منابع تحقیق درباره تربیت اخلاقی، نهج البلاغه، امام علی (ع)، امام حسن (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

اخلاقی فرد دارد توجه گذشتگان و پند گرفتن از آنهاست که باعث می شود انسان مغرور نشود و از قدرت و پول و علم و امکاناتش در جهت خدمت به مردم و تعالی خودش بهره ببرد.
یکی دیگراز موارد که در بینش فرد تأثیر می گذارد توجه به دنیاست، با این بینش که دردنیا دشوارها و بلاها است که انسان را از غفلت می رهاند و آمادگی پیدا می کند که در برابر امتحان الهی صبور و بردبار باشد و آن را بعنوان عاملی بداند که درتعالی و کمالش موثر است و نیز این بیش که دنیا ناپایدار است لذا به ظواهر دنیا دل نبندد بلکه از دنیا و امکانش در جهت تعالی خود و ساختن آخرت خود بهره ببرد. نیز توجه داشته باشد که چیزی باقی می ماند و بقاء دارد اعمال و رفتار انسان است لذا توجه به عمل صالح است که آثار آن پایدار و باقی است(باقیات صالحات).
امام علی(ع) می فرماید: «دنیا خانه ای پوشیده از بلاها، به حیله و نیرنگ شناخته شده، نه حالات آن پایدار، و نه مردم آن از سلامت برخوردارند. دارای تحولات گوناگون و دوران های رنگارنگ، زندگی در آن نکوهیده و امنیت در آن نابود است. اهل دنیا همواره هدف تیرهای بلا هستند، که با تیرهایش آنها را می کوبد و با مرگ آنها را نابود می کند». (نهج البلاغه: خطبه226)
حال این بینش ایجاد شده در فرد باعث می شود که باور و اعتقادی عمیق در فرد ایجاد شود و او را به داشتن ایمان و تقوی در کارهایش جهت دهد که این از مهمترین هدف تربیت اخلاقی است که فرد با ایمان و تقوی الهی به سمت معبود خویش به پیش رود.
امام در بخش سخنان خودشان در نهج البلاغه در مورد تاثیر ایمان در باطن چنین می گویند: ایمان نطفه نورانی در قلب پدید می آورد که هرچه ایمان رشد کند آن نیز فزونی یابد.
« هیچ شرافتی برتر از اسلام و هیچ عزتی گرامی تر از تقوا و هیچ سنگری نیکوتر از پارسایی و هیچ شفاعت کننده ای کارسازتر از توبه و هیچ گنجی بی نیاز کننده تر از قناعت و هیچ مالی در فقر زدایی از بین برنده تر از رضایت به روزی نیست».
این گفته امام علی (ع) ناظر به ایجاد تحول باطنی است که همان ثابت قدم کردن ایمان است آثار آن بر ظاهر آدمی و اعمال وی پدیدار خواهد شد و بعنوان یکی از عوامل موثر در تربیت اخلاقی آدمی می توان در نظر گرفت .
حال با توجه به مطالبی که بیان شد می توان گفت حقیقت انسان همان جسم خاکی و روح خدایی اوست؛ انسان واجد حقیقتی است ملکوتی و موهبتی شگفت از استعدادهای بی نهایت که می تواند با تربیت اخلاقی صحیح خود را شکوفا سازد و والاترین جلوة حق گردد. در صورتیکه دیدی خاکی داشته باشد در محدودة ارضاء خواسته ها و توجه به بعد جسمی خود حرکت می کند و غافل و بی خبر است و روح خدایی خود را در قفس جسم خاکی زندانی می کند و غافل از آنکه با مرگ خود روحش آزاد می شود این فرد باید بینش خود را تصحیح کند تا بتواند تربیت صحیح و الهی داشته باشد به وجود خود توجه کنند و استعدادهای خود را شکوفا سازند. این حقیقت را باید بدانیم که انسان با تربیت اخلاقی صحیح که می تواند آدمی برتر بر همه موجودات عالم و مسجود فرشتگان است همان روح خدایی را در خود متجلی کند که این همان انسان خواستنی است و این حقیقت را پذیرفته که انسان استعداد همه گونه شدن را دارد و چگونه شدنش به خواست و تربیت اخلاقی او بستگی دارد تا جلوه گر حق و خلیفة خدا در زمین باشد و اسماء حسنای الهی را در خود ظاهر نماید. و این انسان با وقوف به آفرینش خود از خاک را در مقابل خالق و خلق متواضع و فروتن است.
