منابع تحقیق درباره جزیره العرب، مبانی فکری، زمان گذشته، مذهب شیعه

دانلود پایان نامه ارشد

گرفت. سالف؛ یعنی پیشی گیرنده. سلف، سلیف و سلفه؛ یعنی جماعت پیشی گیرنده. 194
سلف: س ل ف، اصلی است که دلالت برتقدم و سبقت دارد. پس سلف کسانی هستند که گذشتهاند.195
سَلَف، یسلف، سلفاً به معنی «مضی »؛ یعنی «گذشت» آمده است. و سلف الرجل؛ یعنی پدران گذشته مرد از خلال این عبارات استفاده می‌شود که سلف در لغت به معنای تقدم زمانی است لذا هر زمانی نسبت به زمان آینده سَلَف و نسبت به زمان گذشته خَلَف است.196
مفهوم اصطلاحی سلفی
سلفی نسبتی به سلف است واین نسبت، مذهب گروهی است که آنها با این نسبت شناخته میشوند.197
در معنای اصطلاحی سلف اختلاف زیادی است:
1-سلف در اصطلاح برکسانی اطلاق می‌شود که در سه قرن اول اسلام، می‌زیسته اند.198
2-برخی دیگر، آن را بر خصوص صحابه و تابعین و تابعین تابعین اطلاق نموده اند.199
3-سلف عبارت است از همان قرنهای اول که بهترین قرنهای این امت است، قرنهایی که درآنها فهم اسلام، ایمان، سلوک و التزام به آن تحقق یافت. سلفی گری نیز عبارت است از رجوع به آنچه که سلف اول در فهم دین؛ اعم از عقیده و شریعت و سلوک داشتند.200
4-مذهب سلف عبارت است از: آنچه صحابه، تابعین، اتباع آنان و ائمه فقه بدان معتقد بوده اند.201
5-مقصود از سلفیه کسانی هستند که در قرن چهارم هـ.ق. ظاهر شدند. آنان تابع احمد بن حنبل بوده و گمان می‌کردند که تمام آرایشان به احمدبن حنبل منتهی می‌گردد؛ کسی که عقیدۀ سلف را زنده کرد و برای آن جهاد نمود. آن گاه در قرن هفتم هـ.ق. توسط شیخ الاسلام ابن تیمیه احیا شد، او شدیداً مردم را به این روش د عوت کرد و با اضافه کردن مسائلی به آن، مردم عصرش را به تفکر واداشت. آن گاه در قرن دوازدهم آرای او در جزیره العرب توسط محمدبن عبدالوهاب احیا شد که تاکنون وهابیان آن را زنده نگه داشته اند.
6-سلف از چند جهت مورد بحث است:
الف)ازناحیه لفظی: بر جماعتی که درگذشته بوده اند اطلاق می‌شود.
ب)از ناحیه اصطلاحی: برکسی اطلاق می‌شود که مذهبش در دین تقلید شده و اثرش متابعت شود؛ همانند ابوحنیفه، مالک، شافعی و ابن حنبل که اعیان سلف ما هستند و صحابه و تابعین نیز برای آنان سلف اند.
