منابع تحقیق درباره توسعه پاید، توسعه پایدار، توسعه پایدار شهری، توسعه شهر

دانلود پایان نامه ارشد

میباشد(بامگرتنر و کورهونن35 ، 2010: 72). منظور از توسعه پایدار شهری، حفاظت صرف از محیط زیست نیست، بلکه نگاهی جدیدی به رشد اقتصادی به همراه حفظ عدالت اجتماعی و رفاه عمومی است. منظور از توسعه پایدار، حفاظت صرف از محیط زیست در نظر نیست، بلکه مفهوم جدیدی از رشد اقتصادی است که عدالت و امکانات زندگی را برای تمام مردم نه تعداد اندکی از افراد برگزیده است ( ازکیا و غفاری، 1382: 59).
توسعه پایدار و توسعه انسانی نه فقط جنبه های اقتصادی بلکه جنبه های زیست محیطی و مهم تر از آن وجوه اجتماعی، سیاسی و آموزشی و نیز روابط متقابل عوامل مذکور را در نظر میگیرد (نقدی و صادقی، 1385: 217).
به طور کلی دکتر عزیزی تعریفی از توسعه پایدار که تاکنون مطرح شده است را در قالب شکل تشریح نموده است:

شکل 2: مجموعهای از تعاریف مطرح شده در زمینه توسعه پایدار
2-4- توسعه پایدار شهری
توسعه پایدار شهری در دهههای اخیر در دستور کار بسیاری از جنبشهای شهرسازی نظیر دستور کار 21 سازمان ملل (کنفرانس ریو درباره توسعه پایدار36) گزارش توسعه انسانی سال 2003 سازمان ملل37 و منشور شهرگرایی نوین38 در جوامع صنعتی و در حال توسعه قرار گرفته است(حسینی و همکاران، 1386: 174).
توسعه پایدار مفهومی است که در سالهای اخیر به عنوان یک مسأله جهانی به آن نگریسته شده است. این مفهوم، از دیدگاهای مختلف مورد بررسی قرار گرفته و نهادهای بسیاری کوشیده اند از آن به عنوان راهبردی مناسب جهت مقابله با چالش‏هایی، نظیر افزایش جمعیت، تخریب زیست محیطی، محدودیت منابع، نابرابری اجتماعی- اقتصادی، بیکاری، فقر و ناهنجاریهای اجتماعی استفاده کنند (صرافی، 8:1379).
توسعه‏ي پايدار نواحي شهري به عنوان يكي از اهداف اساسي درجغرافيا، در جستجوي تقويت ابعاد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، زيست محيطي و كالبدي شهرهاست
ناپايداري توسعه جوامع بشري در دو قرن اخير و پيامدهاي زيان‏بار آن، كه تابعي از متغيرهاي جمعيت، سرانه و الگوي مصرف مي‏باشد، رهيافت توسعه پايدار را به عنوان مهمترين موضوع دهه آخر قرن بيستم، مطرح مي‏سازد. پايداري شهري نيز به عنوان شاخهاي مهم در اين مفهوم، پديدهاي با ابعاد گسترده و پيچيده است كه در رشد و تكوين شهرها عوامل اقتصادي، اجتماعي، جمعيتي را مورد توجه قرار مي دهد(سرابی، زارعی فرشاد،1389: 37).
توسعه پایدار، روندی است که بهبود شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فناوری به سوی عدالت اجتماعی باشد و در جهت آلودگی اکوسیستم و تخریب منابع طبیعی نباشد (ملکی،1382: 37). کاهش فقر و نابرابری و تکیه بر اصل عدالت اجتماعی و برابری جغرافیایی از اقدامات اساسی توسعه پایدار شهری است (حکمت نیا و موسوی، 1385: 35).
توسعه پايدار شهري در دهه‏هاي اخير به الگوواره نوين و مسلطي در برنامه ريزي شهري تبديل شده و هرگونه برنامه‏ريزي در شهر، چنانكه با رويكرد توسعه پايدار طراحي و تدوين نگردد عملاَ در دسترسي به اهداف مورد نظر با موفقيت كمتري مواجه خواهد بود ( ابراهیم زاده، 1393: 29).
