منابع تحقیق درباره بريدى، مرداويج، ياقوت، عماد

دانلود پایان نامه ارشد

راه ورود به خوزستان و فارس را به تصرف خود در آورده بودند.152 سرانجام قيام آنان در ماه صفر سال ۲۷۰ ه .ق توسط معتمد عباسى سركوب گرديد.
همزمان با شورش زنگیان، یعقوب لیث صفاری نخستين دولت مستقل ايرانى را پايه گذارى كرد و بر خوزستان دست یافت و این ولایت تا سال ۲۸۷ ه.ق ، در قلمرو صفاریان بود و خليفه عباسي با سلطه آنان بر اين ايالت موافقت نمود. یعقوب لیث، عیاری از سرزمین سیستان بود که علیه عباسیان قیام نمود. با حملات خود مناطقی از ایران از جمله خوزستان را تحت سلطه خویش درآورد. وی در عسکر مکرم مستقر گردید؛ سپس به شهر واسط لشکر کشید و از آنجا به محلی به نام دیرالعاقول رفت. خلیفه، برادرش موفق را به جنگ او فرستاد. جنگ سختی در گرفت. لشکریان موفق شکست خورده و گریختند. ولی موفق چون اوضاع را چنین دید خود مستقیما وارد جنگ شد و بسیاری از سپاهیان یعقوب کشته شدند و خود او نیز زخمی گردید. یعقوب پس از اینکه در جنگ باسپاهیان خلیفه شکست خورد، به خوزستان برگشت و در جندی‌شاپور اقامت کرد.153
وی در سال ۲۶۳ ه.ق بر اهواز استیلا یافت و برای نخستین بار پس از غلبه دولتهای اموی و عباسی، این شهر بار دیگر به تصرف دولتی ایرانی درآمد. سرانجام یعقوب لیث و زنگیان هر دو شکست خورده، مجددا سر رشته ی امور به دست خلافت عباسی افتاد. موفق، برادر خليفه ، علاوه بر كوفه و الحرمين و بغداد، سواد، واسط، كور دجله، اهواز و فارس را نيز در جنگ عليه صفاريان و قرامطه جزو حوزه حكومت خود كرد، یعقوب در سال ۲۶۵ ه.ق در جندي شاپور از دنیا رفت. در کنار آرامگاه او بازمانده‌های شهر جندی‌شاپور دیده می‌شود. پس از مرگ او، فرمان حكومت مناطقى از ايران از جمله خوزستان و دزفول در زير حاكميت خاندان صفارى باقى ماند. با تشكيل امارت ساماني، دست خليفه در خوزستان باز شد و از آن زمان به بعد فرماندار خوزستان را خليفه منصوب ميكرد و مالياتهاي آنجا نيز مستقيماً به بغداد فرستاده ميشد. در سال ۳۱۹ ه.ق مرداويج، مؤسس سلسله آلزيار، از اصفهان به اهواز لشکر كشيد. با شكست لشكر خليفه قلمرو خود را تا حدود عراق عرب گسترش داد و اهواز و خوزستان را نيز تصرف نمود. خراج آن ناحيه را جمع آوری کرد و به سپاهيان خويش اموال بسیاری داد. پس از آن شخصی را نزد مقتدر، خلیفه عباسی، فرستاد و منشور امارت اين ناحيه و علاوه بر آن، همدان و ماه كوفه را با دويست هزار دينار از او درخواست نمود. مقتدر پذیرفت و آن نواحى را به او داد.154
در زمان آل بویه اهواز به تصرف آنان در آمد و تحت حکومت آل بویه قرار گرفت. در قرن چهارم ه.ق عضدالدوله دیلمی اقدام به آبادانی اهواز کرد و شبکه های آبیاری را تعمیر کرد و پل معروف اهواز را از نو ساخت. اهواز در این دوره به حدی آباد و حاصلخیز شد که مقدسی آن را انبار بصره گفته است. حكمراني ديلميان بر خوزستان تا سال ۴۴۷ﻫ..ق که حکومت آلبویه به دست سلجوقیان سقوط کرد، ادامه داشت. در اين زمان تعداد بسیاری از اهالی دیلم با نقل مکان به خوزستان به عنوان ديلميان خوزستان شناخته میشدند.
