منابع تحقیق درباره حقوق بشر، حقوق شهروندی، سازمان ملل، صاحب نظران

دانلود پایان نامه ارشد

کشور، فصل سوم آن به حقوق ملت که یکی از مولفه های حکومت مردمی و مبتنی بر خواست مردم می باشد اختصاص داده شده است. و نهادهای خاصی را جهت نظارت بر رعایت حقوق شهروندان در نظر گرفته است. که می توان به دیوان عدالت اداری، کمیسیون اصل نود قانون اساسی و سازمان بازرسی کل کشور اشاره نمود.
استفاده از واژه شهروند و شهروندی یا حقوق شهروندی در سال‌های اخیر در میان حقوقدانان و مجامع قانونی و حقوقی دید جامع تری یافته است. در سال ۸۳ قانونی با عنوان احترام به آزادی‌های مشروع و حفظ حقوق شهروندی به تصویب مجلس رسید و به نام بخشنامه حقوق شهروندی در قوه قضائیه، دستورکار واحدها گردید. رئوس مهم این قانون درباره نحوه بازداشت و بازجویی و منع شکنجه و رفتار با متهمان توسط ضابطین و مجریان قضایی بود. به نظر مي رسد که شهروند در اين قانون منحصر به تبعه نبوده و همه افراد را صرف نظر از تابعيت و اقامت در بر مي گيرد. در حالي که در قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمين اجتماعي، مصوب 21/2/1383، در تبصره چهارم ماده يک، اصطلاح شهروندان خارجي مقيم جمهوري اسلامي ايران و در ماده هفت آن که عبارت نيازهاي شهروندان به کار رفته است، به نظر مي رسد که منظور از شهروند فقط تبعه است.

مبحث سوم: نسبت حقوق شهروندی و حقوق بشر

در این مبحث نخست مفهوم و مولفه های حقوق بشر ارائه گردیده و سپس تلاش می شود حقوق بشر و حقوق شهروندی با توجه به نظر صاحب نظران از هم تمیز داده شوند.

