منابع تحقیق درباره حقوق اجتماعی، حکومت اسلامی، اصل استقلال، جامعه اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

تحقق است. از این رو، امنیت ملی و بین المللی جهان اسلام وابسته به هم است و آن با وحدت مسلمین و اتکاء به ارزش ها و فرهنگ اسلامی مسیر است. «تامین امنیت از مهم ترین وظایف نظام های سیاسی است که بدون آن هیچ یک از برنامه ریزی ها و اقدامات حاکمیت مفید و موثر، یا دست کم پایدار نخواهد بود. به همین علت، امنیت به مثابه حقی همگانی در متون و اسناد معتبر حقوق بین الملل، از جمله ماده بیست و دوم اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده نهم میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مورد تصریح و تاکید قرار گرفته است. بنا براین امنیت به عنوان حق شهروندی برای همه مردم باید در عمل به رسمیت شناخته شود. نباید به هیچ کس اجازه داد که فراتر از وظایف و چارچوب های قانونی اقدام به محدود سازی قلمرو حقوق و آزادی های دیگران کند161». یکی از دلایل تشکیل حکومت در جامعه، تامین امنیت عمومی و رفاه نسبی اعضای جامعه در تمام ابعاد زندگانی است. بدون امنیت و رفاه، افراد جامعه نمی توانند استعدادهای خود را شکوفا ساخته و در مسیر سازندگی جامعه قرار گیرند و در این صورت امکان رشد و توسعه از جامعه سلب می گردد و حکومت نیز تکیه گاه خود را که مردم هستند از دست می دهد». امنیت داخلی يكي از ضروري‏ترين مسايل براي توسعه كشور است. زيرا فقدان امنيت و بروز آشوب و شورش و هرج و مرج، اساس جامعه را متزلزل مي‏كند و فرصتهاي لازم براي سرمايه‏گذاري‏ها، عمران و اصلاح جامعه را ضايع مي‏سازد. بنابراين از اهداف توسعه بايد برقراري امنيت و ثبات و حفظ آرامش باشد و اگر اين فرآيند به تزلزل امنيت منجر گردد نه تنها اساس جامعه، بلكه تحقق خود توسعه نيز به خطر مي‏افتد.
«آنچه كه امروز براي همه ما لازم است، اين است كه حتي‏الامكان كوشش كنيم در اينكه آرامش پيدا بشود. همه چيزها تابع اين است كه يك آرامشي باشد. ان‏شاءاللَّه. اميدوارم كه آرامش پيدا بشود. همه ملت كمك كنند. تا اينكه ان‏شاءاللَّه اين مسايل حل بشود162».
«ما در سايه آرامش و، وحدت مي‏توانيم اين كشور را به مقاصد عاليه اسلامي برسانيم و اين مستضعفين را از آن ظلمهايي كه در طول تاريخ به آنها شده است، نجات دهيم163».
«با تبادل افكار و انديشه‏هاي سازنده مسير رقابتها را از آلودگي و انحراف و افراط و تفريط بايد پاك نمود. من باز سفارش مي‏كنم كشور ما در مرحله بازسازي و سازندگي به تفكر و به وحدت و برادري نياز دارد164». «شماها كوشش كنيد كه مسايل را از روي موازين عمل بكنيد. شما كوشش كنيد كه آرامش محفوظ باشد و روي موازين پيش برود. اما اگر بنا باشد كه روي موازين نباشد. اين كم كم مي‏رسد به هرج و مرج و كم كم به زد و خورد و كم كم به كشت و كشتار و يك شهري را، يك مملكتي را نا آرام مي‏كند، وقتي نا آرام كرد ديگر نمي‏شود كارهاي اصلاحي را كرد165». «امید است در پرتو حکومت عدل و افراشته شدن پرچم اسلام، آزادی و امنیت و استقلال نصیب ملت محترم ایران شود166».
