منابع تحقیق درباره برنامه ریزی استراتژیک، تفکر استراتژیک، رهبری استراتژیک

دانلود پایان نامه ارشد

یکدیگر به کار می برند؛ در حالی که programming به نوعی برنامهریزی جزئیتر دلالت دارد. برای برنامهریزی تعاریف متعددی ارائه شده است؛ بهطوریکه هر یک از نظریه پردازان سعی کردهاند با توجه به زمینه تخصصی خود آنرا تعریف کنند. در ذیل چند مورد از این تعاریف ارائه شده است:
– برنامه ریزی عبارت است از تصمیم گیری در مورد اینکه چه کارهایی باید انجام گیرد. 
– برنامه ریزی عبارتاست از تعیین هدف و یافتن یا پیش بینی کردن راه تحقق آن.
– برنامه ریزی یعنی تصور و طراحی وضعیت مطلوب درآینده، یافتن وپیش بینی راههایی برای رسیدن به آن را فراهم کند.‌
سیریل هودسن16 در تعریف نسبتاً جامعی میگوید: برنامه ریزی یعنی ارائه طریق بر عملیات آینده که متضمن نتایج معین با هزینه مشخص و دوره زمانی معلوم است.

(3-6-1فرایند برنامه ریزي
از زمانی که بشر به فرداي خود اندیشید، براي آینده هدف تعیین کرد و بدین ترتیب فرایند برنامهریزي آغاز شد. برنامهریزي گذر از یک گام به گام بعدي نیست بلکه فرایندي خلاق است و میتواند پیش از تصمیم نهایی چندین مرتبه تغییر و بازبینی گردد. برنامه ریزي یعنی انتخاب اهداف درست و انتخاب مسیر، راه، وسیله و روش درست براي تامین هدف. به عبارتی در برنامه ریزي، اهداف واقدامات لازم براي مواجهه با تغییرات و عوامل نامطمئن پیش بینی میشود .برنامه ریزي فرایندي است که همه تلاشها و فعالیتها را در راستاي هدف، راه رسیدن به آن و چگونگی طی مسیر، ترکیب وادغام میکند. برنامه ریزي ترسیم شمایی از گذشته براي تصمیمگیري در زمان حال براي انجام اقدامی در آینده میباشد.

(4-6-1 مدت برنامه‌ریزی
یکی از سوالات مهمی که در برنامه‌ریزی مطرح می‌شود این است که آیا برنامه باید کوتاه مدت، میان مدت یا بلند مدت تنظیم شوند؟ چگونه می‌توان برنامه‌های کوتاه مدت را با برنامه‌های میان مدت و بلند مدت هماهنگ کرد؟ در بعضی موارد ممکن است برنامه‌ریزی ها هفتگی یا چندماهه و یا چند ساله باشند. این پرسشها افقهای چند گانه برنامهریزی را روشن می‌کنند.
1-6-5) درک مفاهیم استراتژی
اگر مفاهیم بهدرستی مورد شناسایی قرارنگرفته و به خوبی اعمال نگردد مدیران در تلاشهای خود در زمینه رهبری استراتژیک با دشواری مواجه میشوند. این مفاهیم به مدیران کمک می کند تا به این پرسشها پاسخ گویند: چرا ماکاری راکه انجام می دهیم باید انجام دهیم؟ چه چیزهایی برای ما مهم است (به چه چیزهایی معتقدیم)؟ در آینده کجا میخواهیم باشیم(چگونه میخواهیم از موقعیت فعلی به مقصد مورد نظر برسیم؟ برتریها در چه چیزی است؟ (چه کارهایی لازم است که انجام دهیم)چه کارهایی راتا چه هنگام باید انجام دهیم. این مفاهیم به طور خلاصه عبارتند از:
رسالت17(چرا)، ارزشهای محوری18(چه چیزی)، چشم انداز19(کجا)، استراتژی20(چگونه)، برنامههای استراتژیک21 (چه کارهایی) و اهداف و مقاصد یا اهداف22 (چه کار وچه وقت).
