منابع تحقیق درباره امام صادق، رسول خدا (ص)، انتخاب عاقلانه، روزنامه اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

بينَنا و بينَکُم اَن لا نَعبُدوُا اِلاَّ الله”( فصلّت، 14)
بگو اي اهل کتاب بياييد به سوي حقيقتي که بين ما و شما مشترک است و آن اين است که هيچکس را بجز خداي يگانه نپرستيم.
خداوند به هنگامي که موسي را به سوي بزرگترين دشمن خود مي فرستد به او مي فرمايد فرعون را با نرمي و مهرباني به سوي من دعوت کنيد شايد متذکّر شود يا از عذاب خدا بترسد. در اين دستور عقل فرعون و حق انتخاب عاقلانه و منطقي توسط خداوند او به رسميت شناخته شده است.
“اِذهبا الي فرعُونِ اِنَّهُ طغي. فقولا لَه قولاً لَيناً لَعَلَّهُ يتَذَکّرُ اَو يخشي”(طه، 43و 44)
1-1-3- دليل سوم (اثبات ناپذيري حقّ و حقيقت با زرّ و زور)
عقيده امريست قلبي، عقلي و ارادي و به همين دليل اجباربردار و خريدني نيست و تحميل عقيده از سوي هرکس با اين دو روش محکوم به شکست مي باشد.
در جايي علي (ع) فرمود : “سَلوني قَبل اَن تفقِدوني” عربي شروع به پرخاشگري عليه او نمود، اصحاب آن حضرت به پا خواستند تا او را ادب کنند، ولي حضرت آنها را آرام کرد و فرمود : “الطّيشُ لا يقومُ بِهِ حُجَجُ الله” حجج الهي را نمي توان با فشار اقامه کرد.(مطهری، 1371،ج16: 167)
در جايي ديگر مي فرمايد : «با دين، هيچ چيز، ديگري بهتر از عقل صلح و سازش ندارد ».(همان) امام صادق مي فرمايد : “هَلِ الدّينُ اِلا الحُبّ ” آيا دين چيزي جز محبت است؟(محمدی ری شهری، 1387، ج2:956)
رسول خدا (ص) فرمود: “ليس الايمان بالتجلّي و لا بالّتمني، و لکنّ الايمان ما خلص في القلب و صدّقه العمل”(همان، ج1: 191) ايمان نه به تظاهر کردن است و نه به خواهش، لکن ايمان، مخصوص قلب است و عمل، آن را تصديق مي کند.

1-1-4- دليل چهارم ( زورگويي مجوز زورگويي است)
زورگويي در تحميل عقيده به ديگران صدور مجوز زورگويي عليه خود است و احترام به حقوق و انديشه ديگران، احترام به انديشه خود مي باشد. اميرمؤمنان در وصيت نامه خود به حسينين، مي فرمايد: آنچه را براي خود مي پسنديد براي ديگران نيز بپسنديد و از آنچه براي خود اکراه داريد براي ديگران نيز اکراه داشته باشيد.(نهج البلاغه، نامه31)
اگر کسي در ترويج عقيده خود متوسل به رفتارهاي خشونتآميز شود، چگونه انتظار دارد ديگران با نرمش و مدارا افکار و عقايد او را مورد توجه قرار دهند؟
1-1-5- دليل پنجم ( اصول دين بايد تحقيقي باشد نه تقليدي)
اولين مسأله در رساله هاي عمليه تمام فقهاء شيعه که خود سند معتبريست در نشان دادن جايگاه عقل در نزد فقهاء چنين است: عقيده مسلمانان به اصول دين بايد از روي دليل باشد، و هيچ مسلماني نمي تواند در اصول دين تقليد نمايد. ولي در احکام غيرضروري دين بايد يا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روي دليل به دست آورد، يا از مجتهد تقليد کند.(بنی هاشمی، 1378) … اين حکم ناشي از اعتباري است که براي عقلانيت قائل و ناشي از اعتمادي است که اسلام به حقانيت خود دارد. يعني اسلام در اينجا اوّلاً خود را به عقل بشر عرضه مي کند و مي خواهد مردم اصول دين اسلام را با معيارهاي عقلي بسنجند و درصورت پي بردن به حقانيت اسلام تسليم آن شوند. ثانياً وقتي ديني چنين شجاعانه خود را به عقل عرضه مي کند، اين، دليل بر حقّانيت آن دين، و اعتمادي است که آن دين به خود دارد. به همين دليل کتاب شريف اصول کافي که از مصادر طراز اول شيعه مي باشد، با کتاب عقل و الجهل آغاز و پس از بيان جايگاه عقل و جايگاه تقليد سپس مباحث توحيدي خود را به عقل عرضه مي کند.(کلینی، 1428:38)
1-1-6- دليل ششم ( نهي قرآن کريم از تحميل عقيده بر ديگران )
قرآن کريم مي فرمايد : “لا اِکرَاهَ في الدّينِ”(بقره،256)
در دين اکراه و اجبار نيست.
