منابع تحقیق درباره حقوق شهروندی، مسئولیت پذیری، یونان باستان، قدرت سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

ق می یابد. این نظریه امروزه در قالب حق رای جامعه در انتخاب مسئولان کشور از مقام های محلی گرفته تا عالی ترین مقامهای اجرایی عینیت می یابد و در قالب رفراندم هم در مورد مسائل کلان و مهم کشور حضور خود را ابراز می دارد31».
«مشارکت، دخالت دادن مردم در فعالیت های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است که بر سرنوشت آنان اثر می گذارد. و همواره بر نقش مرکزی مردم در همه زمینه های زندگی تاکید دارد. و نه تنها حیطه اقتدار حکومت را تهدید نمی کند، بلکه برای توانمندی نظام در مواجهه با مسائل و بحران های سیاسی موثرترین عامل است و استحکام نظام سیاسی را به دنبال دارد32». اهمیت مشارکت بدین علت است که سبب بروز تعهد و خلاقیت می گردد.« میرز گفته است: مشارکت دادن هر فرد در برنامه ریزی، ارزشیابی و فراهم آوردن بازخورد مناسب، ممکن است سبب بروز تعهد و خلاقیت بیشتر در افراد شود33».
بنابراین مشارکت دارای دو بعد فعال34 و غیرفعال35 است. مشارکت فعال حق شهروندان و مشارکت غیر فعال وظیفه ایشان تلقی می شود. منظور از شهروند فعال کسی است که مشارکت را حق خود و خويش را داراي اختيار می داند و در مقابل شهروند غیر فعال بايد ملزم به انجام تكاليف و وظايف خويش شود. مشاركت مردمي كه نوعي تمركززدايي در اداره امور مي باشد باعث افزايش توسعه انساني و عامل برابري و تحقق عدالت اجتماعي- سياسي مي گردد. باید این نکته را مورد توجه قرار دهیم که «در نبود مشارکت فعالانه نمی توان انتظار این را داشت تا امور مملکت براساس آنچه که می خواهیم اداره شود. بنابراین یکی از وظایف مهم در هر جامعه ای مشارکت فعالانه مردم آن کشور در اداره امور مملکت است36».
برخی از ویژگی هایی که می توان برای یک شهروند فعال برشمرد عبارتند از: 1- در مسائل، مشکلات و امور جامعه ملی و محلی مشارکت فعال داشته باشد.2- در قبال وظایف و نقش هایی که به آنها واگذار شده است مسئولیت پذیر باشند. 3- دارای حس وطن پرستی باشند.4- از مشکلات و حوادث جاری جامعه آگاهی داشته باشد.
3- مسئولیت پذیری: مسئولیت پذیری را می توان به عنوان سومین مولفه بیان کرد. ابتدا به معنای لغوی مسئولیت اشاره ای می کنیم و سپس مفهوم آن در حقوق شهروندی. در فرهنگ لغت فارسی در معنای آنچه انسان عهده دار و مسئول آن باشد از وظایف و اعمال آمده است. و در مقوله شهروندی درصدد بیان این واقعیت است که همان گونه که فرد در برابر اجتماع و دولت از حقوق برخوردار است، در مقابل تکالیفی را نیز به عهده دارد که باید آن ها را انجام دهد. در واقع، حق و تکلیف توامان اند و در مقابل حق، تکلیفی نیز وجود دارد. نه حق بدون تکلیف و نه تکلیف بدون حق.
«هر شهروند دارای مسئولیت‌های اجتماعی و فردی است. در مسئولیت های اجتماعی، شهروندان به طور داوطلبانه امکانات خود را جهت کمک به پیشرفت و بهبود شهر به کار می‌گیرند. شهروندان فعال با توجه به تخصص و استعداد خود در سازمانها و کمیته‌های محلی گوناگون نظیر انجمن‌ اولیا و مربیان و سازمان‌های غیردولتی عضویت و فعالیت می‌کنند. شرکت در نشست‌ها و اجتماعات شهری، مشارکت در پروژه‌های اجتماعی برای پیشرفت جامعه و همچنین یافتن مشکلات و راه‌حل آن‌ها بسیار سودمند خواهد بود. صاحب نظران براین عقیده‌اند که اجتماعات محلی، و نهادهای مردم محور می‌توانند با ارائه رفتارهای جدید و نهادینه ساختن آنها در جوامع، نقش موثری در ایجاد و باز تولید مفهوم شهروندی ایفا نمایند. و در مسئولیت های فردی مثل رای دادن، حق رای در عین حالی که از نظر بسیاری، از جمله مسئولیت‌های شهروندی محسوب می‌گردد اما در واقع یک امتیاز نیز می‌باشد. کسانی که رای نمی‌دهند در واقع صدایشان در دولت شنیده نمی‌شود. قبل از هر رای‌گیری، اطلاعات مربوط به موضوع یا نامزدها باید بصورت شفاف به اطلاع شهروندان برسد. یا در رابطه با حقوق دیگران واحترام به قانون، هر شهروندی می‌بایست از قوانین اجتماع، ایالت و کشوری که در آنجا زندگی می‌کند، پیروی کند. هر شهروندی می‌بایست به حقوق دیگران احترام بگذارد37».
«امام خمینی(ره) در رابطه با این موضوع که مسئولیت، مسئولیت شخصی نیست می فرمایند: لکن چنانچه ما امروز یک کاری بکنیم که گفته بشود که آن وقت رژیم سلطنتی بود و این کارها را می کرد، حالا هم که جمهوری اسلامی است، دم از قرآن می زنند و دم از اسلام می زنند و دم از ایمان می زنند، حالا هم همان است. منتها لفظش فرق کرده است. معنا همان معناست. الفاظ تغییر کرده است، به جای رژیم سلطنتی رژیم جمهوری گفته شده است، لکن عمل همان عمل است و برنامه همان برنامه. این یک مسئولیت بزرگی است که گردن من آقا و شماها هم هست، و گردن همه ملت. یعنی هرکس در پوشش جمهوری اسلامی هست این مسئولیت را دارد. مسئولیت، مسئولیت شخص نیست. اگر مسئولیت شخص بود چیزی نبود. اگر مسئولیت آقا بود چیزی نبود38».

