منابع تحقیق درباره ایران باستان، گیاهان دارویی، هخامنشیان

دانلود پایان نامه ارشد

ز بیماری رنج میبرند و بیکار نشستن مانع شکفتن و شادابی روحشان میشود، دوستان خوبی هستند و اصولا خوشبین میباشند. دمویها در آفرینش خلقوخوی دلپسند، هنرمند میباشند و با روحیه شاداب خویش پیوندها را تحکیم میبخشند. ورزش را دوست دارند، از هوای سالم لذت میبرند. بهسرعت خشمگین میشوند و بهزودی آرام میگیرند. اصولا یک فرد دموی یک سینه پهن و چهرهای به شکل لوزی و اندام قوی دارد.
صفراوی مزاج؛ افرادی فعال، بدبین و گوشهگیر هستند، باریکاندام، بلندقد و دارای نیمرخی موزون و چهرهای مستطیل شکل مایل به مربعی بوده و افرادی وسواس و دقیق هستند. اراده پرخاشجویی این اشخاص به حس جاهطلبی آنها که اغلب شدید است کمک مینماید. آنان پرتحرک، خشن، زودخشم، جاهطلب و ثابتقدم هستند.
بلغمی مزاج؛ افرادی خوشبین، آرام و صبور، دارای محرک منظم اما کند میباشند. به لذائذ مادی علاقه فراوان دارند و طرفدار عمل بوده و بهدنبال منفعتند. همواره مایل هستند که در کمال آسایش از زندگی بهره ببرند. اشخاص بلغمی مزاج علاقه به معاشرت دارند اما در مقابل سوال سخت ناراحت میگردند. بهطورکلی بلغمیها افرادی چاق با چهرهای گرد و حجیم، خوشبرخورد، خونسرد، کند ذهن و سستعنصر میباشند.
سودایی مزاج؛ چهرهای شکسته، کشیده، جمجمهای بزرگ و پیشانی بلند دارند و اصولا فعالیت در نزد اینگونه افراد ذاتی میباشد. بیشتر در عالم خیال و رویا سیر میکنند. افراد سودایی مزاج گوشهگیر و بدبین اما شیفته بحثهای فلسفی بوده و اصولا یک نویسنده فوقالعاده با استعداد میباشند. بهطورکلی سودایی مزاجها باریک اندام و سپید چهره، مضطرب و بدبین هستند.
اخلاط؛ عبدالنبی سلامی در مقدمه کتاب «طب سنتی»، اخلاط را به دو قسمت نیکو و بد تقسیم میکند و دراینباره مینویسد: «طبق نظر قدما اخلاط به دو گروه نیکو(طبیعی) و بد(غیرطبیعی) تقسیم میشوند.
اخلاط نیکو(طبیعی)؛ اخلاطی هستند که برای بدن منفعت دارند و جایگزین آنچه که بدن از دست داده میشوند و کمبودها را جبران مینمایند.
اخلاط(غیرطبیعی)؛ اخلاطی هستند غیرمفید و زاید که سودی برای بدن ندارند و باید تن را بهوسیله دارو و اخلاط نیکو پاک گردانند».(سلامی،33:1381)
«پوشیده نماند که خلط چهار است خون و بلغم و سودا و صفرا. قوام بدن از اخلاط است وحدوث اکثر امراض از زیادتی و کمی آنهاست. خون گرم و تر است و صفرا گرم و خشک، بلغم سرد و تر و سودا سرد و خشک».(ارزانی،6:1380)
هر یک از اخلاط علامت مخصوصی دارند که توسط همین علامت شناخته میشوند زیرا ریشه بیماری اشخاص از خلط است که سبب بروز بیماری میشود.
محمدبن زکریای رازی درکتاب« من لایحزرهالطبیب»، سادهترین راه شناخته غلبه اخلاط را چنین شرح دادهاست؛
سادهترین راه شناخت غلبه اخلاط را در طعم دهان بههنگام بیدار شدن صبح ازخواب دانسته اند:
طعم تلخ دهان نشانه غلبه صفرا، طعم شیرینی دهان نشانه غلبه خون، طعم ترش دهان نشانه غلبه بلغم و طعم شور دهان نشانه غلبه سودا.