ج)از ناحیه تاریخی: برخی سلفی را به کسانی اطلاق می‌کنند که در قرن پنجم هـ.ق. زندگی می‌کرده اند، عده ای دیگر بر کسانی اطلاق می‌کنند که در قرن چهارم هـ.ق. می‌زیسته و از حنابله بوده اند. 202
د)از ناحیه اعتقادی: مراد از آن ها صحابه و تابعین و تابعین تابعین است؛ کسانی که به اصول سنت و راههای آن آگاهند. آنان که پاسداران عقیده و حامیان شریعتاند.203
سلفیون کسانی هستند که میگویند: ما ایمان داریم به آنچه که مسلمانان پیشین از صحابۀ رسول و ائمه دین به آن ایمان آورده اند.204
7-سلفی منسوب به سلف است؛ زیرا«یاء» در این کلمه برای نسبت بوده وسلفی به کسی اطلاق میشود که خودش یا دیگری او را به جماعت پیشینیان نسبت میدهد. و سلفیۀ نسبت مؤنث به سلف است؛ همانند سلفی برای مذکر وجه دیگری نیز دارد و آن خاصیت پیش بودن پشتیبان است.205
احمدبن حنبل رئیس خط سلفی گری
از رؤسا و احیا کنندگان سلفی گری را میتوان احمدبن حنبل شیبانی صاحب کتاب حدیثی به نام المسند و مؤسس فقه حنبلی دانست. او اولین کسی بود که هنگامی که با هجوم فلسفهها و فرهنگهای بیگانه؛ از قبیل هند، یونان و ایران به حوزههای اسلامی و مخلوط شدن آن با عقاید اسلامی مواجه شد؛ به این فکر افتاد که حدیث را از این هجمه نجات دهد. لذا به تفریط شدیدی گرفتار شده و به طور کلّی عقل گرایی و عقلانیّت را انکار کرده و راه ورود آن را به احادیث بست. بنابراین گرچه میخواست از برخی مشکلات رهایی یابد.206
عوامل تاریخی پیدایش خط سلفی گری
سلف از اصحاب حدیث، وقتی مشاهده کردند که چگونه معتزله در مسائل کلامی فرو رفته و با دخالت عقل در مسائل اقتصادی با سنتی که از سلف رسیده مخالفت میکنند، لذا متحیّر شدند که با آیات متشابه و اخبار پیامبر امین چه کنند. احمدبن حنبل و داوود بن علی اصفهانی و جماعتی از ائمه مانند: مالک بن انس و مقاتل بن سلیمان عمل کنند. آنان گفتند ما به آنچه که در قرآن و سنت وارد شده ایمان می‌آوریم، بدون آن که متعرّض تأویل شویم.207
گویا عامل اساسی برای این تمسک شدید که از احمدبن حنبل مشاهه می‌کنیم آن است که او در عصر خود فتنهها و خصومتها و مجادله های کلامی را مشاهده نمود و از طرفی نیز افکار غریب و عقاید گوناگون و تمدنها را ملاحظه کرد که چگونه در حوزه های علمی اسلامی وارد شده است. لذا برای نجات اعتقادات اسلامی به سلفی گری شدید روی آورد.208
سلفیه جدید (فرقه وهابیت)
حقیقت مطلب آن است که بین سلفیه و وهابیان فرقی نیست، آنان دو روی یک سکه اند. وهابیان امروز همان عقاید و افکار سلفیه ای گذشته را دارند. اینان داخل جزیره العرب، وهابی حنبلی هستند و هنگامی که افکارشان را به خارج صادر می‌کنند به اسم سلفی است. 209
واقع امر این است که وهابیت نشأت گرفته از سلفیت است، محمدبن عبدالوهاب کسی است که مردم را به افکار ابن تیمیه و قدمای حنابله دعوت کرد، کسانی که ادعای سلفی گری داشتند. 210
سلفیون معاصر همان پیروان ابن تیمیه و بزرگان حنابله اند که آنان را امام و مرجع خود به حساب می‌آورند. آنان دوست ندارند که خود را وهابی بنامند و از این نام ناخشنودند و لذا ادعا می‌کنند که پیرو مذهب سلف صالحند و قصدشان از سلف صالح همان محدثین مجسم از قبیل ابن تیمیه و ابن قیّم جوریّه و امثال آنان است. 211
این فرقه منسوب به مؤسس آن محمدبن عبدالوهاب بن سلیمان نجدی است.او کسی است که با ادعای احیای توحید و سلفی گری، همان عقاید و افکار ابن تیمیه را در شبه جزیره عربستان پیاده کرده، آل سعود نیز مجری افکار آنها گشت. این فرقه از قرن 12 تاکنون برجای مانده است. 212
در کوتاه سخن، می‌توان وهابیت را قرائتی جدید از مذهب سنّی حنبلی دانست که با تفسیری سطحی و ظاهر بینانه از آیات در روایات، تنها خود را مسلمان دانسته و دیگران را مشرک و ریختن خون هر مسلمان غیروهابی را مباح می‌شمارد. این فرقه را می‌توان با مبانی فکری و اعتقادی آنان شناخت که براساس آموزه های تند، افراطی و ظاهربینانه از قرآن و روایات اسلامی با اندک بهانه ای حکم به تکفیر دیگران می‌دهند.213 جا دارد به بنیان گذاران این فرقه ی شیطانی و چگونگی گسترش آن بپردازیم.