4-2. تسلط مرداويج بر اهواز
پیش از آنکه آل بویه به خوزستان راه یابند مرداویج موفق شد بر اهواز مسلط شود. در سال ۳۲۲ ﻫ..ق وقتی خبر فتح شیراز به وسیله على ابن بويه به گوش مرداويج رسيد، بسیار نگران شد و به فکر چاره ای بود. صلاح در اين ديد كه لشكرى به اهواز بفرستد و راه على ابن بويه را ببندد. آنگاه خود از اصفهان به او حمله كند. سپاه مرداويج در ماه رمضان به آن استان رهسپار شد و به شهر «ايذج» (ايذه) رسيد. ياقوت ترسيد كه ميان دو دشمن محاصره شود. از يك طرف سپاه مرداويج و از طرف ديگر سپاه على ابن بويه. فرزندش مظفر بن ياقوت همراه او بود. او به خليفه نامه نوشت و درخواست كرد حكومت اهواز را به او واگذار كند. خليفه هم پذیرفت. ابو عبد اللّه بريدى كه منشى او بود، استيفاى اهواز را هم بر آنچه در دست داشت افزود. پس از آن سپاه مرداويج رامهرمز را فتح کرد و از آنجا راهی اهواز شد. ياقوت پل «اربق» را گرفت و آن سپاه نتوانست پيش برود. زيرا جريان آب شديد بود و عبور بدون پل امكان نداشت. سپاه مرداويج چهل روز در آنجا در برابر اردوى ياقوت ماندند و نتوانستند از آن آب بگذرند. ياقوت از راه «دور راسبى» به بغداد رفت. سپاه مرداويج از پل «اربق» دور شده، با كمك گروهى از عياران از آب گذشته به سوى «مسرقان» در «عسكر مكرم» رفتند تا از آنجا به اهواز روند. وقتی عماد الدوله شنيد كه مرداويج اهواز را تصرف کرده است، به منشى مرداويج نامه نوشت و از او خواست كه ميان او و مرداويج را اصلاح كند. او هم موفق شد و مرداويج پذيرفت. به شرط اينكه عماد الدوله به نام او خطبه بخواند. عماد الدوله هم براى او هدايای گرانبها فرستاد و برادر خود ركن الدوله را گروگان نمود و خود به نام مرداويج خطبه خواند.155
کارگزار اهواز در آن زمان ابو عبدالله بريدى بود. در هنگام وزارت ابو على بن مقله، بریدی بيست هزار دينار رشوه داد تا به او مقام بالایی دهد. ابن مقله هم ناحيه اهواز را، به جز شوش و جندى‏شاپور، به او داد. بريدى، در زمان محمد بن ياقوت، کارگزار اهواز بود. وقتی مرداويج اهواز را فتح کرد و ياقوت گريخت، بريدى به بصره رفت و پس از آن، او هم نزد ياقوت در واسط رفت و در آنجا اقامت نمود. ابن مقله به بريدى نامه نوشت كه ياقوت را متقاعد كند كه براى فتح فارس لشكر بكشد و از واسط و راه شوش برود. ياقوت از واسط رفت و بريدى هم با كشتى از دجله رهسپار اهواز شد. بريدى به ياقوت پیشنهاد کرد كه به ارّجان لشكر بكشد و از آنجا فارس را نیز فتح کند. وقتی ياقوت با سپاه خود رفت، عماد الدوله در دروازه ارّجان با او مقابله و جنگ كرد. سپاه ياقوت شکست خورد و عماد الدوله او را تا رامهرمز دنبال كرد. وی به عسكر مكرم رفت. عماد الدوله هم در رامهرمز اقامت کرد. سرانجام ميان آن دو صلح برقرار شد.156
پس از مرگ عماد الدوله ، رکن‌الدوله که در نواحی جرجان بود به فارس رفت تا اوضاع آن سرزمین را که بعد از وفات برادرش مغشوش شده بود، سامان دهد و به آن نظم دهد. به همین دلیل به سوی جنوب رفت و چون به شیراز رسید ابتدا به زیارت قبر عمادالدوله که در دروازه استخر واقع شده بود رفت و سپس سه روز در آن شهر عزای عمومی اعلام کرد و آنگاه مقداری از میراث برادر متوفای خود را برای معزالدوله به بغداد فرستاد که از آن جمله شامل یکصد و هفتاد غلام و یکصد بار سلاح و به همین اندازه پوشاک و اثاثیه بود. او سپس ارّجان را به اقطاع خود پیوند داد و وزیرش ابن عمید را در آنجا گذاشت و خود به ری بازگشت.157 ابن عمید در این مقام، ولایت ارّجان را به خوبی اداره نمود و به آبادانی آنجا همت گماشت و از آن راه ثروت سرشاری را نصیب رکن‌الدوله ساخت.
