منابع تحقیق درباره تربیت اخلاقی، نهج البلاغه، داروینیسم، عوامل درونی

دانلود پایان نامه ارشد

پدید می آید(کاپلستون، 1370،ص 404).
از همین رو، برای تربیت اخلاقی متربی، باید بر عامل تفکر و تجربه تکیه کرد، به بیان جان دیویی6، نظام تربیتی باید صرفاً در پی بهبود زندگی این جهان آدمی در متن جامعه باشد، نه این که خوشی زندگی پس از مرگ را به وی انتظار بنشیند(مایر، 1350، ص468).

ب) داروینیسم اخلاقی
یکی دیگر از مکاتبی که مبنای تربیت اخلاقی خویش را در منفعت گرایی قرار داده، «داروینیسم اخلاقی» یا «اخلاق تکامی» است. این مکتب گونه ای از اخلاق عملی است که مشی طبیعت را الگو قرار می دهد و وقایع جهان خارج را کماکم مجسم قلمداد می کند.
هربرت اسپنسر7 (1820-1903م) موسس این مکتب است، از منظر وی، انسان حیوانی متکامل، اخلاق انسانی، تداعی گر رفتار حیوانی تکامل یافته در طی قرون متمادی است(کاپلستون،1370، ص158).
شاخصه های یک حیات انسانی- ارزشی از منظر اسپسنر عبارتند از: 1- سلامت جسمی 2- توانایی در برآوردن نیازهای روزمره زندگی 3- ازدواج و سیکل خانواده 4- جامعه پذیر، البته با تکیه بر فردیت با خوشبختی در عرصة جامعه است (کردان، 1387، ص185).
ساختن زمینه برای نیل به جهات دنیوی است و تنها متوجه اهداف زندگی مادی بشر و در پی آماده ساختن او برای زندگی توام تربیت اخلاقی اسپسر مفهومی جز سازگار ساختن انسان با جهان صنعتی و ماشینی امروز نخواهد داشت.
مکتب تربیتی اسپنسر با چالش مواجه شد و مورد نقد بسیار قرار گرفت.
ج) رفتارگرایی
دو مکتب پیش در امتداد خویش به مکتب رفتار گرایی اسکینر8 (1904-1990م). منتهی شدند وی رفتارهای انسان را به دو بخش تقسیم کرد:
الف) رفتار بازتابی: مراد از این گونه رفتار، رفتاری است که کاملاً تحت تأثیر کنترل محیط رخ می دهد و پاسخی مستقیم بدان محسوب می شود(اسکینر، 1370، ص47).
ب) رفتار کنشگر: این بخش از رفتار، رفتاری را حکایت می کند که با پیامهایش کنترل می شود و بر محیط عمل می کند تا پیامدی حاصل نماید. درصورتی که رفتار کنشگری از انسان سربزند و پیامد مطلوبی در پی دانسته باشد، احتمال انجام مجدد رفتار را افزایش می یابد به تعبیر دیگر محرکهای پیامد، سبب شکل دهی و حفظ این نوع رفتار می شوند.
این دیدگاه موجب شد وی برای تربیت اخلاقی متربی بر اصل «محرک و پاسخ» و عوامل تقویت کنندة محیطی تکیه کند. از این منظر، اگر مثلاً فردی، رفتاری نیکو انجام دهد، باید طی برنامه زمانی خاص و منظمی، از طریق ارائه تقویت کننده مثبت (عنصر وادارنده) و یا حذف تقویت کننده منفی (عنصر آزارنده) حس منفعت طلبی او را به کار گرفت و احتمال بروز دوبارة آن رفتار را افزایش داد.
نیز اگر رفتاری ناشایست از فرد سرزند، باید با شیوه هایی چون مغفول گذاشتن و تقویت نکردن آن وندر تاباً تنبیه مانع بروز دوبارة آن گردید(لیبرت، 1375، صص78-75).
