منابع تحقیق درباره افغانستان، اسرائیلیات، تاریخ اسلام، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

کنار سفره معاویه قرار گرفتند.
از ابن سلام روایاتی نقل شده که دلالت بر تجسیم دارد، مانند روایتی که درباره عبارت «مقام محمود» که خداوند به پیامبر می‌دهد، از وی نقل شده است. به این صورت که گفت: در قیامت پیامبر اسلام در کرسی خداوند و در کنار او می‌نشیند.253 گرچه این سخن از کسانی مانند عبدالله بن عمر هم نقل شده، ولی آنها کسانی هستند که از کعب‌الاحبار و ابن سلام نقل حدیث می‌کنند.
4. وهب بن منبه صنعانی
او مانند تمیم ایرانی‌تبار بود و جدش از ایران به یمن رفته بود و مذهب زرتشت داشت. او در زمان عثمان متولد شد و از علوم اهل کتاب آگاهی‌های بسیاری کسب کرده بود.254 او برخی از افسانه‌های کهن را به رشته تحریر در آورده بود از جمله کتابی داشت به نام احادیث الأنبیاء و قصص الابرار که حاجی خلیفه به او نسبت داده.255 و نیز کتاب المبتدأ که سید بن طاوس از آن نقل مطلب می‌کند و می‌گوید: این مطلب را در کتاب المبتدأ وهب بن منبه دیدم.256
روایات او شامل عجائب و غرائب بسیار است. او مدعی بود که هفتاد و دو کتاب از پیشینیان را خوانده است. متأسفانه بسیاری از نقلیات او در کتب حدیث و تفسیر به خصوص درباره آفرینش و قصه‌های پیامبران راه پیدا کرده و آنها را مانند احادیث پیامبر قداست داده‌اند و این در حالی است که برخی از آن نقلیات واقعاً مضحک است؛ مانند نقل او به اینکه در قیامت کعبه را با زنجیرهای طلایی به وسط محشر می‌کشند و…257
با این حال روایات او حتی در صحاح سته آمده است و اهل سنت او را توثیق کرده‌اند هر چند که از سوی برخی از آنها تردیدهایی هم شده است؛ مانند سخن ذهبی که بسیاری از روایات او را برگرفته از اسرائیلیات می‌داند و می‌گوید: روایات مسند او اندک است.258 و نیز ذهبی در کتاب دیگرش ضمن اینکه روایات او را بیشتر برگرفته از اسرائیلیات می‌داند، او را توثیق می‌کند، اما در آخر می‌گوید: قلانس (یکی از حدیث شناسان) او را تضعیف کرده است.259
ابن کثیر دمشقی درباره وهب بن منبه و کعب الاحبار و روایات عجیب و غریب آنها گفته است: خدا از تقصیر این دو نفر بگذرد که این دو از اخبار بنی اسرائیل و عجائب و غرائب از آنچه شده است و آنچه نشده است و مطالبی که تحریف و تبدیل و یا نسخ شده است به امت اسلامی منتقل کرده‌اند.260
از معاصران از اهل سنت هم کسانی معتقدند که کعب الاحبار و وهب بن منبه در نقل‌هایی که کرده‌اند، سوء نیت داشته‌اند.
محمود ابوریه می‌گوید: یکی از کسانی که با اصرار فراوان اسرائیلیات را وارد تفسیر کرده‌اند، وهب بن منبه است که پس از کعب الاحبار در ردیف دوم قرار دارد و این برای مشوّه کردن تفسیر قرآن با وارد کردن خرافات در آن بوده است.261
همو در کتاب خود از رشیدرضا مطالب بسیاری درباره سوء نیت افرادی مانند وهب بن منبه نقل کرده است از جمله اینکه در مجله المنار چنین نوشته است: «بدترین کسانی که این اسرائیلیات را نقل کرده‌اند و شدیدترین آنها از نظر نیرنگ و خدعه برای مسلمانان، این دو نفرند (کعب و وهب) هیچ خرافاتی در کتاب‌های تفسیر و تاریخ اسلامی درباره آفرینش و پیامبران و فتنه‌‌ها و قیامت پیدا نمی‌کنی، مگر اینکه از طریق این دو نفر وارد شده است.»262
از ویژگی‌های وهب بن منبه این است که او هم مانند کعب الاحبار روایات بسیاری از فضیلت شام و بیت المقدس نقل کرده که از یک‌سو تمایل آنها به یهودی‌گری و از سوی دیگر جلب توجه معاویه را می‌توان عامل آن دانست. وهم ازاین دو نفر نقل شده که ذبیح ابراهیم اسحاق بوده و نه اسماعیل263که این مطابق با روایت یهود است.
عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیت
طبیعی است که هر پدیده ای نوظهوری بنام یک مکتب و یا مذهب برای پیشبرد اهداف و گرایش دیگران به سوی خویش سعی و تلاش می‌ورزد و می‌کوشد باهر ابزار و رسانه ای ندا و پیام خویش را به دنیا برساند و افرادی را به سویش جذب نماید .هر چند ریشه ای انحرافی وهابیت به قرن هفتم وهشتم هجری به زمان احمد ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم جوزی و ابن عبدالهادی و بر بهاری می‌رسد امّا وهابیگری بطور رسمی در قرن دوازدهم هجری با کمک استعمارگران به دست محمدابن عبدالوهاب به عنوان یک مذهب پدیدار ومنتشر شد.حال مسئله این است که جریان وهابیگری که در تاریخ کاملا طولانی و پربار اندیشه ای اسلامی جایگاهی ندارد و از اصالتی عقلانی نیز بر کنار بوده است علاوه بر این که با داعیه ای اسلام انحصاری با سایر فِرَق و مذاهب مسلمین نیز همسویی نداشته بلکه مخالفین را با القاب همچون مشرک، کافر، بدعت گذارو…. نام می‌برد چگونه توانست در کشور های اسلامی و فراسوی آن گسترش پیدا کنند و چه علل و عواملی در کار بوده است که از زمان آغاز وهابیگری تا امتداد عصر حاضر گراییش و جذب افراد داشته است تا جای که برمهمترین نقطه تاریخی و ارزشمند اسلام یعنی سرزمین مقدس وحی مسلط گردد بطور که نه تنها بر سرزمین زر خیز عربستان استیلا یافته بلکه در بر خی کشور های اسلامی و فراتر از آن هم نفوذ داشته باشد.این نوشتار بر آن است که در این زمینه پژوهشی مختصری داشته باشد تا علل و عواملی که در پیشرفت این جریان تاثیر داشته اند را مورد کاوش قرار دهد.
1- تفرقه و پراکندگی مردم
یکی از عوامل نفوذ و پیشرفت وهابیت در سرزمین نجد وخاستگاه اصلی شان تشتت و پراکندگی آن سرزمین بود، مردم آنجا که که از از هرج ومرج وقتل و خشونت و پراکندگی به شدت خسته بودند و تشنه ای وحدت و آرامش و یکپارچگی بودند در چنین شرایطی وهابیت با شعار وحدت و انسجام مسلمین وارد شدند و مردم آن سر زمین براحتی پذیرا بودند . نگارنده کتاب جنبش های اسلامی معاصر در تاریخچه ورود وهابیت در سر زمین نجد می‌نگارد: سرزمین نجد که مرکز پیدایش ونشر دعوت وهابیت درقرن 18 م./ 12ه است ناحیه ای وسیع از شبه جزیره عربستان به شمار می‌آید وقبل از نفوذ وهابیت، جزو قلمرو امپراتوری عثمانی به شما می‌رفت. ترکهای عثمانی از قرن شانزدهم میلادی با تصرف سر زمین های مانند حجاز، عسیر، یمن، عراق وبعد ناحیه الحسابه سواحل خلیج فارس رسیدند. در همان قرن کشور های بریتانیا، هلند وپرتغال نیز شروع به ساختن پایگاه هایی در ساحل شرقی عربستان کردند. بلندی های نجد آن روز و مرکز آن یعنی ریاض جزو بیابانها محصور عربستان داخلی محسوب می‌شد واز این جهت برای کشور های خارجی مهاجم، این ناحیه بیابانی وتسخیر ناپذیر، دور افتاده وکم اهمیت جلوه می‌کرد. وقتی ترکان در قرن هفدهم توسط جنبش امامهای زیدی در یمن اخراج گردید، در حجاز نیز ترکان فقط در ظاهر قدرت داشتند اما عملاً و در واقع سادات وشریفها بر آن حکومت می‌کردند.