در مجموع برای تحقق امنیت وجود یک سری عوامل ضروری است. از جمله: «اجرا و تعمیم عدالت و قانون به طور یکسان و نفی هر گونه تبعیض در جامعه، مبارزه مداوم با عوامل تجاوز گر و زمینه های تعرض احتمالی و نیروهای فشار و، وحشت و مهار کردن عواملی که زمینه تعرض دارند و پیشگیری های لازم برای خشکانیدن ریشه های تعدی و تعرض، آشنایی عامه مردم با حقوق افراد و آگاهی لازم در جهت احترام به حقوق دیگران، ضمانت اجرای نیرومند معنوی(ایمان و اخلاق)، ضمانت اجرای قانونی برای کیفر متجاوزین به حقوق مردم167».
بنابراین امنیت برای افراد و دولت ایجاد تکلیف می کند. به این معنی که افراد مکلفند حقوق مادی و معنوی یکدیگر را مورد احترام قرار دهند و رعایت کنند. دولت هم موظف است با وضع قانون و تشکیلات قضائی برای مردم ایجاد امنیت کند. قانون اساسی در اصل بیست و دوم به امنیت جان و حیثیت و در اصل چهل امنیت مال، در اصل سی و یک به امنیت مسکن اشاره می کند. از مولفه های تامین کننده امنیت سیاسی، از دیدگاه امام راحل می توان به، «استقلال طلبی و عدم وابستگی به قطب های قدرت، قانون مداری، انسجام و یکپارچگی، مشارکت سیاسی و پشتوانه مردمی، هماهنگی نهادها و ساختارهای حکومت و غیره می توان اشاره کرد168».
یکی دیگر از اهداف مهم توسعه سياسي، بايد حاكميت قانون باشد به گونه‏اي كه همه مردم از نخبگان و كارگزاران نظام تا افراد عادي جامعه ملزم به رعايت قانون بوده و به آن احترام بگذارند. اين قانون هم مي‏تواند قوانين ديني باشد كه براي سعادت بشريت تشريع شده و هم آنچه كه در قانون اساسي كشور آمده و يا از طريق نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به تصويب مي‏رسد. «ما مي‏خواهيم يك حكومتي داشته باشيم كه اين حكومت قانون را ملاحظه بكند، حكومت قانوني باشد، آن حكومتي كه تمام قوانين بشري را، تمام قوانين عالمي را زير پا بگذارد و هر جوري دلش بخواهد با يك ملتي عمل بكند، ما با او مخالفت داريم، ما مي‏خواهيم يك حكومتي باشد مثل حكومت اسلام كه غير از قانون هيچ چيز حكومت نكند، هيچ. قانون فقط حكومت بكند. آن هم قانون عدل، آن هم قانون صحيح، آن هم قانوني كه براي رشد بشر است براي صلاح بشر است169 ». «در كشوري كه قانون حكومت نكند، خصوصا قانوني كه قانون اسلام است، اين كشور را نمي‏توانيم اسلامي حساب كنيم. كساني كه با قانون مخالفت مي‏كنند، اينها با اسلام مخالفت مي‏كنند. كساني كه با مصوبات مجلس بعد از اينكه شوراي نگهبان نظر خودش را داد باز مخالفت مي‏كنند، اينها دانسته يا ندانسته با اسلام مخالفت مي‏كنند. قانون براي نفع ملت است، براي نفع جامعه است. براي نفع بعضي اشخاص و بعضي گروهها نيست. قانون توجه به تمام جامعه كرده است. اگر به قانون خاضع بشويم، اگر قانون را محترم بشمريم، هيچ اختلافي پيش نخواهد آمد. اختلافات از راه قانون‏شكني‏ها پيش مي‏آيد. اگر قانون حكومت كند در يك كشوري، چنانچه از صدر عالم تاكنون تمام انبياء براي برقرار كردن قانون آمده‏اند و اسلام براي برقراري قانون آمده است. پيغمبر اسلام و ائمه اسلام همه براي قانون خاضع بوده‏اند، تسليم قانون بوده‏اند ما هم بايد تبعيت از پيغمبر اسلام بكنيم و به قانون عمل كنيم و در مقابل قانون، خاضع باشيم قانون براي همه است. براي تهذيب همه ملت است، براي آرامش خاطر همه ملت است و براي مصالح همه ملت است170». «حکومت هایی که حکومت اسلامی هستند، آنها تابع قانون اند. حکومت قانون است171».