گفتار نخست: مفهوم حقوق بشر

در ابتدا تعریفی از حق و حقوق ارائه می گردد تا متوجه شویم منظور از حقوق در حقوق بشر چیست؟ سپس تعریف حقوق بشر را از نظر صاحب نظران بیان می کنیم. سعی خواهد شد با توجه به نظرات صاحب نظران تعریف قابل قبولی از حقوق بشر ارائه گردد.
حق در لغت دارای معانی متعددی است. از جمله به معنای مطابقت، موافقت، موجود ثابت، صدق، خلاف باطل و لایق آمده است و جمع آن حقوق است. حق واژه اى عربى است و معادل آن در زبان فارسى هستى پايدار و ثبوت است. يعنى هر چه از ثبات و پايدارى برخوردار باشد. «روبیه، نظریه پرداز فرانسوی، حق را امتیازی می داند که به شخص اختصاص یافته است؛ امتیازی که اصولا قابلیت انتقال و اسقاط را دارد، همراه با حمایت قضایی است و به صاحب آن اختیار طرح دعوی را می دهد. پس پایه و اساس حق، نفع و امتیازی مانند ملکیت است که شخص می تواند در آن تصرف کند59».
«حق یک رابطه حقوقی است که به سبب آن قانون به یکی از اشخاص این توانایی را می دهد تا به گونه ای تک و ویژه بر چیزی معین تسلط و چیرگی یابد(آن را تصرف کند) و یا از شخص دیگر انجام یا انجام ندادن چیزی یا کاری معین را بخواهد60».
«برخی، خاستگاه و منشا حقوق را نیاز می دانند، بدین معنا که که نیاز انسان سبب می شود که حق پیدا کند و نسبت به آنچه بدان نیازمند است، ذی حق گردد61».
از حقوق برداشتها و معانی زیادی مستفاد می شود که برخی از آنها عبارتند از: نخست: حقوق به معنای جمع حق است: در این معنا «حق به معنای توانایی یا اختیاری است که نظام یا نظم حقوقی هر کشور به اشخاص می دهد تا از مالی به طور مستقیم استفاده کنند یا اینکه انتقال مال یا انجام دادن کاری را از دیگران بخواهند62». دوم: حقوق به معنای مجموعه قواعد حقوقی است.«در این معنا حقوق مجموعه قواعد الزام آور و کلی است که به منظور ایجاد نظم و استقرار عدالت، بر زندگی اجتماعی انسان حکومت می کند و اجرای آن از طرف دولت تضمین می شود63». همچنین معنای دیگری که می توان برای حقوق برشمرد، نظام حقوقی یا نظام حقوقی یک کشور است. «این مفهومی از حقوق است که بیشتر جامعه شناسان با آن سروکار دارند. در این برداشت، حقوق یک نظام اجتماعی است که در داخل آن مجموعه ای از روابط اجتماعی – حقوقی، قواعد حاکم بر این روابط، نهادهایی که اجرای این قواعد را تضمین می کنند و سازمان های حقوقی که آن نهادهای حقوقی در چارچوب آنها به اجرا در می آیند وجود دارد64».
پیدایش حقوق بشر در غرب را می توان محصول ضرورت‌های اجتماعی و محصول انقلاب‌ها و جنبش‌های مردمی علیه نظام های استبدادی دانست. به عبارت دیگر می توان گفت: حقوق جهانی بشر ناشی از ضرورت‌های پس از جنگ جهانی اول و دوم است. این اصطلاح پس از جنگ جهاني دوم و تأسيس سازمان ملل متحد در سال 1945 وارد محاورات روزمره شده است. توسعه مفهوم حقوق بشر با طرح و مقبول شدن ایده های فلسفی و اخلاقی مختلف تاکید شده است و سرانجام، دست کم در منظر حقوقی، به استقرار قوانین و موسسات سیاسی و حقوقی بسیار پیچیده ای انجامیده است که مقصود از آنها صیانت و ارتقاء حقوق بنیادین همه انسان ها در همه مکان هاست. کارشناسان دو تعريف از حقوق بشر ارائه می دهند: نخست: تعريف عامي است كه بيان مي‌‌كند حقوق بشر حقوقي است كه انسان بماهو انسان دارد. اين تعريف از زماني كه فلسفه به وجود آمد، يعني پنج قرن پيش از ميلاد در تفكرات سياسي متفكران يونان مطرح بوده است، از زمان سقراط، افلاطون، ارسطو تا زمان متفكران قرون وسطا مثل آگوستين و آكوئيناس