منابع تحقیق درباره امپراتوری روم، نیروی دریایی، آسیای صغیر، عمر بن عبدالعزیز

دانلود پایان نامه ارشد

شرقی (از آغاز خلافت عبدالملک تا سقوط بنی امیه)
مروان قبل از مرگ خود موفق شد پس از راضی کردن هواداران خالد بن معاویه برای نخستین بار در بین خاندان بنی امیه دو فرزند خود به نامهای عبدالملک و عبدالعزیز را ولیعهد اول و دوم انتخاب نماید.95 به این ترتیب، پس از مرگ وی، عبدالملک به خلافت رسید. وی در ابتدای خلافت گرفتار مشکلات داخلی و خارجی گردید و برای اینکه خلافت را در خاندارن خود تحکیم نماید. دست به اقدامات گسترده ای زد. عبدالملک تصمیم گرفت ابتدا مشکلات داخلی را برطرف نماید تا با خیالی آسوده به مقابله دشمن قدیمی مسلمانان یعنی امپراطوری روم شرقی رود. وی که از زمان پدرش در امور حکومتی داخل شده و توانسته بود تجربیات فراوانی بیاموزد، با استفاده از فرماندهان لایقی چون حجاج بن یوسف ثقفی، موفق شد بر تمام دشمنان داخلی خود پیروز شود و اتحاد جامعۀ اسلامی را دوباره وجود آورد. تمام مناطق اسلامی با وی به عنوان خلیفه بیعت نمودند. به این ترتیب، پس از آمادگی کامل به سراغ امپراتوری روم شرقی رفت، که با استفاده از مشکلات داخلی مسلمانان در مرزها باعث ناامنی شده بود.
پس از پیروزی داخلی، وی تصمیم گرفت مناطق مختلفی را که در زمان آشوب های داخلی و با تحریک امپراتوری روم شرقی از دست مسلمانان خارج شده بود، دوباره به دست آورد. به همین دلیل نیز، سپاهیانش را به فرماندهی حسان بن نعمان به شمال آفریقا اعزام کرد. وی توانست قرطاجنه، نیرومندترین پایگاه نظامی رومی، را تصرف نماید. همچنین موفق گردید شورشهای به وجود آمده در شهرهای ساحلی افریقا را، که توسط رومی ها حمایت می‌شدند، سرکوب نماید. به این ترتیب، مسلمانان موفق شدند نفوذ رومی ها را در این منطقه از بین ببرند. عبدالملک پس از آمادگی کامل نظامی و اقتصادی، تصمیم گرفت به جنگ دولت روم برود و آن را که باعث مزاحمت های فراوانی برای مسلمانان شده بود، از بین ببرد، به همین دلیل، با عدم پرداخت خراج مقرر، به روم اعلام جنگ نمود.
همان که قبلاً شرح داده شد، عبدالملک در ابتدای خلافت خود دچار مشکلات متعدد داخلی و خارجی بود. یکی از مشکلات عبدالملک گروههایی به نام جراجمه 96بودند که در همسایگی مسلمین زندگی میکردند و از سیاست روم حمایت مینمودند. این اقوام به تحریک امپراتور روم شرقی به مرزها مسلمین میتاختند و باعث ناامنی در مناطق مرزی میشدند (اینان مانند سدی از نفوذ مسلمانان به داخل روم جلوگیری میکردند. این گروه در سال 46 ق، تا لبنان پیشروی کردند و به بد رفتاری علیه مسلمین پرداختند. عبدالملک، که مشغول رسیدگی به اوضاع داخلی بود، در سال 70ق، با امپراتور معاهدهای امضاء نمود که بر مبنای آن قرار شد سالانه به امپراتور خراج بپردازد و در مقابل، امپراتور نیز این گروه را از مرزهای مسلمین عقب براند. به این ترتیب، جراجمه به داخل امپراتوری روم شرقی رفتند و خطر آنان از مرزهای اسلامی برطرف شد. 97
