای عده است، اگر در ضمن عده شوهر مسلمان شود نکاح باقی است وگرنه در حکم طلاق است94.هم چنین از مالک نقل شده است که اگر زن مسلمان شود باید باید اسلام را به مرد عرضه کنند و در صورتی که مسلمان نشد جدایی واقع می شود95. ولی از مذاق آن ها استفاده می شود که کتابی یا غیر کتابی یکسان است.
فرع چهارم: اسلام زن بعد از دخول
در صورتی که پس از دخول مسلمان شود اگر شوهرش مشرک باشد همانطور که برخی تصریح کرده اند پس از گذشت زمان عده، علقه زوجیت فسخ می شود96 و چنان که شهید ثانی و صاحب ریاض ادعای وفاق کرده اند97، هیچ اختلافی در این مسئله نیست.
اما اگر در زمان عده، مسلمان شود چه در اصل مشرک باشد چه اهل کتاب، علقه زوجیت باقی است.
در صورتی که شوهر اهل کتاب باشد و در زمان عده، مسلمان نشود در مورد علقه زوجیت او با همسر تازه مسلمانش چهار قول وجود دارد:
1- از زمان اسلام آوردن زن بین او و شوهرش جدایی می افتد، ولی فسخ نکاح منوط به انقضای عده است98،اگر مرد در ضمن عده اسلام آورد نکاح آن ها باقی است ولی اگر تا پایان عده اسلام نیاورد نکاح فسخ می شود.
2- در صورتی که زن مسلمان شود و مرد اهل کتاب باشد، نکاح آن ها باقی است، ولی شوهرش حق ندارد
شب بر او وارد شود یا بر او خلوت کند یا او را به دارالحرب ببرد99.
3- در صورتی که زوجین در دارالاسلام باشند نخست باید مرد را به اسلام خواند و در صورتی که امتناع کرد علقه زوجیت فوری منقطع می شود، ولی در صورتی که در دارالحرب باشند جدایی آن ها منوط به انقضای عده است. این قول را ابوحنیفه اختیار کرده است100.
4- علقه نکاح بین ایشان فوری منقطع می شود و به انقضای عده نیازی نیست. این قول رای ملک و یکی از دو روایتی است که از احمد بن حنبل نقل می شود101.
3-3- ازدواج با زنان مطلقه
در مبحث مربوط به طلاق باید بگوئیم که از حدود خداوند است و اجرای آن باید دقیق و مطابق با کتاب خدای عزوجل و سنت پیامبر (ص) و روش ائمه اطهار علیهم السلام که اجرای دقیق سنت است، باشد و الّا مشکلات عدیده ایجاد می کند. زنانی که از شوهر خود جدا می شوند طبعاً مایل هستند به خواست حضرت پروردگار مجدداً شوهر کرده و به زندگی خود سر و سامان دهند. ممکن است این ازدواج به صورت نکاح دائم باشد و یا نکاح موقت که زیر بنا و اساس هر دوی آن ها طلاق سنت است. اگر طبق سنت از شوهر قبلی خود طلاق نگرفته قادر به ازدواج با خواستگار خود نخواهند بود و مادامی که شرایط و تشریفات شرعی طلاق صورت نگرفته باشد رجوع ایشان به شوهر قبلی است و به تعبیر حضرت امیرمؤمنان علیه السلام در عقد شوهر قبلی می باشند.
این مسئولیت برای مردان نیز هست، زیرا ایشان هم در شرایطی مایل خواهند بود زنانی را که به هر دلیل شناسائی و مورد قبول داده اند به عقد همسری خود در آوردند، لیکن طبق بیان معصومین علیهم السلام موظف هستند شرایط جدائی زن مورد نظر را از شوهر قبلی شان مورد ارزیابی شرعی قرار دهند. حضرت امیر مؤمنان علیه السلام می فرمودند من زنانی را که در غیر سنت رسول خدا (ص) طلاق داده شده اند به شوهران قبلی شان باز می گردانم اگر چه شوهر جدیدی کرده باشند.در روایت آمده: عن امام صادق(ع): اتقوا تزویج المطلقات ثلاثا فی موضع واحد فانهن ذوات ازواج حضرت امام صادق علیه السلام ضمن حدیث فرمودند: در نکاح زنانی که در یک مجلس سه طلاق شده اند پرهیزگاری کنید زیرا ایشان متعلق به شوهرانشان هستند .