ابن حوقل که خود در این سالها می زیست و از اتّفاق در همان سالها از ارّجان دیدن کرده است، در این باره در کتاب خود آورده است که « اعمال ( اداره) ارّجان در این زمان از اعمال فارس بیرون است و آن در دست ابوالفضل ابن عمید می‌باشد و میزان درآمد آن به پانصد و ده هزار دینار میرسد که اغلب به ری حمل می شود و رکن‌الدوله آن را خرج میکند و گاهی از آن مبلغ نیز به عمیدالدوله اختصاص داده و به دست ابن عمید برای وی میفرستد و این موضوع سبب ناراحتی عضدالدوله میشود.158 از برخی از منابع دیگر چنین برمیآید که درآمد سالیانه ارّجان بسیار بیشتر از آن مقداری بوده است که ابن حوقل در کتاب خود آورده است و بر آن اساس مقدار آن قریب به چهارده هزار هزار (میلیون) درهم بوده است که در دو نوبت به دست ابن عمید به ری حمل میشده است.159
4-3. ديالمه عراق و خوزستان‏
در فصل دوم امرای آل بویه در همه مناطق تحت سلطه خود، نام برده شدند. اکنون درباره ديالمه عراق و خوزستان توضیح داده خواهد شد. يعنى سرزمینهایی كه ابتدا به دست احمد معز‌‌الدوله فتح شد و بعد از او در سال ۳۵۶ ه.ق به پسرش عز‌‌الدوله بختيار رسيد. پس از قتل عز‌‌الدوله در ۳۶۷ ه.ق بدست عضد‌‌‌الدوله پسر ركن الدوله افتاد و از خاندان معز‌‌الدوله بيرون رفت و اين ولايات تا سال ۴۴۷ه.ق همواره بين پسران و نوادگان عضد‌‌‌الدوله دست به دست میگشت. چنانكه گاهى تمام اين نواحى به دست يك نفر مى‏افتاد و گاهى ديگر هر قسمت يا هر دو قسمت از آنها مطيع يكى از ايشان بود. اسامی آنها به این ترتیب میباشد:
۱ – معز‌‌الدوله (ابو الحسين احمد بن بویه) ۳۳۴- ۳۵۶ ه.ق
۲- عز‌‌الدوله بختيار بن معز‌‌الدوله (۳۵۶-۳۶۷ه.ق)
۳- عضد‌‌‌الدوله بن ركن الدوله (۳۶۷-۳۷۲ه.ق) كه از تاريخ ۳۳۸ ه.ق فارس را نيز مالك بوده است.
۴- صمصام الدوله ابو كاليجار مرزبان پسر عضد‌‌‌الدوله (۳۷۲-۳۸۸ه.ق) در عراق و خوزستان و فارس.
۵- شرف‌الدوله ابو الفوارس شيرذيل پسر عضد‌‌‌الدوله (۳۷۲- ۳۷۹ ه.ق) مالك فارس‏ نیز بود.
۶- بهاء‌الدوله ابو نصر برادر او (۳۷۹-۴۰۳ه.ق ) در فارس‏ نیز بود.
۷- سلطان الدوله ابو شجاع پسر بهاء‌الدوله (۴۰۳- ۴۱۲ ه.ق).
۸- مشرف‌الدوله ابوعلی پسر بهاء‌الدوله (۴۱۲-۴۱۶ه.ق).
۹- ابو طاهر جلال‌الدوله پسر بهاء‌الدوله (۴۱۶-۴۳۵ه.ق).
۱۰- ابوکالیجار مرزبان پسر سلطان الدوله (۴۳۵-۴۴۰ه.ق).
