منابع تحقیق درباره حقوق بشر، حقوق شهروندی، دولت مدرن، کرامت انسان

دانلود پایان نامه ارشد

توجه به حقوق برابر فرد، تمرکز قدرت و ابزار خشونت در دست حاکم و در نظریات لاک، آزادی و حقوق زندگی و حق مالکیت شهروندان و در دیدگاهای روسو، شایستگی شهروندان در مشارکت در تصمیم گیری ها به چشم می خورد.

بند سوم: پس از رنسانس

نقطه‌ عطف در تحول مفهوم حقوق شهروندی و تبويب آن را بايد در تحولات اروپا پس از قرون وسطی جستجو كرد. عدم رعايت حقوق بشر و اصول اوليه‌ انساني در آن دوران باعث شد تا اروپائيان به فكر نگارش و اعلام آن بيافتند. اعلاميه‌ حقوق بشر و شهروندی فرانسه در سال 1789 از اولين اسنادی است كه در آن اين موضوع مورد توجه قرار گرفته است. این اعلامیه دارای یک مقدمه و سی ماده است که مقدمه آن متضمن سلسله مفاهیم و اندیشه های بنیادی است که در آن وحدت افراد بشر، کرامت انسانی، و شناسایی حقوق ناشی از آن را اساس آزادی، عدالت و صلح در جهان می دانند و ظهور جهانی را که درآن افراد بشردر بیان عقیده آزاد و از ترس و فقر رها باشند، بالاترین آمال بشری اعلام می نمایند. حقوق بشر یعنی آنکه جان و مال آدمی آزاد باشد، یعنی آنکه نتوان کسی را بدون حضور یک هیأت منصفه متشکل از افراد مستقل به مجازات محکوم کرد، یعنی آنکه محکومیت کیفری بر حسب مقررات قانون صورت می پذیرد، یعنی آنکه انسان بتواند با آرامش خاطر به هر دینی که خود برمی گزیند متدین شود. حقوق بشر در مراحل نخستین خود به تبیین جنبه هایی از زندگی فردی پرداخته بود که می بایستی از مداخله دولتها در امان بماند اما در مرحله دوم کم کم این اندیشه مطرح شد که التزام دولت به عدم مداخله کافی نیست بلکه در مواردی دولت باید اقداماتی برای تحکیم حقوق و آزادی های فردی انجام دهد. به همین دلیل نظام بین المللی حقوق بشر با تعیین حدود آزادی های فردی، دولت ها را به رعایت حریم آن آزادی ها موظف کرده است. برخی بر این اعتقاد دارند که اعلامیه جهانی حقوق بشر، جامع‌ترین و کامل‌ترین سندی است که در زمینه حقوق انسان تدوین شده، اما حقیقت این است که این دیدگاه حالت افراط به خود گرفته و تعالیم مذهبی در زمینه حقوق انسانی، چه در نوع حقوق و چه در تفسیر آن‌ها متعالی‌تر از این اعلامیه حرکت می‌کند و این اعلامیه به سبب ماهیت غربی، تأمین‌کننده منافع آن‌ها و ابزاری برای سلطه آن‌ها در شکل جدید استعمار است. پس از آن، كشورهای ديگر نيز قوانينی را برای حفظ حقوق شهروندان آن سرزمين‌ها وضع كردند. در اين دوره با تغييرات در جوامع و گسترش حدود طبقات متوسط جامعه كه خواهان حقوقی متناسب بودند، زمينه‌ تدوين حقوق متضمن منافع اكثريت جامعه فراهم شد. انقلاب فرانسه، صنعتي شدن و نيز استقلال آمريكا اين روند تدوين را سرعت بخشيد و به جوامع ديگر نيز بسط داد. پذيرش حقوق ذاتی انسان و آزادی همه‌ انسان‌ها از بدو تولد، از آثار اين دوره است. دوره دوم اين حمايت‌ها، روند جهانی شدن حقوق بشر است. اين دوره، با حمايت از اقليت‌ها و گروه‌های خاص و نيز حمايت‌های كاپيتولاسيونی در كشورهای ناقض حقوق بشر شروع شد و كم‌كم به تدوين برخی اسناد بين‌المللی درباره برخی اقشار همچون كارگران و برخی اقليت‌های دينی و ملی انجاميد. اما در دوره سوم اين حمايت‌ها تأكيد بر جامعيت اسناد بين‌المللي در حمايت از حقوق بشر و شهروندی است كه در آن اعلاميه‌ها، اسناد و معاهداتی امضا شد و ملل و دول آن را تصويب كردند. ظهور واژه شهروند را می توان مصادف با ظهور دولت ـ ملت های مدرن دانست. نقطه عطف، توجه به شهروندی انقلاب کبیر فرانسه 1789 و به وجود آمدن حکومت های مشروطه بوده است که مردم تبدیل به شهروند شدند و حق اظهار نظر و مشارکت در حکومت را داشتند. دراین نوع شهروندی بیش از پیش بر حقوق ملت در مقابل دولت تاکید می شد، عناصر اصلی این شهروندی توجه به خواست عمومی، مجموعه وظایف و حقوق برابر در قبال دولت و کشور بود. در قرن بیستم با ایجاد نظام آموزشی و تامین اجتماعی، حق دسترسی به مجموعه وسیعی از مزایای عمومی که توسط دولت در حوزه بهداشت، آموزش و غیره ارائه شد بنام شهروندی اجتماعی به منصه ظهور رسید.
با توجه به مطالبی که گفته شد به نظر می رسد شکل و کارکرد شهروندی یونانی ها بسیار متفاوت از شکل و کارکرد شهروندی دوره مدرن است. از برخی از تفاوتهای میان شهروندی در دولت مدرن و دولت شهرهای یونان می توان به موارد زیر اشاره کرد:«1- نوع جامعه در دولت شهرهای یونان کوچک و ارگانیک ولی در دولت مدرن، به صورت حقوقی تمایز یافته و بزرگ وجود دارد. 2- گستره شهروندی در دولت شهرهای یونان انحصاری ولی در دولت مدرن به طور روز افزون فراگیر و به لحاظ نظری مساوات گرایانه است.3- محتوای شهروندی در دولت شهرهای یونان تعهداتی گسترده دارد. ولی محتوای شهروندی در دولت مدرن از حقوقی گسترده و، وظایفی محدود برخوردار است. 4- عمق شهروندی در دولت شهرهای یونان عمیق ولی در دولت مدرن سطحی است. 5- در بستر شهروندی در دولت شهرهای یونان جامعه از نوع جامعه برده داری و تولیدات کشاورزی بوده، اما در دولت های مدرن نظام دولت ها مردم سالار، نژادی، سرمایه دارانه و تولید آن صنعتی بوده است42».

