منابع تحقیق درباره بهاء‌الدوله، صمصام، كرد، جلال‌الدوله

دانلود پایان نامه ارشد

بهترين‏ مناطق کشورم، ارّجان‏ است.133 این شهر در زمان قديم شاهراه ارتباط خوزستان و فارس بوده است. از ارّجان راهى موسوم به «راه شاهى»، از تخت جمشيد به سمت شوش مى‏رفته است.134 این شهر در دوره اسلامی، عظمت خود را برای چند قرن همچنان حفظ نمود. به طوری که در دوره ی آل بویه از مراکز مهم ضرب سکه محسوب می‌گردید. سکه‌ای مربوط به سال ۳۴۶ هجری قمری از آنجا بدست آمده که یک طرف آن رکن‌الدوله و طرف دیگرش اسامی المطیع بالله خلیفه عباسی و عضد‌‌‌الدوله بویهی ضرب شده است. مقدسی در خصوص اهمیت اقتصادی ارّجان در احسن التقاسیم می‌نویسد: « ارّجان شهری است بسیار آباد و پر از نعمت‌های فراوان و دارای مردمی نجیب است. یخ، رطب، لیمو، انگور در آن فراوان است. معدن انجیر و زیتون می‌باشد. صابون بسیار خوبی دارد و این شهر خزانه فارس و عراق و بارانداز خوزستان و اصفهان است. »135
در باب اهمیت اقتصادی شهر قدیمی بهبهان همین بس که از عضد‌‌‌الدوله بویی نقل کرده‌اند که گفته بود: من عراق را برای نامش و ارّجان را برای درآمدش می‌خواهم.136 به طور کلی ارّجان در دوره اسلامی، گذشته از عظمت و رونق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خود محل برخورد بازرگانان، تجار، شعرا، دانشمندان و حتی موسیقی دانان بوده است که از آن جمله‌اند ابراهیم بن بهمن ارّجانی و فرزندش اسحاق ابن ابراهیم، که هر دو موسیقی دانانی توانا بوده‌اند. شیخ ابوالحسن شیرازی و شاگردش احمد بن ابراهیم بنا ارّجانی نیز از عارفان زمانه خود بوده‌اند. استخرى گويد، ارّجان‏ شهرى بزرگ و داراى خيرات فراوان، نخل و زيتون و ميوه‏هاى گوناگون است.137 شهر ارّجان قديم در حوالى بهبهان كنونى واقع بوده است. این شهر در سال ۱۶ه. ق توسط ابى العاص و ابو موسى اشعرى فتح شد. در قرن چهارم از آن به عنوان شهرى بزرگ ياد شده كه شش دروازه داشته است. لسترنج مى‏نويسد: « در قرن چهارم ارّجان شهرى بزرگ بود. مسجدى زیبا- احتمالا مسجد امام رضا علیه السلام- و بازارهاى بزرگ داشت، نزديك شهر دو پل سنگى معروف، بر روى رودخانه طاب، ساخته شده بود كه از روى آن پلها به خوزستان مى‏رفتند و هنوز آثار آنها باقى است. » 138 ابن خرداذبه از وجود پلی در ارّجان سخن گفته است: «در آن پلى است كه از زمان كسرى بر صحراى ارّجان‏ قرار گرفته و طول آن بيش از سيصد ذراع میباشد كه از سنگ ساخته شده است.»139
از آنچه ياقوت درباره ريشهر كه بخشى از ارّجان‏ بوده ذكر كرده است چنين برمى‏آيد كه اين ناحيه از روزگاران قديم همچنان محل درس و بحث و تحرير علوم بوده وى در اين‏باره نوشته است: «ريشهر كه به قول حمزه مختصر (ريو اردشير) است ناحيه‏اى است از استان ارّجان كه دبيران در آنجا کلاسهای درس داشته اند و آنها كسانى بودند كه به خط جستق (معرّب گشته) كه كتابهاى طب و نجوم و فلسفه را با آن مى‏نوشته‏اند، كتابت مى‏كردند. »140 ناصر خسرو که در سال ۴۴۳ ه.ق از این شهر دیدن کرده ،در سفرنامه ی خود نوشته است‏ ارّجان شهر بزرگی بوده که در سمت شرقی رودخانهای قرار داشته است. چهار جوى بزرگ نیز از ميان شهر گذشته و باغهاى نخل و نارنج و زيتون را آب میدادند. و شهر طوری ساخته شده بود كه همانطور که بر روی زمین ساختمان ساخته اند، در زير زمين هم به همان شکل بناها را ساخته بودند و تابستان مردم شهر در آن سردابها، استراحت میکردند.141