مبحث دوم: نگاهی به تاریخچه حقوق شهروندی

در این مبحث تحولات حقوق شهروندی را به سه دوره حقوق شهروندی در غرب، اسلام و ایران طبقه بندی و به اجمال به تبیین و توضیح آنها خواهیم پرداخت.
«به دنبال تحولات اجتماعی و انقلابهای سیاسی در دوران گذشته و فرو پاشی بنیان حکومتهای خود کامه و پیدایش مفاهیم جدید در ادبیات فارسی و حقوقی، دوره جدیدی در تجربه تاریخی بشر رقم خورد. پیدایش مجالس قانونگذاری، تفکیک قوای حکومتی، تحدید قدرت سیاسی و ظهور قوانین اساسی به عنوان میثاقی عمومی میان حاکمیت سیاسی و شهروندان افق نوینی را در تنظیم و شفافیت روابط متقابل دولت و شهروندان گشود. حقوق و امتیازات شهروندان در قوانین اساسی دولتهای جدید جایگاهی ممتاز یافت39».

گفتار نخست: حقوق شهروندی در غرب

در این گفتار نگارنده به بررسی حقوق شهروندی که در یونان باستان ظهور یافته و منشا اندیشه حقوق شهروندی در غرب است و تا دوره حاضر در حال تحول است؛ پرداخته و سپس نگرشی اجمالی به دوران قرون وسطی و پس از رنسانس خواهیم داشت.