و می توان گفت نفس انسانی، جوهری الهی،و نفخه ای ربانی است و از عالم امر و ابداع است و همچون آینه ای که صفات رحمانی در آن متجلی می شود، اگر نفس خود را بدین صورت بشناسد یک بینش در فرد ایجاد می شود که راههای سیر باطنی و دانش واقعی در برابر او آشکار می شود و به مرتبة راستین علم و شناخت می رسد و خدای متعال را می شناسد، حقایق جهان را می بیند و که همان شناخت حقیقت انسان است که این بینش فرد را در جهت تربیت اخلاقی الهی رهنمون می کند.
حضرت علی (ع) اینگونه اظهار می دارند: «وَ اعتَمِدُوا وَضِعَ التَّذَلُّلِ عَلَی رُؤُسِکُم، وَ إلقاءِ التَّعزُّرَ أقدَامِکُم وَ خلعَ » (نهج البلاغه: خطبه192).
«… تاج افتخار فروتنی را بر سرهای خویش نهید، و گردنفرازی را به زیرپاهای خود بیفکنید، و رشتة تکبّر را از گردن هایتان فرود آورید، و افتادگی و تواضع را همچون سپری میان خود و دشمنانتان یعنی شیطان و سپاهیان او، قرار دهید…».
با توجه به مطالبی که در مورد تطهیر ظاهر و تطهیر باطن بیان شد که انسان به کمال خود که پرهیزگاری و متقی بودن است دست یابد که امام علی(ع) ویژگی های آنها را با توجه به گفته هایی که در این زمینه ذکر شد چنین بیان می کنند: «در دینداری نیرومند، نرمخو و دوراندیش است، دارای ایمانی پر از یقین، حریمی در کسب دانش، با دانستن علم بردبار، در توانگری میانه رو، در عبادت فروتن، در تهیدستی آراسته، در سختی ها بردبار… اعمال نیکو انجام می دهد و ترسان است، روز را به شب می رساند با سپاسگزاری، و شب را به روز می آورد با یاد خدا… در سختی ها آرام، و در ناگواری ها بردبار و در خوشی ها سپاسگزار است…» (نهج البلاغه: خطبه 193).
پس ما باید به تحول ظاهری و باطنی توجه داشته باشیم تا انسان به هدف خود که کامل شدن و کمال رسیدن اوست بعنوان هدفی خاص در تربیت اخلاقی مطرح می شود دست یابیم و بتوان با توجه به آن به هدف غایی تربیت اخلاقی که قرب الهی است برسد.
3- ضعیف بودن انسان
در این مورد حضرت علی (ع) می فرماید: «مشکینٌ إبنُ آدَمَ: مَکتُومُ الاَجلِ، مَکنُونُ العِلَلِ، مَحفُوظُ العَمَل. تُؤِلِمُهُ البَقَّهُ وَ تَقتُلُهُ الشَّرقَهُ وَ تُنتِنُهُ العَرقَهُ» (نهج البلاغه، حکمت 419)
« بیچارگی فرزند آدم! اجلش نهان، بیماری هایشان پوشیده، اعمالش نوشته شده، پشه ای او را آزار می دهد، جرعه اعی گلوگیرش شده او را از پای در می آورد و عرق گردنی او را بدبو می سازد.
توجه انسان به ضعف خود
«ضعف» مقابل «قوت» به معنای ناتوانی است. مقصود ما از ضعف به عنوان یکی از ویژگی های عمومی انسان است. این ضعف در مواردی آشکار می شود که فرد به رویارویی با تکالیف برخاسته و در برابر قبول مسئولیت ها قرار گرفته است.