سرزمین نجد به چند قسمت تقسیم شده بود ودرهر منطقه ای امیر وحاکمی از اشراف ورؤسای قبایل قرار داشت اما به دلیل وضعیت جغرافیایی وفرهنگی همواره با یکدیگر در ستیز وجدال بودند. روابط اجتماعی حاکم بر شبه جزیره ونجد، بر نوعی «پدر سالاری» زندگی قبیله ای مبتنی بود. از لحاظ شغلی مردم عمدتاً با گله داری، چادر نشینی وکشاورزی مرور ایام می‌نمودند .اعراب بدوی وقبایل، تحت نفوذ شیوخ وامرای خود، همیشه بر سر چراگاه با یکدیگر در نزاع ومبارزه بودند. و اما در یک تقسیم می‌توان نجدیان به دو دست شهرنشین و بدوی تقسیم نمود اما اغلب آنها بادیه نشین بودند و در هرج و مرج، پراکندگی، جهل وخرافات، فقر وفلاکت، زور وخشونت، قتل وغارت، تعدی وتجاوز، بریدگی وبیخبری از علم وصنعت ودنیای خارج ازدیار خود به سر می‌بردند بطور که شهرکها وروستاهای عربستان ونجد نیز درمعرض حمله وغارت آنها قرار داشت. این امر در از بین بردن ثبات اجتماعی جلو گیری از رشد وپیشرفت اقتصادی آنها مؤثر بود. دیگر از ویژگیهای آن سر زمین این بود که در آنجا قانون ومقرراتی حاکم نبود و در ابتدای قرن 18م ./12ه، درسرزمین نجد وشبه جزیره، سازمان دولتی واحدی وجود نداشت. بدویان وافراد قبایل تابع شیوخ وامرای خود بودند. در چنین وضعیتی جنبش وهابیت پا گرفت و باوجودبر خورد با برخی موانع، با کمک امرای سعودی واز طریق زور وخشونت، رو به رشد وگسترش نهاد.درنتیجه می‌توان گفت زمینه های داخلی آن سرزمین بویژه پراکندگی وتفرقه وتشتت سیاسی، اجتماعی، مذهبی وقبله ای در عربستان داخلی و منطقه ی نجد موجب شد که مردم آنجا، به شعار های وهابیت دل بندد و دعوت وهابیان به وحدت وانسجام را بپذیرند؛ زیرا بر خلاف دیگرمناطق شبه جزیره که در گیر مبارزه با مهاجمان بودند، نجدیان در درجه اول نیازمند ایجاد وحدت برای رفع ضعف و عقب ماندگی خود بودند.264 از این رو به تعبیر یکی از نویسندگان روسی که می‌گوید«در عربستان داخلی، در نجد جنبش وحدت مجبور به مبارزه با مهاجمان نبود؛ مبارزه در آنجا فقط به خاطر یکپارچگی قبایل عرب، به خاطر تمر کز امارات نشینهای پراکندهء نجد برای اتحاد سر زمینهای عربی در یک جامعه ی سیاسی واحد نبود. این مبارزه بر یک ایدئولوژی مذهبی که وهابیت نام داشت استوار بود».265یکی از چیزهای که بر این پراکندگی سیاسی واجتماعی مردم سر زمین نجد کمک می‌کرد، وجود آیینها مختلف، اعتقادات ومراسم قبله ای محلی وخاص بود ؛ یعنی با اینکه همگی آنها مسلمان بودند، این تنوع در اعتقادات وآیینها باعث شده بود که گسیختگیها وپراکندگی های سیاسی، اجتماعی بسیاری در بین آنها به وجود آید؛ تا آنجا که نویسنده روسی مذکور آن را از موانع جدی وحدت سیاسی اعراب به شمار می‌آورد.266 نظیر این قضیه در افغانستان در زمان