منابع تحقیق درباره حقوق بشر، حقوق شهروندی، دولت مدرن، امام خمینی(ره)

دانلود پایان نامه ارشد

بدین معنی که شهروندان بتوانند فارغ از مزاحمت هاي فردي، گروهي و حتي دولتي به زندگي آزاد درون اجتماع بپردازند. بنابراين حقوق بشر در سطحي فراملي است و حقوق شهروندي مخصوص شهروندان هر دولت است. وقتي صحبت از حقوق بشر مي شود ديگر تقسيم بندي ايراني و خارجي مطرح نيست اما وقتي صحبت از حقوق شهروندي مي شود اين سوال مطرح مي گردد که حقوق شهروندي در کدام دولت؟
«مفهوم حقوق بشر اغلب در کنار دو مفهوم حقوق اساسی و حقوق شهروندی مطرح می شود این سه مفهوم گاه مترادف، جانشین یکدیگر به کار می روند. اما در تفکیک مفهومی مرزهای ظریفی میان این مفاهیم وجود دارد92».
«برخی برای تفکیک حقوق بشر از حقوق شهروندی بیان کرده اند که حقوق بشر بیشتر به حقوق توجه دارد. در صورتی که حقوق شهروندی به تکالیف و مسئولیت ها نیز توجه دارد93»
دكتر محمدجواد جاويد، دانشيار و عضو هيات علمي دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران در بيان تفاوت ميان حقوق بشر و حقوق شهروندي مي‌نویسد: حقوق بشر به عنوان حقوق پايه و اوليه، تکليف و تعهدي بنيادين است که مشروعيت آن به طرح و تصريح در قانون اساسي هم نيست و در صورت عدم طرح آن در قوانين هم، هر دولتي مکلف به آنهاست. اما حقوق شهروندي اين‌گونه نيست. حقوق شهروندي تنها در يک رابطه حق و تکليفي وضعي، قابل تحقق است؛ به اين معنا که هر حقي براي شهروند به موازات آن تکليفي براي او هم در پي دارد. به همين نسبت هر حقي براي دولت ، تکليفي براي او هم به دنبال خواهد داشت. حقوق و تکاليف شهروندان و دولت در اين چنين معادله‌اي با هم پيش مي‌رود و هيچ ‌يک تماما حق و ديگري تماما تکليف نيست. طرف های حق در سیستم شهروندی عبارتند از اتباع دولت یا شهروندان و دولت. رابط هایی که این دو را به هم مربوط می سازد ماهیتی دو گانه دارد، زیرا دوسویه و حق، تکلیف مدار است. در واقع شهروندی طرح ریزی سیستمی است اجتماعی برای تحدید دولت و مدیریت اجتماعی که بیش تر جنبه اجتماعی دارد. در این سیستم که رکن اساسی آن عضویت است. در کنار حقوق به مسئولیت های اجتماعی مانند دفاع از کشور، دادن مالیات و تبعیت از قانون نیز توجه خواهد شد. مسئولیت اجتماعی شهروند فقط منحصر به دولت نیست بلکه در مقابل شهروندان دیگر هم مسئولیت دارد. به بیان دیگر، همه افراد در مقابل همه افراد مسئول هستند ارزش های این سیستم الزاما هنجاری نیستند. بلکه سرشتی تاریخی، اجتماعی و فرهنگی دارند. به طوری که شهروندی را به تاریخ و تحولات اجتماعی پیوند می زند94.
به نظر دکتر اردبیلی آنچه حقوق شهروندی را از حقوق بشر متمایز می سازد؛ سرزمینی بودن آن است. گستره این سرزمین ممکن است چند کشور را هم فرا بگیرد. مانند شهروند اروپایی یا شهروند کشورهای مشترک المنافع. اما حقوق شهروندی برخلاف حقوق بشر که همه انسان ها صرف نظر از نژاد، ملیت، دین و زبان از این حقوق بهره مند هستند محدود است. زیرا حقوق شهروندی فقط در رابطه فرد با دولت و جامعه سیاسی(دولت-شهر یا دولت-کشور) معنا پیدا می کند. در حالی که حقوق بشر حقوقی فرا گیر و بنیادی است.95