“نحن اعلم بما يقولون و ما انت عليهم بجبار فذکّر بالقرآن من يخاف وعيد”(ق،45)
اين آيه، از يک سو به صراحت تحميل اجباري عقيده را محال دانسته، و از سوي ديگر پيام قرآن را در مورد کساني نافذ مي داند که در دل خشيت الهي و عشق به حقيقت داشته باشند، يعني بحث و استدلال نيز تا آنجا مؤثر و نافذ است که افراد طالب حقيقت بوده و گوش شنوا داشته باشند.
“فَذَکر اِنَّما اَنتَ مذکّرٌ لَستَ عَلَيهِم بَمُصيطِر” (غاشيه / 21 و 22)
پس تذکر بده که تو فقط تذکر دهنده اي و برآنان سلطه اي نداري که بر ايمان آوردن مجبورشان کني.
در سايه همين تعليمات است که در تاريخ اسلام، نمي توان حتي يک مورد تحميل عقيده از جانب پيامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) و علماي راستين اسلام بر کسي پيدا نمود.
مشهور است وقتي يهوديان بني قريظه به دليل خيانت هايشان کوچ داده شدند، جمعي از فرزندان مسلمين که تعليم يافته آنها بودند نيز با آنها کوچ کردند، پيامبر اکرم(ص) والديني که تلاش مي کردند مانع رفتن آنها شوند، فرمودند: “لا اکراه في الدّين”(مطهری، 1371:167)
پيرو همين سياست است که حضرت امام خميني (ره) به عنوان يک فقيه جامع الشرايط و آگاه به مسائل اسلام که سخن او به عنوان يکي از فقهاي برجسته جهان اسلام به عنوان سخن اسلام سنديت دارد، در مصاحبه با گروهي از جوانان ارامنه مقيم فرانسه 16/10/1357 آزادي مذهبي را براي اقليت هاي اصيل و ريشه دار تأييد و براي فرق بي ريشه و عوامل بيگانه و نوظهور غيرمجاز اعلام مي کند.
ایشان در پاسخ به این سؤال می گوید: معذرت مي خواهم … ارمني ها از خودشان مي پرسند: آيا در حکومت اسلامي آينده ايران ارامنه در اجراي مذهب و آيين مذهبي خودشان و داشتن مدارس شان و در صحبت کردن به زبان ارمني مجاز خواهند بود؟
می فرمایند: مجازند، مجازند.(امام خمینی، 1378:143)
از طرف ديگر مي بينيم امام (ره) با اين همه رأفت نسبت به اديان ريشه دار، نسبت به فتنه دشمن هوشيار بوده و در مورد بهائيان وقتی چند خبرنگار می پرسد:
آيا براي بهائيان در حکومت آينده آزادي هاي سياسي و مذهبي وجود دارد؟
محکم پاسخ می دهند: آزادي براي افرادي که مضر به حال مملکت هستند، داده نخواهد شد.