3-3-11. آبادان
آبادان را در بعضی از منابع قدیم معادل با عبادان دانسته اند. بندری بسیار مهم در شمال خلیج فارس که هم به عراق ،هم به خوزستان هم به دجله و کارون راه داشته است و محل تردد کشتیهای فراوانی بوده است که از مناطق مختلف جهان به قصد ورود به دجله یا کارون و رفتن به بصره یا اهواز به آنجا میرفتند. جمعی از علما و راویان حدیث همچون احمد بن سلیمان و علی بن حرب و قاضی ابو شجاع احمد بن حسن الشافعی را به آنجا منسوب میدانند.142 اهمیت تجاری این بندر برای حکومت چنان بود که همیشه نگهبانانی در آنجا حاضر بودند تا امنیت رفت و آمد کشتیها را تأمین کنند. علاوه بر این موقعیت مهم ارتباطی و جغرافیایی، آبادان تولیداتی داشته است که به خارج صادر میشده است. حصیر در مناطق مختلف اسلامی از نی بافته میشد و مشهورترین آن، نوع آبادانی بود که در مصر و فارس از آن تقلید میشد.»143 این حصیر شهرت فراوان داشته و بهترین نوع حصیر به شمار میآمده است.
گرفتن عوارض از کشتیهای فراوانی که به آنجا رفت و آمد میکردند و یا از آنجا میگذشتند، بر اهمیت این منطقه برای خلافت عباسی افزود. در آبادان برای تسهیل در امر رفت و آمد کشتیها و جلوگیری از به گل نشستن آنها، تدابیر ویژهای اندیشیده و در واقع نوعی فانوس دریایی ساخته بودند. لذا آبادان یک نقطه مهم ارتباطی بوده و از لحاظ سوش الجیشی، گذرگاه کشتی ها به شمار می آمده است.کشتی هایی که به بصره یا اهواز میرفتند، باید از کنار آن عبور میکردند.

فصل چهارم
خوزستان در عصر آل بویه

همانطور که در فصل پیش گفته شد، تا سال ۳۳۴ ه.ق معز‌‌الدوله، كرمان و خوزستان را متصرف شد. وی تا سال ۳۵۶ ه.ق حكومت كرد. پس از مرگ او پسرش عز‌‌الدوله به حکومت رسید. اما پس از مدتی عضد‌‌‌الدوله پسر ركن الدوله حکومت را از او گرفت؛ او را کشت و خودش به حكومت فارس و خوزستان منصوب شد. وی در سال ۳۶۶ ه .ق بغداد را تصرف كرد. پس از مرگ او در سال ۳۷۲ ه.ق، پسرش صمصام الدوله به حكومت خوزستان منصوب شد. در اين سال شرف‌الدوله پسر دیگر عضد‌‌‌الدوله به خوزستان لشكر كشيد و آنجا را فتح كرد و برادرش، بهاء‌الدوله را به حكومت خوزستان گماشت. پنج سال بعد در سال ۳۷۹ ه.ق، شرف‌الدوله از دنيا رفت. با مرگ او بين برادران بر سر حكومت اختلاف افتاد و جنگ سختى روى داد. سرانجام قرار بر اين شد كه فارس و ‏قسمت شرقى خوزستان يعنى ناحيه ارّجان (بهبهان) متعلق به صمصام الدوله و بقيه خاك خوزستان و ناحيه عراق تحت فرمان بهاء‌الدوله باشد. در سال ۳۸۳ ه .ق صمصام الدوله خوزستان را از حيطه تصرف بهاء‌الدوله خارج ساخت. پس از دو سال بهاء‌الدوله موفق شد خوزستان را باز پس گيرد. اما مجددا صمصام الدوله خوزستان را تصرف كرد.
