منابع تحقیق درباره تحمل ابهام، ارزش اطلاعات، استقلال عمل، ارزش افزوده

دانلود پایان نامه ارشد

مسئوليت ارزش توليدات، بازيافت كل سرمايه، ارزش دستمزدها، بهره، اجاره اي و همچنين سود حاصل را برعهده مي گيرد (Baptiste, 1803).
( كارآفرين پلي است بين جامعه به عنوان يك كل، به ويژه جنبه هاي غيراقتصادي جامعه و مؤسسات انتفاعي تأسيس شده براي تمتع از مزيت هاي اقتصادي و ارضاء آرزوهاي اقتصادي(cole, 1946).
پيتر دراكر (1985) معتقد است كه كارآفرين كسي است كه فعاليت اقتصادي كوچك و جديدي را با سرمايه خود شروع مي‌نمايد.
كرشهوف 10 (1994) كارآفرينان را افرادي مي‌داند كه شركتهاي جديدي را كه سبب ايجاد و رونق شغلهاي جديد مي‌شوند، شكل مي‌دهند. بنابراين كارآفرينان به وضوح مدير مالكاني هستند كه به منظور بهره‌برداري از نوآوريها، شركتهاي جديد و مستقلي را راه‌اندازي مي‌كنند. آنها فعاليت خود را با دارايي شخصي خيلي كم و با آرزوي به دست آوردن ثروت هنگفت براي خودشان آغاز مي‌كنند.
آلبرو مارتين11 (1971) در خصوص كارآفرين به نتايج زير دست يافت:
– فردي كه صاحب يك مؤسسه است و يا دستورات مربوط به كار را صادر مي‌كند، ضرورتأ كارآفرين نمي‌باشد.
– فردي كه مخاطره سرمايه خود را برعهده مي‌گيرد ضرورتأ يك كارآفرين نيست، بلكه فقط يك سرمايه‌گذار است. اما فردي كه شهرت حيثيت و آبرو يا بخشي از يك سازمان بزرگ را در نتيجه نوآوري خود كه از طريق آن شناخته شده است به خطر بيندازد، بعضي از پيش شرطهاي كارآفريني را دارا مي‌باشد.
– يك فرد خلاق در معناي هنري يا ادبي ضرورتأ كارآفرين نمي‌باشد. كارآفرين از طريق فكرهاي خلاق اقدام به نوآوري نمي‌كند، بلكه از طريق شناختن ارزش فكرها و بهره‌گيري از آنها چيزهاي نو را خلق مي‌كند.
– ليبنشتاين 12 (1968) كسي را كارآفرين مي‌داند كه با اجتناب از بي‌كفايتي‌هايي كه ديگران (يا سازمانها) دارند به كاميابي دست مي‌يابد. ويژگي عمده ديدگاه وي آن است كه تأكيد مي‌ورزد در دنياي واقعيات، كاميابي استثناء است و شكست قاعده مي‌باشد. از نظر او كارآفرين كسي است كه يكي از فعاليتهاي زير را انجام دهد:
– بازارها را يكپارچه و مرتبط سازد.
– خلاءها و شكافهاي بازار را پر نمايد.
– با صرف وقت، خود را درگير تغييرات ساختاري و سازماني نمايد.
– كليه عوامل را براي توليد و بازاريابي يك محصول مهيا نمايد.
كي‌يرلوف 13 (1979) سه وظيفه اساسي را براي همه كارآفرينان موفق تعيين كرده است. اين وظايف عبارتند از نوآوري (كارآفرين بايد فرصتهاي تجاري ناشي از تغييرات در تقاضا و فن‌آوري جديد را شناسايي كند)، سرمايه گذاري (توانايي و تمايل به يافتن و فراهم كردن سرمايه مخاطره آميز براي يك شركت) و مديريت (هنگامي كه شركت تأسيس شده است).
( كارآفرين فردي است كه يك كسب و كار را راه اندازي مي كند و يا از طريق روش هاي نوآورانه، آنرا بهبود مي بخشد (Fry, 1993).
