منابع تحقیق درباره حقوق بشر، آیت الله جوادی آملی، صاحب نظران، جوادی آملی

دانلود پایان نامه ارشد

ج8: 88-90)
در مفردات راغب ( راغب اصفهانی، 1412: 192-193) و مجمع البحرين (طریحی، 1375، ج 3: 49)نيز به همين معنا آمده است که براي اجتناب از اطاله کلام از آن مي گذريم.
و اما معناي اصطلاحي ارتداد: فقهاء شيعه و اهل سنت براي آن معاني مختلفي ذکر کرده اند که همه آنها به يک معني واحد برمي گردد و فقط تفاوت آنها به نسبت اطلاق و تقييد ارتداد است مانند عبارات زير:
عده اي در معني الارتداد: گفته اند:”هو الکفر بعد الاسلام”( الحلّی:1403:ج2ص183 و اسدی، بی تا:ج2ص236) عده اي ديگر آورده اند: ” هو الذي يکفر بعد الاسلام”(ابن مطهر حلّی، بی تا: 2: 274)
بعضي ديگر از فقهاء گفته اند: ” هي الرجوع عن الإسلام إلي الکفر”(ماوردی، 1414، 13: 149) و گروه ديگر به اين صورت تعريف کرده اند: ” هو الذي يکفر بعد الاسلام “(ابن قدامه، بی تا،10: 74)
و في تحرير الوسيلة ” المرتدّ، و هو من خرج عن الإسلام و اختارالکفر”(موسوی الخمینی، 1406، 2: 329)
ترجمه: مرتد کسي است که از اسلام خارج و کفر را انتخاب مي کند.
و ذهب ابن حزم في تعريف المرتدّ: ” کلّ من صحّ عنه أنّه کان مسلماً، متبرّئاً من کلّ دين- حاش دين الاسلام – ثم ثبت عنه أنّه ارتدّ عن الاسلام، و خرج إلي دين کتابي أو غير کتابي، أو إلي غير دين”(ابن حزم، بی تا، 12: 108)
بنا به تعريف ابن حزم: هر کسي که مي توان او را مسلمان ناميد در حالي که از اديان ديگر بري مي باشد اگر ثابت شود از اسلام برگشته و به دين ديگري اعم از کتابي يا غير کتابي رجوع کرده مرتد است.
اينها تعاريف مطلق ارتداد است بدون قيدهايي چون بلوغ و غير بلوغ يا اظهار و عدم اظهار.
المحقّق الأردبيلي في صدد تعريفه للارتداد، قال: ” .الارتداد، هو قطع الاسلام من مسلم مکّلف، أي: بالغ عاقل …”(اردبیلی، 1416: 13/ 313)
محقق اردبيلي ارتداد مسلمان از اسلام را به مکلف و بالغ بودن مشروط کرده است.
و في کلام بعضهم إشارة واضحة إلي لزوم الإظهار في تحقّق الارتداد. فقد قال الفاضل المقداد السيوري في مقام تعريفه: ” هو قطع الاسلام بقولٍ کإنکار ما علم من الدّين ضرورة، أو عملٍ کالسجود للصنم …”(فاضل مقداد، بی تا، 2:51)
و عده اي ديگر لزوم اظهار ارتداد را جزو شرايط تحقق آن برشمرده اند مانند فاضل مقداد که در تعريف خود از ارتداد گفته است: ارتداد يعني بريدن از اسلام با سخني که نشان از انکار ضروري دين داشته باشد يا عملي مانند سجده بر بت و مواردي که در زير عين متن عربي آنها را آورده ايم و به خاطر پرهيز از اطاله کلام از ترجمه آنها مي گذريم.
و قال الشهيد الأوّل : ” هو مَن قطع الاسلام بالإقرار علي نفسه بالخروج منه، أو ببعض أنواع الفکر…، أو بإنکار ما علم ثبوته من الدين ضرورةً، أو بإثبات ما عُلم نفيه کذلک، أو بفعلٍ دالٍّ صريحاً کالسجود للشمس و الصنم …”(همان)
و قال المراغي: ” الرّدّة هي الرجوع عن دين الاسلام، و رکنها إجراء کلمة- و العياذ بالله- علي اللسان بعد الإِيمان”. فيظهر أنّ المحصّل من کلام هؤلاء الفقهاء أنّ الإقرار و الإنکار و الفعل لا يتحقّق إلّا بمبرز خارجي يفصح عنه بوضوح.