توسعه پايدار شهري، يعني شرايطي كه شهرنشينان امروز و شهروندان فردا بتوانند در آن در كمال آرامش و امنيت زندگي كنند و ضمن تندرستي، از عمر دراز و در عين حال سازنده بهره مند گردند (صالحی فرد، 1380: 147).
از سوي ديگر، نظريه توسعه پايدار شهري، مسايلي چون جلوگيري از آلودگي هاي محيط شهري و ناحيه‏اي، كاهش ظرفيتهاي توليد محيط محلي، ناحيه‏اي و ملي، حمايت از بازيافتها، عدم حمايت از توسعه ها ي زيان آور و برطرف ساختن شكاف ميان فقير و غني را مطرح مي‏كند (زیاری، 1384: 18).
از نظر كالبدي، توسعه پايدار شهري يعني تغييراتي كه دركاربري زمين و سطوح تراكم به منظور رفع نيازهاي ساكنان شهر در زمينه مسكن، حمل و نقل، اوقات فراغت و غذا به عمل مي آيد تا در طول زمان، شهر را از نظر زيست – محيطي، قابل سكونت و زندگي، از نظر اقتصادي بادوام و از نظر اجتماعي همبسته و هماهنگ نگه دارد.
2-5- ناپایداری توسعه شهری
ناپایداری توسعه شهری مهمترین چالش هزاره سوم است، کلانشهرهای بزرگ جهان امروزه اکنون بیش از هر زمان در جستجوی بنیادهای توسعه پایدار هستند. بدین منظور متعاقب اجلاس عالی زمین (1992، ریودوژانیرو) کمیسیون توسعه پایدار (Commission on Sustainable Development : CSD) تشکیل شد که یکی از اهداف آن تولید شاخص های توسعه پایدار برای سنجش، نظارت و بهبود در زمینه توسعه پایدار بود، معرفی و کاربرد این شاخص ها ضرورتی است که در کشور ما کمتر به آن توجه شده است (. در این نوشتار منتخبی از شاخص های سنجش توسعه پایدار شهری را در محلات فقیرنشین مورد مطالعه قرار داده شده است.
2-6- بنیادهای شهر پایدار39
تأکید بر پایداری شهری دارای اهمیت فراوانی است، زیرا مشکلات زیست- محیطی و ناهنجاریهای اجتماعی و اقتصادی در شهرها در پهنه وسیعتری گسترده شده است(کلارک40، 2002: 200)، از این رو توجه به بنیادهای پایداری شهر بر مبنای اصول پایداری به شرح زیر ضروری مینماید(صرافی، 1380: 26-13).
1. اقتصاد شهري پايدار: دستيابي شهروندان به فرصتهاي اشتغال، كسب وكار كافي و خلق فرصتهاي همگام با افزايش تقاضا به منظور حفظ تعادل اقتصادي.
2. جامعة شهري پايدار: بقاي نسلي با تأكيد بر ابعاد بوم شناختي، اقتصادي و اجتماعي به منظور تقويت نهادهاي مدني و پذيرش مسئوليتهاي اجتماعي.
3. سكونتگاه شهري پايدار: تضمين دستيابي شهروندان به سرپناهي امن و سالم، از منظر دسترسي به فضاي مناسب كه از استحكام بنا، تأسيسات بهداشتي، روشنايي و حرارت كافي بهره گيرد و در حد استطاعت ساكنان نيز باشد.
4. محيط زيست شهري پايدار: كاهش مصرف منابع و انرژي، كنترل آلودگي هوا و كاهش حجم ضايعات و بازيافت آن براساس فناوريهاي جديد.
5. دسترسي شهري پايدار: جابجايي و تحرك مردم، كالا، سرمايه و اطلاعات براساس شيوههاي دسترسي و جابجايي سازگار با محيط زيست، امن، كارا و با رعايت توان اقتصادي شهروندان.