در خصوص رابطه حقوق بشر و حقوق شهروندی و تفاوت های این دو، نظریات متعدد و متنوعی وجود دارد. عده ای هیچ تمایزی بین حقوق بشر و حقوق شهروندی قائل نیستند و معتقدند که این دو، موضوعا واحد هستند و تفاوتی بین آنها نیست. به عنوان مثال برخورداری از حقوق قضایی مانند حق داشتن وکیل، یا حق برخورداری از دادرسی عادلانه در هر دو یکسان است. همچنین سایر حقوق از جمله حقوق اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و غیره. و نکته دیگر اینکه مخاطب در هر دو مورد، مردم هستند. به عبارتی این مردم اند که مخاطبان حقوق و صاحبان آن می باشند. فلذا از این حیث نیز مشابه و یکسان اند.
به نظر می رسد حقوق شهروندی، در حقیقت همان حقوق بشر است که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و شهروندی فرانسه مطرح گردید و مشابهت آن دو آنقدر عمیق می باشد که تفکیک بین آنها دشوار است. البته برای تفکیک این دو مقوله بعضی از صاحب نظران و کارشناسان مواردی را ذکر کرده اند که به آنها اشاره خواهیم کرد: «مورد اول گیرنده یا دارنده آن است بدین معنی که دارنده حقوق بشر موجودی است که با عضویتش در جامعه انسانی به عنوان جهان وند از آن منتفع می شود در حالی که حقوق شهروندی متعلق به انسان هایی است که در یک دولت – کشور عضو می باشند. مورد دوم مخاطب آن است، حقوق بشر هر انسان، نهاد و اجتماع انسانی را مخاطب قرار می دهد و توصیه و فرمان می دهد. در حالی که حقوق شهروندی اجتماع یا افراد خاصی را در محدوده یک کشور خطاب می کند. سوم، موضوع آن است، مفاهیم حقوق بشر عموما ما بعدالطبیعه هستند. از این رو کلی و دارای ابهام های اساسی هستند. اما حقوق شهروندی از آن رو که مستقیما با مردم و اجرا مواجه هستند دارای ابهام نیستند بر اساس همان مبانی حقوق ایجاد می شوند. دیدگاه دیگری هم بر عدم تفاوت بین حقوق بشر و شهروندی است. در این نظر از حیث ماهوی تفاوتی با هم ندارند و به نظر می رسد که این دیدگاه در قوانین موضوعه ایران نیز جاری شده است96».
از دیدگاه دکتر شریفی طراز کوهی، حقوق شهروندی در واقع حد وسط حقوق دولت و حقوق آحاد جامعه تلقی می گردد. به عبارت دیگر حقوق شهروندی میان تکالیف و حقوق انسان به مثابه موجودی ذی شعور که بنا دارد با همگنان خود در جامعه ای صلح آمیز زندگی کند و اخلاق و عقل و ، وجدان خود را در پرتو درکی که از ارزش های حیات مشترک بشری دارد، در یک فضای تعاملی ارتقاء بخشد. حقوق بشر بیان همین چارجوب ارزش و تعالی بخش است که بدون تردید از تعالیم گرانمایه مذهبی نیز سیراب می شود. در این نگرش، مذهب و حقوق بشر نه تنها در تعارض با یکدیگر قرار نمی گیرند، بلکه در برخی حوزه ها یکدیگر را تقویت نموده و در برخی دیگر از زمینه ها، نیز هر یک از این دو مبنایی برای انضمام دیگری به واقعیت حیات اجتماعی می شود. برای نمونه رعایت حقوق بشر در حوزه آزادی اعمال و مناسک مذهبی اقتضا دارد که جامعه، و در دید مضیق تر آن، دولت حداقل های کرامت انسانی را که بر این گونه اعمال و مناسک مرتبط است محترم شمرده و از مداخله در چنین اموری پرهیز نماید97.