۱۱- ملک الرحیم پسر ابوکالیجار (۴۴۰-۴۴۷ه.ق).
4-3-1. معز‌‌الدوله ۳۳۴- ۳۵۶ ه.ق
معزالدوله در سال ۳۲۶ ه.ق موفق شد اهواز را تصرف کند. سبب این بود که یک سال پیش از آن، ابن رائق به جنگ بریدی رفته بود تا از او خراج بگیرد. پس از آن بريدى به فارس نزد عماد الدوله رفت تا از او درخواست کمک کند و او را تشویق کرد که عراق را تصرف کند. عماد الدوله نیز برادر خود معز‌‌الدوله را با بريدى به اهواز فرستاد. ابن رائق نيز غلام خود بجكم را به مقابله با او روانه کرد. بجكم با سپاه خود به ارّجان لشکر كشيد. ولى در همان حمله ی نخست شکست خورد و به اهواز برگشت، در حالى كه قسمتى از سپاه خود را در عسكر مكرم نهاده بود. معز‌‌الدوله سيزده روز با آنان جنگيد. عاقبت سپاهيان بجكم شکست خورده، به شوشتر گريختند و معز‌‌الدوله عسكر مكرم را گرفت. بجكم از اهواز به شوشتر رفت. خبر به ابن رائق رسيد. به بغداد رفت و بجكم از شوشتر به واسط آمد. وقتی معز‌‌الدوله و بريدى عسكر مكرم را فتح كردند، مردم اهواز به ديدار بريدى آمدند. بريدى با آنان راهى اهواز شد و يك ماه در آنجا ماند.
آنگاه معزالدوله از بريدى خواست تا سپاهى را كه در بصره دارد به او دهد تا نزد ركن الدوله برادرش به اصفهان برد و از آن در جنگ با وشمگير استفاده کند. بريدى از آن ميان چهار هزار نفر را احضار كرد. آنگاه از او خواست كه سپاهى را نيز كه در حصن مهدى دارد به او دهد تا از راه دريا به واسط برد. بريدى از اين سخن در شک افتاد و به بصره فرار کرد. سپس شخصی را به سوى آن گروه از سپاهيانش كه به اصفهان مى‏رفتند و در آن زمان در شوش توقف كرده بودند، فرستاد و آنان را فراخواند که باز گردند. سپس به معز‌‌الدوله نامه نوشت كه به او اجازه دهد در اهواز به جمع خراج بپردازد. زيرا اهواز و بصره را به هجده میلیون درهم از عماد الدوله مقاطعه كرده بود.
معز‌‌الدوله به عسكر مكرم رفت و بريدى، عامل خود را به اهواز فرستاد. بار ديگر از او خواست كه از عسكر مكرم به شوش عقبنشینی کند. معز‌‌الدوله نپذيرفت. بجكم از اين اوضاع آگاه شد، سپاهى فرستاد و بر شوش و جندى‏شاپور مسلط شد. بنابراین اهواز در دست بريدى ماند و عسكر مكرم در دست معز‌‌الدوله. سپاهيان معز‌‌الدوله در تنگناى ارزاق افتادند. وی به برادر خود عماد الدوله نامه نوشت تا براى او کمک بفرستد. وقتی کمک رسيد، به اهواز لشكر برد و آنجا را تصرف کرد.160 پس از آن در سال۳۳۴ ه.ق توانست بغداد را تصرف کند. وی در سال۳۵۶ ه.ق درگذشت.
4-3-2. عز‌‌الدوله بختيار پسر معز‌‌الدوله (۳۵۶-۳۶۷ه.ق)
پس از مرگ معزالدوله، پسرش عز‌‌الدوله بختيار به جايش نشست. او وصيت كرده بود كه فرزندش بختيار بايد مطيع عموی خود، ركن الدوله باشد و هر کاری که انجام دهد، به دستور و اجازه او باشد و همچنین از عضد‌‌‌الدوله‏ پسر عموی خود اطاعت کند. زيرا او بزرگتر و سياستمدارتر از

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره بهاء‌الدوله، صمصام، كرد، جلال‌الدوله Next Entries منابع تحقیق درباره شرف‌الدوله، صمصام، كرد، ديلم