6. زندگي شهري پايدار: تلفيق ابعاد اقتصادي اجتماعي، سكونتگاهي، حمل ونقل و زيست محيطي، به منظور ايجاد پيوند و همبستگي ميان انسان و محيط طبيعي در جهت دستيابي به شهر پايدار.
7. مردم سالاري شهري پايدار: ايجاد ساختار نهادي براي حكمروایی خوب شهري41 برآمده از اراده سياسي شهروندان و برمبناي فعاليت و اقدامات گروههاي سياسي و اجتماعي در راستاي پايداري، سياستگذاري، هدايت و نظارت عملكردي.

2-7- مفاهیم و ديدگاههاي اساسي در توسعه محله‏ای
توسعه پايدار شهري، يکي از گرايشهاي نظري مؤثر بر رويکرد توسعهي اجتماعات محله‏ای است و با توجه عميق به مفاهيم و ادبيات توسعه پايدار، حلقهاي از فرآيند مديريت و ادارهي امور شهري تلقي ميشود. اين مفهوم به دليل خصيصه بارز خود که در نظر گرفتن وجوه ارزشي حاکم بر سازوکار توسعه شهري است. تلاشي مؤثر براي هدايت امر توسعه با محوريت انسان و محيط زيست به کار ميبندد. منابع مربوط به اين نگرش به دههي 90 ميلادي باز ميگردد. چارچوب پايهي نظري در اين رويکرد، تأکيد مؤثر و فزاينده بر اثرات متقابل گروههاي اجتماعي ساکن شهر در تمامي ابعاد است که چون پايهاي جهت تقويت هويت زيستي اجتماعي شهري و بهبود کيفيت زندگي از يک سو و کارآمدي ساز و کارهاي مديريت و ادارهي امور شهري از سوي ديگر بر پايه تقويت الگوهاي مشارکت مردم خواهد بود. در اين معنا تحقق توسعه اجتماعات محلي را در چارچوب توسعه محله‏ای پايدار ميتوان در گرو نظام و الگوي مديريت و هدايت شهري قلمداد کرد(رفيعيان و تقوايي،1383: 113). رویکردی که نیازهای شهروندان را در مقیاس کوچک و محسوس بررسی میکند، محلات را بهترین مقیاس برای اعمال مفاهیم جدید میداند(خاکپور و همکاران، 1388: 64). از دیدگاهی دیگر توسعه محلهای میتواند به عنوان فرآیندی از کنشهای متقابل مداوم و نیز به عنوان طرح یا برنامهای که منجر به تغییرات یا تحت تأثیر قرار دادن اجتماع از برخی جهات میشود، تلقی گردد(سیمپسون42، 2005: 34). برخی از دیدگاهها توسعه محلهای را فرآیندی میدانند که ابزار و سرمایههای گوناگون مانند سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی و فکری، سرمایه اجتماعی، سرمایه مالی و … را که باعث بهبود کیفیت ساکنان محله میگردد، فراهم میآورد(رونالد43، 2000: 81).
توسعه محله‏ای عبارت است از فرآيندي مبتني بر مشارکت داوطلبانه و خوديارانه در ميان ساکنان يک محله در جهت بهبود شرايط فيزيکي، اجتماعي و اقتصادي(چاویز و فلورین44، 1990: 18). بنابراين چهار بعد اصلي در توسعه محله‏ای قابل شناسايي است که عبارتند از:

شکل3: ابعاد اصلی توسعه محلی
از ديدگاه ارزشهاي سياسي، به طور کلي دو نظريه و روش برنامهريزي ميتوان تشخيص داد. در نوع اول، تشخيص اهداف و روشهاي توسعه شهري در صلاحيت دانش فني و اقتدار تصميمگيران است و دخالت مردم در آن جايگاهي ندارد. بر اين اساس، برنامهريزي و مديريت تغيير در محيط شهري به شيوهاي اقتدارگرا و از بالا به پايين صورت ميگيرد. در نوع ديگر برنامهريزي که ماهيتي مردم سالار و مشارکتي دارد، توجه به نيازها و خواستههاي متنوع مردم، مشارکت مردم در تصميمگيري، تنوع و تکثر فرهنگي، احترام به طبيعت و محيط زيست، اصول بنيادين برنامهريزي را تشکيل ميدهد. بر پايه اين اصول، قرائتهاي جديدي از نظريههاي برنامهريزي رواج يافته است که از جمله ميتوان به نظريهي برنامهريزي ارتباطي45 و نظريه برنامهريزي غير اقليدسي46 جان فريدمن اشاره کرد.