بند اول: يونان و رم باستان

ریشه حقوق شهروندی به دوره باستان برمی‌گردد، به ‌طوری که برای اولین‌بار ارسطو در کتاب سیاست از شهروند سخن به میان آورد. اثر ارسطو نخستین تلاش نظام مند برای طرح یک نظریه در مورد شهروندی است. اولین شهرهای مستقل متکی به شهروندی در بین النهرین و بطور دقیق در تمدن سومر شکل گرفته و پا به عرصه حیات گذارده است. با نابودی این تمدن مفهوم شهروندی نیز از بین رفته و بعدها در تمدن آتن احیا شد. با ظهور دموکراسی در دولت شهرهای یونان، شهروندی به معنای برخورداری از حقوق و وظایف و مشارکت سیاسی فعال مطرح شد. پس«نخستین تجربه نهاد شهروندی در دولت-شهرهای یونان باستان به ویژه در آتن از قرن چهارم تا قرن پنجم قبل از میلاد یافت شده، اما شکل و کارکرد آن با شهروندی مدرن و پسامدرن بسیار متفاوت بوده است. در پارادایم شهروندی آتنی، تضاد و تعارضاتی که سیاست مدرن را شکل می دهند، نظیر تقسیم بندی میان دولت و جامعه، حوزه عمومی و خصوصی یا میان قانون و اخلاق به سادگی در آتن کاربرد نداشت. در عوض بستر شهروندی یونان مربوط به جامعه کوچک و ارگانیک دولت – شهر بود. شهروندان خود امورشان را اداره و نیز به عنوان قانونگذار و مجری عمل می کردند. و از طریق حس بسیار توسعه یافته تعهد اخلاقی از خودشان دفاع می کردند40».
در یونان باستان، اصل شهروند بودن با این معنی تجلی یافت که مردم با ایجاد حاکمیت قانون و به منظور دفاع از خود در داخل و خارج، در قالب نظام شهروندی شناخته می شوند. آن ها بر این باور بودند که قوانینی که نظام حکومت و دولت وضع کرده، چیزی است که باید دیگران نیز آن را الگو و سرمشق خود قرار داده و قوانین آنان، چه نوشته و چه نانوشته، باید مورد اطاعت قرار گیرد. شهروندان، مخاطب این قوانین و مورد حمایت آن بودند. اما در مقابل، خارجیانی که برای تجارت به شهرهای یونان می آمدند، زنان و کودکان و افرادی که به صورت اسیر یا برده گرفته می شدند، شهروند محسوب نمی شدند و به همین علت از حمایت قوانین تصویب شده محروم بودند.
شهروندی در رم باستان به طور کامل معنای جدیدی پیدا کرد. از این رو، شهروندی دیگر به عضویت در یک دولت شهر خاص محدود نشده و بلکه بر پایه تعلق به یک اجتماع مبتنی بر خویشاوندی بود. با توسعه روم از دولت شهر به امپراتوری وسیع، شکلی از شهروندی نیز به تبع آن توسعه یافت که قادر به ادغام مردمانی با ریشه های فرهنگی کاملا متفاوت بود. در زمینه های اجتماعی نیز شهروندی گسترش داده شد، چنانکه به بردگان آزاد شده نیز که اغلب در خانواده ارباب خود باقی می ماندند، شهروندی اعطا شد. در مواردی نیز هزاران اسیر جنگی که به صورت برده در آمده بودند، آزاد و به شهروند تبدیل شدند و به طور کلی، به افراد و گروه ها از ریشه های مختلف، شهروندی اعطا شد. شهروند رومی به معنای شهروندی فعال که به اعمال قدرت سیاسی بپردازد، نبود، بلکه به معنای شهروندی منفعل با حقوق و تکالیف مشخص در قالب یک دولت قانونمند بود. از این رو، در مقایسه با دولت شهرهای یونان، شاید بتوان گفت که شهروند رومی در زمینه شمول و فراگیری، قدمی به جلو برداشت.
اصول حقوق بشر و شهروندي تا قرن هجدهم ميلادي به صورت مكتوب، مدون و جامع نبوده است. حقوق باستان، به شدت فلسفي بوده است. از همين رو ارسطو بنيان‌گذار و نظريه‌پرداز حقوق مردمان سرزمين يونان است. در يونان و رم باستان، شهروندان در مقابل بيگانگان و بردگان قرار می ‌گرفته اند. شهروندان افراد آزاد آن سرزمين بوده‌اند كه از حقوق كامل برخوردار بوده‌اند.«ارسطو برای توجيه برده‌داری به طبيعت و نتيجه‌ طبيعی اعمال و رفتارها اشاره می ‌كند و آن را نتيجه‌ طبيعی اسارت در جنگ می ‌داند. وی می گوید: همان‌گونه كه ارث بدون وصيت به واسطه‌ نسب به وارث می ‌رسد، بردگی نيز از والدين به فرزند انتقال خواهد يافت. امر ديگري كه در انديشه‌ حاكم بر يونان از افكار ارسطو اجرا می شده است، تناسب كيفر و مجازات است. از نظر ارسطو، یک فرد زمانی شهروند قلمداد می شد، که می توانست به طور چرخشی و نوبتی در حکم راندن و اطاعت کردن سهیم باشد41». اما از سوی ديگر افكار يونانی ها يا بهتر است بگوئيم آتنی‌ها با مفهوم آزادی در برابر قانون بيگانه بود. افكار آنها به شدت اشرافی زده و طبقاتی بود و برابری در آن معنايی نداشت.