1-6-6)برنامه ریزي استراتژیک
همانند سایر مفاهیم مدیریت، تعاریف گوناگونی از برنامهریزی استراتژیک توسط صاحب نظران ارائه شده است که برای جلوگیری از اطاله کلام بـــه چند مورد مهم از آنها اشاره می شود. پس از جنگ جهانی دوم عدم اطمینان، عدم ثبات و محیط هاي متحول بیش از پیش خود را نشان داد و آنچه به عنوان راه حل ارائه شد برنامهریزي استراتژیک بود. برنامهريزي استراتژيك تعيين كننده مقصود سازمان و هماهنگ كننده همة فعاليتهاي سازمان در راستاي آن است (اعرابي،1384 ). برنامهریزي استراتژیک بستر و چارچوبی براي عملی کردن تفکر استراتژیک و هدایت عملیات براي رسیدن به هدف و نتایج مشخص میباشد. برنامه‌ریزی‌ استراتژیک‌ در بخش‌ دولتی‌ تاریخی‌ طولانی‌ دارد. با وجود این، برنامه‌ریزی‌ استراتژیک‌ اساساً در بخش‌ خصوصی‌ توسعه‌یافته‌ است هرچند که‌ رویکردهای‌ برنامه‌ریزی‌ استراتژیک‌ در بخش‌ خصوصی‌ تدوین‌ شده‌اند ولی‌ می‌توانند به‌ سازماندهی‌ دولتی‌ و غیرانتفاعی‌ و همچنین‌ جوامع‌ و دیگر نهادها کمک‌ کنند(برایسون،23 2005).
برنامهریزی استراتژیک اهداف، خطوط کلی و رسالت سازمان در بلند مدت را تعیین میکند، جامعیت دارد، در سطح عالی سازمان میباشد، از نظر زمانی بلند مدت است و چارچوبی براي برنامهریزي تاکتیکی و عملیاتی است. برنامه‌ریزی‌ استراتژیک‌ را می‌توان‌ تلاشی‌ منظم‌ و سازمان‌یافته‌ درجهت‌ اتخاذ تصمیم‌ و مبادرت‌ به‌ اقدامات‌ بنیادین‌ تعریف‌ کرد که‌ به‌ موجب‌ آنها، اینکه‌ یک‌ سازمان‌ چیست، چه‌ می‌کند، و چه‌ اموری‌ را انجام‌ می‌دهد، مشخص‌ خواهد شد.
‌ در دنیای رقابتی امروز برنامهریزی استراتژیک برای هر سازمانی از اهمیت فوق العادهای برخوردار بوده، دارای ویژگیهای منحصر به فردی است و نیز مدلهای مختلفی از سوی نظریهپردازان مختلف ارائه شده است که از آن جمله می توان به مدلهای برنامهریزی استراتژیک برمبنای نتیجه (هدف)، مدل همسویی، برنامهریزی سناریو، مدل برنامه ریزی ارگانیک (خود سازمانی)، مدل اصلی مکتب طراحی، مدل رابیسون و مدل استینر اشاره کرد (آقازاده، 1381).
‌در تعریف‌ دیگری‌ برنامه‌ریزی‌ استراتژیک‌ فرایندی‌ است‌ درجهت‌ تجهیز منابع‌ سازمان‌ و وحدت‌ بخشیدن‌ به‌ تلاشهای‌ آن‌ برای‌ نیل‌ به‌ اهداف‌ ورسالت‌ بلندمدت‌ باتوجه‌ به‌ امکانات‌ و محدودیتهای‌ درونی‌ و بیرونی. در تعریفی‌ دیگر برنامه‌ریزی‌ استراتژیک‌ به‌ معنای‌ فرایند بررسی‌ موقعیت‌ فعلی‌ و مسیر آینده‌ سازمان‌ یا جامعه، تنظیم‌ اهداف، تدوین‌ یک‌ استراتژی‌ برای‌ تحقق‌ آن‌ اهداف‌ و اندازه‌گیری‌ نتایج‌ است (هیوز24، 2005).
برنامه ریزی استراتژیک، ابـزار مدیریتی توانمندی است که برای کمک به شرکتهای کوچک طراحی میشود تا آنها بهصورت رقابتی خود را با تغییرات پیشبینی شده محیط تطبیق دهند. خصوصاً، فرایند برنامه ریزی استراتژیک یک نگرش و تجزیه و تحلیلی از شرکت و محیط مربوط به آن ارائه می کند شرایط فعلی شرکت را توضیح می دهد و عوامل کلیدی موثر بر موفقیت آن را شناسایی می کند (فری واستونر25،1995).