عبدالملک به محض سرو سامان دادن به اوضاع داخلی، با عنوان جهاد با کفار، جنگ با روم شرقی را از سرگرفت. او با این کار دو هدف را دنبال می‌کرد. اولاً وظیفۀ دینی خلیفه را نزد مسلمین نشان می‌داد، ثانیاً سپاه شام را همیشه آماده نگه می‌داشت. وی دستور داد دینار طلای اسلامی ضرب نمایند و به عنوان جزیه برای ا مپراتور ارسال نمایند. این امر به منزلۀ جنگ در نزد رومی ها تعبیر شد، زیرا تا این زمان خراجی که به امپراتور داده می‌شد. با استفاده از پول رومی بود . ولی پس از آنکه مسلمین به ضرب سکه پرداختند، استقلال مالی به دست آوردند و قدرت اقتصادی خود را افزایش دادند و این به ضرر امپراتوری روم شرقی بود. به این ترتیب، رومی ها نیز خود را آمادۀ مقابله با مسلمانان نمودند. عبدالملک خود سرداری سپاه مسلمانان را به عهده گرفت و در شهر سیواس با نیروهای رومی به فرماندهی امپراتور وارد جنگ شد. مسلمانان موفق شدند رومی ها را شکست بدهند و به عقب برانند. به این ترتیب، ارمنستان فتح شد و برتری مسلمین بر رومیها آشکار گردید. 98
در این زمان امپراتوری روم گرفتار مشکلات داخلی شد و به دلیل اختلاف بین سران کشوری و لشکری نتوانست در برابر مسلمانان دست به اقدامات جدیدی زند از طرف دیگر، در دوران عبدالملک به دلیل قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی، مسلمانان در تمام مرزهای اسلامی به موفقیت های چشمگیری رسیده بودند.99
عبدالملک بن مروان پس از تقریباً 21 سال خلافت در سال 86 ق، در سن 60 سالگی در گذشت. پس از وی فرزندش ولید به خلافت رسید. وی زمانی قدرت را به دست گرفت که وسعت امپراتوری اسلام گسترش یافته و امنیت داخلی به وجود آمده بود، همچنین اوضاع اقتصادی، اجتماعی و نظامی با توجه به اقدامات عبدالملک بسیار خوب بود. به همین دلیل نیز، به فکر گسترش ارضی و به دست آوردن سرزمین های غرب و شرق خلافت افتاد و دستور داد مسلمین فتوحات خود را در نقاط مختلف ادامه دهند. مسلمانان موفق شدند از سمت شرق تا ترکستان و همچنین قسمتهایی از هندوستان، در افریقای شمالی مناطق و جزایر مختلف تا کرانه های اقیانوس اطلس و در اروپا اندلس را فتح نمایند. به این ترتیب، قلمرو اسلامی بسیار گسترش یافت. یکی از اهداف وی، مانند سایر خلفا، تسلط بر قسطنطنیه و به دست آوردن این منطقۀ مهم بود. به همین دلیل نیز، از همۀ امکانات نظامی که در اختیار داشت استفاده نمود تا شاید بتواند به این خواستۀ خود برسد. البته، وضعیت داخلی امپراتوری نیز به کمک وی آمد، زیرا در روم برای به دست گرفتن قدرت در بین خاندانهای بزرگ اختلاف وجود داشت و امپراتوری کمتر به مرزهای خود توجه می‌کرد، ولید از این موقعیت استفاده نمود و برادر خود، مسلمه بن عبدالملک، را مأمور فتح قسطنطنیه کرد. وی به کمک عباس بن ولید توانست چند قلعه و شهر را تصرف نماید. رومی ها که خود را در خطر دیدند، اختلافات خود را کنار گذاشتند و در برابر مسلمانان با یکدیگر متحد شدند و نیروهای خود را در آسیای صغیر تقویت کردند و فرماندهان جدیدی برای این منطقه در نظر گرفتند. سپس، به تقویت خطوط دفاعی پایتخت اقدام نمودند. به همین دلیل نیز، مسلمین نتوانستند قسطنطنیه را فتح نمایند و مجبور به عقب نشینی به مرزهای خود شدند. 100