بدو ورود طالبان که دست پرورده وهابیان بود در افغانستان به خوبی تکرار شد و با همان شیوه شیخ محمد در سر زمین نجد، وارد شد و موفقیت بدست اورد زیرا در سال 1358که افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی مورد اشغال قرار گرفت، مردم افغانستان سالهای متمادی با این ارتش ابر قدرت متجاوز دست وپنجه نرم کردند ومقاومت بخرج دادند تا سر انجام نیروهای متجاوز را شکست دادند و در سال 1367 آخرین سرباز شوروی از افغانستان خارج شد اما وقتی مجاهدین در سراسر افغانستان مستقر شدند بعد از مدتی بین مجاهدین به دلیل اختلاف قومی، مذهبی، مسائل سیاسی و قدرت طلبی تشنگان قدرت از یکسو، دخالت دولت های کشور های خارجی ونفوذ آنان در بین گروه ها از سوی دیگر، باعث شد که جنگ داخلی در افغانستان پدید آید. مردم افغانستان که سالهای زیاد در مقابل دشمن مشترک وبیگانه از دین وطن و مردم خود دفاع نموده و صدها هزار شهید دادند و با تمام توان مقاومت ورزیدند درحال که هنوز خستگی این مقاومت ها بر تن و اندام شان باقی مانده بود بار دیگر قربانی جنگ های داخلی گردید و تلخ ترین شرایط را تجربه می‌کرد جنگ های قومی و مذهبی بیداد می‌کرد رویارویی گروه های سیاسی آرامش را از همه جا گرفته بود روحیۀ مردم از این تنش ها خسته بود و نیاز به وحدت و امنیت داشت در چنین شرایطی در سال 1373 گروه طالبان در قندهار ظهور پیدا کرد و با حمایت های خارجی و همکاری تروریسم بین المللی و شعار های فریبنده همچون تطبیق دستورات اسلام، ایجاد امنیت در بین مردم و مخالفت با کشور های بیگانه و… به فاصله بسیار کوتاه پیشرفت چشمگیری داشته ودر سال 1375 قدرت را بدست گرفت.
2- ضعف فرهنگی، دینی و اقتصادی سر زمین نجد
یکی از امور که سبب شد مردم تحت تأثیر دعوت محمدبن عبدالوهاب قرار گیرد و بستر رابرای گسترش تفکر او فراهم کرده بود، وضعیت ضعف فرهنگی، دینی و اقتصادی سر زمین نجد محیط اعلان دعوت محمد ابن عبدالوهاب بود. بر اساس گزارشهای تاریخی، ابن عبدالوهاب در سر زمین های که از وجود عالمان اسلام شناس و تفکر و مردمانی که از فرهنگ غنی اسلام بر خوردار بودند، موفق نبود زیرا به محض اظهار عقیده، دانشمندان اسلامی، او را تکفیر و تفسیق می‌کردند و از شهر اخراج می‌شد همانطور که در اوائل از طرف استادش بنام« عبدالله بن عبداللطیف شافعی» وبرادرش« شیخ سلیمان عبدالوهاب النجدی حنبلی» طرد و در ردّ او کتاب نوشتند .
اما مردم عادی و بدوی نجد به سبب نبود دانشمندان اسلامی روشنگر، دعوت او را پذیرفتند . جهل فرهنگی و اعتقادی مردمان این منطقه زبانزد تاریخ است اینان مردمانی بدوی و نا آگاه از آموزه های حقیقی اسلام بودند که برای پذیرش هر

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره اسرائیلیات، فرهنگ اسلامی، امام صادق، قرآن کریم Next Entries منابع تحقیق درباره ایدئولوژی، عوامل موفقیت، مشروعیت بخشی