منابع تحقیق درباره تربیت اخلاقی، نهج البلاغه، امام علی (ع)، عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

وَ الحَسَدُ دَواع إلی التَّقَحُّمِ فی الذُّنُوبِ» (نهج البلاغه، حکمت 371).
« حرص، کبر و حسد انسان را به فرو افتادن در گناهان بر می انگیزنند»
امام علی (ع) همچنین توجه به کبر می فرمایند: « فَاعتَبِرُوا بِما کانَ مِن فِعلِ اللهِ بِإبلیسَ إذا أحبَطَ عَمَلَهُ الطَّویلَ وَ جَهدَهُ الجَهِیدَ… عَن کِبرِ ساعَهٍ واحِدَهٍ» (نهج البلاغه: خطبه 192).
« پس از کار خدا درباره ابلیس عبرت بگیرید، چرا که به علت کبریک ساعت، عمل طولانی و کوشش تمام عیار او تبار گردید»
پس یکی از شیوه های موثر در تربیت اخلاقی انسان در دوری انسان از تکبر عجب ، کبر و خود بزرگ بینی توجه کردن به نقاط ضعف و ناتوانی های قبل و بعد از تولد و پس از مرگ است. امام علی (ع) در این مورد می فرماید: «وَ عَجِبتُ لِلمُتَکَبَّرِ الذّی کانَ بِالأمسِ نُطفَهً وَ یَکُونُ غَداً جِیفَهً» (نهج البلاغه: حکمت 126).
« در شگفتم از متکّبری که دیروز نطفه ای بی ارزش و فردا مردار گندیده خواهد بود».
حضرت علی (ع) در خطبه قاطعه در مورد تکبر که یکی از رذایل اخلاقی و مانع تربیت اخلاقی است چنین می فرماید:
بدلیل اینکه شیطان تکبر کرد و در مقابل انسان سجده نکرد و خدا بخاطر بزرگ بینی او را کوچک شمرد . حال در اینجا نکته تربیت اخلاقی که می توان در نظر گرفت که خداوند مخلوقات را با اموری که آگاهی ندارند آزمایش می کند تا بد و خوب تمیز داده شود، و تکبّر و خود پسندی را از آنها بزداید و خود بزرگ بینی را از آنها دور کند. ابلیس با ساعتی تکبر همة عبادت ها شش هزار سالة خود را نابود کرد. لذا تکبر یکی از موانع تربیت اخلاقی است که باعث می شود عبادات انسان تباه شود. نقطه مقابل تکبر و خودپسندی، تواضع و فروتنی است خود را برتر ندانستن و خود بزرگ بین نبودن است که در تربیت اخلاقی انسان مورد توجه است. نکته تربیت اخلاقی مهم این است که کبر و خودپسندی باعث دشمنی، کینه، حسد می شود. توجه به سرگذشت ملت های متکبر گذشته و عبرت گرفتن از آنهاست که خود در تربیت اخلاقی نقش دارد. خداوند تکبّر ورزیدن را دوست ندارد بطوریکه خداوند برای پیامبران و امامان تکبر و خودپسندی را ناپسند و تواضع و فروتنی الگو تربیت یافته بتواند را برای آنان پسندید. خداوند بندگان متکبّر را با دوستان خود که در چشم آنها ناتوانند می آزماید. تکبر و خودپسندی از آن دام های شیطان است بترسید و می توان بیان کرد که تکبر یکی از موانع بزرگ در تربیت اخلاقی افراد است و حال در خطبه قاصعه امام علی(ع) اعمال و رفتاری که باعث می شود وجود انسان از تکبر پاک شود و تربیت اخلاقی صحیح انجام گیرد عبادت است، نماز و روزه و زکات باعث می شود که کبر و خودپسندی دور شود و بجای آن خشوع، فروتنی و متواضع بودن در جان و روان انسان بوجود آید پس عبادت درخت تکبر را می شکند و از روییدن کبر و خودپرستی جلوگیری می کند.