در سال ۳۸۸ ه.ق صمصام الدوله كشته شد و بهاء‌الدوله فارس و خوزستان را تصرف كرد. سرانجام او نيز در سال ۴۰۳ ه .ق از دنيا رفت. پس از مرگ او فرزندش سلطان الدوله به حكومت رسيد. در سال ۴۱۲ ه.ق سپاهيان ديلمى بر سلطان الدوله شوريدند و او را از حكومت خلع كردند و برادرش ابو على مشرف‌الدوله را به جاى او برگزيدند. سلطان الدوله به اهواز رفت و پس از مدتى بين دو برادر پيمان صلح امضاء شد و پس از آن سلطان الدوله به مدت سه سال بر فارس و بخشى از خوزستان و كرمان حكومت كرد و در سال ۴۱۵ ه.ق درگذشت. با مرگ او مشرف‌الدوله فرمانروايى خوزستان را عهده ‏دار شد. پس از او ابوطاهر جلال‌الدوله به حكومت رسيد. او همواره بر سر تصرف بصره و اهواز با اميران فارس در جنگ بود. در سال ۴۱۹ ه.ق ابو كاليجار حاكم فارس به اهواز و بصره تسلط يافت. سال بعد جلال‌الدوله اهواز را از او گرفت. نزاع بين آنها تا سال ۴۲۸ ه.ق ادامه يافت. در اين سال بين آنها پيمان صلحى منعقد شد. جلال‌الدوله در سال ۴۳۵ ه.ق درگذشت و ابوكاليجار تمامى قلمرو جلال‌الدوله را ضميمه قلمرو خويش نمود. ابوكاليجار در سال ۴۴۰ ه.ق از دنيا رفت و فرزندش ملك الرحيم به جاى او نشست. ملك الرحيم ابتدا برادرش فولادستون را كه داعى تاج و تخت او را داشت زندانى كرد و حكومت ارّجان (بهبهان) را به ديگر برادرش ابوطالب كامروا سپرد. در سال ۴۴۱ ه.ق فولاد ستون از زندان فرار كرد و فارس و اهواز را تصرف نمود و يك سال بعد به علت شورش سپاهيان آن شهر را ترك كرد. در سال ۴۴۳ ه .ق ملك رحيم فارس را از فولادستون پس گرفت. فولاد ستون به طغرل سلجوقى پناه برد و از او كمك خواست. او به يارى نيروهاى سلجوقى اهواز و شيراز را فتح كرد. در سال ۴۴۷ ه.ق ملك رحيم توسط طغرل سلجوقى اسير شد و حكومت آل بويه منقرض گرديد.
4-1. خوزستان در دوره ايران پس از اسلام
در سال ۱۷ هجری قمری اهواز به دست ابو موسی اشعری، والی بصره، فتح شد.144 در اثر این حمله بخش اشراف نشین شهر که به هرمز اردشیر معروف بود، به کلی ویران شد. ولی بخش بازاری آن باقی ماند و این بخش همان است که در قرن اول هجری به نام اهواز خوانده می شد. ابو موسى دنبالهی فتوحات خود را گرفت و پس از چند رشته جنگ، رامهرمز و شوش‏ و ایذه را فتح كرد145. مسلمانان تا سال ۱۹ه.ق سراسر خوزستان را به تصرف درآوردند و هرمزان، ولایتدار این استان را که در سوق الاهواز، رامهرمز و شوشتر از اعراب شکست یافته بود، به اسارت گرفته و به مدینه فرستادند.146 حکمران خوزستان پس از ورود مسلمين به مدت دو قرن از طرف خليفه بغداد تعيين ميشد. دزفول كه در آن زمان شامل قلعه و ساختمانهاى اطراف آن بوده است، نيز زير نظر حكّام اموى و سپس عباسى كه به شوشتر و جندى شاپور گماشته ميشدند، قرار گرفت.