و زمانی که مجدداً خبرنگار می پرسد: آيا آزاديهايي براي مراسم مذهبي آنان داده خواهد شد؟
محکم تر پاسخ می دهد:: خير(همان:108)
حضرت امام حتي فعاليت کمونيست ها و گروههاي چپ مارکسيست را تا آنجا که فقط اظهار عقيده باشد آزاد و مجاز مي دانند.(روزنامه اطلاعات، 30/11/1357)
1-1-7- دليل هفتم (منع تفتيش عقايد در اسلام)
امام صادق (ع) فرموده اند: “لا تُفَتّش الناسَ مِن اديانِهِم فَتُبقي بِلا صِديق”(محمدی ری شهری، 1387، ج1: 290) حضرت مي فرمايد: تفتيش و تجسس در اعتقادات مردم نکنيد، زيرا دوستي براي شما باقي نمي ماند. علاوه بر منع تفتيش عقايد در اسلام، تجسس و افشاگري اسرار مردم نيز بشدّت منع و حرام گرديده است.
1-1-8- دليل هشتم ( مخالفت اسلام با آنچه ضد عقل است)
از نظر اسلام بدترين انسانها افراد خشونت طلب و غيرمنطقي کر و کوري هستند که اهل تعقل و تفکر نمي باشند و تلاش مي کنند هر چيزي را با زور و اجبار به کرسي بنشانند.
“اِنّ شَرَّ الدَّواب عِندَاللهِ الصُّمُ البُکمُ الذّينَ لا يعقِلون”(انفال، 22)
اسلام عقل را محترم و آن را پيامبر باطني انسان مي شمارد. اصول دين جز با تحقيق عقلاني پذيرفته نيست. اسلام عقل را نوعي طهارت و زوال عقل را نوعي مُحدِث تلقي مي کند، لهذا عروض جنون يا مستي را نيز مانند بول کردن يا خوابيدن مبطل وضو ميداند. مبارزه اسلام با هر نوع مستي به علت ضديت با ضد عقل است که جزو متن اين دين مي باشد. به همين دليل موسيقي هاي مبتذل و خوراکي هاي مضر به حال عقل و مواد مخدر و هر آنچه عقل را تضعيف و زايل مي کند حرام و هر حکمي که در حالات غيرعقلاني از انسان صادر شود مثل طلاق يا قضاوت در حال مستي و خماري و خواب آلودگي باطل مي باشد.
1-1-9- دليل نهم (ارائه برهان و تقاضاي برهان)
به دليل عقلگرايي اسلام است که اسلام، هم خود اهل برهان و استدلال است و هم از خصم مطالبه برهان مي کند.” قُل هاتُوا بُرهانَکم اِن کُنتُم صادقين”(بقره، 111)
اگر در ادعاهايتان راستگو هستيد برهان اقامه کنيد.
“وَ اِن کُنتُم في رَيبِ ممّا نَزَّلنَا عَلي عَبدِنَا فَاتُوا بسُورَهِ مِن مِثلِهِ و ادعُوا شهداءَکُم اِن کُنتُم صادقين”(بقره، 23)
اگر شک داريد که آنچه ما بر بنده خود (پيامبر اکرم (ص)) نازل کرديم (از جانب ما نيست) پس يک سوره مانند آن بياوريد و گواهان خود را نيز دعوت کنيد. اگر در گفته و ادعاي خود صادق هستيد!
1-1-10- دليل دهم (مخالفت اسلام با آنچه که ضد اراده است)
همچنان که در اسلام عقل محترم است، اراده که قوه مجريه عقل است نيز محترم مي باشد. از اين رو بازدارنده هايي که در زبان اسلام «لهو» ناميده شده است حرام و ممنوع است.
علاوه بر تحريم گناهاني که در اسلام زايل کننده عقل و اراده محسوب مي شوند، اگر انسان از روي اجبار يا اکراه مرتکب عملي شود، در بسياري از موارد مسئول عمل خويش نيست. و اگر آن عمل مستلزم تعهدي باشد، باطل است. مثلاً ازدواج يا طلاق از روي اجبار و به صورتي که کلاً از شخص عامل، سلب اختيار شده باشد باطل است. و ارتکاب گناه، يا ابطال روزه از روي اکراه (در حدي که واقعاً سرپيچي از آن خطر جاني يا مالي با شرايطي که اسلام تبيين کرده داشته باشد) از جانب خداوند مورد عفو قرار گرفته و عقوبتي متوجه آن نيست.