بنیانگذاران فرقه وهابیت
الف) ابن تیمیه بنیانگذار فکرى وهّابیت
أحمد بن تیمیه در سال 665 ق، پنج سال پس از سقوط خلافت بغداد در حرّان از توابع شام به دنیا آمد، و تحصیلات اولیه را در آن سر زمین به پایان برد. پس از حمله مغول به اطراف شام و همراه خانواده اش به دمشق رفت و در آنجا اقامت گزید. در سال 698 هـ ق، به تدریج آثار انحراف در وى ظاهر شد، خصوصاً به هنگام تفسیر آیه شریفه (الرَّحْمَـنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى)214 در شهر حماه 215براى خداوند تبارک وتعالى جایگاهى در فراز آسمانها که بر تخت سلطنت تکیه زده است، تعیین کرد.216
این تفسیر مخالف آیات قرآن چون: لَیسَ کمِثْلِهِ شَىْءٌ217و (وَ لَمْ یکن لَّهُ کفُوًا أَحَدُ218 مى باشد که خداوند را از هر گونه تشبیه به صفات مخلوقات باز داشته است.
انتشار افکار باطل «ابن تیمیه» در دمشق و اطراف آن غوغایى به پا کرد، گروهى از فقهاء علیه او قیام کرده و از جلال الدین حنفى قاضى وقت محاکمه وى را خواستار شدند، ولى وى از حضور در دادگاه امتناع ورزید.
«ابن تیمیه» همواره با آراء خلاف خود افکار عمومى را متشنّج، و معتقدات عمومى را جریحه دارمىکرد، تا اینکه هشتم رجب سال 705 هـ ق، قضات شهر همراه با وى در قصر نائب السلطنه حاضر شدند، و کتاب «الواسطیة» وى قرائت شد، پس از دو جلسه مناظره با «کمال الدین زملکانى» و اثبات انحراف فکرى و عقیدتى «ابن تیمیه» او را به مصر تبعید کردند. در آنجا نیز بخاطر نشر اندیشه هاى انحرافی توسّط «ابن محلوف مالکى» قاضى وقت به زندان محکوم گشت، و سپس در 23 ربیع الأوّل سال 707 هـ ق، از زندان آزاد شد، ولى بخاطر پافشارى بر نشر عقاید باطلش، قاضى «بدر الدین» وى را محاکمه کرد و احساس نمود که وى در قضیه توسل به پیامبر گرامى ادب را نسبت به حضرت رعایت نمى کند، بنابر این او را روانه زندان کرد.219
عاقبت در سال 708 هـ ق، از زندان آزاد شد، ولى فعّالیت مجدّد وى باعث شد که آخر ماه صفر سال 709 هـ ق، به اسکندریه مصر تبعید شود، و پس از هشت ماه به قاهره بازگردد.
ابن کثیر مى نویسد: در 22 رجب سال 720 هـ ق، به خاطر فتاواى دور از مذاهب اسلامى به دار السعاده احضار شد، و قضات هر چهار مذهب (حنفى، مالکى، شافعى و حنبلى) او را مذمّت و به زندان محکوم کردند، تا اینکه در دوّم محرّم سال 721 هـ ق، از زندان آزاد گردید.