برنامه ریزی استراتژیک نگاه به آینده دارد و تمرکز بر آینده پیش بینی شده به این مسئله توجه دارد که جهان بعد از 5 الی 10 سال چه تفاوتهایی بااکنون خواهدداشت. درصددخلق آینده سازمان برمبنای آن چیزی است که احتمال می رود در آینده ایجاد شود؛ بر مبنای تجزیه و تحلیل روندها و سناریوهای پیش بینی شده برای گزینههای ممکن درآینده است ونیزبرمبنای تجزیه وتحلیل دادههای داخلی و خارجی است؛ منعطف و متمایل به ایجاد تصویری بزرگ از آینده سازمان است.
برنامهریزی استراتژیک سازمان را با محیطش تطبیق می دهد، زمینهای برای دسترسی به اهداف ایجاد میکند، چارچوب وجهتی برای سازمان فراهم میکند تا به آینده دلخواه خود برسد؛ برنامهریزی استراتژیک، داده های نرم مانند: تجارب، نیات و ایدههای موجود در گفتگوهای روزانه سازمان را ترکیب میکند ودرصدد ارائه یک بینش وهدف سازمانی روشن است؛ به سازمان اجازه تمرکز میدهد، زیرا فرایندی پویا و مستمر از فعالیتهای خود تحلیلی است؛ فرایند یادگیری مستمر، در جریان و گفتگوی سازمانی است که به فراتر از دسترسی به یکسری اهداف از پیش تعیین شده توسعه مییابد.
برنامه ریزی استراتژیک درصدد است روشی که یک سازمان فکر و عمل می کند را تغییر داده یک سازمان یادگیرنده به وجود آورد؛ وقتی موفقیت آمیز باشد، تمام نواحی عملیاتی را تحت تاثیر قرار داده و به عنوان قسمتی از فلسفه و فرهنگ سازمان در میآید (الکساندرا26،2002).
بین برنامه ریزی بلندمدت که به صورت واکنشی است و برنامهریزی استراتژیک که سازمان را مجاز به خلق آینده اش میکند، تفاوت قائل می شود. برنامهریزی استراتژیک فرایندی برای بازسازی و انتقال سازمانی است. به نظر وی در برنامهریزی بلندمدت اهداف و پیشبینیها براساس فرض ثبات سازمانی است، درحالی که در برنامه ریزی استراتژیک، نقش سازمان در محیط آن بررسی میشود. برنامهریزی استراتژیک باعث می شود تا سازمان فعالیتها و خدماتش را برای برآوردن نیازهای درحال تغییر محیط تطبیق دهد. این برنامه ریزی نه تنها چارچوبی برای بهبود برنامه ها ارائه می کند بلکه چــارچوبی برای ساختاردهی مجدد برنامهها، مدیریت و همکاریها و نیز برای ارزیابی پیشرفت سازمان در این زمینهها ارائه میکند (مککون27،2002).
برنامه ریزی راهبردی در بر دارنده تصمیمگیری‌هایی است که راجع به اهداف راهبردی بلند مدت سازمان می باشند. دراین نوع از برنامه ریزی مقاصد (مأموریتها) و هدف‌های سازمان مشخص و اهداف بلند مدت به هدفهای کمی و کوتاه که آن را هدفگذاری می‌نامند، تجزیه می گردد. همچنین سیاستهای کلی (تدوین و تنظیم خطمشیها) و برنامههای عملیاتی طرح‌ریزی میگردد. برنامهریزی راهبردی، آینده را پیش‌گویی نمی‌کند ولی توان یاری یک مدیر در موارد ذیل را دارد:
* فائق آمدن بر مسائل ناشی از مقتضیات آتی؛
* ایجاد فرصت کافی برای تصحیح خطاهای اجتناب ناپذیر؛
* اتخاذ تصمیم های صحیح در زمان مناسب؛
* تمرکز بر انجام فعالیت های ضروری برای رسیدن به آینده مطلوب؛
-6-1 7) فرایند برنامه ریزي استراتژیک
* مراحل پیش برنامه ریزي
* برنامه ریزي
* اجرا
* ارزیابی
مرحله پیش برنامه ریزي شامل ارزشیابی سازمان است که در ارزشیابی سازمانی به رسالت، دورنما، اصول، اهداف اختصاصی واستراتژي سازمان توجه می شود. پس از توجه به تمامی این موارد، تدوین برنامه آغاز می شود و با تکمیل برنامه به تخصیص منابع و مرحله اجرا شده و پس از اجرا، پیشرفت کار پایش می شود تا مشخص شود سازمان به چه میزان به اهداف نائل شده است.