نتیجه گیری:

اصولا حق و تکلیف در برابر هم قرار دارند و حق، تکلیف را به دنبال دارد. بنابراین می توان گفت: مفهوم شهروندی و حقوق شهروندی در برگیرنده مجموعه‌ای از تکالیف و مسئولیت های شهروندان در قبال یکدیگر و در قبال شهر و دولتی است که در آن زندگی می کنند.
به نظر می رسد حقوق شهروندی جدید دو ویژگی دارد که آن را از سایر مفاهیم حقوق جدا می سازد: نخست، اینکه حقوق شهروندی مدرن جدای از حقوق بشر به شمار می آید. پس اگر حقوق شهروندی مدرن را جدا از حقوق بشر بدانیم، پس مفاهیم، اهداف و بنیان های آن نیز باید جداگانه بررسی شود و کارکردهای آن نیز متفاوت خواهد بود. باید با نگاهی خاص این علم را تعریف نمود. ارتباط این رشته با حقوق بشر و مفاهیم اجتماعی و فرهنگی مربوط به شهروندی، لزوما به معنی عدم استقلال آن نخواهد بود چرا که تقریبا تمام رشته های علوم انسانی با هم در ارتباط اند. دوم، حقوق شهروندی مدرن بر روابط شهروندان با یکدیگر و رابطه آنها با ارگان های دولتی دلالت دارد و از این لحاظ می توان آن را حقوق شهروندی به مفهوم عام به شمار آورد.
با توجه به بررسی نظرات صاحب نظران و کارشناسان می توان گفت: امروزه، افراد دارای شهروندی دوگانه و چند گانه می شوند. همچنین از قانون مداری، مشارکت و مسئولیت پذیری به عنوان مهم ترین مولفه های حقوق شهروندی می توان یاد کرد.
به نظر می رسد شکل و کارکرد شهروندی یونانی ها بسیار متفاوت از شکل و کارکرد شهروندی دوره مدرن بوده است. از برخی از تفاوتهای میان شهروندی در دولت شهرهای یونان و دولت مدرن می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1- گستره شهروندی در دولت شهرهای یونان انحصاری ولی در دولت مدرن به طور روز افزون فراگیر و به لحاظ نظری مساوات گرایانه است.2- محتوای شهروندی در دولت شهرهای یونان تعهداتی گسترده دارد. ولی محتوای شهروندی در دولت مدرن از حقوقی گسترده و، وظایفی محدود برخوردار است. 3- عمق شهروندی در دولت شهرهای یونان عمیق ولی در دولت مدرن سطحی است. 4- در بستر شهروندی در دولت شهرهای یونان جامعه از نوع جامعه برده داری و تولیدات کشاورزی بوده، اما در دولت های مدرن نظام دولت ها مردم سالار، نژادی، سرمایه دارانه و تولید آن صنعتی بوده است.
به نظر می رسد به طور کلی در دین اسلام شهروندی مفهومی مبتنی بر قوانین الهی، فطری و اجتماعی است. در مجموع می توان گفت حقوق شهروندی مجموعه قواعدی است که بر روابط اشخاص در هر جامعه حکومت می کند. دولت ها هم همواره ملزم و مکلف به حفظ و رعایت این حقوق هستند و اجرای آن را طبق قوانین داخلی برای اتباع خود تامین و تضمین می کنند. البته محتوای آن ممکن است از یک کشور به کشور دیگر متفاوت باشد. به نظر می رسد در مقام مقایسه جایگاه حقوق شهروندی در میان ادیان و مکاتب بشری، اسلا‌م در عالی‌ترین مرتبه قرار دارد. چون به انسان در مقام خلیفه`‌اللهی، حقوق و آزادی‌های اجتماعی را داده و در عین حال او را مسئول و مکلف به شناختن خیر خود و دیگران دانسته است.
در مجموع می توان گفت: حقوق بشر اساسی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوقی است که هر فرد به طور ذاتی، فطری و به صرف انسان بودن از آن بهره‌مند می‌شود و منظور از واژه حقوق که در حقوق بشر بکار رفته است حقوق تشکیل دهنده نظام سیاسی و اجتماعی است، نه حقوقی که به لحاظ اخلاقی به عهده هرکس هست. مثلا اینکه فرزندان چه حقوقی برعهده والدین خود دارند و بالعکس، ربطی به مسئله حقوق بشر ندارد. قوانین حقوق بشر یکی از بخشهای قوانین و حقوق بین الملل است که بر اساس اصول و مبانی این قوانین و با نگاهی انسان دوستانه برای حمایت از گروههای مختلف اجتماعی و اقلیتهای قومی و مذهبی در مقابل تعدیات دولتها تهیه شده است. معمولا تعهد صیانت از حقوق بشر بر عهده دولتها، سازمان های بین المللی و بین الدولی نهاده شده است و این دولتها به موجب قوانین اساسی و پیمانهای دسته جمعی جهانی التزام خویش را به رعایت این حقوق قبول نموده اند. در پایان با توجه به آن چه در خصوص مفاهیم حقوق بشر و شهروندی ارائه شد و همچنین، آن چه که در خصوص مرزهای دقیق میان این دو مقوله حقوقی آمد، باید بیان داشت که نسبت بین این دو مقوله عموم و خصوص مطلق است. یعنی حقوق بشر برتمام افراد صدق می کند. اما حقوق شهروندی فقط شهروندان یک دولت را در بر می گیرد. بنابراين حقوق بشر در سطحي فراملي است و حقوق شهروندي مخصوص شهروندان هر دولت است. وقتي صحبت از حقوق بشر مي شود ديگر تقسيم بندي ايراني و خارجي مطرح نيست اما وقتي صحبت از حقوق شهروندي مي شود اين سوال مطرح مي گردد که حقوق شهروندي در کدام دولت؟