ابن حجر عسقلانى و شوکانى از علماء بزرگ اهل سنّت مى نویسند: قاضى شافعى دمشق دستور داد که در دمشق اعلان کنند که: من اعتقد «ابن تیمیه حل دمه وماله».220 هر کس معتقد به عقاید « ابن تیمّیه» باشد. خون و مالش حلال است. « من اعتقدة ابن تیمیه حل دمه و ماله»
ب) محمّد بن عبد الوهّاب
«محمّد بن عبد الوهّاب» در سال 1115، در شهر عُیینه، از توابع نجد عربستان به دنیا آمد، او فقه حنبلى را در زادگاه خود آموخت و آنگاه براى ادامه تحصیل رهسپار مدینه منوره شد.او در دوران تحصیل مطالبى به زبان مى آورد که نشانگر انحراف فکرى او بود به طورى که برخى از اساتید او نسبت به آینده او اظهار نگرانى مى کردند. گفتنى است که وى مبتکر و بنیانگذار فرقه وهّابیت نبود، بلکه قرنها پیش از او این عقاید یا بخشى از آن توسّط برخى از عالمان کج اندیش حنبلى مانند «ابن تیمیه»، و شاگردان او اظهار شده بود، ولى باتوجّه به مخالفتهاى صریح علماى اهل سنّت و شیعه در بوته فراموشى سپرده شده بود و مهمترین کارى که «محمّد بن عبد الوهّاب» انجام داد این بود که عقاید ابن تیمیه را به صورت یک فرقه و یا مذهب جدیدى در آورد که با تمام مذاهب چهارگانه اهل سنّت و مذهب شیعه تفاوت داشت. دکتر منیر العجلانى مىنویسد: «وتجمّع علیه أناس فی البصرة من رؤساءها وغیرهم، فآذوه أشدّ الأذى، وأخرجوه منها»221
محمّد بن عبد الوهّاب در آغاز کارش به بصره آمد، و عقایدش را اظهار نمود، که با مخالفت شدید بزرگان بصره مواجه شد، که در نتیجه مردم علیه او قیام نموده و او را از شهر بیرون کردند.
او سپس به بغداد و کردستان وهمدان واصفهان روانه شد222 و سر انجام به زادگاه خویش برگشت. او در زمان حیات پدرش جرأت اظهار عقائد خویش را نداشت ولى پس از آن که پدر او در سال 1153 در گذشت محیط را براى اظهار عقاید خویش مساعد یافت و مردم را به آیین جدید خود فرا خواند.223
ولى اعتراض عمومى مردم که نزدیک بود خونش را بریزند، او را ناگزیر کرد تا به زادگاه خویش عُیینه باز گردد، و بر اساس پیمانى که با امیر آنجا «عثمان بن مَعْمَر» بست که هر دو بازوى یکدیگر باشند، عقاید خود را تحت حمایت او بى پرده مطرح ساخت، ولى طولى نکشید که حاکم عیینه به دستور فرمانرواى احساء، وى را از شهر عیینه اخراج کرد. محمد بن عبد الوهاب به نا چار شهر دِرْعِیه را براى اقامت برگزید و با پیمان جدیدى که با محمد بن سعود حاکم درعیه بست که حکومت از آن محمد بن سعود و تبلیغ به دست محمد بن عبد الوهاب باشد.
او در آغاز کار به مطالعه زندگى نامه مدّعیان دروغین نبوّت مانند «مُسَیلمه کذّاب»، «سَجاج» «أسود عَنْبسى» و «طلیحه أسدى» علاقه خاصّى داشت، برخى از اساتید و علماء و حتّى پدرش وى را گمراه دانسته و مردم را از اطاعت وى منع مى کردند.224
اوّلین کتابى که بر ردّ عقاید باطل وى نوشته شد توسّط برادرش «سلیمان بن عبد الوهّاب» به نام «الصواعق الإلهیة فی الردّ على الوهّابیة» بود.
اوّلین کارى که «محمّد بن عبد الوهّاب» انجام داد، ویران کردن زیارتگاههاى صحابه، و اولیاء در اطراف عُیینه بود، که از جمله آنان تخریب قبر «زید بن خطّاب» برادر خلیفه دوّم بود225، که با واکنش شدید علماء و

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره امام صادق، قرآن کریم، ظلم و ستم Next Entries منابع تحقیق درباره اسرائیلیات، فرهنگ اسلامی، امام صادق، قرآن کریم