نکته قابل توجه این است که ما نباید متکبر باشیم و در برابر خدا، نهایت تواضع را داشته باشیم ولی در مقابل انسانهای متکبری که تواضع ما این تصور غلط در آنان ایجاد می شود که چه خصوصیات بالایی دارند و در نتیجه متکبرتر می شوند پس ما اجازه نداریم به گونه ای رفتار کنیم که افراد متکبر، متکبرتر شوند (علوی،1389، ص222).
و در تربیت اخلاقی باید به این موضوع اهمیت دهیم که تواضعی که عامل فخرفروشی یا محبوبیت ها باشد یعنی تواضعمان عامل تکبر شود خوب نیست و تواضع کسانی دلنشین است که با توجه به نقاط قوتی دارند که متکبر باشند ولی با نیت صحیح تواضع را اختیار می کنند و از توانمندی های خودشان بعنوان عاملی برای نافرمانی خدا بکار نمی گیرند و خداوند انسانهای متکبر را دوست ندارد.
این نوع تواضع عاملی است در جهت عزب نفس و تکامل انسان است که امام علی(ع) می فرماید: «هرکس باید قدر و منزلت خود را بخوبی بشناسند و آن را پاس بدارد» و انسان مومن ضمن اینکه نهایت فروتنی را دارد؛ قدر و شخصیت خویش را می شناسد و با توجه به آن، به خویشتن اعتماد می کند. پس می توان گفت عزت نفس یکی از پیش نیازهای اساسی تربیت اخلاقی است.
حال این احساس عزت نفس که از این طریق در فرد بوجود آمده نباید آن را با گناهانی مثل عجب و کبر و تکبر اشتباه گرفت.
لذا فرد برای تربیت اخلاقی خویش باید با تعقل و بصیرت و اندیشه ورزی و داشتن اعتماد به نفس بالا توانایی های خود را بروز دهد و در ضمن تقوا را مد نظرش باشد تا خود را واقعاً محتاج خداوند بداند و مطمئن باشد که عزت و ذلت او بدست خداوند است و در این صورت این فرد احساس سرافکندگی و خردبینی ندارد.
گفته امام علی (ع) «انسان های موفق کسانی هستند که بدون سر وصدا و آرام و با اعتماد به نفس کار خود را دنبال می کنند» (نهج البلاغه: خطبه9).
در نتیجه هرکس حقیقت انسانی را بشناسد، ارزشها، خصوصیات و کمالات و نقصهای را خواهد شناخت. و چنین شناختی است که شخص به انسان و ارزشهای انسانی احترام می گذارد و نسبت به دیگران از خود گذشتگی و ایثار دارد و بر عکس در صورتی که شخص ارزش خود را نداند ارزش دیگران و انسانیت را نخواهد دانست و همه چیز در چشم او بی ارزش است (دلشاد تهرانی، 1390، ص48). لذا انسان با شناخت حقیقت وجودی خود و داشتن الگوی مناسب انسانی به سمت کمال خود حرکت کند.
نهایت امام علی (ع) در دعای خودشان چنین می فرمایند: «… خدایا! آنچه از اعمال نیکو که تصمیم گرفتم و انجام ندادم ببخشای. خدایا! ببخشای آنچه را که با زبان به تو نزدیک شدم، ولی با قلب آن را ترک کردم.خدایا، ببخشای نگاه های اشارت آمیز، و سخنان بی فایده، و خواسته های بی مورد دل، و لغزش های زبان را» (نهج البلاغه: خطبه78).
2- دو بعدی بودن انسان
این ویژگی انسان است که شامل دو بعد است که جسمی و روحی است. حال امام علی در مورد بعد جسمی انسان چنین می گوید:« … أَوَّلُهُ نُطفَهٌ، وَ آخِرُهُ جیفهٌ ولایَرزُقَ نفسَهُ وَ لا یَدفَعُ حَتفَهُ» (نهج البلاغه: حکمت 454).
« … او در آغاز نطفه ای گندیده و در پایان مرداری بدبو است نه می تواند روزی خویشتن را فراهم کند و نه مرگ را از خود دور نماید».