( كارآفرين كسي است كه سياست گذاري كسب و كار با اوست و به حساب خود ريسك مالي آن را بر عهده مي گيرد، موسسه اقتصادي خصوصاً كسب و كاري را كه مستلزم ابتكار و ريسك قابل توجهي باشد سازماندهي و اداره مي كند و فرصت هاي بازار را درك و جهت استفاده از آن فرصت ها، سرمايه و دارايي لازم را فراهم مي كند(صمد آقايي، 1378)
( كارآفرين فردي است كه سازماندهي، مديريت و تقبل ريسك يك كسب و كار را به عهده مي گيرد. در سال هاي اخير كارآفرينان كارهاي زيادي انجام داده اند كه لازم است اين تعريف توسعه داده شود. كارآفرين فردي است نوآور و توسعه دهنده كه فرصت ها را شناسايي و درك مي كند و آن ها را به ايده هاي علمي و قابل عرضه در بازار تبديل مي كند و از طريق صرف وقت،تلاش، سرمايه يا مهارت، ارزش افزوده ايجاد ميكند و ريسكهاي بازار رقابتي را جهت اجراي اين ايدهها متقبل ميشود و پاداش اين تلاشها را نيز دريافت ميكند(Kuratk & Hodgetts,2001).
لايوسي 14(1982) كارآفرين را چنين تعريف مي‌كند: كسي كه فرصت بازار را درك مي‌كند و سرمايه لازم براي بهره‌برداري را يكپارچه مي‌نمايد.
در اين بخش تعدادي از تعاريف كارآفريني در سال هاي گذشته ارائه گرديد. هر يك از اين تعاريف به كارآفريني از جنبه اي خاص نگريسته است. ولي طبق تعريف مورد نظر اين پژوهش و با توجه به تعريف ذكر شده، كارآفرين فردي است كه فرصت هاي بازار را شناسايي كرده و آن ها را به ايده هايي علمي و قابل عرضه در بازار تبديل مي كند و در قبال مخاطره هاي فعاليت اقتصادي متعهد مي شود.
2-4- ويژگيها و مشخصات كارآفرينان
كارآفرينان به عنوان يك گروه، هم منحصر به فرد هستند و هم متفاوت. به عبارت ديگر شباهت هاي آنها با هم، اين افراد را از افراد غير كارآفرين جدا مي كند. همچنين كارآفرينان با تفاوتهايي كه با يكديگر دارند، يك گروه متنوع و گوناگون هستند و همين امر مطالعه ويژگي هاي كارآفرينان را مشكل كرده است(Fry, 1993). به طور كلي تا به حال ويژگي هاي زيادي در خصوص كارآفرينان در تحقيقات مختلف معرفي شده است. Karland et al.(1984) انواع ويژگي هايي را كه از بدو امر تا سال 1984 مورد بررسي قرار گرفته و مطرح شده بود، جمع آوري نمودند كه در جدول شماره 2-1 ارائه گرديده است (احمد پوردارياني، 1378).

جدول 2-1: تحقيقات انجام شده در خصوص ويژگي هاي كارآفرينان
تاريخ
نويسنده
ويژگيها
1848
Mill
مخاطره پذيري
1917
Weber
منبع اختيارات رسمي
1934
Schumpeter
نوآوري و خلاقيت
1954
Sutton
تمايل به مسئوليت پذيري
1959
Hartman
منبع اختيارات رسمي
1961
Mc Clelland
مخاطره پذيري، توفيق طلبي
1963
Davids
آرزومند، استقلال طلب، مسئوليت پذير، اعتماد به نفس
1964
Pickle
روابط انساني، تواناي به ايجاد ارتباطات، دانش فني
1965
Litzinger
مخاطره پذيري، استقلال، سرشناسي، نوع دوستي، رهبري
1965
Schrage
واقع گرايي، انگيزش به قدرت، سرشناسي، نوع دوستي
1971
Palmer
سنجش مخاطره
1971
Hornaday & Aboud
نياز به توفيق، خودمختاري، مهاجم، قدرت، شناخت، نوآور
1973
Winter
نياز به قدرت
1974
Borland
مركز كنترل داخلي
1974
Liles
نياز به توفيق
1977
Gasse
گرايش به ارزشهاي شخصي
1978
Timmons
انگيزه، اعتماد به نفس، هدف گرا، ريسك هاي معتدل، مركز كنترل داخلي
1980
Sexton
آرزومند، پرانرژي، عكس العمل مثبت نسبت به مشكلات و موانع
1980
Brockhaus
تمايل به مخاطره پذيري
1981
Welsh & White
نياز به كنترل، مسئوليت پذيري، اعتماد به نفس، تهاجم
1982
Dunkelberg & Cooper
رشدگرا، استقلال طلب، مهارت طلب
1982
Young
مركز كنترل، آزادي براي نوآوري، عزت نفس
منبع: Karland et al, 1984

الف- نياز به توفيق يا توفيق طلبي15
نياز به توفيق عبارت است از تمايل به انجام كار در استانداردهاي عالي جهت موفقيت در موقعيت رقابتي. Mc Clelland(1961) با تحقيقات خود چنين نتيجه گيري كرد كه نياز به توفيق در افرادي كه فعاليت هاي خود را آغاز مي كنند، بالاتر مي باشد.
