منابع تحقیق درباره تربیت اخلاقی، نهج البلاغه، امام علی (ع)، روابط انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

در تربیت اخلاقی افراد مهم است.
نکته دیگر قابل ملاحظه این است که ما ضعف را فقط در خوردن غذا می دانیم تا قوت بگیریم و در تربیت کودکان اول به این ضعف جسمی توجه می شود تا ضعف روحی و نفسی آن پس باید از همان بدو تولد در جهت ضعف روحی کودک بصورت تدریجی و مدام کار شود که به قوت تبدیل شود که این قوت، معنوی است که ضعف را در انسان می زداید، کسی که دارای قدرت معنوی است هرگز ضعف بر آن غلبه نمی کند و خود را از غیر خدا بی نیاز می داند و از فقر مالی ناراحت نیست چون بی نیاز از دنیا و جهان است و قوت خود را از قدرت پروردگار دریافت می کند و همیشه به خدا توکل دارد و امید به خدا دارد که این همان انسان تربیت یافته مدنظر امام علی (ع) است .
امام علی (ع) در اینجا اشاره به قدرت معنوی دارد که در تربیت اخلاقی انسانها موثر است می فرماید: «… وَلکِنَّ اللهَ سُبحانَهَ جَعَلَ رُسُلَهُ أُولِی قُوَّهٍ فِی عَزائِمهِم وَ ضَعَفَهً فِیما تَرَی الأعیُنُ مِن حَالَاتِهِم مَعَ قَنَاعَهٍ تَملأُ القُلُوبَ وَ العُیونَ غَنیً وَ خصاصهٍ تَملأ الأَبصَارَ وَ الأسماعَ أَذیً…» (نهج البلاغه: 192).
«… در صورتی که خداوند پیامبران را با عزم و ارادة قوی گرچه با ظاهری ساده و فقیر مبعوث کرد و با قناعتی که دل ها و چشم ها را پر سازد هر چند فقر و نداری ظاهری آنان چشم و گوش را خیره می سازد…».
که اینجا توجه انسان را به درک این نکته تربیتی می کند که بزرگی و عزت در لباس و ظاهر انسان نیست بلکه به خود شخص بستگی دارد که چقدر ایمان به خدا در وجودش متبلور شده است و قدرت معنوی خود را قوی ساخته باشد.

توجه انسان به مسئولیت ها و تکالیفش
می توان گفت آدمی ضعیف خلق شده است و حاصل ضعف نفس او آن است که در برابر مسئولیتها و تکالیف خود از پای در آید، زمانی انسان که نفسش قوت گرفت (قوت معنوی) آدمی قادر است تکالیف را انجام دهد و در برابر لغزش و وسوسه ها تن ندهد و تحمل کند .قوت نفس آدمی با فقر و حاجت او به خدا سرناسازگاری ندارد. انسان در هر حال و وابسته به خداست، چشمه ی جوشان هستی او است و در هر نهری آبی روان باشد از او است؛ … از دامنه ی ضعف می توان تا قلّه ی قوت را پیمود (باقری، 1387، ص 221).
حال چنین می توان درک کرد که تربیت اخلاقی فرد با توجه به ویژگی ضعیف بودن فرد این است که فرد یکسری مسئولیتها بر عهده دارد که باید به نحو احسن انجام دهد که تکالیف و مسئولیتها در حد توان و ظرفیت انسان باشد.
پس نکته مهم در تربیت اخلاقی انسانها تکالیف یا مسئولیتها باید با توجه به ظرفیت انسان باشد یعنی در تکالیف دشوار تجدیدنظر شود زیرا که انسان ها در برابر تکلیف دشوار تاب نمی آورند بدلیل اینکه انسان موجودی ضعیف است و در تربیت اخلاقی باید به این نکته توجه داشته باشیم، خداوند نیز در مقام تربیت انجام بعضی تکالیف را یکباره درخواست نکرده است و به تدریج در چند مرحله مطرح کرده است و بعد کامل تکلیف را مطرح کرده است این بدلیل دشواری تکلیف بوده است و خدا بیش از حد توان و ظرفیت انسان از او توقع ندارد، و انسان تا جایی که توان دارد خداوند از او می خواهد تکالیفی که بر عهده اش است انجام دهد.