حاصل ضعف نفس او آن است که در برابر تکفّل مسئولیت ها و تکالیف از پای می نشیند (باقری، 1387، صص 221-220).
خداوند می فرماید: «یُریدُ اللهُ اَن یُخَفِّفُ عَنکُم وَ خُلِقَ الانسانُ ضَعیفاً» (نساء: 28).
« خداوند می خواهد بر شما آسان بگیرد و انسان ضعیف خلق شده است».
امام نیز می فرماید: «أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللهَ الَّذِی إن قُلتُم سَمِعَ وَ إِن ثُم عَلِمَ» (نهج البلاغه: حکمت 203).
« ای مردم! از خدایی بترسید که اگر سخنی گویید می شنود. و اگر پنهان می داند».
نکته تربیتی اخلاقی که اینجا وجود دارد که انسان باید معترف به ضعف خود در هر مقامی که هست و در هر زمان و مکان در مقابل خداوند باشد(علوی، 1389، ص30).
در سفارش خود به فرزندش امام حسن (ع) چنین بیان می کند: «… وَ أَلجِی نَفسَکَ فِی أُمُورِکَ کُلَّهَا إلی إلهکَ فَإِنَّکَ تُلجِثُهَا إِلَی کَهفٍ حَرِیرٍ وَ مَانِعٍ عَزِیزٍ…» (نهج البلاغه: نامه 31).
«… در تمام کارها خود را به خدا واگذار، که به پناهگاه مطمئن و نیرومندی رسیده ای…».
خود را به خدا واگذاردن یعنی توکل به خدا و تسلیم در برابر قدرت خداوند است که خود را که یکی از موارد موثر در تربیت اخلاقی افراد است . که در اینجا انسان به ضعف خود اعتراف می کند و دست نیاز به سوی خالق خود که دارای قدرت و توانایی لایزال است دراز می کند که در تربیت اخلاقی افراد نقش بسزایی دارد که فرد خود را محتاج خداوند بداند نه غیر او.
احساس بی نیازی انسان نسبت به خدا
حال آنان که به ضعف خود غافلند که چه جایگاه بدی در انتظار آنان است. که در اینجا به این اشاره دارد که انسان زمانی احساس بی نیازی کرد غافل می شود و طغیان می کند که این از موانع بزرگ در تربیت اخلاقی است.
امام علی (ع) می فرمایند: «… تَتَحَقَّق شِقوَتُهُ وَ تَنفَصِم عُروَتُهُ وَ تَعظُم کَبوتُهُ وَ یَکُونُ مَآبُهُ اِلَی الحُزنِ الطَّویلِ وَ العَذَابِ الوَبیلِ … » (نهج البلاغه: خطبه 161).
«… به یقین بدبخت است و پیوند با خدا بریده و به سر در افتادن او سخت. و پایان کارش اندوهی است دراز، عذابی دشوار و جانگذار…»
در جایی دیگر می فرمایند: «… وَ خَالِف مَن خَالَفَ ذلِکَ إِلَی غَیرهِ، وَدَعهُ وَ مَارِضِی لِنَفسِهِ؛ وَضَع فَخرَکَ و احطط کبرک »( نهج البلاغه: خطبه 153).
«… با کسی که رهنمودهای پیامبر را بکار نمی بندد و به جانب دیگری تمایل دارد مخالفت کن او را با آنچه برای خود پسندیده رها کن. فخر فروشی را واگذار و از مرکب تکبّر فرود آی».
در اینجا اشاره دارد که انسان نباید متکبر باشد که در اثر بی نیازی که فرد از حد خود تجاوز می کند که برای رفع چنین مانع تربیت اخلاقی فرد را باید متوجه ضعفش کنیم که امام علی(ع) در این مورد می فرماید: «… وَ عَحِبتُ لِلمُتَکَبَّرِ الذّیِ کانَ بِالأَمسِ نُطفَهً وَ یَکُونُ غَداً جِیفَهً وَ عَجِبتُ لِمَن شَکَّ فِی اللهِ وَ هُوَ یَرَی خَلقَ اللهِ وَ عَجِبتُ لِمَن نَسِیَ المَوتَ وَ هُوَ یَرَی [مَن یِمُوت] المَوتَی؛ وَ عجِبتُ لَمِن أَنکَرَ التَّشأهَ الأخری، وَ هُوَ یَرَی النَّشأهَ الاُولَی وَ عَحِبتُ لِعامِرٍ دارَ الصَّنَاءِ وَ تَارِکٍ دارَ البَقَاءِ…» (نهج البلاغه: حکمت 126).