عناصر؛ «عناصر اجسام سادهای هستند که اجزای اولیه بدن انسان و دیگر موجودات را تشکیل میدهند و نمیتوان آنها را به اجزایی که از لحاظ شکل ظاهری متفاوت هستند تقسیم کرد. براثر اخلاط عناصر با یکدیگر، انواع موجودات که از نظر صورت گوناگون هستند بهوجود میآیند».(اردکانی و دیگران،48:1385)
طبق نظر قدما عناصر چهار قسماند: خاک، آب، هوا و آتش.
اندامها؛ «اندامها از نخستین آمیزش اخلاط نیک بهوجود میآیند. اندامها به دو دسته اندامهای ساده و مرکب تقسیم میشوند: اندام ساده یعنی اندامهایی که اجزای تشکیلدهنده آنها یکسان است و خود تشکیلدهنده اندامهای مرکب هستند. این اندامها شامل استخوان غضروف، وتر، رباط، عصب، شریان، ورید، غشای پوست، چربی، گوشت، مو و ناخن هستند.
اندام مرکب به اعضای مختلف بدن که از اندامهای مفرد تشکیل شدهاند گفته میشود، مانند چشم، گوش، دست و…(ناصری ودیگران،44:1387)
ارواح و قوا؛ «متقدمین بر این عقیده بودهاند که از ماده متراکم اخلاط متناسب با مزاج هر فرد گوهری متراکم بهنام اندام بهوجود میآید. در مقابل از مادهای بخاری شکل و لطیف اخلاط، گوهری لطیف و شفاف تولید میشود که بهاصطلاح روح نامیده میشود. روح یک جسم مادی است که توسط قلب تولید، توسط عروق خونی حمل و بهوسیله هوا تصفیه و خنک میشود».(شمساردکانی ودیگران،57:1385)
«ارواح جمع روح است و منظور از آن اجسام لطیفی است که از بخارهای اخلاط بهوجود میآیند. روح دارای لطافت، سیالیت و حرکت است.
قوتها با روح ها همبستگی دارند، روح نقش اصلی در خویشکاریشناسی اندامها در طب و نیز در روانشناسی فلسفی دارد. وضعیت جسم و استمرار قوای آن به روحها وابسته است».(اولمان،90:1382)
قوا جمع قوه است و بهمعنی نیروهایی است که موجب فعل و انفعالات در بدن میشود. روح و قوا در بدن به سه دسته تقسیم میشوند: طبیعی، نفسانی و حیوانی».(ناصری ودیگران،45:1387)

فصل دوم
ادبیات پژوهش

بخش اول
2-1) پیشینه پژوهش
در دورههای مختلف تمدن این مرز و بوم، چه پیش از اسلام و چه پس از آن، طبیبان و دانشمندان بزرگی چون برزویه طبیب(حکیم دوره ساسانی)، و ابن سینا بزرگترین دانشمند ایرانی، پا به عرصه پزشکی گذاشتهاند که سهمی بهسزا در ترقی و تعالی علوم در جهان داشتهاند و با آثاری گرانقدر چون «قانون» در طب که حاوی گرانبهاترین دانشها در شناخت خواص گیاهان و درمان بیماریها، نهتنها در ایران بلکه در دنیا شناخته شده است.
رازی پزشک نامدار و فیلسوف بزرگ ایرانی با حدود دویستوهفتاد کتاب و مهمترین کتاب او در طب، «الحاوی» در 22 جلد که به قول خودش بیش از بیستهزار صفحه مطلب نوشته و15 سال از عمر خود را صرف آن کردهاست و فقط در سال 1542 میلادی پنجبار به زبان فرانسوی چاپ شدهاست.
اسماعیل جرجانی صاحب «ذخیره خوارزمشاهی» و ستارگان فروزانی چون علیابنعباسبنطبری، مجوسیاهوازی، ابوریحانبیرونیکه چون نگینی بر تارک پزشکی جهان میدرخشند.