و في کلام آخر تصريح بأن ّ الارتداد يحصل بالإظهار الحسّي، و قيدوه في تعريف المرتدّ.
فعن أبي الصلاح الحلبي قال: : “الرّدّة إظهار شعار الکفر بعد الإيمان بما يکون معه منکر نبوِة النبي(ص) أو بشيء من معلوم دينه، کالصلاة و الزکاة و الزنا و شرب الخمر، فأمّا ما يعلم کونه کافراً له باستدلال من جبر أو تشبيه أو إنکار إمامة، إلي غير ذلک، فليس بردّة و إن کان کفراً”. (ابن قدامه، 1414: ج2،ص311)
و قال قطب الدين الکيدري في الإصباح: ” و الارتداد هو أن يظهر الکفر بالله تعالي و برسوله، آو الجحد بما يعمّ فرضه و العلم به من دينه بعد إظهار التصديق”(الکیدری البیهقی، قطب الدین،1416: 191)
و قال القرطبي: ” کلٌّ من أعلن الانتقال عن الاسلام إلي غيره من سائر الأديان کلّها، طوعاً من غير إکراه”(ابن قدامه، 1414، 2: 1089)
خلاصه آنکه آنچه از کلمات فقهاء استنباط مي شود. آن است که ارتداد همان کفر بعد از اسلام مي باشد که عده اي آنرا مشروط به صفت بلوغ و عده اي نيز آنرا مشروط به صفت اظهار نموده اند.
منها: ما رواه في الکافي بإسناده عن عمّار الساباطي قال: سمعت أبا عبدالله(ع) يقول: ” کلّ مسلم بين المسلمين ارتدّ عن الاسلام، و جحد محمّداً(ص) نبوّته و کذّبه، فإنّ دمه مباح …”(کلینی، 1428، 7: 257) فيؤخذ في تفسير” ارتدّ عن الاسلام” أمران:
الأوّل: جحد النبي(ص)، أي: إنکاره مع تعمّد. الثاني: تکذيب نبوّة محمّد(ص).
در روايت عمار ساباطي لجاجت و انکار از روي تعّمد و عناد و تکذيب نبوّت حضرت محمّد(ص) در تعريف ارتداد لحاظ شده است.
و منها: ما رواه في الفقيه بإسناده عن إبي جعفر(ع) في حديث ألي إن قال: ” … من جحد إِماماً بريء منه و من دينه، فهو کافر مرتدّ عن الاسلام …”(قمی، 1404، 4: 78) و (حرعاملی، 1104، 18: 544)
فالمستفاد منها: أنّ الارتداد يحصل بأمرين:
الأوّل: جحد الائمة عليهم السلام، الثاني: البراءَة منهم و من دينهم.
و در روايت منقول از من لايحضره الفقيه نيز انکار ائمه اطهار از روي عناد و لجاج از عوامل ارتداد شمرده شده است.
در قرآن مطلق ارتداد منظور نظر است، يعني رويگرداني از حق و از تمام اديان الهي.(فدکی، 17)
از آنچه گفته شد نتيجه مي گيريم ارتداد در اصطلاح قرآن، روايات و فقهاء به معناي انکار ضروريات اسلام و پيامبر اکرم(ص) و هر کاري که به تکذيب پيامبر(ص) از روي عناد و لجاجت منجر شود، مي باشد.
1-2- بيان مسأله
يکي از فروعات مشهور فقهي حکم ارتداد ميباشد.(جبعی عاملی، 1403: 1/286 و طوسی، 1407: 5/351) حکم ارتداد از جمله مجازاتهاي سنگين در اسلام است که شامل منکر ضروري اسلام و کساني که اصول اسلام را انکار و تکذيب کنند و به کفر خود تظاهر نمايند ميشود. منکر اسلام ممکن است تظاهر کند به دين ديگري گرويده و يا کلاً تظاهر به بيديني و اباحه گري نمايد.