بعد جسمی در قرآن چنین تعریف نموده اند: «خداوند بعد از آفرینش انسان از گل، نسل او را از عصاره ای از آب ناچیز و بی مقدار آفرید». (سجده: 8)
در تفسیر نمونه چنین بیان شده است:
انسان اگرچه از نظر «بعد مادی» « از خاک تیره» و یا «آب بی مقداری است ولی از نظر بعد معنوی و روحانی» حامل «روح الهی» است (به نقل از علوی،1389، ص191).
حضرت علی (ع) نیز در مورد بعد روحی انسان می فرمایند: «… إنَّی خَالِقٌ بَشَراً مِن طینٍ، فَإذا سَوَّیتُهُ وَ نَفخَتُ فِیهِ مِن رُوحی فَقَعُولَهُ لَهُ ساجِدِینَ، فَسَجَدَ المَلائِکَهُ کُلُّهُم أَجمَعُونَ، إلَّا إبلیسَ…» (نهج البلاغه: خطبه 192).
«… فرمود: من بشری را از گل و خاک می آفرینم، آنگاه که آفرینش او به اتمام رسید، و روح در او دمیدم، بر او سجده کنید. فرشتگان هم سجده کردند مگر ابلیس…».
در آیات قرآنی هم در مورد روح مطالب زیادی وجود دارد مانند: «… آفرینش انسان را از گل آغاز کرد … آن گاه او را درست اندام کرد و از روح خویش در او دمید… » (سجده: 32)
راغب اصفهانی در مفردات (ص189) «روح را در معنای جان، روان، نفس ذکرمی کند و از روح انسان که حیات و حرکت وی به آن وابسته است نام برد. (به نقل از علوی،1389، ص192).
«… پس وقتی آن را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم…» (حجر: 29).
در سطح انسان شناسی، مفهوم «روح» از این حیث مطرح است که در پیکر پرداخته شده ی آدمی حیات انسانی ایجاد می کند. ظهور آثار حیاتی ویژه آدمی توسط روح، حیاتی را پدید می آورد، که میان انسان ها مشترک است. جلوه ی دیگری نیز برای انسان ممکن پیش آید این جلوه در گرو ایمان آدمی به خدا و نفوذ عمیق آن در دل است. با ظهور این جلوه از روح نیز، حیاتی تازه یا مرتبه ای تازه ای از حیات در انسان نمودار می شود که از آن به «حیات پاک» (حیات طیبه) تعبیر شده است. در حیات طیّبه دل آدمی از آلودگی شرک، خیالش از آلودگی و وسوسه و اندامش از آلودگی اشیاء پلید پیراسته است این مرتبه از حیات، اختصاص به گروه خاصی از انسان ها دارد و مرتبه والایی از حیات است (باقری، 1387، ص17).
در خطبه اول نهج البلاغه حضرت علی (ع) درباره چگونگی آفرینش انسان این چنین می فرمایند: «ثُمَّ جَمَعَ (سُبْحَانَهُ) مِنْ حَزْنِ اَلْأَرْضِ وَ سَهْلِهَا وَ عَذْبِهَا وَ سَبَخِهَا تُرْبَةً سَنَّهَا بِالْمَاءِ حَتَّى خَلَصَتْ وَ لاَطَهَا بِالْبَلَّةِ حَتَّى لَزَبَتْ فَجَبَلَ مِنْهَا صُورَةً ذَاتَ أَحْنَاءٍ وَ وُصُولٍ وَ أَعْضَاءٍ وَ فُصُولٍ أَجْمَدَهَا حَتَّى اِسْتَمْسَكَتْ وَ أَصْلَدَهَا حَتَّى صَلْصَلَتْ لِوَقْتٍ مَعْدُودٍ وَ أَمَدٍ مَعْلُومٍ ثُمَّ نَفَخَ فِيهَا مِنْ رُوحِهِ فَمَثُلَتْ إِنْسَاناً ذَا أَذْهَانٍ يُجِيلُهَا …» (نهج البلاغه: خطبه 1).
