منابع تحقیق درباره خوزستان‏، مقدسی، رامهرمز، شكر

دانلود پایان نامه ارشد

این سرزمین است. ابن حوقل كه كتاب خود صورة الارض را در سال ۳۶۷ ه. ق تأليف كرده است، حدود خوزستان را به شرح ذيل وصف مى‏كند: « حدود خوزستان در قرون اولیه اسلامی به این شرح است: حد شرقی آن فارس و اصفهان و حد فارس و رود طاب (رودخانه جراحی) جاری است و تا نزدیکی مهروبان مرز آن را تشکیل میدهد. غرب خوزستان روستای واسط و توابع آن و شمال آن صیمره و لرستان است.»82
این وصف حدود در کتابهای مسالک و ممالک اصطخری و احسن التقاسیم مقدسی نیز به همین صورت نوشته شده است. حدود و مساحت خوزستان در همه آثار قدیم به یک شکل است و تقریبا همه آن مرزهایی را که در آن زمان داشته، اکنون نیز دارد. ياقوت حموى از دو منطقه ی اربق و اربك در خوزستان نام برده است. اربق از نواحى رامهرمز است83 و اربك شهر و ناحيه‏اى است از اهواز كه داراى روستاها و مزارع است و نيز پلى دارد كه در نبرد سال ۲۵۷ه.ق نام آن آمده است.84 لشكر اسلام، اربك را در عهد خليفه دوم و در سال هفده هجرى به سردارى نعمان بن مقرّن المزنى فتح كرد85 و اين فتح پيش از فتح نهاوند بود. در منابع، از پل اربق نام چندانى به جا نمانده است. در نقشه ی قديمى خوزستان كه ابن حوقل در صوره الارض آورده است، حدود منطقه اربق مشخص شده است.آنچه از اين نقشه قديمى به دست مى‏آيد اين است كه اربق در حوالى رود مسرقان و در ميان راه ايذج و رامهرمز قرار دارد كه اين شهر اخير در حدّ فاصل ناحيه فارس و خوزستان واقع شده است.86
در تاريخهاى محلى خوزستان نيز از پل اربك (اربق) نامى به ميان آمده است. ابن اثير نيز در گزارشهايى كه در حوادث سال ۴۴۳ ه. ق ارائه مى‏دهد، از وجود اين پل در اين زمان به ما اطلاعاتى مى‏دهد.87 وى رود مسرقان را كه از زير اين پل مى‏گذشته به خاطر پرآبى مى‏ستايد و از جنگ سال۳۹۷ ه.ق ميان بهاء‌الدوله ديلمى و پسر واصل ياد مى‏كند و مى‏نويسد: «بهاء‌الدوله، پل اربك را شكسته و آب را در ميان سپاه خود و پسر واصل جاری گردانيد.»88 با توجه به آنچه گفته شد استان خوزستان آن قسمت بسیار قدیمی از کشور ایران است که پیش از روی کار آمدن دولت هخامنشی نیز دارای تمدنی با شکوه بوده است. با نگاهی به تاریخ این منطقه در مییابیم که فرهنگ و تمدن ایلام سالها بر آنجا حکمفرما بوده و شهر شوش پایتخت ایلام قدیم بوده است. با ظهور اسلام، خوزستان مورد توجه مسلمانان واقع شد و سرانجام تا سال ۱۹ه.ق بیشتر مناطق اهواز فتح شد و در حوزهی خلافت اسلا می قرار گرفتند.