پس این نحوه از تربیت اخلاقی که شکل تکامل یافتة دو مکتب تربیتی پیشین است. و انتقادات و ایراداتی بر این مکتب ومکاتبی نظیر آن عبارتند از:
– بنیان نهادن مبنای تربیتی خویش بر نظریه اثبات نشده تکامل.
– یکسان انگاری انسان و حیوان و تعمیم دادن راهکارهای تربیت حیوان به عرصة تربیت انسان.
– نادیده انگاشتن جامعیت وجودی و سرمایه های معنوی انسان و منحصر ساختن ابعاد وجودی او در منفعت گروی شخصی.
– باز ماندن از تربیت افرادی که در افق ایمانی و فارغ از منیت شخصی به فضایل روی می آورند.
– تکیه بیش از حد بر نقش تقویت کننده های اجتماعی در تربیت اخلاقی، در حالی که چه بسا آنها از ارزش حیات اخلاقی انسان بکاهند.
– افراط در نقش محیط و غفلت از انگیزه ها و عوامل درونی .
– محدود انگاری دامنة لذات و منافع به امورنازل حیات مادی بشر (باقری،1377، ص172-163).
نتیجه گیری
هر کدام از مکاتب تربیتی بشری با محدودیتها و چالشهایی جدی مواجهند. روند عملکرد این مکاتب برای یافتن راه صحیح تربیت اخلاقی، روندی مبتنی بر آزمون و خطا و توأم با افت و خیزاست که با هر خطا، حیات اخلاقی نسلی را از بین می برد و فاجعه می آفریند.
نیز حوزة عملکرد این مکاتب، از حوزة زندگی مادی بشر فراتر نمی رود؛ چنانکه فضیلت ارسطویی مبنایی برای تعریف، جز آرای محموده، و رسالتی برای انجام، جز تأمین سعادت مادی جامعه ندارد و در نحوة تربیت اخلاقی، به پیامد گروی روی می آورد، نیز وظیفه گرایی کانت، ضمن تکیه صرف بر امر تعلیم و نادیده انگاشتن اموری چون ضرورت تزکیه نفس، نقطة اوج تنزه اخلاقی بشر را در خود پیروی می جوید و از پرواز در افق های برتری چون خدا پیروی بازمی ماند؛ همچنین مکتب منفعت گرایی، انسان را صرفاً حیوانی می بیند که حتی در رفتارهای مؤمنانه و دگردوستانه، در پی منفعت شخصی و هواهای نفسانی خویش است لذا در تربیت مبتنی بر عوامل تقویت کننده بسنده می کند.
محصول و ثمرة راهکارهای تربیتی این مکاتب، انسان امروزین است که انسانیت را انسانیت نام می نهد و روز به روز بر انحطاطش افزوده می شود(اسکینر، 1370، صص 25-22).
با توجه به بررسي نظريات تحقيق مي توان گفت: با توجه به تعاريفي كه از تربيت و اخلاق شد؛ از يك نظر مي توان اخلاق را يكي از اركان اساسي تربيت دانست يعني وصول به هدف تربيت بدون اخلاق اجتناب ناپذير است، و از نظر دیگر كسي را مي توان تربيت شده ناميد كه از رذايل دور و متصّف به فضايل اخلاقي باشد. گرچه اين اصل شرط كافي براي تربيت نيست اما شرط لازم هست ؛ يعني درست است كه تربيت آن ها با داشتن فضايل اخلاقي تكميل نمي شود اما بي اخلاق نيز تربيت معنايي ندارد.
از ديد ديگر مي توان اخلاق را ثمره و نتيجه تربيت دانست. پس كسي كه تربيت شده ترجيحاً رعايت اخلاق را نيز مي كند، اما باز هم نمي توان اخلاق را تنها ثمره تربيت دانست، رشد ابعاد ديگر تربيت، مانند تفكر، عاطفه و غيره هر چند با اخلاق بي ارتباط نيست اما به طور مستقيم امري اخلاقي به حساب نمي آيند ؛ بنابراين تربيت از اخلاق كلي تر است و اخلاق زير مجموعه تربيت قرار مي گيرد. براي تربيت و اخلاق تفاوت هاي ذكر مي كنند مانند اينكه اخلاق خاص انسان است و تربيت حيوان را هم شامل مي شود. اخلاق تقدس دارد اما در تربيت قداستي نيست كه با توجه به تعاريفي كه ما از تربيت داشتيم، ايم مباحث مصداقي ندارد (حسيني دهشيري، 1370، ص 68).