ب- مركز كنترل داخلي16
عقيده فرد نسبت به اينكه وي تحت كنترل وقايع خارجي يا داخلي مي باشد را مركز كنترل مي نامند. كارآفرينان موفق، به خود ايمان دارند و موفقيت يا شكست را به سرنوشت، اقبال و يا نيروهاي مشابه نسبت نمي دهند. به عبارت ديگر داراي مركز كنترل دروني هستند، كارآفرينان به شدت به توانايي خود براي تعيين سرنوشتشان باور دارند. آنها به استقلال بها مي دهند و به ويژه دوست ندارند به وسيله ديگران كنترل شوند (Borland, 1974).
ج- تمايل به مخاطره پذيري معتدل17
تمايل به مخاطره پذيري عبارت است از پذيرش مخاطره هاي معتدل كه مي تواند از طريق تلاش هاي شخصي مهار شوند. كارآفرينان افرادي ميانه رو هستند كه حساب شده مخاطره مي كنند. آنها لزوماً در پي فعاليتي نيستند كه مخاطرهي آن زياد باشند، بلكه مايل اند مقدار متوسطي از مخاطره را كه براي شروع فعاليت اقتصادي، معمولي تلقي مي شود، بپذيرند و در اين حد حاضر مي شوند تا پول، امنيت، شهرت و موقعيت خود را به مخاطره اندازند. البته در مواردي كه آنها به توانايي خود در دستيابي به اهداف، اعتقاد قوي داشته باشند. احتمال شكست و در نتيجه سطح خطر را كم ادراك مي كنند. بنابراين سطح خطري كه آنها متوسط درك مي كنند، اغلب توسط غير كارآفرينان زياد ديده مي شوند (Borland, 1974).
د- نياز به استقلال18
نياز به استقلال را مي توان به صورت عباراتي نظير “كنترل داشتن بر سرنوشت خويش”، “كار را براي خود انجام دادن” و “آقاي خود بودن” تعريف كرد. ويژگي بارز كارآفرينان بيش از هرچيز شايد همين استقلال عمل باشد.
ه- خلاقيت19
خلاقيت را ايجاد راهحل هاي بديع و مناسب در هر حوزه از فعاليت بشري تعريف مي كنند. نوآوري را هم، پياده سازي آن ايده هاي بديع و مناسب مي دانند (قاسم زاده، 1380). به عبارت ديگر خلاقيت عبارتست از ايجاد ايده هايي كه منجر به بهبود كارايي و اثربخشي يك سيستم ميشود. دو جنبه مهم در خلاقيت وجود دارد: فرايند و افراد. فرايند، براي رسيدن به راه حل يك مسأله طراحي ميشود. افراد نيز منابعي هستند كه راهحل را تعيين ميكنند.(Kuratko& Hodgetts, 2001)
و-تحمل ابهام20
قدرت تحمل ابهام عبارت است از پذيرفتن عدم قطعيت بعنوان بخشي از زندگي، توانايي ادامه حيات با دانشي ناقص درباره محيط و تمايل به آغاز فعاليتي مستقل بي آنكه شخص بداند آيا موفق خواهد شد يا خير. كارآفرينان داراي توانايي تصميم گيري و اقدام سريع در يك محيط نامطمئن و سريعاً در حال تغيير، مي باشند.