3-2. اوضاع اجتماعی- اقتصادی
3-2-1. زبان
در خوزستان‏ زبان مردم با لهجهی عربى آميزش محسوس داشت و سخن گفتن به عربى هم براى آنان بسيار آسان بود؛ بهطوری که هنگام صحبت به عربى لحن و لهجه‏اى ميان آنان وجود نداشت. مقدسی درباره زبان مردم خوزستان‏ گويد: «در سرزمينهاى عجم فصيح‏تر از زبان خوزستان نباشد. ايشان فارسى خود را با تازى بسيار مى‏آميزند، چنان كه گويند: «اين كتاب وصلا كن. اين كار قطعا كن.» كسى را بينى كه دارد به فارسى گفتگو مى‏كند. ناگهان بازگشته به عربی سخن مى‏گويد و به هر يك از دو زبان كه گفتگو مى‏كند، گویی ديگرى را بدين خوبى نمى‏داند.گفتارشان طنين دارد، پايان سخن را مى‏كشند.»89 از نمونه ای که مقدسی در دو مثال از فارسی به دست داده معلوم میشود فارسی متداول خوزستان همین زبان فارسی دری بوده که در آن عصر مردم خوزستان در این زبان از مردم همعصر خود در نواحی دیگر ایران شیواتر بوده اند.خوزستان‏ از نظر زبان وضع خاصى داشت. زبان آنها بنا به اقرار صريح اهل آن عصر، نه با زبان عربى ارتباط داشته است و نه با زبان پارسى.‏ حتى الفباى عربى براى تلفّظ و تحرير آن كافى نبوده است‏ و مشخص میشود‏ كه اين لهجه ويژه از آخرين بقاياى زبان «الامى» به حساب میآيد.90
3-2-2. آئين
با توجه به گفتههای مقدسی در مورد دین مردم خوزستان در قرن چهار ه.ق در مییابیم که مذهبها در آنجا متفاوت بوده است و اهل هر شهر پیرو یکی از مذاهب بوده اند. بيشتر مردم عسكر و اهواز و رامهرمز و دورق و برخى از مردم «جنديشاپور» معتزلى بودند. مردم شوش و توابعش حنبلى و نيمى از مردم اهواز شيعه بودند، حنفى و مالكى نيز در آنجا بوده است. فقيهان و پيشوايان بزرگ داشته اند. مردم جنديشاپور و شوشتر نیز حنفى و شافعى بوده اند. در رامهرمز از پیروان همه مذاهب دیده مى‏شد.91تعداد اندکی مسیحی و یهودی نیز در شوش زندگی میکردند.92 اسقفهایی در جندى‏شاپور و شوش و اهواز و شوشتر و چند منطقه ديگر وجود داشته‏اند. در همه ی شهرها به جز عسکر مکرم صوفیان دیده میشدند. معتزله اغلب ساكن عسكر مكرم، همچنين اهواز، رامهرمز و دورق بودند، بعضى نيز در جندى‏شاپور اقامت داشتند. رئيس معتزله ابو على جبائى از آبادی جبى بوده است.93
3-2-3. وضعيت اقتصادی
جغرافی دانان قرون اولیه اسلامی توصیفات دقیقی از اوضاع اقتصادی خوزستان به دست داده اند که در اینجا مختصری از این ویژگیها را یادآور میشویم.در دورهی پيشرفت و شكفتگى حكومت ساسانيان، رونق بازرگانى ميان شرق و غرب سبب تمركز امور اقتصادى شد. بازار خوزستان‏ يكى از مراكز عمده بازرگانى در گوشه شمال غربى خليج فارس به شمار مى‏رفت. از لحاظ اقتصادى پيشرفته‏ترين مناطق دولت ساسانى، استان خوزستان‏ به ویژه شهرهاى شوشتر و جندى شاپور بودند. ايرانيان در دوره ی ساسانى، انحصار تجارت ابريشم را بين چين و مغرب زمين در دست داشتند و خود دستگاههاى بافندگى پارچهی ابريشمى ايجاد كردند كه به زودى در تمام خاورميانه شهرت يافت. مراكز عمدهی ابريشمبافى و پارچهی حرير در شوش قرار داشت كه هم به مصرف داخلى مى‏رسيد و هم به كشورهاى ديگر صادر مى‏شد. ظاهرا در دوره‏هاى اوليهی اسلام، در سراسر ايران به ‏خصوص در خوزستان‏، خراسان و فارس صنعت پارچه‏بافى رواج داشته و پارچه‏هاى اين دوره نيز كمابيش شبيه منسوجات عهد ساسانى بوده است.94‏