«… و در شگفتم از متکبّری که دیروز نطفه ای بی ارزشی، و فراد مرداری گندیده خواهد بود و در شگفتم از آن کس که آفرینش پدیده ها را می نگرد و در وجود خدا تردید دارد! و در شگفتم از آن کسی که مردگان را می بیند و مرگ را از یاد برده است و در شگفتم از آن کس که خانة نابود شدنی را آبادکند، اما جایگاه همیشگی را از یاد برده است…» که بخوبی امام(ع) به ضعف انسان اشاره کرده است که انسان متکبر اگر در خودش بیندیشد می فهمد که بدون خداوند هیچ قدرتی ندارد و ضعیف و ناتوان است که نمی تواند حتی یک ساعت بعد خبر داشته باشد و امام می فرماید:«… وَلاَ یَستَغنِی عَنکَ مَن تَوَلَّی عَن أَمرِکَ…» (نهج البلاغه: خطبه 109) .
« … هرکس که به تو (خداوند) پشت کند از تو بی نیاز نگردد…»
امام (ع) در مورد غرور و تکبر که در اثر غفلت و بی نیازی فرد از خدا ایجاد می شود چنین می فرمایند: «فَاعتَبِروُا بَمَا أَصابَ الأُمَمَ المُستَکبِرینَ … فَلَو رَخَّصَ اللهُ فِی الکِبرِ لِأَحَدٍ مِن عِبَادِهِ لَرَخَصَّ فیه لخاصَّهِ أَنبیائِهِ وَ أَولیائِهِ وَ لکِّنَّهُ (سُبحانَه) کَرَّهَ إِلَیهِمُ التَّکابُرَ وَ رَضِیَ لَهُمُ التّواضُعَ…» (همان، 192)
« مردم! از آنچه بر ملّت های متکبّر گذشته عبرت گیرید… اگر خدا تکبر ورزیدن را اجازه می فرمود، حتماً به بندگان مخصوص خود از پیامبران و امامان اجازه می داد، در صورتیکه که خدای سبحان تکبّر و خودپسندی را نسبت به آنان ناپسند و تواضع و فروتنی را برای آنان پسندید…».
در اینجا موردی که در تربیت اخلاقی مورد توجه قرار می دهد همان تواضع و فروتنی است که نقطه مقابل تکبر و خودپسندی است و اینکه فرد باید از گذشتگان که متکبر بودند عبرت بگیرد که این خود باعث می شود فرد به ضعف خود در مقابل خدا اعتراف کند و تسلیم خداوند شود.
با توجه به مطالب بالا می توان این گفته رابیان کرد: « کسی که نه تنها در برابر خداوند، بلکه به هنگام غرور و تکبر بی مورد در مقابل بندگان خدا نیز باید با در نظر گرفتن ویژگی ضعف خود به هر صورت ممکن با صفات سوء مذکور مقابله نمود که بد جایگاهی در انتظار متکبّرین است (علوی، 1389، ص299).
حال نکته مهم دیگر که با توجه به ضعف انسان مطرح است که انسان در برخورد با افرادضعف و ناتوان خود را قدرتمند فرض نکند و مغرور نباشد و با تکبر برخورد نکند بلکه نسبت به آنان فضل و بخشش را دریغ نکند.
ولی انسان بر عکس در مقابل زورگویان و مستکبران باید

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره تربیت اخلاقی، نهج البلاغه، امام علی (ع)، عزت نفس Next Entries منابع تحقیق درباره نهج البلاغه، تربیت اخلاقی، امام علی (ع)، پیامبر اسلام (ص)