منابع تحقیق درباره حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ”(بقره، 117)
از تو در باره ماهى كه كارزار در آن حرام است مى ‏پرسند بگو كارزار در آن گناهى بزرگ و باز داشتن از راه خدا و كفر ورزيدن به او و باز داشتن از مسجدالحرام [=حج] و بيرون راندن اهل آن از آنجا نزد خدا [گناهى] بزرگتر و فتنه [=شرك] از كشتار بزرگتر است و آنان پيوسته با شما مى‏ جنگند تا اگر بتوانند شما را از دينتان برگردانند و كسانى از شما كه از دين خود برگردند و در حال كفر بميرند آنان كردارهايشان در دنيا و آخرت تباه مى ‏شود و ايشان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.
“وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِير”ٍ(بقره، 120)
و هرگز يهوديان و ترسايان از تو راضى نمى ‏شوند مگر آنكه از كيش آنان پيروى كنى بگو در حقيقت تنها، هدايت‏خداست كه هدايت [واقعى] است و چنانچه پس از آن که علمى تو را حاصل شد باز از هوسهاى آنان پيروى كنى در برابر خدا دوست و ياورى نخواهى داشت.
و مرتد معالن، شمشير به قصد دشمني کشيده است و خطر او به مراتب شديدتر از کسي است که بر کفر خود باقي است. پس چنين کسي داخل اسلام نمي شود مگر به قصد جدائي از آن بعد از اندک زماني! پس چگونه مي توان توقع داشت از اسلام که به اين مرتدين حق حيات دهد تا در نابودي اسلام بکوشند؟!
انَّ المَسأله هنا خَرَجت کُلَّ الخروج عن نِطاق الحُرّية العلميه المنشودة
همانا مسأله در اينجا به طور کل از دايره آزادي عقلي مرسوم خارج است. و داخل مي شود در دايره اي که عده اي از آن به عنوان آزاديهاي فردي از آن دفاع مي کنند. آزاديهايي که حتي وطن فروشي نيز در آن جايز مي باشد.
سخن صحيح و حرف حق آن است که: مرتد مستحق ترين مردم است که به کفر وصف گردد و شايسته ترين فرد است براي مجازات به خاطر کفر. پس کفر صريح لجاجت و انکار حق است بعد از معرفت به آن. يعني از فساد نفس سرچشمه مي گيرد. نه از قصور و ناتواني عقل. و شرط مؤاخذه هم همين است.(يعني کسي که از روي علم و اطلاع منکر حقيقتي شود که علم به حقانيت آن چيز دارد).
و چه کسي سزاوارتر است به مجازات از قومي که ” يَسْمَعُونَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ “(بقره، 75)
و روزي که راه حق تبيين گرديد براي کسي، سپس آن شخص از آن راه دور شدني به خاطر انگيزه ها و هواهاي نفساني و سپس آن را به تمسخر گرفت و به جنگ آن آمد! چاره اي نيست جز آنکه گردن او زده شود…!
اما شبهه اي که عارض بر کسي شود و وسواسي فکري که صاحب آن تلاش مي کند آن را مرتفع کند مشمول عقوبت مرتد نمي شود همچنين اثبات ارتداد مراحل زيادي را طي مي کند که به طور طبيعي افراد عامي و بي غرض و جهال از دايره آن خارج و مشمول عقوبت ارتداد واقع نمي شوند.(غزالی، 1380: 122)
به نظر سيد قطب نيز ارتداد خارج از مدار عقلانيت و عقيده بوده و به همين دليل مشمول مجازات مي باشد. به نظر ايشان کفر قبل از ايمان آمرزيده مي شود. زيرا کسي که نور را مشاهده نکرده است معذور است. ولي کفر بعد از ايمان به مراتب گناهي بزرگتر است که نه آمرزش دارد و نه عذري موجه.
کفر حجابي است که هرگاه از بين برود فطرت انسان متصل به خالق مي شود. و قطره به سرچشمه مي پيوندد. پس کساني که اعلان ارتداد بعد از ايمان مي کنند. اينها به فطرت خود تهمت مي زنند و به طور عمدي در گمراهي قدم برمي دارند. و با اختيار خود به ضلالت و گمراهي مي روند. پس غفران و هدايتي بعد از اين وجود ندارد و خود عامل چنين عاقبتي هستند.(سید قطب، 1419، ج5: 83)
اين نظريه علي رغم اختصار آن بر نکته مهمي تأکيد دارد و آن تهمت زدن به فطرت است يعني مرتد علي رغم فطرت و يقين خود سخن مي گويد. يعني عمل او عملي است غير عقلاني و غير اخلاقي و فطرت ستيز!
در بيانات مقام معظم رهبري به ارتداد از زاويه يک ” انحطاط فردي ” و فساد شخصي نگريسته مي شود و مرتد کسي است که در اثر هواپرستي و دنيا طلبي، ايمان خويش را بر باد داده است. از اين نظر ارتداد، محصول يک خطاي فکري نيست تا به ترميم عقلي نيازمند بوده و با رفع شبهه برطرف شود. مرتدي که در قرآن کريم مورد خشم الهي قرار گرفته، کسي است که کفر را بر ايمان ترجيح داده تا در پناه آن، عيش دنيوي بيشتري کسب کرده و در اين جهان به لذت بيشتري دست يابد. البته چنين انحرافي آثار نامطلوب اجتماعي نيز به دنبال دارد. آية الله خامنه اي که به اين نظريه تمايل دارد، در توضيح و تقرير آن مي گويد:
با توجه به آيات مربوط به ارتداد، شايد اين گونه به نظر مي رسد که اسلام با اين کار درصدد آن است که حصار ايمان اسلامي را حفظ کند. در حقيقت اسلام بعد از اينکه مردم ايمان آورند، نظام اسلامي را مکلف کرده است که از ايمان مردم حفاظت و حراست کند. اين وظيفه نظام و حکومت اسلامي است. به خصوص در آيه ارتداد ” من کفر بعد ايمانه اِلاّ من اکره و قلبه مطمئن بالايمان ” که درباره عمار ياسر وارد شد، در آخر اين آيه مي فرمايد: ” ذلک بأنهم استحبّوا الحياة الدنيا علي الاخرة “.
علت خشم الهي برمرتدين و کساني که از دين خارج شده اند، اين است که اينها زندگي و عشرت دنيوي و هواهاي نفساني را بر خواست معنوي و قلبي و فطرت انساني خود و بر آخرت ترجيح دادند. بنابراين، مسئله فقط عوض شدن يک اعتقاد نبوده است. مسئله اين بوده که کساني به خاطر جاذبه هاي مادي و تأمين هواهاي نفساني حاضر شده اند به حيثيت نظام اسلامي لطمه بزنند و به آن پشت کرده، ايمان اسلامي را رها کنند. اين مقوله ديگري است و سختگيري هاي اسلام در رابطه با اين مقوله است.(سروش، 1386: 271)

