منابع تحقیق درباره اصول طراحی، تعریف بازی، تعامل اجتماعی، ایجاد و توسعه

دانلود پایان نامه ارشد

داده می شود تا تکالیف یادگیری را انجام دهند و به ارزش آن پی ببرند.
– تفاوت ها بیشتر شناخته و رعایت می شوند.
– جنبه های دموکراتیک و انعطاف پذیری آن ها بیشتر از روش های آموزشی معلم –محوراست(همان منبع).
2‌.4‌.3‌ اصول طراحی آموزشی از دیدگاه سازندهگرایی
روشها و اصول آموزشی سازندهگرایان معطوف به کمک به شاگرد برای بررسی موضوعات و شرایط پیچیده و تفکر در زمینهای خاص مانند فردی متخصص است.بنابراین از شاگرد خواسته میشود تا به درک فردی خود از موضوع از طریق تعاملهای اجتماعی اقدام کند.در این رویکرد،محتوا از پیش تعیین نمیشود و دستیابی به منابع مختلف مورد تاکید است.(فردانش،1385)

– برخی از اصول طراحی دررویکرد سازندهگرایی عبارتند از:
• گنجاندن یادگیری در زمینههای مربوط و واقعی
سازندهگرایان معتقدند که یادگیری باید در زمینههای حل مسأله مرتبط با دنیای واقعی انجام شود و شاگرد باید ارتباط موضوعها را با زندگی خود درک کند. از این نظر، موضوعات یادگیری باید مسأله محور یا مطالعه موردی باشد.البته باید خاطرنشان ساخت که استفاده از این نوع موضوعها یا روشها در رویکرد سیستمی نیز با منعی مواجه نیست و در این رویکرد نیز بر حسب نیاز میتوان این قبیل موضوعها و روشها را به کار گرفت.(همان منبع)
• گنجاندن یادگیری در زمینههای اجتماعی
از آنجا که سازندهگرایان حقیقت را امری نسبی و حاصل تعامل اجتماعی می دانند و گفتگو و توافق را مبنای ایجاد و توسعه نظریهها می شمرند؛ دو مسیر را برای ایجاد زمینههای اجتماعی و تعاملی به منظور تسهیل یادگیری پیشنهاد میکنند. این دو مسیر ارتباطهای میان معلم خصوصی و شاگرد و ارتباطهای میان شاگردان همگروه است. در روش معلم خصوصی، اصول مورد نظر معلم طی تعاملهای ممتد و مکرر توسط شاگرد درونی میشود. این روش را گاهی نظریه استاد شاگردی شناختی مینامند که در آن معلم به عنوان استادکار و شاگرد به عنوان کارآموز، ارزشها و اصول مورد نظر استادکار را فرا میگیرد. معلم ابتدا عملکرد ماهرانه در یک کار را به عنوان الگو به شاگرد ارائه میکند. شاگرد عملکرد را مشاهده کرده، تصویر مفهومی عملکرد ماهرانه در آن حیطه را در ذهن میسازد. سپس معلم شاگرد را برای کسب مهارتها و دانشهای مورد نظر راهنمایی میکند که این کار ابتدا با حمایت از طریق اشارات و راهنماییها و انجام دادن کارهایی که شاگرد هنوز قادر به انجام دادن آنها نیست شروع میشود و با حذف تدریجی حمایت خاتمه می یابد و سرانجام شاگرد به تنهایی قادر به مسأله گشایی در حیطه موردنظر میگردد.روش ارتباط میان شاگردان همگروه شامل پرداختن به یک مسأله یا موضوع توسط یک گروه از شاگردان از طریق جمعآوری اطلاعات مربوط به مسأله با استفاده از سفرهای علمی، مصاحبه و بحثهای کلاسی و سپس تجزیه و تحلیل این اطلاعات توسط شاگردان به صورت بحثهای گروهی برای تشویق بیان دیدگاههای مختلف از سوی آنان و ترغیب رسیدن به یک معنای مورد توافق همگان است. در این روش چند اصل دیگر رویکرد سازندهگرا مانند ارائه تجربه و تقدیر از ابراز دیدگاههای مختلف و تشویق مشارکت در فراگرد یادگیری نیز مورد توجه قرار می گیرد.(همان منبع)

• تشویق تملک و داشتن نظر در فرایند یادگیری
این اصل از طریق آزاد گذاردن شاگرد در انتخاب مسائلی است که میخواهد به آن بپردازد. در این مورد معلم فقط به تبیین مسائل برای انتخاب شاگرد کمک میکند و خود رأسا تصمیم نمیگیرد؛ زیرا مهارت یافتن مسأله نیز خود بخش مهمی از تجربه مسأله گشایی در دنیای واقعی است که شاگرد باید با آن روبه رو شود.(همان منبع)