1-1-11- دليل يازدهم (عفو مستضعفين فکري ساير اديان)
اين از بديهيات اسلام است که خداوند متعال هيچ قومي را عذاب نمي کند مگر آنکه قبلاً حقايق را به وسيله پيامبران يا اولياء الهي و عقل و منطق و فطرت آنها بر آنان روشن کرده و اتمام حجّت نموده باشد. “و ما کنّا مُعَذّبينَ حتي نَبعَث فيهم رسولا”(اسراء، 15) در واقع اسلام براي معرفت يقيني مردم احترام قائل است و چنانچه امتي دچار جهل مرکب باشند و در کشف حقيقت نيز جاهل مقصر نباشند خداوند آنان را مي بخشد. يعني اُمتّهاي غيرمسلمان در روز قيامت با معيار عقل و فطرتشان مؤاخذه مي شوند و چنانچه به حقايق اسلام دسترسي نداشته اند مشمول عفو و رحمت واسعۀ خداوند قرار مي گيرند. اين يعني ارج نهادن به عقايد ديگران.
1-1-12- دليل دوازدهم (روش اسلام در تبليغ دين روشي آزاد انديشانه است)
“لَقَد جاءکُم رَسُولٌ مِن اَنفُسِکُم عَزيزٌ عَليهِ مَا عَنتُم، حَريصٌ عَلَيکُم بِالمُومِنينَ رَئُوفٌ رَحيمٌ”(توبه، 128)
همانا پيامبري از بين خودتان برايتان فرستاديم که پريشاني شما بر او سخت است و در هدايت شما بسيار حريص و نسبت به مؤمنين بسيار رئوف مي باشد.
روش اسلام در تبليغ دين بر دو مبناي عقل و محبت نهاده شده است، نه بر مبناي خشونت و سخت گيري هاي نفرت انگيز. با توجه به سيره نبي اکرم (ص)، رعايت موارد زير در امر دين که يک مسأله عقيدتي است از ضروريات به حساب مي آيد.(طباطبائی، 1422: 29) اسلام در امر تبليغ دين و مسائل اعتقادي ظرافتهايي را رعايت کرده است که در هيچ مکتبي نمونه آن را نمي توان يافت. چه برسد به آنکه بخواهد کسي را به جرم عقيده اي متفاوت مجازات نمايد. آن ظرافت هاي عقلاني که باعث جذابيت اسلام شده است عبارتند از:

1-1-12-1- معقول و منطقي بودن دعوت
برخلاف مسيحيت تحريف شده که مي گويند: عقل با ايمان کاري ندارد، تمام پيامبران در درجه اول سخن خود را به عقل مردم ابلاغ کرده اند. زيرا عقل جز با ابزار و مرکب برهان و استدلال و به تعبير قرآن «حکمت» پيامي را در خودش نمي پذيرد.” اُدعُ اِلي سَبيلِ رَبّکَ بِالحِکمَه وَالمَوعِظَهِ الحسنه وَ جَادِلُهم بِالّتي هِي اَحسن”(نحل، 125) پس در قدم اول پيام بايد عقلاني و واقعگرايانه باشد، و در قدم دوم با روشي عقلاني و انساني ارائه شود.
1-1-12-2- تقدّم نويد بخشي بر بيم دهندگي
“يا اَيهَا النَبي اِنّا اَرسَلنَاکَ شَاهِداً وَ مُبَشّراً وَ نَذيراً”(احزاب، 45/ اسراء، 105/ فتح، 8)
تو را فرستاديم تا به مردم اميد دهي و نتايج کارهاي خوب را به آنها بفهماني و آنها را از کارهاي زشت بيم دهي.
در قرآن کريم عموماً تبشير بر تنذير مقدم شده است و اين دليل بر تقدم تعليم و تربيت و تشويق بر تنذير و مجازات است.
1-1-12-3- سادگي و پرهيز

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره حقوق بشر Next Entries منابع تحقیق درباره رسول خدا (ص)، امر به معروف، امام رضا (ع)، توسل به زور