ولید قبل از مرگ درصدد انتقال خلافت به فرزندش عبدالعزیز بود و حتی از تعدادی بزرگان بنی امیه نیز برای وی بیعت گرفت؛ ولی قبل از آنکه موفق به فلع برادرش سلیمان از ولایتعهدی شود، در سال 96 هـ.ق. پس از ده سال خلافت، در سن 46 سالگی درگذشت، و به این ترتیب سلیمان بن عبدالملک به خلافت رسید.101
سلیمان وقتی به قدرت رسید، با توجه به گسترش نارضایتی مردم از حکومت بنی امیه، دست به اقدمات گسترده ای در امور مختلف اداری، اجتماعی، سیاسی و ا قتصادی زد. در اولین اقدام، سیاست حجاج زدایی را در پیش گرفت و تمام خویشان و هواداران حجاج را از کار برکنار کرد و کارگزارانی را به جای آنان منصوب نمود که وجهۀ مناسبی در بین مردم داشتند. همچنین، سیاستهای اداری و اقتصادی آنان را تغییر داد. به علاوه، مالیاتها را تعدیل نمود تا به این وسیله نظر مردم را نسبت به حکومت بنی امیه تغییر دهد. البته، برخی معتقدند این اقدامات سلیمان به منظور گرفتن انتقام از حجاج بوده است، زیرا وی حجاج را مشوق ولید در امر بر کناری خود از ولایتعهدی می‌دانست.102 در خصوص سیاست خارجی خود نیز، مانند اخلافش، تصمیم گرفت قسطنطنیه را فتح نماید. به همین دلیل نیز، دست به اقدامات گسترده ای در این زمینه زد. وی نیروی نظامی خود را تقویت کرد . و با استفاده از اختلافات داخلی امپراتوری روم، که دوباره بر سر جانشینی و به دست گرفتن قدرت در این سرزمین به وجود آمده بود، ابتدا سپپاهیانی برای حمله به آسیای صغیر اعزام کرد تا به این وسیله رومی ها را دراین مناطق سرگرم سازد، سپس، برادرش مسلمه بن عبدالملک را، که فردی شایسته و لایق بود و در این زمینه نیز تجربیات فراوانی داشت، به فرماندهی سپاه برای حمله به قسطنطنیه انتخاب نمود. وی تدارکات لازم برای این جنگ را فراهم کرد و با سپاهی 80 هزار نفری و 180 قایق، به مدت یک سال، قسطنطنیه را از خشکی و دریا محاصره نمود. ولی در این زمان لئوی سوم موفق شد قدرت را در روم به دست گیرد. طبق گفتۀ طبری، وی قبل از آنکه به حکومت برسد، به مسلمین کمک کرد تا شاید از طریق آنها حکومت روم را به دست آورد. ولی همین که به امپراتوری رسید، عهد خود را فراموش کرد و به تحکیم مواضع سپاه خود پرداخت و حصارهای شهر را آمادۀ مقابله با مسلمین کرد. 103
نیروی دریایی مسلمانان از طریق دریا قسطنطنیه را محاصره کردند، ولی موفق نشدند آن را فتح نمایند. زیرا حصار شهر در برابر آنها مقاومت کرد، از سوی دیگر طوفان نیز به کمک آنها آمد و بخشی از نیروی دریایی مسلمانان را نابود کرد. همچنین آتشبارهای رومی به نیروی دریایی مسلمانان خسارت زد. با وجود کمکهایی که از سوی خلیفه برای سپاه مسلمین می‌رسید، آنان نتوانستند به پیروزی های چشمگیری دست یابند. از سوی دیگر، فرا رسیدن زمستان باعث کندی کمک به مسلمین شد. همچنین لئوی سوم با بلغارها علیه مسلمین متحد شد و از طریق خشکی به مسلمین حمله کرد و به این ترتیب، خسارات زیادی به سپاه اسلام وارد کردند. در این زمان سلیمان درگذشت و چون عمربن عبدالعزیز نیز علاقۀ چندانی به فتوحات خارجی نداشت دستور بازگشت سپاهیان صادر شد و مسلمه با سپاهش عقب نشینی کرد. 104