« سپس خداوند بزرگ، خاکی از قسمت های گوناگون زمین، از قسمت های سخت و نرم، شور و شیرین، گرد آورد، آب بر آن افزود تا گلی خالص و آماده شد، و با افزودن رطوبت، چسبناک گردید، که از آن، اندامی شایسته، و عضوهایی جدا و به یکدیگر پیوسته آفرید. آن را خشکانید تا محکم شد. خشکاندن را ادامه داد تا سخت شد تا زمانی معیّن و سرانجامی مشخّص، اندام انسان، کامل گردید. آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد… ». که با توجه به این خطبه آفرینش انسان بصورت دو بعد جسمی- روحی است.
«فارابی وجود انسان را دارای دو بعد جسمانی و روحانی می داند و برای پرورش هر بعد اهمیت خاصی قائل است و برنامه های مشخص دارد. به نظر فارابی باید تن آدمی پاس داشته شود و نیروی لازم در آن بوجود آید و بالقوه های آن شکوفا شود.
و همچنین به نظر صدر المتالهین نفس آدمی در همه اعمال بدنی حاضر و مدبر است و قوای بدنی و مزاج طبیعی همه به فرمان او هستند. نمونه ای را می آوریم. اگر اعتلای نفس به تعدیل مزاج و فقط اتصال آن نبود با اندک علتی که باعث تغییر مزاج می گردد،مثل گرما و سرما متالم نمی شد یعنی اگر نفس را جاری در جمیع اعضای بدن ندانیم چگونه میتوانیم تاثیرات نفس را از امور ترساننده و مژده دهنده و بازدارنده که امور نفسانی نیستند توجیه نماییم یعنی به نظر ملاصدرا نیاز نفس جهت شناخت امور جسمانی است و لازم است به تربیت جسم پرداخت» (به نقل از فرمهینی فراهانی، 1390، ص76).
با توجه به مطالبی که بیان شد: در مباحث انسان شناسی نظریه ای است که انسان را دارای دو بعد مادی و غیر مادی می داند. براساس این نظریه، وجود انسان به جسم خاکی و مادی منحصر نمی شود، بلکه دارای بعد غیرمادی نیز هست که آنرا روح یا نفس می گویند (گرامی،1385، ص65).
می توان گفت آنچه میان انسان ها مشترک است وجود روح در پیکر پرداخته شده آدمی حیات انسانی ایجاد می کند.
حضرت علی (ع) اثبات روح این چنین می گوید:
«… اَلمَوتُ اَلتِیاطاً بِهِ فَقُبِضَ بَصَرُهُ کَمَا قُبِضَ سَمعُهُ، وَ خَرَجَتِ الرُّوحُ مِن جَسَدِهِ …» (نهج البلاغه: خطبه 109).
«… چنگال مرگ تمام وجودش را فرا می گیرد و چشم او را نیز مانند گوشش از کار می افتد و روح از بدن او خارج می شود…».
لذا آدمی ذاتاً حالتی خدا گونه داشته و لذا بتواند در پرتو تربیت این حالت را به منصه ظهور برساند. (علوی، 1389، ص240)
این چنین موجودی نیازمند است که استعدادهای نهفته اش بروز کند در حضرت علی (ع) در این مورد چنین می گوید: «أَمْ هَذَا اَلَّذِي أَنْشَأَهُ فِي ظُلُمَاتِ اَلْأَرْحَامِ وَ شُغُفِ اَلْأَسْتَارِ نُطْفَةً دِهَاقاً وَ عَلَقَةً مِحَاقاً وَ جَنِيناً وَ رَاضِعاً وَ وَلِيداً وَ يَافِعاً ثُمَّ مَنَحَهُ قَلْباً حَافِظاً وَ لِسَاناً لاَفِظاً وَ بَصَراً لاَحِظاً لِيَفْهَمَ مُعْتَبِراً وَ يُقَصِّرَ مُزْدَجِراً…» (نهج البلاغه: خطبه83)
« مگر انسان همان نطفه و خون نیم بند نیست که خدا او را در تاریکی های رحم و غلاف های تو در تو پدید آورد. تا به صورت چنین درآمد، سپس

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره نهج البلاغه، تربیت اخلاقی، امام علی (ع)، امام حسن (ع) Next Entries منابع تحقیق درباره تربیت اخلاقی، نهج البلاغه، امام علی (ع)، امام حسن (ع)