در ديدگاه امام(ره)، روند توسعه بايد به هرچه بيشتر تفاهم ميان دولت و ملت منجر شود و به حفظ مردم و حضور آنها در جامعه بها داده شود. اتكاي دولت به مردم بيشتر گردد. همچنین از نظر ایشان «یکی از اهداف توسعه بايد مشاركت مردم در امور سياسي، اقتصادي و فرهنگي باشد و مردم خودشان سرنوشت خود را تعيين كنند. بايد زمينه هرچه بيشتر نظارت مردم را در امور حكومت فراهم نمايند و اين مشاركت و نظارت مردم را از طريق استقرار مكانيزمهاي لازم نهادينه نمايند. اگر توسعه زمينه‏هاي مشاركت و نظارت مردم را در امور سياسي و اجتماعي بکاهد و به جدايي مردم از دولت و عدم جلب رضايت آنها منجر گردد چنين توسعه‏اي را امام مورد نقد و نكوهش قرار مي‏دهد: بدون پشتيباني مردم نمي‏شود كار كرد و پشتيباني هم به اين نيست كه مردم اللَّه اكبر بگويند؛ پشتيباني اين است كه همكاري كنند172».
«بايد همه زنها و همه مردها در مسايل اجتماعي، در مسايل سياسي وارد باشند و ناظر باشند. هم به مجلس ناظر باشند، هم به كارهاي دولت ناظر باشند. اظهار نظر بكنند. ملت بايد الان همه‏شان ناظر امور باشند. اظهار نظر بكنند. در مسايل سياسي، در مسايل اجتماعي، در مسايلي که دولت عمل می کند173».
استقلال يكي از شعارهاي اصولي و مهم انقلاب اسلامي و از اهداف بلند امام خميني(ره) بود كه براي تحقق آن، همه سختي‏ها و مصائب را متحمل شدند و مردم را نيز به تحمل اين راه دعوت كردند. زيرا وابستگي را موجب ذلت و سرافكندگي مردم مي‏دانستند و در بيانات گوناگون، مردم را به تلاش و كوشش تا رفع تمام وابستگي‏ها و استقلال ملي تشويق نموده‏اند. بنابراین، يكي از اهداف مهم برنامه توسعه در كشور بايد تحقق استقلال واقعي و حفظ و بقاي آن باشد. ایشان «ارزش حیات را به استقلال دانسته و از آن به عنوان حقوق اولیه بشر یاد می کنند174». «بررسی آثار امام نشان می دهد که ایشان مفهوم استقلال را در معانی زیر استفاده کرده اند: عدم وابستگی، سرپیچی از تبعیت بیگانگان، نفی دخالت اجانب، عدم پیوستگی به غیر، قطع نفوذ بیگانگان، خروج از نفوذ استعمار، به دست گرفتن سرنوشت و مقدرات خویش، اداره مستقل مملکت175».
«ما اين همه جوان داديم كه به مقصد برسيم. مقصد همان بود كه ملت ما فرياد كشيدند و آن را خواستند: استقلال، آزادي، جمهوري اسلامی176». بنياد ديگر اسلام، اصل استقلال ملي است. قوانين اسلام تصريح كردند كه هيچ ملتي و هيچ شخصي حق مداخله در امور كشور ما را ندارد177».
« از آن طرف، باز يك اصل ديگري هست كه باز از اصول مهم است و آن اینکه مسلمين نبايد تحت سلطه كفار باشند. خداي تبارك و تعالي براي هيچ يك از كفار سلطه بر مسلمين قرار نداده است و نبايد مسلمين اين سلطه كفار را قبول بكنند. اين اصولي كه از امور سياسي است كه قرآن كريم طرح كرده است و مسلمين را به آن دعوت كرده است178».