لذا بیش از حد از خود و دیگران توقع نداشته باشیم، و خدا هم به انسان تخفیف قائل می شود، مثلاً مریضان و مسافران مجازند که روزه نگیرند و در زمانی دیگر که سالم شدند یا فراغتی بود روزه بگیرند و کسانیکه تحمل روزه گرفتن ندارند، و به آنان آسیب وارد می شود از روزه گرفتن معاف هستند به شرطی که کفاره روزه ها بپردازند که گرسنگان را سیر کند که امام علی(ع) در مورد معاف شدن فرد از روزه گرفتن این چنین می فرمایند: «… گرسنگی بی تابش کند و ناتوانی او را از پای درآورد…» (نهج البلاغه: حکمت 158).
مریضی که آب برای سلامتش مضر است می تواند بجای وضو تیمم کند. لذا با توجه به مطالبی که بیان شد می توان گفت خداوند با توجه به ضعف انسان به او مسئولیت و تکالیفی محول کرده است. لذا انسان سعی کند که تکالیف واجب الهی (نماز، روزه، زکات، خمس و…) به نحو مطلوب انجام دهد. تا رضای الهی را کسب کند و خود را محتاج این قدرت بزرگ بداند.
با توجه به مطالب بیان شده حال انسان در جهت تربیت اخلاقی خود باید برای اینکه ضعف خود را به قوت تبدیل کند با نفس خود مبارزه کند، «رحمت خداوند بر کسی که شهوت خود را مغلوب و هوای نفس را سرکوب کند، زیرا مشکل بازداشتن نفس از شهوت بوده که پیوسته خواهان نافرمانی و معصیت است»(نهج البلاغه: خطبه 176).
کارها و وظایفی که خدا بر عهده ی او گذاشته به نحو احسن انجام دهد و همیشه از خدا کمک بخواهد و خود را از غیرخدا بی نیاز سازد و بر قدرتهای دیگر تکیه نکند و به دنبال کسب رضای حق باشد و با یاد خدا دل را آرام دهد و با تکیه بر قدرت خدا خود را به سوی کمال خود پیش ببرد .

فصل پنجم
ویژگی انسان در ارتباط با انسان های دیگر و
تربیت اخلاقی متناظر با آنها (در نهج البلاغه)

مقدمه
انسان بصورت اجتماعی زندگی می کند؛ و به تعبیر دانشمندان انسان مدنی بالطبع آفریده شده و از نظر روحی و روانی نمی تواند تنها باشد. آنچه مسلم است اینکه انسان به ناچار با دیگر افراد هم نوع خود تعامل دارد. تلاش اسلام بر این است که انسان از نظر اخلاقی به گونه ای تربیت کند که روابط بین خود را انسانی تنظیم کرده و در رفع مشکلات به یاری هم بشتابند.
حال در این فصل به ویژگی انسان در ارتباط با انسان دیگر از دیدگاه امام علی(ع) و موانع مرتبط با آن در نهج البلاغه بیان می گردد.
انسان موجودی اجتماعی است
انسان موجودی است که در تعامل با جامعه و روابط و مناسبات اجتماعی رشد می کند و به شدت از آن تأثیر می پذیرد، به گونه ای که میان فرد و اجتماع رابطه ای حقیقی برقرار است و به همان نسبت که افراد از نظر خواص و آثار وجودی خویش در اجتماع تأثیر می گذارند و آن را بهره مند می سازند، این آثار و خواص وجودی، خود هویتی مستقل را تشکیل می دهد و یک موجودیت اجتماعی پدید می آید که این موجودات اجتماعی به نحو اقتضا افراد را تحت تأثیر و تربیت خویش قرار می دهد (دلشاد تهرانی، 1388، ص111)
با توجه به چنین تعاملی است که امیرمؤمنان علی(ع) در مواقع گوناگون به تأثیر تربیتی محیط اجتماع پرداخته و اهمیت و نقش آن را در سازندگی شخصیت فرد یادآور شده است، چنانکه در نامة خود به حارث فرموده است:
«واسکُنِ الأمصارَ العِظامَ، فَإِنَّهَا جِماعُ المُسلِمینَ، وَ احذَر مَنَازِلَ الغَفلَهِ وَ الجَفَاءِ وَ قِلَّهِ الأعوَانِ عَلَی طَاعَهِ اللهِ» (نهج البلاغه: نامه 69)
در شهرهای بزرگ سکونت کن که جایگاه فراهم آمدن مسلمانان است، و بپرهیز از جایهایی که در آن از یاد خدا غافلند و آنجا که به یکدیگر ستم می رانند، و بر طاعت خدا کمتر یاران اند.