مرتد در قرآن کريم بعنوان فردي منفور و مغضوب و ملعون معرفي(آل عمران، 86 تا 90) و در روايات و کتب فقهي فريقين مجازات سنگين از حبس تا اعدام براي آن درنظر گرفته شده است.( الحلبی، 1417: ج2، ص38 و مکی عاملی، 1412: ج3، ص51 و الجزیری، 1406: ج5، ص641)
از امام باقر و امام صادق عليهم السلام روايت شده است: «المُرتَدُّ يستتابُ فاِن تابَ وَ اِلاّ قُتِلَ»(کلینی، 1428: ج7، 7/256، حدیث پنجم)
مرتد بايد توبه داده شود و اگر توبه نکرد کشته ميشود.
به نظر ميرسد اين فرع فقهي اوّلاً: با بديهيات اوّليه حقوق بشر که مورد قبول همه انسانها در تمام جوامع بشري است در تضاد و تزاحم ميباشد.
ثانياً: با مسلّمات و مفروضات بديهي اسلام نيز در تضاد بوده و نوعي پارادوکس را پديد ميآورد.
اسلام از يک سو خود پرچمدار آزادي عقيده و بيان است و در قرآن کريم صدها بار انسانها را به تعقل و تفکّر در آفاق و اَنفس و احوال گذشتگان دعوت ميکند.
“سَنُريهم آياتُنا فِي الافاقِ وَ في اَنفسِهِم حَتّي يَتبينَ لَکُم اَنَّهُ الحَقّ”(فصلّت، 53)
ما نشانهاي خود را در آفاق و انفس به شما نشان مي دهيم تا آنکه براي شما کاملا روشن شود که خداوند حق است.
و از سوي ديگر در آیه مشهور “لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ”(بقره، 256) به صراحت زور و اجبار در دين را ممنوع و تقبيح کرده و پيروي جاهلانه از گذشتگان را مذموم شمرده(بقره، 17) و آنگاه به محض ورود به اسلام و گفتن شهادتين خروج از اسلام را حرام و مرتد از اسلام را منکوب و منفور و معذّب به عذابهاي دردناک دنيوي و اخروي ميکند.
در مواجهه با اين حکم پارادوکسيکال يا به ظاهر متناقض با حقوق بشر و اصول مورد قبول اسلام. چهار رويکرد وجود دارد.
➢ رويکرد اوّل
برخورد حذفي با حکم ارتداد است. بر مبناي اين رويکرد چون اين حکم به حسب ظاهر با حقوق مسلّم انساني سازگار نيست. اين حکم، حکمي غيراخلاقي و غيرانساني (نعوذ بالله) تلقي شده و نه تنها بايد حذف شود بلکه نشانه نقص اسلام نيز ميباشد. اين رويکرد از جانب کساني مطرح است که به وحياني بودن قرآن و اسلام اعتقاد چنداني نداشته و بيشتر تحت تأثير آموزه های غربي (تجربه گرایان و ليبراليسم) قرار دارند.
➢ رويکرد دوّم
اين رويکرد نيز رويکردي حذفي ميباشد ولي با نگاهي مدافعانه از اسلام که توسط کساني مطرح شده است که از يک سو معتقد به وحياني بودن اسلام و حکيمانه بودن دستورات و احکام فقهي آن هستند؛ و از طرف ديگر در برابر اين حکم پارادوکسيکال با آزادي عقيده به توجيهي منطقي و قانعکننده دست نیافته اند. لذا با رويکردي منفعلانه و تمسّک به مفرّ مقتضيات زمان و و محدود کردن آن، حکم ارتداد را مخصوص زمان معصوم(علیه السلام) دانسته و يا با تخفيف آن و ايجاد ترديد در اصل حکم، به زعم خود به اين مخاصمه پايان بخشيده اند.