-6-18) مراحل برنامه ریزي استراتژیک:
* ارزیابی محیط داخلی و خارجی
* تدوین رسالت، دورنما
* تعیین اهداف کلی و اهداف اختصاصی
* شناسایی مشکلات استراتژیک
* تهیه و تدوین برنامه عملیاتی
* تدوین استراتژي
* تعیین شاخصها

1-6-9) تفاوت برنامه ریزي استراتژیک و برنامه ریزي عملیاتی
• برنامه ریزي استراتژیک: این نوع برنامه، در سطوح عالی سازمان طرح ریزي می شود و تاکید آن روي اثربخشی ومنافع آتی سازمان است، ساختار منعطف و متناسب با تغییرات را در نظر می گیرد، تابع ارزش ها، ایدئولوژي ها، سیاست ها و استراتژي هاي حاکم بر جامعه است و اغلب بر عهده سیاستمداران و مقامات عالی کشوري می باشد، در پی حل مسائل اساسی جامعه و رشد و توسعه کلی جامعه است، مبتنی بر پیش بینی بوده و بر حسب کلیت و وسعت اهداف، با اتکائ به آینده، امکانات و طرز تفکر و نگرشی گسترده و جهت دار دارد.
• برنامه ریزي عملیاتی: برنامه ریزي عملیاتی در سطوح میانی و پایه سازمان مطرح است، تاکید روي کارایی و بازدهی دارد، تاکید بر منافع فعلی سازمان دارد، ساختار سازمان و محیط با ثبات نسبی را در نظر می گیرد، روشهاي کار قبلاً تجربه شده ودستاوردهاي گذشته موجود خواهد بود، مخاطره کمتري دارد، شامل اقدامات تفصیلیتر براي رسیدن به اهداف است، در سطح مدیریت هاي اجرایی مطرح است، با اهداف مشخص، محدود، معین، عینی و دست یافتنی سروکار دارد و بازه زمانی کوتاه مدت را در بر میگیرد، مبتنی بر تجربیات قبلی است و با اطمینان بیشتري همراه است.
1-6-10) اجزاي برنامه ریزي استراتژیک
1-6-10-1) رسالت سازمان28
رسالت همان فلسفه وجودي سازمان و نقطه آغازین برنامه استراتژیک است. بیانگر ماهیت و مفهوم فعالیتهاي سازمان است، قصد سازمان و تعهدات فلسفی سازمان را بیان می دارد و در آن به موضوعات زیر اشاره میشود:
اصول، ارزشها و فلسفه وجودي سازمان، هویت کار، هویت سازمان، وجه تمایز سازمان با سایر سازمانها، مشتري سازمان، محصول یا خدمت ارائه شده از سوي سازمان رسالت در برگيرنده مقصود يا فلسفه وجودي سازمان، مخاطبين و مشتريان، چگونگي رقابت و مزيتهاي سازمان است و میتواند شامل عرصه فعاليت، نوع محصولات ياخدمات، تكنولوژي هاي مورد استفاده، تعهدات و مسئوليتهاي سازمان به جامعه وذي نفعان آن باشد. شناسايي مشتريان، نيازهاي آنها و چگونگي پاسخگويي به اين نيازها بخشي از رسالت سازمان است. به منظور تبيين هر چه بهتر اين مفهوم، نمونههايي درزير ارائه شده است:

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره دانشگاه ارومیه، برنامه ریزی استراتژیک، رشد و بالندگی Next Entries منابع تحقیق درباره تفکر استراتژیک، سلسله مراتب، برنامه ریزی استراتژیک