علاوه بر ويژگي هاي فوق، ويژگي هاي متعدد ديگري نيز در كارآفرينان شناسايي شده است كه برخي از آنها عبارتند از:
– نوآوري(Innovation)
– اعتماد به نفس (Self – Confidence)
– دانش فني (Technical Knowlecge)
– هدف گرا (Goal – Oriented)
– عكس العمل مثبت نسبت به مشكلات و موانع (Positive Reaction to set back)
– توانايي به ايجاد ارتباطات (Communication Ability)
– تمايل به مسئوليت پذيري(Desire for Responsibility)

2-5- عناصر تشکیل دهنده كارآفريني
كارآفريني ممكن است شامل يك يا چند مورد از عناصر زير باشد(Fry, 1993)
( راه اندازي يك كسب و كار
(داشتن خلاقيت و نوآوري در توسعه محصولات يا خدمات جديد
( اداره كسب و كار موجود به طريقي كه رشد سريع و پيوسته داشته باشد.
( جستجوي منابع مالي و ديگر منابع، جهت دستيابي به پتانسيل بالا به منظور رشد در كسب و كار
( پذيرش ريسك در توسعه يا رشد كسب و كار
اين عوامل، جنبه هاي مهم فرايند كارآفرينانه است. هرچند وجود تمام عوامل ارائه شده در هر موقعيت كارآفرينانه اي، ضروري نيست.
2-6- عوامل تأثيرگذار در شناسايي فرصتهای کارآفرینانه
عوامل اصلي كه اين فرايند تشخيص و توسعه فرصت را تحت تأثير قرار مي دهند عبارتند از:
1. هوشياري كارآفرينانه
2. دسترسي اطلاعاتي و دانش پيشين
3. تحقيق اكتشافي در برابر تحقيق هدفمند
4. شبكه‌هاي اجتماعي
5. ويژگيهاي شخصيتي، شامل مخاطره‌پذيري، خوش‌بيني و خودكفايي، خلاقيت
هوشياري كارآفرينانه. اولين بار اين واژه توسط كرزنر براي بيان تشخيص فرصت كارآفرينانه استفاده شد. ري و كاردوزو (1996) بر اين اعتقادند كه هر نوع تشخيص فرصت توسط يك كارآفرين بر پايه نوعي هوشياري است كه توسط اطلاعات تقويت شده است. آنها اين حالت را آگاهي كارآفرينانه خواندند و آن را به اين شكل تعريف كردند: «توجه و حساس بودن به اطلاعات درباره اهداف، رويدادها و الگوهاي رفتاري در محيط و توجه خاص به مشكلات توليد كنندگان و مصرف كنندگان، نيازهاي برآورده نشده و تركيبهاي تازه از منابع موجود». به اين نكته نيز تأكيد شد كه هوشياري افزايش يافته احتمال تشخيص فرصت را افزايش مي‌دهد.
دسترسي به اطلاعات و دانش پيشين. فان هيپل (1994) معتقد است كه افراد تمايل دارند كه به اطلاعاتي توجه كنند كه به اطلاعاتي پيشينشان مرتبط است. برپايه همين اعتقاد او شِين (1999) اين نظر را مطرح كرد كه كارآفرينان فرصتها را كشف مي‌كنند زيرا دانش قبليشان آنها را در تشخيص ارزش اطلاعات جديد كمك مي‌كند.به باور او هر كارآفرين تنها فرصتهايي را شناسايي مي‌كند كه به دانش پيشين او مرتبط باشد. در اين مطالعه سه مرحله‌اي از فرايند

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره عوامل فرهنگی، عوامل اقتصادی، عوامل شخصی، عوامل شخصیتی Next Entries منابع تحقیق درباره ارزش اطلاعات