➢ رويکرد سوّم
اين رويکرد با نگاهی جامعه شناسانه و امنیتی به ارتداد نگریسته و بيشتر به جنبه سياسي ارتداد و عواقب آن پرداخته، اکثر نظريات انديشمندان در دفاع از حکم ارتداد معطوف به مضرات آن و عواقب ارتداد و تاثيرات آن بر اجتماع بوده است. هر چند اين رويکرد تا حدودي موفق به توجيه فلسفه حکم ارتداد مي شود ولي از عهده حل پارادوکس آن با آزادي عقيده بر نيامده است.
➢ رويکرد چهارم
رويکردي تحليلي و عقلي است که با تبيين دقيق آزادي عقيده و بيان و تحليل ماهيت ارتداد از نظر اسلام به رفع و حلّ اين پارادوکس ميپردازد. براساس اين نظريه حکم ارتداد نه تنها هيچ تضاد و تزاحمي با آزادي عقيده و بيان ندارد بلکه از جمله ابزارهاي مهم و مؤثر در حفظ و حراست از آزادي انديشه و تعقل و تفکّر و آزادي بيان ميباشد. که اين رساله عهده دار تبيين و اثبات آن است.
1-3- سابقه و ضرورت انجام تحقيق
1-3-1- سابقه تحقیق
در مورد آزادی عقیده و دفاع از ارتداد و بالعکس در دفاع از حکم ارتداد کتب و مقالات بسياری به رشته تحرير در آمده است که ريشه آن به دوران پيشين بر می گردد. ولی در عصر حاضر که حکم ارتداد بيشتر مورد انتقاد قرار گرفته کتاب های زير به این موضوع پرداخته اند:
ارتداد نوشته سيد محمد شفيعی مازندرانی، اهداف و مبانی مجازات حسین پورليالستانی، موسوعه احکام المرتد نوشته عليان امينی، احکام مرتد از ديدگاه اسلام و حقوق بشر نوشته آقای سيف الله صارمی، کتاب دين و دولت نوشته آقای محمد سروش و ارتداد بازگشت به تاريکی آقای فدکی می باشد که موسوعه احکام مرتد را می توان بهترين این تحقيقها به حساب آورد که در جلد اول به تفصيل احکام فقهی مرتد را از زوايای مختلف بيان کرده و در جلد دوم نظرات مخالفين و مدافعين اين حکم را تجميع نموده است. در کتاب حق و تکليف آیت الله جوادی آملی نیز به اين موضوع پرداخته شده است. به علاوه کتب و مقالاتی که در فصل سوم در ضمن بيان نظرات انديشمندان بدان ها استناد گرديده است.
1-3-2- ضرورت انجام تحقيق
چيزی که ضرورت انجام تحقيق و تأليف اين پايان نامه را موجه می کند علاوه بر دلايل کلی بيان شده در زير، برای حل اين شبه پارادوکسيکال آن است که از بررسی های به عمل آمده توسط نويسنده چنين به نظر می رسد که کتب و مقالات مذکور از جمع آوری آراء و نظرات مختلف بيشتر فرا نرفته و در آنها يک نظريه قاطع که بتواند اين مخاصمه را پايان بخشد مشاهده نمی شود، هر چند قابل مناقشه باشد. رسالت اين پژوهش آن است که به اين نزاع و مخاصمه پاسخی قطعی دهد هر چند از جانب صاحب نظران مورد مناقشه و نقد قرار گيرد.
الف – حل شبهه پارادوکسيکال بين حکم ارتداد و آزادي عقيده در اسلام، بعنوان يک بحث منطقي، عقلي و علمي، يک دغدغه فکري بسيار مهم و حياتي مي باشد.
ب – چهره خشني که با استناد به حکم ارتداد از اسلام توسط مکاتب الحادي به جهان ارائه مي شود. ضرورت پاسخ به اين شبهه را بيشتر ملموس ميکند.
ج – با تحليل و تنقيح و تبيين ماهيت ارتداد از ديدگاه کتاب و سنّت ميتوان جلوي بسياري از سوءاستفاده های متحجرين و کوته نظران را گرفت. مانند وهابيت و سلفيون که خون هزاران انسان بيگناه را

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره مفردات قرآن، مجمع البیان Next Entries منابع تحقیق درباره حقوق بشر، کانون توجه، اصل استقلال، آموزش و پرورش