خوزستان در قرن چهارم از لحاظ اقتصادی سرزمینی پر نعمت معرفی شده که محصولات فراوانی همچون برنج، نیشکر، انگور، قند و شکر و نان برنجی ، حلوا و خرما و پرده هایی که شهرت جهانی دارند، ابریشم و پنبه قير، نفت و موم معدنى در آن به عمل می آمد. مقدسی در احسن التقاسیم مینویسد: «بازارشان سودآور است. زيرا كه همه شكر شهرهاى عجم و عراق و يمن از آنجا بار مى‏شود. از شوشتر ديباى خوب، فرش و پارچه ی تافتهی خوب، ميوهی بسيار، از «شوش» شكر بسيار، پارچه، خز، پارچه ی نيكو و با دوام و دستمال و جز آنها كه مورد استفاده مردم خوزستان است. پرده‏هاى بصنّا و فرش قرقوب نيز معروف است. در نهر تيرى لنگهاى بزرگ مى‏بافند. خورش جو جندي شاپور بى‏ مانند است و همچنين حلواى اين سرزمين و خز شوش براى پوشاك جز عمامه و شكر انگور آنجا نيز در بصنّا فرش و پرده خوب و سبزيجات نيكو و دستنبوى شوشتر و نیشکر شوش و خرماى نهر تيرى بسيار عالى است. درآمد آنجا پشتوانه خليفه است. در هشت اقليم جائى بهتر از آن نمى‏شناسم. سرزمين گرانقدرى است. »95 عضد‌‌‌الدوله در این استان اقدامات زیادی انجام داده است.
در زمينهی فرآورده‏هاى صنعتى در ايران، صنعت پارچه‏بافى اهميت ويژه‏اى داشت؛ كه از آن ميان توليد ابريشم‏ از هر نوع مقام اوّل را دارا بود.كارگاههاى ابريشم‏بافى به خصوص در خوزستان وجود داشت. دیبای شوشتر معروف بود و آن را به همه نواحی دنیا میبردند و استتار کعبه و بیت الله الحرام از دیبای شوشتر تهیه میشد.96 پارچه‏هاى ابريشمى با تارهاى طلا و نقره در شوشتر بافته مى‏شدند. به نظر ابن حوقل و اصطخرى، در سراسر خوزستان سرزمينى آبادتر از مسرقان نيست. محصول آن خرما و گندم و جو و باقلا و برنج است. نيشكر در مسرقان و عسكر مكرم زياد است. در قرقوب، طرازهاى سلطانى و پرده‏هاى معروف تهيه مى‏كنند كه شهرت دارد. در رامهرمز، جامه‏هاى ابريشمى مى‏بافند و به جاهاى بسيارى مى‏فرستند. جندىشاپور شهرى پر بركت است و در آنجا درختان خرما و كشتزارهاى فراوان وجود دارد.97 اهواز نیز از جهت ساختن شكر اهميت زیادی داشت، زيرا تمام اراضى آن شكرستان بوده است و اماكن زیادی براى ساختن شكر ساخته بودند. عسكرمكرم نیز شكرى ممتاز داشت. در زمان فرمانروايى خلفا، صادرات نیشكر از خوزستان‏ اهميت جهانى داشت. همچنین میوههای مختلف در این استان به ثمر میرسید. هندوانه و خربزه، انار و انگور و خرما در خوزستان به ویژه در شوشتر وجود داشت.98 بهترين ليموها ‏و زيتون و نارنج و ترنج در خوزستان‏ توليد مى‏شد. ارّجان ليمو و انگور داشت، مركز انجير و زيتون بود، شيره خرما و صابون در آنجا تولید میشد. انبار فارس و عراق و بارانداز خوزستان و اصفهان بود. پرورش گل نیز هم ‏زمان در خدمت پرورش زنبور عسل نيز بود. منبع اصلى توليد روغن، زيتون بود كه به‏ويژه در حوالى رامهرمز99 و ارّجان‏ كشت مى‏شد. انتشار وسيع پنبه از شرق به مغرب، مربوط به حدود قرن چهارم هجرى است كه كشت آن در خوزستان‏ و ديگر نواحى متداول گشت. كتان نخست در سرزمين مصر، يعنى در دره نيل، كاشته مى‏شد. عضد‌‌‌الدوله ديلمى مقدمات كشت اين گياه صنعتى را در منطقه خوزستان‏ و مناطق جنوبى ايران، فراهم كرد.100