کتب بسیار زیادی در زمینه خواص گیاهان دارویی به نگارش درآمده ولی از جمله شاخصترين پژوهشهای جدید ميتوان به کتابهای؛ «متداولترين گياهان داروئي سنتي مردم ايران»، تاليف دکتر غلامرضا امين و «گياهان داروئي»، تاليف دکتر علي زرگري در ايران و گزارش ديويد هوپر و هنري فيلد با عنوان «گياهان داروئي و مفيد ايران و عراق» اشاره کرد.
در این پژوهش علاوه بر استفاده از کتابهای با ارزش بزرگان علم طب که از آنها یاد شد از پژوهشها و پایاننامههایی که در زمینه طب سنتی بهنگارش درآمده نیز استفاده شده که عبارتند از؛ بررسی مردمشناختی باورهای مردمی و طب سنتی در درمان بیماریها در تهران از فاطمه عادلینژاد، طب سنتی و فرهنگ مصرف گیاهان دارویی در روستای تنگه بولان از کاملیا جرجانی توتونچیان.
2-2) طب و طبابت در ایران باستان
«یکی از ادوار بسیار روشن از نظر طبی در ایران، دوران جمشید پادشاه پیشدادی است. در سلطنت جمشید آنچه از کتب مذهبی و تاریخی بر میآید، دورانی بوده که در آن دوران نه سرما و نه گرما وجود داشته و جهان از مرگ دیو آفریده عاری بود«.(نجم آبادی،296:1371)
بر طبق اساطیر ایران استفاده از دارو در این کشور توسط جمشید پادشاه سلسله پیشدادی صورت گرفتهاست. فردوسی در کتاب شاهنامه خود به این موضوع اشاره میکند.
«در چهار بخش اوستا شامل یسنا، یشت، وندیداد و بندهش مطالب ارزندهای درباره پزشکی و بهداشت و درمان آمدهاست که عبارتند از آب، فاضلاب، حمام تا تغسیل میت، شستشوی بدن و لباس، خاک، مسکن، غذا، شیوه دفن مردگان، آشامیدنیها، گوشت حیوانات، انتقال بیماریها و ناپاکیها، جداسازی بیماران از افراد سالم ، تشریح وظایف اعضای بدن، بیماریها، مبارزه با فحشا، پیشگیری بیماریها، ضد عفونی داروها و درمان بیماریها و امثال آنها.
مطالعه منابع زردشتی حاکی است که امروز پزشکی و نیمهپزشکی ایرانیان در دست هیئت ویژهای از مردان بود. پزشکان، عالیترین طبقه از طبقات چهارگانه را تشکیل میدادند. افراد روحانی در رشته الهیات و طب بهطور مشترک تحصیل میکردند و پس ازپایان تحصیلات یکی ازدو رشته الهیات یا طب را میتوانستند انتخاب نمایند. آن عده که به ترویج دین زردشتی میپرداختند مجوس خوانده میشدند و گروه دیگر که کار درمان را پیشه خود قرار میدادند اتراوان نام داشتند. این طرز تحصیل در دوره بعد از اسلام نیز رواج داشت.
مهمترین مدارس پزشکی در ری، همدان، تخت جمشید و پرسپولیس دایر بوده، در این شهرها بیمارستان با پزشک و دارو نیز وجود داشت. تحصیل در مدارس پزشکی نظری و عملی بود و چندین سال طول میکشید. دراین مدارس سه نوع پزشک فارغالتحصیل میشدند. طبقات دیگر سربازان، کشاورزان و صنعتگران بودند.
این پزشکان عبارت بودند از: شفادهندگان با اصول دینی، شفادهندگان با گیاهان، شفادهندگان با چاقو». (سرمدی،142:1378)
«جراحی در ایران باستان؛ لوازم و داروها یا تجهیزات پزشکان در آن دوران زیاد نبود، مهمترین این لوازم هوم میباشد. هوم گیاه کوچکی است که گلهای زرد دارد، ایرانیان باستان با هوم شراب جاودان تهیه میکردند و برای آن خواص زیادی قائل بودند. کارد ومیلهها و چاقوها برای جراحی با پزشکان همراه بود.