جامعه ی انسانی بدون مشارکت، تعاون و بدون مسؤلیت همگانی و مشارکت جمعی خالی از ارزش و اعتبار انسانی است و حرکت انسان بر این مبنا، حرکتی است بر مبنای فطرت پاک و خدادادی اش، که او را در مسیر سعادت و خوشبختی رهنمون می سازد (عسکری زاده، 1391، ص 78).
چنانکه خداوند حکیم نیز در آیات متعددی به این مهم اشاره و از تفرقه و جدایی نهی فرموده است. « وَ اعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جَمیعاً وَ لَاتَفَرَّقُوا» (آل عمران: 103).
« همگی به رشته دین خدا چنگ زده و پراکنده و گروه گروه نشوید…» و یاد خداوند نیز فرموده اند: «ای اهل ایمان با یکدیگر پیوند و ارتباط برقرار کنید» (آل عمران: 200).
صاحب المفردات «الجمع» را به معنای ضمیمه کردن و نزدیک نمودن چیزی به چیز دیگر می داند و می گوید وجه تسمیه «یوم الجمعه» به این خاطر است که مردم در آن روز برای اقامه ی نماز اجتماع می کنند (راغب اصفهانی، ص203).
امام علی(ع) به نوع روابط اجتماعی و تأثیر مناسبات حاصل از آن توجه داده و نقش تربیت اخلاقی آن را این قدر مهم معرفی کرده است. همچنین آن حضرت فرموده است:
«وَ ایَّاکَ وَ مَقَاعِدَ الأسوَاقِ، فَإنَّهَا مَحَاضِرُ الشَّیطَانِ وَ مَعَارِیضُ الفِتَنِ» (نهج البلاغه، نامه61)
«مبادا بر سر بازارها بنشینی که جای حاضر شدن شیطان است و نمایشگاه فتنه و طغیان».
فضای اجتماعی سودپرستانه و مناسبات کاسبکارانه چنان تأثیر تربیتی دارد که امام(ع) حارث همدانی را اینگونه از قرار گرفتن در چنین فضای اجتماعی و مناسبات حاضل از آن پرهیز داده است.
بی گمان روابط سالم اجتماعی و مناسبات معتدل و عاطفی، بر پایة کرامت انسان و توأم با عدالت و انصاف تأثیری سازنده در تربیت مردمان دارد؛ و روابط ناسالم اجتماعی و مناسبات غیرمعتدل (برخاسته از افراط و تفریط) و خشونتبار، بر پایة حقارت انسان و توأم با ستمگری و تبعیض تأثیری مخرب در تربیت اخلاقی مردمان دارد. سلامت دین و دنیای مردم به سلامت جامعه بسته است. (دلشاد تهرانی، 1388، ص112)
امیرمؤمنان علی(ع) در حکمتی فرموده است: « یَا جابِرُ، قِوَامُ الدِّینِ وَ الدُّنیا بِأَربِعِهٍ: عَالِمٍ مُستَعمِلٍ عِلمَهُ، وَ جَاهِلٍ لَا یَستَنکِفُ أَن یَتَعَلَّمَ، وَ جَوادٍ لَا یَبخَلُ بِمَعرُوفِهِ، وَ فَقیرٍ لَا یَبِیعُ آخِرَتَهُ بِدُنیاهُ؛ فَإذا ضَیَّعَ العَالِمُ عِلمَهُ استَنکَفَ الجَاهِلُ أن یَتَعَلَّمَ، وَ إذا بَخِلَ الغَنِیُّ بِمَعرُوفِهِ بَاعَ الفَقیرهُ آخِرَتَهُ بِدُنیَاهُ» (نهج البلاغه: حکمت 372)
ای جابر! دین و دنیا به چهار چیز برپاست: دانایی که دانش خود را به کار برد، و نادانی که از آموختن سرباز نزند، و بخشنده ای که در بخشش خود بخل نکند، و درویشی که آخرت خویش را به دنبال خود نفروشد، پس اگر دانشمند دانش خود را تباه سازد، نادان به آموختن نپردازد؛ و اگر توانگر در بخشش خویش بخل بورزد، درویش آخرتش را به دنیا در بازد.