گفتار دوم: حقوق شهروندی در اسلام

اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین الهی در درون خود تمام قواعد و سنت های بشری را دارد؛ که می تواند پاسخگوی تمامی نیازهای اساسی انسان و جامعه بشری باشد. از دیدگاه اسلام، خداوند انسان را موجودی شریف و نمونه قرار داده و مزایایی به او بخشیده است که سایر موجودات از آن محروم هستند. بر روی حق الناس تأکید ویژه ای وجود دارد به طوری که برحق الله مقدم شمرده شده است. در روایات اسلامی آمده است که خداوند از حق خود می گذرد اما از حق الناس هرگز. حتی درمورد غیر مسلمانان نیز اگر قصد فساد و عناد با اسلام نداشته باشند، اسلام اجازه تجاوز به حقوق آنان را نمی دهد. بنابراین اسلام بزرگترین حامی و واضع حقوق بشر است. آنچه که برای اسلام مهم است احیای حقوق بشر در پرتو حق است نه چیز دیگر. اولین مدعی حقوق بشر، خداوند بزرگ است. پس اصل هر حقی از جانب خداست و اوست که بر اساس مصالح و حکمتها، حقوقی را برای همه قرار داده است.
«پیشینه حقوق شهروندی در اسلام به زمان هجرت نبی اکرم(ص) به مدینه النبی باز می گردد. و اولین جرقه های تشکیل حکومت اسلامی از آن زمان به وجود آمد. زیرا حقوق شهروندی زمانی موضوعیت پیدا می کند که حکومت و مردم هر دو شکل گرفته باشند. به عبارت دیگر دلیل حقوق شهروندی، تشکیل حکومت است. ایشان با الهام از آموزه های وحیانی، شاخصه های حقوق شهروندی را در میان شهروندان جامعه اسلامی به بهترین نحو ممکن به اجرا در آورد43».
در رابطه با حقوق شهروندی در اسلام دو اصل مهم وجود دارد که به آنها اشاره خواهیم کرد: نخست: کرامت انسانی است که یکی از پایه‌های اعتقادی در نظام اسلامی است، این اصل انسان را موجودی با ظرفیت‌های بالایی از تکامل متصور می‌سازد که با توانایی نامحدود خود و استعدادی که خدای متعال در وجود وی نهاده است، می‌تواند تا بالا‌ترین درجات کمال الهی رشد کرده و ارتقا یابد. در گفتار دوم از مبحث سوم توضیحات بیشتری درباره این اصل خواهیم داد.
دوم: نظارت همگانی است. «اسلام مسئله نظارت را نه تنها وظیفه دستگاه حکومت یا شخص حاکم نمی داند، بلکه به کلیه مردم به منزله وظیفه قانونی، شرعی و تکلیف الهی آموزش می دهد که نسبت به سرنوشت یکدیگر علاقه نشان دهند چنانچه قرآن کریم می فرماید: در جامعه اسلامی هر فرد مسلمانی موظف است به اصلاح امور دیگران قیام کند و با تبلیغ و تشویق، خوبی ها را گسترش دهد و از بدی ها جلوگیری به عمل آورد44».
کامل‌ترین نظام سیاسی، نظامی است که در درون خود عوامل تضمین بقا را داشته باشد و بتواند با عواملی که جزء عناصر آن نظام است، زمینه رشد عوامل منفی را در درون خویش منتفی سازد و از مصونیت ذاتی در برابر چنین خطرات عظیمی برخوردار شود و دین مبین اسلام به وضوح دارای این خصیصه پرفایده است. نظارت عمومی و همه مسئول هم بودن، به نظام اسلامی این توانایی را می دهد، که به صورت مداوم سطح آگاهی‌های مردم و قدرت داخلی را تا آن حد بالا ببرد که هرگز قدرتش به فساد کشیده نشود. امروزه بحث نظارت براي جلوگيري از كج‌روي‌ها از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. يكي از اشكال نظارت، نظارت شهروندان بر دولت و بر ساير امور است كه در قانون اساسي نيز در قالب امر به معروف و نهي از منكر به رسميت شناخته شده است. آنجا كه سخن از تعيين سرنوشت،‌ تاثيرگذاري، نقش داشتن و موثر بودن است؛ يعني وضعيتي كه هر شهروند به تنهايي و شهروندان در مجموع براي تحقق و حفظ آنچه براي حيات جمعي مطلوبشان ضروري است، تلاش مي‌كنند، مقوله نظارت همگاني مطرح