کلمه جراحی یا کارد پزشکی یا کارددرمانی یا کرتو پزشکی3 در کتب ایران باستان بسیار دیده میشود اما باید دانست جراحی بهمعنای کنونی نبوده بلکه اگر درمانهای طبی یا بهتر بیان داریم غیرجراحی مفید واقع نمیگردید آنوقت به چاقو یا به اصطلاح دوران اسلامی به آهن متوسل میگردیدند.
این مطالب را مخصوصا در دوران طب پس از ایران باستان خواهیم دید که آخرین درمان را داغ کردن با آهن میدانستند، آخرالدواء الکی».(نجم آبادی،220:1371)
طب در دوره هخامنشیان
تاریخ ایران با پادشاهان هخامنشی که در حدود 650 ق.م تأسیس شده راه خود را از افسانه جدا می کند و آغاز می گردد. در میان شاهان این سلسله کوروش کبیر و داریوش که بهترتیب اولین و سومین بودند، از همه بیشتر معروفیت داشتهاند. با اینکه ایران آن زمان دارای طب ملی سازمان یافتهای بود، این هردو پادشاه، مشاوران پزشکی خویش را از خارج کشور برمیگزیدند. بهطوریکه هرودوت نوشته «وقتی کوروش از آماسیس خواست حاذقترین چشمپزشکان را برای وی بفرستد او بهترین پزشک را از میان آنان انتخاب کرد و این پزشک مشاور کوروش گردید. هرودوت در جای دیگری مینویسد؛ داریوش در دربار خود عدهای از مصریان را داشت که آنان را حاذقترین پزشکان سراسر عالم میشمرد».(الگود،39:1371)
داریوش برای طب و طبابت اهمیت زیادی قایل بود. در دوران هخامنشیان، مخزن پزشکی ایران همان کتاب مقدس زردشتی بوده، بیشتر پادشاهان این سلسله در دربار خود پزشکان یونانی و مصری داشتند «یکی از این پزشکان دموکدس 4 پزشک یونانی بود که درنزد داریوش بزرگ به مقام و شهرت زیاد رسید. از اطبای بزرگ ایرانی دوره هخامنشی جاماسب را نام بردهاند، در تاریخ بلعمی از جاماسب بهعنوان مؤلف کتاب «طبی و هندسه» یاد شدهاست».(سرمدی،160:1379)
گیاهان دارویی در این دوره از رونق خوبی برخوردار بودند. «به دستور داریوش در آسیای صغیر و روسیه گیاهان درختان شرقی کشت شد. درختان مو، پسته، فندق و کنجد به یونان و مصر برده شد. بادرنجبونه، بنگ(شاهدانه) و برخی دیگر از گیاهان دارویی به عرب معرفی گردید. نوشتهاند نزدیک به شصت گیاه دارویی در زمان هخامنشیان شناخته شده بود. بهعنوان نمونه گیاهان آن دوره ذکر میشود؛ رازیانه، کوکنار، لاله، غار، سیاهدانه، زیتون، خردل، هوم، مورت، واترنگ، کرفس، شاهسپرم، یونجه، بنفشه و واترج».(همان،166)
طب در دوره اسکندر مقدونی
اسکندر مقدونی پس از قتل مرموز پدرش بر تخت سلطنت نشست. او با اینکه پادشاهی بیستساله بود، اما فرماندهی مجرب محسوب میگردید. «زمانیکه اسکندر لشگرکشی خود به شرق را آغاز کرد بعد از راهپیمایی طولانی به کنار رود سیدموس رسید. اسکندر که سراپایش از گرد و غبار پوشیده شده و رطوبت عرق او را خیس کرده بود، علیرغم مخالفت نزدیکانش در آب خنک رودخانه با تنی پر از عرق گرم آبتنی کرد. اندکی بعد لرزش شدیدی در تنش ظاهر شد و بدینترتیب

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره دوره صفوی، دوره صفویه، تشخیص بیماری Next Entries منابع تحقیق درباره دارالفنون، دوره اشکانی، دوره ساسانی