نظريه برنامهريزي غير اقليدسي بر درک تازهاي از زمان و فضا استوار است. زمان برنامهريزي در شيوه غير اقليدسي، زمان واقعي حوادث روزانه و زمان حال است. زيرا در زمان حال، برنامهريزان درگير عمل ميشوند و مسئوليت بيشتري مييابند. فضاي غير اقليدسي در برنامهريزي، فضاي کوچک محلي و منطقهاي است تا فضاي وسيع ملي و فراملي. تأکيد بر فضاي محدود محلي و منطقهاي در برنامهريزي غير اقليدسي دلايل گوناگون دارد. نخست توجه به تغييرات و تفاوتهاي محلي و منطقهاي است. دليل دوم، ضرورت حضور جامعهي شهري سازمان يافته در تصميم سازي عمومي است. محلهها و واحدهاي همسايگي، مقياسي از فضاي برنامهريزي است که مشارکت معنادار شهروندان در آن ميتواند تحقق يابد. سرانجام اينکه محله و واحد همسايگي، فضاي زندگي روزمره و کسب و کار مردم است و مردم در اين فضاها ميتوانند تأثير ملموس و مستقيم بر جريان امور بگذارند(برک پور،1383 :57-56).
از منظر ديگر ميتواند توسعه اجتماع محلي را هم از نظر مباني و هم از نظر روشها و سياستها و اقدامات- تقسيم نمود. در طبقه بندي عمومي ديدگاههاي قديم و جديد ميتوان آنها را در چهار گروه اصلي جاي داد. در يک نگرش توسعهي اجتماع محلي نوعي ايدئولوژي شبيه به يک جنبش اجتماعي است. در نگرشي ديگر برخي صاحبنظران تلاش کردند توسعه اجتماعات محلي را همچون شاخهاي از يک علم مطرح کنند که در آن ديدگاه ها و نظرهاي متعددي در مورد مسايل و مشکلات اين اجتماعات و ريشهي آنها خصوصيات و جوهرهي اجتماعات و نحوه تکامل و تحول آنها مطرح نگرديده است. ديدگاه سوم توسعه اجتماعي محلي را همانند نوعي شيوهي مداخله در اجتماعات قلمداد ميکند. اين ديدگاه در حقيقت آن را روشي براي مداخله سازماندهي شده در اجتماع محلي ميداند. اين ديدگاه نيز داراي روشها و نظريههاي متفاوتي است. در حالي که برخي از اين ديدگاهها داراي ريشههاي اقتصادي هستند، برخي بر ديدگاههاي اکولوژيک پايهريزي شده‏اند. بالاخره گروهي ديگر توسعهي اجتماع محلي را صرفاً نوعي فرآيند برنامهريزي در رديف ديگر طرحها تلقي ميکنند. بر پايه اين ديدگاه بر چارچوبهاي اجتماعي موجود تأکيد ميشود(عسگري،1383: 71-70).
همچنين توسعه اجتماع محلي را ميتوان بر اساس هدفي که دنبال ميکند به دو دسته تقسيمبندي نمود که عبارتند از :
اهداف محتوايي47 که به معناي بهبود وضعيت اجتماع محلي از طريق افزايش فعاليتهاي اقتصادي و يا اشتغال و ايجاد زير ساختهاي اجتماعي محلي ميباشد.
اهداف فرآيندي48 که به معناي افزايش توان و ظرفيت اجتماع محلي براي انجام کارهاست. اين اهداف ممکن است به منظور

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره توسعه پاید، توسعه پایدار، سیر تاریخی، شهرهای اسلامی Next Entries منابع تحقیق درباره حمل و نقل، توسعه پایدار، رشد هوشمند، توسعه پاید