مي‌شود. نظارت، از عناصر و ابعاد حقوق و به تعبيري وجه بارزي از مشاركت شهروندي است. به وي‍ژه آنجا كه بحث تعيين سرنوشت، تاثير گذاری، نقش داشتن و موثر بودن مطرح است. هر فردي به صرف متولد شدن در يك سرزمين موقعيت و شآن شهروندي را كسب مي‌كند. ولي مهم اين است كه هر يك از شهروندان در مراحل رشد و بلوغ خود امكان آن را داشته باشند كه با آنچه به آنها به عنوان شهروند تعلق دارد،‌ آشنا شوند تا بتوانند هم در انتخاب‌هايشان و هم در شيوه عمل‌شان به اصول و مباني زندگي جمعي، سياسي و اجتماعي خود، به عنوان شهروند، نزديك‌تر و هماهنگ‌تر باشند.
در اینجا نگارنده برخی از حقوق شهروندان که در قرآن کریم به آنها اشاره شده را بیان می کند: اول: حکومت و خلافت از آن مردم است: با توجه به مفهوم این دو آیه «وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِاسْجُدُوْا لآِدَمَ» 45و آیه «ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلاَئِفَ فِي الْأَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَكَيْفَ تَعْمَلُونَ46». در می یابیم که خداوند انسان را به قوه شناخت و معرفت آراست تا از دیگر موجودات متمایز شود و همین امتیاز او را اشرف مخلوقات این جهان کرده است. انسان با استفاده از این نیرو توانسته است همه نیروهای رها شده طبیعت را در اختیار خود بگیرد و همین گوهر عقل ومعرفت است که او را موجودی تمدن ساز و فرهنگ ساز کرده است.
دوم: حق کرامت، برابری و مساوات: کرامت، حیثیت والای انسانی است که از مراعات حقوق خویشتن و دیگران و انجام تکالیف و وظایف، با استناد به احساس عمیق وجدان انسانی که خداوند متعال بعنوان بزرگترین عامل ترقی و تعامل در نهاد انسانها به ودیعه نهاده است سرچشمه می گیرد. با در نظر گرفتن مفهوم این دو آیه «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِنَ الطَّيِّبَاتِ47» و آیه «يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثَى‏ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُواإِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ 48». در می یابیم که تمام افراد بشر از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند و تنها ملاک برتری تقواست.
سوم: حق حیات: حیات موهبت الهی است و هیچ کس مجاز نیست که این حق را از دیگران سلب کند. اگر کسی این حق را از دیگران سلب کند علاوه بر استحقاق عقاب اخروی، در دنیا نیز محکوم به اعدام است و به خاطر ارج نهادن به حیات انسان ها، حیات عمومی جامعه را در پرتو اجرای قانون قصاص، ثابت و پابرجا می داند، چون در دین اسلام مرگ و حیات حتی یک فرد به قدری ارزشمند و مقدس است که با حیات و مرگ تمام افراد جامعه برابری می کند. هیچ فرد یا مجموعه ای نمی تواند این حق را از فرد سلب کند و یا به جسم و روح انسان آسیب برساند. چرا که خداوند متعال می فرماید: «لاَ تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً49». بنابراین حق حیات و هر حق طبیعی و مدنی دیگری ویژه موافقان و مدافعان یک نظام نبوده و نیست، بلکه مربوط به همه شهروندان بوده و هست و اصحاب قدرت موظفند تا حقوق شهروندانی که دارای اندیشة متفاوت با اندیشه حاکم بر جامعه هستند و حتی بداندیش و بد کردار را نیز تامین و تضمین نمایند و چنان است که امام علی نسبت به ابن ملجم، به رغم آنکه به لحاظ شخصیت،

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره حقوق شهروندی، مسئولیت پذیری، یونان باستان، قدرت سیاسی Next Entries منابع تحقیق درباره قانون اساسی، حقوق بشر، مشارکت مردم، حقوق اجتماعی