نتیجه آنکه: رويکرد چهارم بهترين و جامع ترين رویکردی است که مي تواند پارادوکس حکم ارتداد را با آزادي عقيده مرتفع ساخته و به اين مخاصمه پايان بخشد. فرضيه اي که اين پايان نامه عهده دار اثبات آن مي باشد نيز با اين رويکرد انطباق داشته و تلاش مي کند با مباني عقلي و قرآني و مستندات تاريخي به حول قوّه الهي به اثبات آن بپردازد.
در رويکرد اول نوعی آشفتگی و سفسطه آميخته با بی ادبی خارج از منطق و نزاکت ديده می شود که با هر دستاويزی به ستيزه با اين حکم و تمام محدوديتهای دين می پردازد. و تلاش می کند اباحه گری را در قالب آزادی عقیده تئوریزه نماید.در رويکرد دوم هر چند انديشمندان با حکم ارتداد با احترام برخورد می کنند ولی دفاع آنها از اين حکم به همان نتيجه ای منتهی می شود که رويکرد اول به دنبال آن بود. در رويکرد سوم نيز هر چند عواقب و تبعات امنيتی ارتداد را به عنوان فلسفه تشريع حکم ارتداد دانسته و بدينوسيله حکم ارتدادرا توجيه نموده اند ولی اين پاسخ علاوه بر آنکه اقناع کننده نيست می تواند دستاويزی باشد برای اديان و ملل ديگر، تا برای خروج پیروان خود مجازات آنها را توجیه نمایند.
اين نوشتار با ترجيح رويکرد چهارم به تحليل و تثبيت آن در فصول بعد می پردازد.

بخش دوم (مباحث اصلی)
• فصل اول:دیدگاه اسلام درباره آزادی عقیده و حکم ارتداد
• فصل دوم: ماهیت عقیده و ملاکهای حقانیت آن
• فصل سوم: ماهیت و ویژگی های دین مبین اسلام
• فصل چهارم: ماهیت ارتداد و فلسفه حکم آن درکتاب وسنت
• فصل پنجم: نتیجه گیری

فصل اول
دلایل آزادی عقیده در اسلام و مبانی فقهی حکم ارتداد
(تبيين مفاهيم، رعايت ضوابط دين شناسي)