در مورد تربيت اخلاقی مي توان چنين بيان كرد : در اكثر گفته ها و نظرات عالمان محققين و بزرگان تربيت اخلاقي چنين است ابتدا پرورش قواي ادراكي و عقلاني يعني فرد خوب را از بد تشخيص دهد و بعد ايجاد انگيزه و تمايل براي عمل به خوبي باشد و در ضمن در فرد تمام فضائل و ارزش هاي انساني تجلّي يابد. پس اول شناخت صحيح و بعد عمل كردن بر اساس شناخت صحيح است ؛ پس تربيت اخلاقي همان شكوفا سازي استعدادهاي نهفته انسان ولي در جهت صحيح كه همان انسان كامل و جهت كمال به سوي خداست.
چكيده پژوهش ها و مقاله های انجام شده در ايران
بررسي برخي از سوابق پژوهش های انجام شده در قالب پايان نامه ها و مقاله ها مبين آن است كه اين پژوهش ها را مي توان نيز به پنج گروه تقسيم كرد :
گروه اول : پژوهش هایی كه در مورد تربيت، تربيت و نهج البلاغه است.
گروه دوم : پژوهش هایی كه در مورد اخلاق، اخلاق و نهج البلاغه است.
گروه سوم : پژوهش هایی كه در مورد تربيت اخلاقی، تربيت اخلاقي و نهج البلاغه است.
گروه چهارم : پژوهش هایی كه با محوريت نهج البلاغه انجام شده است.
گروه پنجم : پژوهش هایی كه در زمينه تربيت، اخلاق و تربيت اخلاقي كه در خارج انجام شده است.
پژوهش های گروه اول
1– قاسمي پور اناري (1390) در پايان نامه كارشناسي ارشد خود تحت عنوان «شناخت شناسي درالميزان و استلزامات تربيتي آن» چنين مي گويد : با توجه به نظر علامه طباطبائي آراستن نفس به تقوا، تزكيه نفس و تربيت آن به تربيتي صالح است، كه مايه زيادتر شدن آن، و بقاي آن است وضع نفس در فسق و فجور بر خلاف وضعي است كه در صورت تقوا دارد. پس تزكيه آن جناب (حضرت محمد(ص)) مردم را به معناي آن است كه ايشان را به نموي صالح رشد دهد، اخلاق فاضله و اعمال صالحه را عادتشان كند، در نتيجه در انسانيت خود به كمال برسند، و حالشان در دنيا و آخرت استقامت يابد، سعيد زندگي كنند و سعيد بميرند» (الميزان ج 19، ص447).
2 – افكوسي (1390) در پايان نامه كارشناسي ارشد خود تحت عنوان «تربيت در غرر الحكم» چنين بيان مي كند: در هستي شناسي امام علي (ع) توجه به خالق هستي و كسب رضايت او، شناخت انسان به عنوان محور تربيت كه شناخت ظرفيت ها و توانايي هاي انسان و پرورش عقل در جهت كمال انسان، توجه به شناخت دنيا به عنوان جايگاه موقت زندگي او و توجه به آينده زندگاني و آينده نگري و به ياد مرگ بودن كه اثرات تربيتي بسياري دارد، انسان بايد نسبت به خود و خدا شناخت بيشتري داشته باشد تا خود را به دنياي بي ارزش نفروشد و پستي ها را از خود دور كرده و به سمت كسب فضائل و مكارم اخلاقي برود و آنچه از دنيا مفيد است بردارد و در ضمن انسان عاقبت انديش باشد كه در تربيت بسيار مهم است پس امام علي توصيه مي كند براي اينكه تربيت انسان به بهترين نحو صورت گيرد و تمام ابعاد وجودي او رشد كند بايد به موارد بالا كه ذكر شد توجه كند.