در کافی نیز شعیب حداد نقل نموده که از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام اجازه خواستند مردی از موالیان آن حضرت زنی را که به او علاقمند بوده و بر غیر سنت حضرت رسول خدا (ص) طلاق گرفته است به عقد خود در آورد، آن حضرت اجازه ندادند. علی بن حنظله نیز گفت: حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: مبادا زنان سه طلاقه در مجلس واحد را به عقد خود در آوری که آن ها صاحب شوهر هستند، اما این سئوال مطرح است که در این گونه مواقع چه باید کرد؟
حدیث ابن عمار می گوید: عن ابی عبدالله(ع): فی رجل طلق امراته ثلاثا فاراد رجل ان تیزوجها کیف یصنع؟ قال: یدعها حتی تحیض و تطهر ثم یاتیه و معه رجلان شاهدان فیقول: اطلقت فلانه؟ فاذا قال نعم، ترکها ثلاثه اشهر ثم خطبها الی نفسها. به حضرت امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردند: مردی زن خود را در مجلس واحد سه طلاق داده است، و مرد دیگری مایل است او را به همسری خود در آورد، با توجه به اینکه طلاق او بر سنت رسول خدا (ص) استوار نیست چه می فرمایید، و او چه باید بکند؟ حضرت فرمودند: زن را ترک کند تا حائض شده و بعد پاک گردد، پس از آن با دو شاهد نزد شوهر آن زن رود و بگوید، آیا تو زنت را طلاق داده ای یا نه؟ و هر گاه مرد بگوید: آری طلاق داده ام- سه ماه دیگر او را ترک نماید تا قاعده او تمام شود، آنگاه وی را به عقد نکاح خود در آورد.
نتیجه گفتار این شد که ازدواج با مطلقات دقت مخصوص می طلبد تا ضمن آنکه حد و قانون الهی انجام شود پاکی زندگی زناشویی و مشترک مرد به مخاطره نیفتند. پیداست این مطالب جنبه تحقیقی داشته و برای آگاهی مؤمنان نوشته شده که امور ازدواج خود را با بی توجهی نگذرانند. بدیهی است وقتی دانسته شد این مرحله از زندگی می تواند بسیار حساس باشد، در موقع لزوم یا هنگام طلاق بانوان، یا در وقت ازدواج مردان با زنان طلاق داده شده، جهت اطلاع بیشتر و عرضه امور خود به فقیهان محترم یا نمایندگان ایشان مراجعه و کسب تکلیف نمایند، چنانچه شیعیان زمان حضور امامان عصمت و طهارت علیهم السلام چنین می کردند102 .
3-4-تحریم ازدواج با محارم
افرادی که ازدواج میان آن‌ها حرام است در اصطلاح محرم نامیده می‌شوند. ازدواج فرزند با والدین (و اجداد) و والدین (و اجداد) همسر، برادر با خواهر و برادرزاده و خواهرزاده با دایی و عمو یا عمه و خاله ممنوع است. همچنین مرد با دختر (و نوادگان) همسر خود نمی‌تواند ازدواج کند. با توجه به اینکه تعدد زوجات در اسلام به رسمیت شناخته شده، ازدواج با دو خواهر در یک زمان نیز ممکن نیست. و مطابق نظری ازدواج با برادرزاده و خواهرزاده همسر نیاز به اجازه همسر دارد.
همین وضعیت در مورد خویشاوندان رضاعی نیز وجود دارد.
دلایل وضع ممنوعیت
در مورد علت وضع چنین ممنوعیت نظریات مختلفی بیان شده‌است؛ ادوارد وسترمارک یک باور عمومی را مطرح می‌کند که بر اساس آن همزیستی افراد با یکدیگر سبب از میان رفتن جذابیت و حتی ایجاد حالت دافعه میان آن‌ها می‌شود. این فرضیه با این ایراد روبروست که اگر ازدواج با محارم به طور طبیعی مورد نفرت انسان‌هاست، پس چرا جوامع انسانی اینچنین سرسختانه اعضای خود را از آن منع کرده‌اند.
فروید در نقطه مقابل از عمومیت عقده ادیپ سخن می‌گوید و با ارائه فرضیاتی بررسی ناپذیر به سرکوب تمایل جنسی به محارم و احساس گناه که از کودکی افراد و از کهن‌ترین ادوار در میان انسان‌ها وجود داشته، اشاره می‌کند.
لوی اشتراوس نیز معتقد است تابوی ازدواج با محارم برای گسترش مناسبات اجتماعی و جلوگیری از ایجاد تعارض در خانواده و فروپاشی آن است.