• ارائهی تجربهی فرایند ساختن دانش
این دیدگاه تأکید زیادی بر داشتن تجربه و کارآمد شدن شاگرد در امر ساختن دانش دارد و چندان به این نتیجه یا نتایج یادگیری که به صورت دانشها و مهارتهای تعریف شده بیان می شود توجهی ندارد. به عبارت دیگر بیشتر بر روش و نحوه یادگیری تأکید می شود، نه بر نتایج و محصول آن، زیرا طرفداران این رویکرد به وجود دانش یا مهارت ثابتی خارج از ذهن شاگرد اعتقاد ندارند.(همان منبع)
• تشویق خودآگاهی از فرایند ساختن دانش
این اصل، هدف غایی و نهایی رویکرد سازندهگراست. مفهومی که تقریبا مشابه این اصل در روانشناسی شناختی است«فراشناخت»نامیده می شود. فراشناخت شامل فراگردهای برتر نظارت کننده، ارزیابی کننده و هدایت کننده فراگردهای ذهن است. توانایی کنترل، نظارت، هدایت و آگاهی از فراگردهای فکری در واقع، هدف غایی رویکرد سازندهگرا را تشکیل میدهد.(همان منبع)
• تشویق به استفاده از انواع روشهای ارائه
تشویق به استفاده از انواع روشهای ارائه نیز به خاطر ملاحظه و رعایت تنوع روشها، راهبردها و ابزارهایی است که بیشترین تناسب را با نحوه یادگیری شاگردان مختلف دارد. از آنجا که محیطهای یادگیری نباید مانعی بر سر راه یادگیری شاگردان ایجاد کند و یکی از این موانع می تواند نوع ارائه محتوا و منابع یادگیری به شاگرد باشد، میتوان با تنوع بخشیدن به روشهای ارائه از برطرف شدن این مانع بر سر راه یادگیری شاگردان مطمئن شد.(همان منبع)
2‌.5‌ بازی:
باید خاطر نشان کرد که تعریفی جامع و کامل از بازی در دست نیست و در هریک از تعاریف،با برجسته نمودن بعدی از بازی،دیدگاه خاصی از آن ارائه شده و از توجه به سایر جنبههای بازی خودداری گردیده است.
به لحاظ لغوی، بازی در لغت نامه دهخدا اینگونه تعریف شده است: “هرکاری که مایه سرگرمی باشد،رفتارکودکانه و غیرجدی برای سرگرمی،کار تفریحی و لعب.همچنین بیان شده “بازی یکی از صور تفریح است که تنها به انسان اختصاص ندارد،بلکه در زندگی حیوانات نیز بازی به طور آشکار دیده میشود (دهخدا،1386،به نقل ازدهقانزاده و نوروزی،13،1391).
در فرهنگ وبستر41 بازی به عنوان جنبشهای حرکتی و عضلانی تعریف گردیده است. در تعریف بازی،در فرهنگ عمید این چنین درج شده است:”بازی کردن یعنی چیزی را در دست گرفتن و خود را بیهوده با آن سرگرم کردن.” (به نقل از فتحی،1384)
دکتر سیامک رضا مهجور(1380) با مطالعه و جمع بندی نظریات سایر محققان، تعریف زیر را از بازی بیان داشته است:
“هرگونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدفداری که در اوقات فراغت یا اشتغال برای کسب لذت،تمدد اعصاب،آرامبخشی جسم یا ذهن بازیگر و اقناع نیازهای آنی یا درازمدت فرد یا گروه، چه به صورت انفرادی یا گروهی انجام گیرد،بازی نامیده میشود.”(به نقل از فتحی،1384)
اما در رابطه با بازی به لحاظ اصطلاحی تعریف واحدی وجود ندارد .در اینجا به برخی تعاریف از صاحبنظران متفاوت میپردازیم:
فروبل بر این باور بود که بازیهای کودکان به منزلهی هستهی حیاتی،برای همه دورههای زندگی میباشد زیرا رشدو بروز شخصیت کودک از راه یازی میسر میشود.در حقیقت بازی،موجب بروز استعداد و شخصیت کودک میشود.از طرفی میتوان اکثر ناهنجاریهای کودکان و نوجوانان را از طریق بازی،درمان کرد (رواندوست،1364،به نقل ازدهقانزاده و نوروزی،13،1391)
هارلوک42 در تعریف بازی مینویسد: بازی عبارتست از هرگونه فعالیتی که برای تفریح و خوشی، و بدون توجه به نتیجه نهایی، صورت میگیرد. انسان به طور داوطلبانه به این فعالیت میپردازند و هیچ نیروی خارجی یا اجباری در آن دخیل نیست.(خزاعی و خزاعی،11،1392)