بند دوم: قرون وسطي

اين دوره از سال 395 میلادی سال تجزيه روم باستان آغاز و در سال 1453 میلادی با سقوط قسطنطنيه توسط سلطان محمد فاتح به پايان مي رسد. در اين دوران عملكرد كليسا زمينه نفرت عمومي مردم را از كليسا و دين مسيحيت فراهم كرده بود. و با همراهی روحانيون مسيحی با حكام ظالم و فئودال‌ها، بدترين حق‌كشی ها رخ داد. دادگاه‌های انگيزاسيون و نظام قضائی اتهامی، شكنجه و انواع حق‌كشی‌های غيرانسانی، كرامت انسانی را لگدمال می‌ كردند. در اين نظام قضايی، اصل كرامت انسانی فراموش شده بود و كسی نمی ‌توانست با تمسک به تفسير مضيق از اعمال مجرمانه، تبرئه خود را از گناه اثبات كند. همچنين مجازات‌ها، غير انسانی و شكنجه‌های ترذيلی در نظام قضايی اتهامی انگيزاسيون به وفور ديده می ‌شد و به عنوان يك امر معمول تلقی شده بود. در این قرون، شهروندی دستخوش فراموشی طولانی مدتی گردید و کلیسا همچون محوری برای هدایت اخلاقی و وفاداری، جایگزین اجتماع سیاسی شد. فقط در چند شهر ایتالیا چون فلورانس و ونیز مسئولیت پذیری و مشارکت در امور عمومی رواج داشت ظهور شهرهای مستقل در پایان قرون وسطی بسیار مهم هستند، زیرا نقش امکان ناپذیری در پیدایش و تکامل نظام سرمایه داری داشتند. به گونه ای که ماکس وبر اعتقاد داشت شهروندی فقط در مغرب زمین یافت می شود. زیرا فقط در غرب شهرهایی با این ویژگی ها به وجود آمده و تمدن های شرقی چون چین، هند و خاورمیانه فاقد چنین مفهومی هستند.
در قرن شانزدهم و هفدهم، بنیان های شهروندی مدرن پی ریزی شد، نظریات فلاسفه سیاسی چون هابز، لاک و روسو در شکل گیری اندیشه های لیبرال وانقلاب فرانسه بسیار موثر افتاد. در اندیشه هابز

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره حقوق شهروندی، قانون اساسی، قانون پذیری، قانون مداری Next Entries منابع تحقیق درباره حقوق بشر، حقوق شهروندی، دولت مدرن، کرامت انسان