3-3. سابقه تاريخی شهرهای خوزستان
3-3-1. عسکرمکرم
عسكر مكرم از شهرهاى خوزستان‏ و از مراكز مهم معتزله بوده است. این شهر مشهور، منسوب است به مكرم بن مفراء الحارث101، وقتی با سپاهش به این منطقه آمد ، همانجا را برای زندگی انتخاب کرد. مردم اطرافش جمع شدند و ساختمانهایی ساختند و این شهر را عسکر مکرم نامیدند. مقدسی معتقد است: « در ایران بهترین شهر است. سه رودخانه از دورادور و از ميان آن مى‏گذرد. ميوه‏هاى خوشمزه، بازارهاى روشن، شيرينى‏هاى ارزان، نانهاى خوب، با ويژگى‏هاى ديگر تجارتخانه‏هاى بزرگ و خردمندان دارند، بيشترشان با سوادند. دانشمندان تا ظهر در مسجد مشغول درس هستند. كارگاه‏هاى بافندگى دارند.» 102 کشتیرانی در رودخانه کارون از خلیج فارس تا عسکر مکرم پر رونق بود و این بنادر از چنان اهمیت ارتباطی، تجاری و مالیاتی مهمی برخوردار بودند که تقریبا از طریق خشکی به اکثر شهرهای مهم خوزستان آن زمان مانند شوشتر ، رامهرمز و ارجان متصل میشدند و کالاهای این شهرها و مناطق اطراف آنها را به سرزمین عراق و خلیج فارس و از آنجا به هند و چین و آفریقا منتقل میکردند. این اهمیت باعث شد که عضد‌‌‌الدوله دیلمی با حفر یک کانال کارون را به دجله متصل کند تا کشتیها مجبور نباشند بعد از ورود به دریا به دجله بروند و بالعکس.103
3-3-2. دَوْرَق
با توجه به گفتههای مقدسی شهرى آباد و دور افتاده در مرز عراق در كنار نهرى بوده است، با روستائى پهناور و بازارى بزرگ و خوش ساختمان بود. مركز بافته‏هاى درشت بود و مسجد جامع داشت. مقدسی اهمیت تجاری و ارتباطی آن را تأیید میکند که روستاها و بازارهای بزرگ داشته و کالاهای فراوان در آنجا انبار میشد. 104 دورق مرکز ناحیه ای بوده است به نام سرق این شهر در دوران اولیه اسلام در زمان خلیفه دوم به دست ابوموسی اشعری فتح شد. بیشتر جغرافینویسان مسلمان از آن به عنوان بندر مهم تجاری یاد کردهاند. این شهر، نقش مهمی در جابجایی کالا و صادرات و واردات به خوزستان داشت و کشتیهای کوچک و بزرگ در این بندر پهلو میگرفتند. این کشتیها از هندوستان یا جاهای دیگر میآمدند و در دورق لنگر می انداختند .
تا قرن هفتم هنوز قایقها میتوانستند از آنجا به سمت شمال بالا رفته از راه شهرها و ترعه ها به عسکر مکرم بروند.105 دورق از طریق خشکی به شهر ثروتمند و مهم ارّجان نیز متصل میشد. ابیدلف که در قرن چهارم از طریق رامهرمز به دورق رفته ، آن را دارای ساختمانهای قدیمی مربوط به قباد بن دارا معرفی کرده و از شکار فراوان آن سرزمین سخن به میان آورده است. وی اضافه میکند که : « دورق چشمههای گوگرد زرد از نوع بحری دارد که برای روشنایی در شب به کار میرود و این نوع گوگرد در جای دیگر پیدا نمیشود. »106 از لحاظ فرهنگی نیز جایگاه مهمی داشته است. به گونه ای که جمعی از راویان حدیث از این شهر می باشند؛ از آن جمله میتوان «از ابو عقیل الدورقی التاجی، ابوالفضل الدورقی، محمد بن بشرویه التاجی

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره كتابخانه، عباد، عضدالدوله، مراكز Next Entries منابع تحقیق درباره رامهرمز، دزفول، مقدسی، نخستين