سلیمان قبل از مرگش، با توجه به وضعیت کنونی بنی امیه و همچنین درگذشت فرزندش ایوب، با مشورتی که با رجاء بن حیوه انجام داد، عمربن عبدالعزیز را، که یکی از چهره های درخشان این خاندان بود، به جانشینی خود انتخاب نمود. و این امر به دلیل امکان مخالفت برادرش یزیدبن عبدالملک و سایر خاندان اموی از آنها مخفی نگاهداشته شد. پس از مرگ سلیمان درسال 99 هـ.ق، بنا به وصیت وی و تمهیداتی که در این زمینه فراهم شده بود، عمر بن عبدالعزیز به خلافت رسید. با توجه به عدم رضایت مردم از حکومت بنی امیه، وی تصمیم گرفت دست به اصلاحات گسترده ای در این زمینه بزند. به همین دلیل نیز، دستور داد تمام جنگهای خارجی لغو شود، زیرا این جنگها هزینه های بسیاری را برای خلافت به دنبال داشت و باعث بدتر شدن اوضاع اقتصادی و فشار بر مردم و اعلام نارضایتی آنان شده بود. وی معتقد بود با صلح میتوان امنیت مرزها را تأمین کرد. به همین دلیل نیز، دستور داد سپاه مسلمه بن عبدالملک، که برای جنگ با امپراتوری روم شرقی اعزام شده بود، پس از خسارات فراوانی که از این جنگ دید، به مرزهای اسلامی عقب نشینی نماید. به این ترتیب، جنگهای خارجی در زمان وی متوقف گردید. رومی ها نیز از این وضعیت برای بهبود اوضاع داخلی در زمان وی متوقف گردید. رومی ها نیز از این وضعیت برای بهبود اوضاع داخلی خود استفاده نمودند و به تحکیم مواضع خود در مرزها پرداختند و نیروی نظامی خود را در این منطقه تقویت کردند، تا مانع از ورود مسلمانان به مرزهای روم شوند. 105
دوران حکومت عمربن عبدالعزیز بسیار کوتاه بود و در سال 101 هـ.ق. در گذشت و بنا به وصیت سلیمان، یزید بن عبدالملک به خلافت رسید. عموم مورخان وی را فردی ضعیف، نالایق و خوش گذران گفتهاند. وی خط بطلانی بر تمام اصلاحات عمر کشید و اوضاع از دوران قبل نیز بدتر شد. به دلیل اختلافات داخلی خصوصاً بین اعراب شمالی و جنوبی در دربار خلافت، و بروز شورش در مناطق مختلف، وی نتوانست به مرزهای خارجی توجه نماید و تمام دوران وی صرف سرکوب شورشها و خوشگذرانی های این خلیفه گردید. یزیدبن عبدالملک، ابتد اتصمیم داشت فرزندش ولید را به جانشینی خود انتخاب نماید، ولی چون سن وی برای خلافت کم بود، به ناچار بنا به سفارش بزرگان بنی امیه برادرش هشام را، ولیعهد اول و ولید را ولیعهد دوم قرارداد. به این ترتیب، وی در سال 105 هـ.ق. در گذشت و هشام بن عبدالملک چهارمین فرزند عبدالملک به خلافت رسید.106
در زمان خلافت وی به دلیل ظلم، تعدی و تعصب نژادی حکام بنی امیه، شورش های بسیاری در مناطق مختلف از جمله خراسان، عراق، افریقای شمالی و اندلس به وقوع پیوست، که سرانجام با به کارگیری افراد

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره عبدالله بن زبیر، امپراتوری روم، نیروی دریایی، عمر بن عبدالعزیز Next Entries منابع تحقیق درباره قرآن کریم، امپراتوری روم، شهرهای مرزی، مناطق مرزی