«سياست ما هميشه بر مبناي حفظ آزادي، استقلال و حفظ منافع مردم است كه اين اصل را هرگز فداي چيزي نمي‏كنيم. روابط خارجي ما بر اساس حفظ آزادي، استقلال و حفظ مصالح و منافع اسلام و مسلمين است179». «جمهوري اسلامي بنا دارد بر اينكه استقلال خودش را حفظ كند و دست ديگران را و دست جهانخوران را و آنهايي كه وابسته با آنهاست، از كشور خودش قطع كند و آرزو دارد كه تمام كشورهاي اسلامي آنها هم از اين خواب گران برخيزند180».
به نظر می رسد از نظر امام استقلال زمانی در جامعه تحقق می یابد که وابستگی فکری یا عملی به بیگانگان نباشد و آنها نتوانند در سرنوشت جامعه نقشی داشته باشند یا آسیبی به جامعه وارد کنند، ولی حفظ اصل تمدن و ارتباط با بیگانگان تعارضی با اصل استقلال ندارد. خود امام این موضوع را این گونه بیان کرده اند: اسلام می خواهد که هیچ یک از افراد مملکت اسلامی همواره پیوسته به غیر نباشند(تحت نفوذ غیر نباشند). حکومت اسلامی اگر چنانچه تاسیس بشود نمی خواهد که آثار تمدن را از بین ببرد. با آن مظاهر تمدن که بچه های ما را فاسد می کند، بچه های ما را عقب مانده نگه می دارد، ما با آن مخالفیم؛ نه اینکه ما مخالفیم با اصل تمدن181».

گفتار سوم: حقوق اجتماعی182 شهروندان ازدیدگاه امام خمینی(ره)

دکتر ابراهیم موسی زاده در کتاب جستارهایی در حقوق عمومی حقوق اجتماعی را اینگونه بیان می کنند: مجموعه حق ها و حمایت هایی است که از طریق آن آسایش، رفاه و بهزیستی به حداکثر و عدم رفاه به حداقل می رسد. ایشان هدف این حقوق را بر خلاف برداشت های مارکسیستی و سوسیالیستی، نه حذف نفس نابرابری؛ بلکه تلاش برای حذف نابرابری غیر عادلانه است. دین مبین اسلام از همان اوان شکل گیری خویش چه در نصوص اسلامی(قرآن و حدیث) و چه در عمل و سیره پیشوایان دین، اهمیت حقوق اجتماعی را به لحاظ حفظ کرامت انسانی و تامین بنیان های جامعه سالم دینی، به صورت متعدد یاد آور شده و به این لحاظ از سابقه درخشانی برخوردار است. و برای عمل به تعهدات رفاهی و تحقق حقوق اجتماعی شهروندان جامعه اسلامی، که طبعا حکومت اسلامی به منابع مالی کافی نیازمند است. برخی منابع مانند: زکات، مالیات گیری، خمس، کفارات، زکات فطره را قرار داده است183».
در مجموع می توان گفت: «حقوق اجتماعی به معنای عام کلمه حوزه های مختلفی را در بر می گیرد. در بردارنده حوزه های اقتصادی و فرهنگی در معنای خاص آن ها نیز می شود. برخی از حقوق مطرح در حقوق اجتماعی محتوا و شاکله اقتصادی صرف دارند. مانند: حق مالکیت و آزادی کسب و کار. نوع دیگر، از حقوقی هستند که دولت ها برای اجرای عدالت همگانی و رعایت حقوق عامه به عنوان تعهد مثبت و یا فعلی بر عهده می گیرند تا در جامعه آن ها را اجرا کنند،

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره حکومت اسلامی، توسعه سیاسی، امام خمینی(ره)، امام خمینی Next Entries منابع تحقیق درباره حقوق اجتماعی، امام خمینی، عدالت اجتماعی، امام خمینی(ره)