در بخش اول و فصول مقدماتی نگاهی داشتیم به واژه های مرتبط با مرتد که اسلام آنها را بسیار بکار برده تا معرفی باشد برماهیّت مرتد. همچنین روشن گردید که حکم ارتداد اختصاص به اسلام و تشیّع ندارد و مسبوق به سابقه در ادیان دیگر نیز می باشد. و نگاهی اجمالی با نقدی مختصر به آراء منتقدین و مدافعین حکم ارتداد داشتیم تا مشخص شود پاسخ به این سؤال یا انتقاد به حکم ارتداد چه مسیری را تاکنون طی کرده و تا چه میزان این پاسخ ها در رفع این پارادوکس توفیق داشته اند.
در این بخش با نگاهی اجمالی، جایگاه آزادی عقیده و حکم ارتداد را در اسلام بیان کرده و صرفاً در پی آنیم که بدون ورود در مباحث فقهی چالش برانگیز ثابت کنیم. آزادی عقیده و حکم ارتداد در اسلام هر دو وجود دارد و مستندات بسیاری وجود این دو مسأله را به چه شکلی اثبات کرده که قابل انکار و مناقشه نمی باشد. و در فصل دوم و سوم و چهارم با نگاهی تحلیلی به مسأله عقیده و عقلانیت و ماهیّت اسلام و ماهیّت مرتد تکلیف سؤال اصلی روشن شده و فرضیه مورد نظر اثبات می گردد.
1-1- دلایل آزادي عقيده و بيان از ديدگاه اسلام
رعايت حقوق بشر از اصول بديهي و فطري مورد قبول همه انسانها، اديان الهي و اکثر مکاتب بشري مي باشد. عقيده و ايمان از ارکان ماهوي وجود انسان و تشکيل دهندۀ انسانيت انسان است که او را از حيوانات متمايز کرده و حياتي برتر مي بخشد. برهمين اساس آزادي عقيده لازمه ذات متفکّر حيات معقول انسان بوده و جزو حقوق اوليه و لاينفکّ او بحساب مي آيد. پيامبران الهي در برسميت شناختن اين حقّ از پيشگامان نهضتهاي آزادي بخش بوده و هدف اوليه آنها رها کردن عقل و انديشه بشريت از سيطرۀ جهل و ناداني و خرافات براي درست انديشيدن و درست انتخاب کردن مي باشد.
اسلام نيز به عنوان کاملترين دين الهي، بهترين و قوي ترين و کاملترين دلايل را در اثبات آزادي عقيده و بيان و دفاع از آن ارائه کرده و در تثبيت و ترويج آن کوشيده است.
جان ديون پورت پس از اعتراف به قتل ها و شکنجه هاي دستگاه کليسا به نام دين مي گويد:
با کمال اطمينان بايد اعتراف شود که همانند جنگهاي مهيب و فجيع صليبي دستگاه کليسا در ميان هيچ ملت ديگري سابقه ندارد و ملتهايي که داغ کفر بر آنان زده شده است يک قطره خون به بهانه دين و مذهب نريخته اند.(دیون پورت، بی تا: 215)
همچنين گوستاولو بون مي گويد:
براي پيروان مسيح فوق العاده تأسف بار است که تساهل مذهبي(احترام به مذهب ديگران و عدم اجبار به مذهب خود)را که در همه اقوام جزو قانون مروت شمرده مي شود، مسلمانان به آنان آموختند.(گوستاولوبون، 1347: 158)
برهمين اساس ما فارغ از ديدگاه های متأثر از غرب و سخنان رايج در باب آزادی عقيده، دلایل مستنبط از متن اسلام را در دفاع از آزادی عقيده و بيان می آوريم تا نشان دهيم آزادی عقيده و بيان يک اصل بنيادين و بديهی مورد تأکيد اسلام بوده و از اجزاء «لاینفک» اسلام بشمار می آید.
1-1-1- دليل اول (انسان تکويناً موجودي مختار و صاحب اراده است)
در بينش اسلامي، انسان، آزاد و مختار و انتخابگر آفريده شده، و به حکم آنکه داراي جوهر روحاني مستقل است و اراده اش از حاق ذات روحاني اش سرچشمه مي گيرد. مختار و آزاد است، هيچ چيزي و ضرورتي آزادي و اختيار را از او سلب نمي کند. لهذا مسئول خويشتن و جامعه خويش است و در قبال اعمالي که انجام مي دهد مسئول بوده و بايد پاسخگو باشد و مورد مؤاخذه قرار مي گيرد.
به همين دليل قرآن در مورد او ميفرمايد :
“اِنّا هَدَيناهُ السَبيل اِمّا شاکراً وَ اِمّا کفورا ، اِنّا اَعتَدنا لِلکافِرينَ سَلاسِلَ وَ اَغلالاً و سعيراً”(دهر، 3و 4)
ما راه را به انسان نشان داديم اما او يا سپاسگزار است و يا آنکه آن را از روي جحد انکار مي کند. ما نيز براي کافرين زنجيرها و کنده ها و آتش سوزان فراهم کرديم (يعني چنين نيست که کفّار کفرشان بدون عواقب باشد).
اين آيه به صراحت نشان مي دهد انسان از لحاظ تکويني مختار آفريده شده است و قدرت انتخاب داشته و صاحب اراده و اختيار است. دليل مسئول بودن او در قبال اعمالش نيز صاحب اراده بودن و قدرت انتخاب داشتن اوست .
1-1-2- دليل دوم ( برسميت شناختن آزادي انديشه و حق انتخاب مخالفين)
قرآن کريم با متانت انسانها را به توحيد دعوت مي کند و مي فرمايد :
“قل يا اَهلَ الکتابِ تَعالَو الي کَلِمَهٍ سَواءٍ

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره جوادی آملی، عبدالفتاح، سوره بقره Next Entries منابع تحقیق درباره امام صادق، رسول خدا (ص)، انتخاب عاقلانه، روزنامه اطلاعات