تا دوران مدرن، و متفكراني كه در دوران جديد نقاد مدرنيسم بوده‌اند: يعني دو گروه پست مدرن‌ها و جامعه‌گرايان. دوم تعريف خاص از این حقوق است که منظور همان حقوق بشري است كه به شكل مدون در مجمع عمومي سازمان ملل مورد پذيرش قرار گرفت. و عبارتست از مجموعه اعلاميه حقوق بشر در سال 1948 و ميثاقين 1966. حقوق بشر با تصویب و لازم الاجرا شدن منشور ملل متحد، تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و معاهدات گوناگون، که در سطح جهانی و منطقه‏ای بسته شده، مورد پذیرش دولت‌ها قرار گرفته است. اعلامیه جهانی حقوق بشر در 10 دسامبر 1948میلادی طی قطعنامه 217، از سوی مجمع عمومی سازمان ملل‏متحد تصویب شد. از پنجاه و شش دولت عضو سازمان ملل متحد، اعلامیه حقوق بشر با 48 رای مثبت، 8 رای ممتنع و بدون رای منفی، به تصویب دولت‌های عضو رسید. دولتهای عربستان سعودی، روسیه سفید، لهستان، چکسلواکی، آفریقای جنوبی، اتحاد جماهیر شوروی، اوکراین و یوگسلاوی به این اعلامیه رای ممتنع دادند. در سال 1968میلادی نیز در کنفرانس جهانی حقوق بشر، نمایندگان 84 دولت در تهران حضور یافته و اعلامیه تهران را پذیرفتند که تایید می‏کرد اعلامیه جهانی حقوق بشر، همه اعضا را به آن متعهد کرده است. مجمع عمومی، این اعلامیه را به عنوان معیار موفقیت مشترکی برای همه اقوام و ملت‌ها معرفی کرد و از همه کشورهای عضو سازمان و کلیه ملل درخواست کرد تا شناخت و رعایت مؤثر حقوق و آزادی‌های مندرج در آن را ترویج و تامین کنند.
حقوق بشر به زبان فرانسه Droits de l’homme ، به انگلیسی Human Rights و به عربي حقوق الانسان ناميده شده است.
از ديدگاه اسلام، حقوق بشر، حقوق بنيادين و پايه‌اي است كه هر انسان از آن جهت كه انسان است، فارغ از رنگ، نژاد، زبان، مليت، جغرافيا و اوضاع و احوال متغير اجتماعي يا ميزان قابليت و صلاحيت ممتاز و فردي و هر عنوان ديگری بر او، از خداوند دريافت كرده است. بنابراين، حقوق بشر، حقوقي جهاني است. زيرا اين حقوق، حق طبيعي و مسلم هر عضو خانواده بشري است و هر فرد بشر، در هر كجا با هر نژاد، زبان، جنس يا دين كه باشد، از اين حقوق بهره‌‌مند است و لازم نيست انسان اين حقوق را كسب كند. و نکته قابل توجه این است که حقوق بشر هديه الهي است و هيچ مقام بشري از قبيل پادشاه، حكومت يا مقامات مذهبي اين حقوق را اعطا نمي‌كنند. حقوق ناشي از قانون اساسي بر اثر رابطه شهروندي يا اقامت افراد در كشور خاصي به آن‌ها داده مي‌شود، ولي حقوق بشر به معنايي كه بيان شد، ذاتي است. نکته دیگری که می توان به آن اشاره کرد این است که حقوق بشر بخشي از حقوق است كه هر انسان از آن جهت‌ كه انسان است، آن‌ها را دارا مي‌شود. در برابر بسياري از حقوق كه بر مبناي حكمت الهي به انسان‌ها نه از آن جهت ‌كه انسان هستند، بلكه به جهت حكيمانه ديگري اعطا مي‌شود. بنابراين برداشت‌ها از حقوق بشر همواره برخاسته از نگرش‌ها در نظام حقوقي بوده و نمي‌تواند جدا از آن باشد. پس در اسلام حقوق بشر جزء نظام حقوقي و در راستاي اهداف آن قابل تبيين است.
دکتر شریفی طراز کوهی، حقوق بشر را نوع خاصی از حق ها می داند که در بنیادی ترین و انسانی ترین مفهوم عبارت است از حقوق اخلاقی مهم و برجسته65. به بیان دیگر «حقوق بشر هنجارهایی اخلاقی و قانونی برای حمایت از همه انسان ها به لحاظ عضویت آنها در خانواده بشری است. که این حقوق از کرامت ذاتی انسان نشئت می گیرند و در سطح بین المللی در اخلاقیات و قانون وجود دارند66».