در خلافت بنی امیه، اهواز برای مدتی عرصه ی تاخت و تاز خوارج گردید. قيام عظيم خوارج از قسمت جنوبى عراق و خوزستان‏ آغاز شد و سپس سرزمين‏هاى پهناورى از بين النهرين شمالى تا كرمان را فراگرفت. در واقع، مركز اصلى فعاليت آنها ابتدا در اطراف بصره و كوفه بود. ولى بعد به عقب رانده شده و در فارس، كرمان، خوزستان‏ و سيستان مستقر شدند. خوارج نيز مانند ديگر فرقه‏ها دچار انشعاب شدند و ازارقه يكى از فرقه‏هاى خوارج بود كه مدتى طولانى نيروى حكومت را به خود مشغول كردند. آنها بر بنى‏ اميه‏ شوريدند و بر بخشى از خوزستان‏ مسلط شده و در آنجا قدرت فراوانى بدست آوردند. در حدود بصره و اهواز و رود كارون با عمال اموى به جنگ پرداختند.147 سرانجام به وسيله حجاج سردار عبدالملك سركوب گرديد.148
در سال ۱۴۵ ه.ق ابراهيم بن عبدالله در بصره قيام نمود و عده زیادی در سرزمين عراق و خوزستان به او پیوستند. وی اهواز را تصرف کرده و عازم كوفه شد. ولی در جنگی که با سپاهیان منصور خلیفه عباسی در نزديكى كوفه در همين سال رخ داد،كشته شد و اتباعش متفرق شدند.149 با آغاز حركت‌هاي استقلال‌طلبانه در شرق ايران توسط طاهريان، خوزستان نيز به تصرف آنان درآمد. در زمان طاهر ذو الیمینین محمد بن یزید بن حاتم المهلبی که از طرف امین در اهواز حکومت داشت، به دست وی کشته شد و طاهر برآن شهر دست یافت.150 حاكم آن نیز از طرف طاهر تعيين ميگرديد و ماليات‌هاي خوزستان به نيشابور پايتخت طاهريان تحويل داده میشد. اما در طی این ایام، شکوفایی و آبادانی شهر همچنان ادامه یافت و تا افتادن آن به دست زنگیان در میانه سده سوم هجری قمری همچنان از مراکز پر جمعیت خوزستان بوده است. در اين دوره خوزستان به همراه بصره، كوفه، فارس و جبال، يك ايالت به شمار مي‌آمد كه البته در هر دوره‌اي حدود و ثغور اين ايالت تغيير مي‌نمود.
مقدسی خوزستان را دروازه اسلامی و واسطه بین عراق و فارس میداند که به دلیل اهمیت اقتصادی و ارتباطی آن تا نیمه قرن سوم هجری قمری مستقیما زیر نظر خلافت عباسی بود و نمایندگان این خلافت آن را اداره میکردند. در سال ۲۵۷ ه.ق معتمد خلیفه عباسی اداره آن را به برادرش موفق بخشید. اما پیروزیهای یعقوب لیث در فارس او را به سوی سر حدات اهواز سوق داد. از سال ۲۶۲ ه.ق تا سال مرگ یعقوب یعنی ۲۶۵ ه.ق درگیریهایی بین یعقوب و سپاهیان خلیفه در این منطقه روی داد. نواحي غربي استان خوزستان تا رود فرات، به علت وجود سرزمينهاي پست و باتلاقي مأمن بسياري از مخالفين خلافت عباسي بود. در سال ۲۵۵ ه.ق خوزستان عرصه تاخت و تاز بردگانی شد که به رهبری علی بن محمد نامی که به صاحب الزنج آوازه یافته بود، شورش کردند و مدت پانزده سال در بطایح عراق، آبادان، اهواز151 و رامهرمز با امرا و سرداران خلافت بغداد نبرد کردند و شهرهایی چون اهواز و رامهرمز را به آتش کشیدند. سپاهيان وي شهرهاى ابلّه و آبادان را با قتل و غارت فتح كردند و در اهواز و ساحل خلیج فارس کشتارهای زیادی انجام دادند. زنگیان با تصرف اهواز در ۲۵۶ ه.ق

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره رامهرمز، دزفول، مقدسی، نخستين Next Entries منابع تحقیق درباره بريدى، مرداويج، ياقوت، عماد