در جامعه ای که علم و دانش به کار نیاید و عالمان و دانشمندان به رسالت خود قیام نکنند، جهالت و ظلمت جامعه را در بر می گیرد. در جامعه ای که روابط انسانی بی رنگ شود و هرکس جز به خود نیندیشد، انسانیت و تربیت اخلاقی به تباهی می رود. در جامعه ای که خیرخواهی و عدالت طلبی بی معنا گردد، ستم و بیداد همه گیر می شود و خودکامگی و خودکامگی پذیری مردمان را در کام هلاکت خود فرو می بلعد. امیرمؤمنان علی(ع) در سخنی روشنگر و هشدار دهنده فرموده است:
« أَیُهَا النَّاسُ، لَو لَم تَتَخَاذَلُوا عَن نَصرِ الحَقِّ، وَ لَم تَهِنُوا عَن تَوهِینِ البَاطِلِ، لَم یَطمَع فِیکُم مَن لَیسَ مِثلَکُم، وَ لَم یَقوَ مَن قَوِیَ عَلَیکُم» (نهج البلاغه: خطبه 166)
« ای مردم! اگر یاری حق را فرو نمی گذاشتید، و از خوار ساختن باطل دست بر نمی داشتید، ان که به پایة شما نیست دیدة طمع به شما نمی دوخت، و هیچ نیرومندی بر شما مهتری نمی فروخت».
چنین اموری فرد را به شدت تحت تأثیر تربیتی اخلاقی قرار می دهد. از این روست که تربیت اخلاقی افراد جز با اهتمام به تربیت اجتماع و ایجاد تحوّلات اجتماعی در جهت اهداف تربیتی به درستی ممکن و میسر نیست و آنچه در تربیت فردی فارغ از حرکتهای اجتماعی صورت می پذیرد، آن قدر اندک است که در مقایسه با عملکرد اجتماع در خور توجّه نیست.
بنابراین در مکتب تربیتی اسلام نظر بر آن است که بدون اجتماع، هرگز شخصیت فرد رشد کامل نخواهد نمود و همچنان ناقص و عاجز باقی ماند و دقت در نحوه ی زندگی و سخنان ائمه معصومین هم گواه صادقی است بر ارتباط تنگاتنگ فرد و اجتماع (علوی، 1389، ص140).
حال تلاش اسلام بر این است که انسان از نظر اخلاقی به گونه ای تربیت کند که روابط بین خود را انسانی تنظیم کرده و در رفع مشکلات به یاری هم بشتابند.
عوامل موثر در تربیت اخلاقی انسان در ارتباط با انسان های دیگر با توجه به نهج البلاغه
1- انفاق:
«انفاق» در نهجالبلاغه این چنین معنا دارد: «… وَ أَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ مَالِهِ …» (نهجالبلاغه: حکمت 123).
«… و مازاد بر مصرف زندگی را در راه خدا بخشش کند …»

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره نهج البلاغه، تربیت اخلاقی، امام علی (ع)، فضایل اخلاقی Next Entries منابع تحقیق درباره نهج البلاغه، امام علی (ع)، تربیت اخلاقی، اخلاق اجتماعی