دکتر سید محمد هاشمی هم در کتاب حقوق بشر و آزادیهای اساسی تعریفی حقوقی از حقوق بشر ارائه می دهند و بیان می کنند: حقوق بشر عبارت از مجموعه امتیازات متعلق به افراد یک جامعه و مقرر در قواعد موضوعه است. که افراد، به اعتبار انسان بودن و در روابط خود با دیگر افراد جامعه و با قدرت حاکم، با تضمینات و حمایت های لازم، از آن برخوردار می باشند. این تعریف از دو بخش تشکیل می شود: یکی حقوق و امتیازات انسانی که در نظام حقوقی، با اعتراف به استعدادهای طبیعی و قابلیت افراد انسانی و با اتخاذ تدابیر لازم برای برخوردار ساختن این افراد از امکانات ضروری برای زندگی شایسته، شناسایی و وضع قواعد مربوط حقوق و امتیازات انسان و سامان دهی آن بیان می شود که به ترتیب عبارت است: 1- حق حاکمیت انسان بر امور خویش، 2- حق برخوردی انسان از امکانات زندگی و 3- ساختار حقوقی حقوق و امتیازات انسان. و دیگری تضمین حقوقی حقوق بشر است که قواعد حقوقی همزمان در مقام تبیین کننده و تضمین حقوق بشر خواهد بود67.
حقوق بشر در جهان، هر روز اهمیت فزونتری می یابد. «نشانه های این اهمیت در تمامی عرصه های حقوقی ظاهر شده و پرفروغ تر می شود. بی گمان دیوان اروپایی حقوق بشر در این گستره، نقش منحصر به فردی را ایفا می کند. تفسیرهای پویا و تکامل این دیوان از معاهده اروپایی حقوق بشر روحی تازه در کالبد این سند دمیده است. اکنون رویه این دیوان به منزله قواعدی معتبر در تمامی مباحث مربوط به حقوق بشر مورد استناد قرار می گیرد. در وضعیت کنونی، دیوان تعهد دولتها را به عدم مداخله در امور بین شهروندان یا به عبارتی بهتر، عدم دست اندازی به حقوق و آزادیهای مندرج در معاهده را کافی نمی داند. این نهاد با به کارگیری «نظریه تعهدات مثبت68»، دولتها را در قبال برخی از حقوق مطرح شده در معاهده، ملزم به مداخله و حمایت از آنها می داند. در عین حال این دستاورد یکباره به دست نیامده، بلکه محصول سالها کار دیوان و فراهم کردن بستری مناسب برای این تعهّدات است. لازم به ذکر است که این تعهدات در هر یک از حقوق مندرج در معاهده و با به کارگیری اصول و قواعد خاص و از همه مهم تر به کمک تفسیر پویا و تکاملی به صورت ویژه ای مورد استناد قرار گرفته است69».
طبق نظريه مكاتب آزادي خواه هم حقوق بشر حقوقي است كه لازمه طبيعت انسان است و پيش از پيدايي دولت وجود داشته و مافوق آن است و بدين جهت دولت ها بايد آن را محترم بشمارند. به تعبير روشن تر در مكاتب آرمان گرا نظر بر اين است كه پاره اي حقوق از لحاظ كرامت و شرافت انساني، بنيادي و براي اينكه انسان بتواند رسالت خود را انجام دهد ضروري هستند. اين حقوق كه حقوق بشر ناميده شده اند خارج از حوزه اقتدار قانونگذار بشري مي باشند و قانونگذار نمي تواند احدي را از آن محروم كند. وجود چنين حقوق و امتيازاتي مورد انكار مكاتب مادي واقع شده است. مكاتب مادي بر آنند كه حقوق بشر همواره دستخوش تحول و تكامل است و بالنتيجه قابل تعريف نيست.
این نکته قابل ذکر است که بسیاری از نویسندگان به وجود سه نسل از حقوق بشر اشاره می کنند: در واقع، تقسیم بندی حقوق بشر به سه نسل، الهام گرفته ازسه اصل بنیادی حاکم بر انقلاب کبیر فرانسه تحت عناوین آزادی، برابری و برادری است. اما نکته ای که اهمیت دارد این است که تفکیک این نسلها از یکدیگر

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره قانون اساسی، حقوق بشر، مشارکت مردم، حقوق اجتماعی Next Entries منابع تحقیق درباره حقوق بشر، حقوق بشر اسلامی، حق تعیین سرنوشت، کرامت انسان