فصل دوم
بررسی ابعاد حقوق شهروندی
از دیدگاه امام خمینی(ره)

مبحث نخست: حقوق شهروندی در اندیشه امام خمینی(ره)

سیره نظری- عملی امام خمینی(ره) چه در دوران مبارزات و چه پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی بر محور حفظ حقوق شهروندان بوده است. ایشان به عنوان بنیان گذار یک انقلاب مردمی در مصاحبه ها و سخنرانيهاي خود بارها به حقوق مردم اشاره كرده اند. این امر نشان می دهد حقوق مردم جايگاه مهمی در انديشه و سيره ايشان داشته است. در همین راستا می توان به فرمان هشت ماده اي كه ايشان در سال 1361 خطاب به مسئولين اجرايي و قضايي صادر کردند اشاره نمود که صريح ترين ديدگاه ايشان در خصوص موازين اين موضوع مهم براي جامعه است. امام خمینی(ره)، در برخی از سخنان خود، از جمله مسئله فلسطین خطاب به همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی در داخل و خارج ایران سخنرانی کردند. در برخی از سخنرانی های ایشان فقط مردم ایران مورد خطاب قرار گرفته اند. البته بعضی موارد را می توان به مردم کشورهای دیگر هم تعمیم داد. اما در این پژوهش سعی شده است سخنان امام(ره)، که خطاب به مردم ایران است بیان گردد. لذا، منظور از شهروند در این پژوهش

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره حقوق بشر، قانون اساسی، امام خمینی(ره)، امام خمینی Next Entries منابع تحقیق درباره امام خمینی، حقوق شهروندی، امام خمینی(ره)، انقلاب اسلامی