3 – يغمور (1390) در پايان نامه كارشناسي ارشد تحت عنوان «آموزه هاي تربيتي مفاتيح الجنان» چنين است : ويژگي هاي خدا، انسان، دنيا و مرگ را بررسي كرده است و در مورد تربيت انسان چنين بيان كرده است انسان ممكن الخطاست ؛ حريص است و موجودي ضعيف است، حريص بودن را در جهت آنچه باعث خير و مصلحت فرد و اجتماع بكار برد. ممكن الخطا بودن را مي توان با شناخت فرامين الهي و كسب معرفت نسبت به اوامر و نواهي پروردگار، و انسان با ارتباط با خداوند و توكل و تكيه زدن بر او ضعف خود را جبران كند.
4 – موسوي نسب (1384) در تحقيقي با عنوان «قرآن، تربيت، رويكرد سلامت» اينگونه بيان مي كند كه اصل «پيشگيري» به عنوان يك اصل سلبي، بر بسياري اصول تربيتي ديگر مقدم است، هم از نظر رتبه و هم از نظر زمان. مطالعه و بررسي متون الهي نيز چنين قضاوتي را تاييد مي كند ؛ چه آنكه «تقوي» به معناي اجتناب از موانع فساد، كه روح تمام اخلاقيات اسلامي را تشكيل مي دهد، در سراسر آموزه هاي قرآن و سنت موج مي زند( به نقل از علوی، 1389، ص20).
4- قائمي مقدم (1385) در تحقيقي با عنوان «موعظه و نصيحت در قرآن» اينگونه نتيجه گرفت كه با عنايت به آيات قرآن كريم، موعظه را مي توان يكي از روش هاي تربيتي موثر نام برد. در اين روش مربي از طريق انذار و ترساندن مخاطب از عواقب گناه، معصيت و عذاب دردناك اخروي و نيز بشارت دادن و اميدوار كردن او به نعمت ها و پاداش هاي الهي در دنيا و آخرت، متربي خود را به اطاعت خدا و انجام دستورات او فرا مي خواند و از عصيان و نافرماني خدا و دل دادگي به دنيا و پيروي هواي نفساني بر حذر مي دارد (به نقل از علوی، 1389، ص21).
6 – قائمي مقدم (1387) در تحقيقي با عنوان «روش تربيتي تذكر در قرآن كريم» اينگونه نتيجه گرفت كه تذكر را مي توان به عنوان يكي ار روش هاي تربيتي بر گرفته از قرآن دانست كه طي آن مربي با گفتار و يا رفتاري خاص سعي مي كند تا متربي را نسبت به آنچه كه از ياد برده و يا از آن، غفلت كرده است و يا از آن بي خبر است و اطلاع از آن براي او لازم است، آگاه سازد و احساسات او را در قبال آن ها برانگيزد. از توصيه و سفارش، موعظه، تمثيل، ارجاع به گذشته خود و ديگران، مواجهه با وجدان، انذار، سختگيري و فشار غير مستقيم، و برخورد قهري شديد مي توان به عنوان شيوه هاي به كار گيري اين روش نام برد.
یکی از روش های تربیتی که در قرآن بیان شده تذکر است، که مربی با رفتار و گفتار متربی را آگاه کند و شیوه هایی بر طبق این روش بیان کرده است: توصیه، موعظه، مواجهه با وجدان، انذار، برخورد قهری شدید، سختگیری.
7– معين (1388) در پژوهشي با عنوان «راهكارهاي تربيتي قرآن در شكوفايي انسان» به اين نتيجه دست یافت که عوامل موکرد و شکوفایی انسان از دیدگاه قرآن را حيات طيبه، عمل صالح، عدالت گرايي، ميانه روي و اعتدال، قانون

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره تربیت اخلاقی، پراگماتیسم، رفتار اخلاقی، وظیفه گرایی Next Entries منابع تحقیق درباره نهج البلاغه، تربیت اخلاقی، رفتار انسان، مدارس متوسطه