میشل فوکو در نظریه‌ای کاملا متفاوت به حساسیت تمدن غرب نسبت به زنای با محارم در دو سده اخیر اشاره می‌کند و معتقد است این که غربی‌ها ممنوعیت ازدواج با محارم را یک توافق همگانی، امر مطلق اجتماعی و مرحله‌ای لازم برای تکامل هر جامعه برای رسیدن به فرهنگ می‌دانند، راهی برای دفاع از نظام گسترده، عمیق و قدیمی وصلت است. از نظر او با تبدیل شدن خانواده به مرکز شکوفایی و کانون تحریک دائمی سکسوالیته، زنای با محارم اهمیتی محوری یافته و منع شدید آن راهی برای حفظ سامانه وصلت است که با گسترش آنچه که او سامانهی سکسوالیته می‌داند، در خطر قرار گرفته‌است. به این ترتیب پیدایش و پردازش بی‌وقفه نظریه ممنوعیت زنای با محارم در مردم‌شناسی از گفتمان‌های مولود سامانهی سکسوالیته ارزیابی می‌شود.
موانع نکاح با توجه به مقررات جمهوری اسلامی ایران
يكي از اين قاعده ها موضوع ممنوعيت نكاح با بعضي افراد است. لذا بايد با كسي ازدواج كرد كه از نظرشرعي و قانوني براي آن مانعي وجود نداشته باشد. در اين بحث ذيلاً به بررسي موضوع ممنوع بودن ازدواج با گروهي از زنان و مردان مي پردازيم كه درقانون مدني ايران آن را جزء « موانع نكاح » شمرده اند.
از ديدگاه مقررات ايران موانع نكاح در پنج دسته جاي مي گيرد:
1. ناشي ازخويشاوندي نسبي
2. ناشي از خويشاوندي سببي
3. ناشي از خويشاوندي رضاعي
4. موارد متفرقه
5. رعايت مصالح كشور
الف – موانع ناشي از خويشاوندي نسبي ( خونی)
1. ازدواج با پدر و اجدادپدري و با مادر و جده ها ي مادري.
2. ازدواج با فرزندان و نوه ها و نتيجه ها ، هرچه قدر كه پايين تر برود.
3. ازدواج با برادرو خواهر و اولا د و نوه ها و نتيجه هاي آنان.
4. ازدواج با عمه ، خاله، عمه و دايي هايي خود و عمه و خاله و عموها و دايي هاي پدر و مادر و اجداد.
ب – موانع ناشي از خويشاوندي سببي:
1- مرد نمي تواند با مادر و نيز جدههاي زن خود و نيز مادر و جده هاي رضاعي زن خود ازدواج كند و اين حرمت، ابدي است. يعني اگر مردي فقط برا ي چند دقيقه با زني حتي ازدواج موقت نمايد و حتي آنها همديگر راهم نبينند اين محرميت حاصل شده و آن مرد با مادر و جده هاي نسبي يا رضاعي همسر فعلي يا سابق خود براي هميشه محرم است.
2- زن نيز نمي تواند با پدر و اجداد نسبي يا رضاعي شوهر خود ازدواج كند و تفصيل آن نيز مانند مورد بالا درباره زن نيز صادق خواهد بود.
3- زن پدر يا اجداد نسبي يا رضاعي انسان براي هميشه بر وي حرامند. لذا اگر زني ولو چند دقيقه نيز به عقد مردي درآيد و بعد هم جدا شود براي هميشه به پسر و نوه و نتيجه هاي آن مرد حرام خواهد بود.
4- عروس نيز براي هميشه به پدر شوهر و اجداد شوهرش حرام است.
تذكر: محرميت حاصله از ازدواج هاي ياد شده هم خاص ازدواج دائم است و هم شامل ازدواج موقت مي شود. وجود رابطه زناشويي لازم نيست و صرف جاري شدن صيغه نكاح، كافي براي اين محرميت خواهد بود.
5- اگر مردي با زني ازدواج كند و آن زن، دختر يا دختراني از شوهر قبلي اش داشته باشد، تا زماني كه اين زن در عقد مرد است اين دختران نيز با پدر خوانده شان محرم هستند و اگر بين زن و شوهر مزبور،

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره اهل بیت (ع)، مذاهب اسلامی، رسول خدا (ص)، آیات و روایات Next Entries منابع تحقیق درباره سن ازدواج، عقد نکاح، مجازات اسلامی، قانون مجازات اسلامی