لازاروس:بازی را فعالیتی فینفسه آزاد،بیهدف،سرگرم کننده یا تفریحی میداند.(همان منبع)
به عقیده گروس43 ،بازی ،تمرین غریزی و بیهدف کارهایی است که در زندگی آینده نقش اساسی دارند.(همان منبع)
سی شور44، بازی را آزادانه ابراز وجود کردن برای کسب لذت مترتب بر آن معنا کرده است.(همان منبع)
شانر45، آن را فعالیتی در جهت تداوم شادمانی میداند.(همان منبع)
و از نظر نیومن46 معیارهای بازی از کنترل درونی، واقعیت درونی و انگیزه باطنی تشکیل میشوند.(همان منبع)
به طور کلی نمیتوان فعالیتی را به طور مطلق بازی یا کار نامید. اینکه فعالیتی متعلق به کدام یک از این دو دسته است بستگی به فعالیت ندارد بلکه بستگی به انگیزه و نظر شخص درمورد آن فعالیت دارد.مثلا نقاشی را میتوان به عنوان یک فعالیت دلپذیر و لذتبخش(بازی) در نظر گرفت که منظور شخص کسب لذت از آن است، ولی وقتی انگیزه فرد از نقاشی این باشد که از طریق نقاشی امرار معاش کند نوعی کار محسوب میشود نه بازی.بازی ها و ورزشها برای خردسالان بازی محسوب میشود،چون هدف آنها تفریح و لذت بردن از آن است.(همان منبع)
به طور کلی میتوان گفت بازی عبارتست از هرگونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدفدار که به صورت فردی یا گروهی انجام شود و موجب کسب لذت و برآورده شدن نیازهای کودک گردد.کودکان نقاط ضعف و قوت خود از جمله تمایل به فرمان دادن یا فرمان دادن،تهاجم یا تسلیم، اجتماعی بودن یا منزوی بودن و همچنین احساسات دوستانه یا خصمانه، افسردگی یا شادمانی، امیال و نیز آرزوهای خود را از طریق بازی نشان میدهند.(همان منبع)
طبیعت سرگرم کننده بازی کودکان اغلب باعث میشود که اهمیت خود بازی پنهان نگاه داشته شود.بازی،علاوه بر اینکه یک سرگرمی است و اوقات را لذتبخش میکند،متضمن انواع مهمی از رفتارهایی است که کار ویژه آنها، کمک به جنبههای با اهمیت پیشرفت اجتماعی،احساسی و هوشی کودک است. در حقیقت، ظهور گسترده بازی در قلمرو حیوانات و پیچیدهتر شدن آن در انسانها این ایده را تایید میکند که بازی دارای برخی ارزشها ماندگار برای همه گونههایی که بدان مبادرت میکنند،باشد. برای کشف این که ارزشهای موردنظر چه هستند،شناخت اشکال مختلف بازی که کودکان عموما انجام میدهند،از مراحل نخستین که هنوز کودک جذب دستگاه تلویزیون نشده است، تا اشکال پیشرفته آن که ممکن است توسط تصاویر تلویزیونی به نمایش گذاشته شود،مفید است.(همان منبع،9)
جستجوی کورمال و غریزی کودک و حسهای چشایی و بویایی وی،که در نخستین سال زندگی به طور فزایندهای معنادار میشوند،میتوانند به عنوان مراحل آغازین بازی نگریسته شوند و به کودکان کمک میکنند که نخستین درک خودرا از خودشان، در ارتباط با محیطشان کسب کنند. کودکان با آشکارسازی جستجوگری بدون ارده و مبتنی بر غرایز درونی خود، شروع به تشخیص و فرقگذاری بین خود و والدینشان و درسطح گستردهتر، با جهان میکنند و درک و یادگیری برخی چیزها را درباره محیط اطراف خود آغاز میکنند.(همان منبع،9)
به علاوه فراهم کردن شناختهای اولیه برای کودکان ،از طریق بازیها وتجاربی که از سر میگذرانند، این امکان را برای آنها فراهم میکند که دست به مهارتهای بدنی مهمتری در روند رشد خود بزنند. به عنوان مثال، کودک برای گرفتن یک اسباببازی، هماهنگی میان چشم و دست خود را توسعه میبخشد، توانایی که اهمیت پایداری دارد(خزاعی و خزاعی،14،1392).
2‌.5‌.1‌ نظریههای بازی:
در طول زمان، دانشمندان نظریات متفاوت، اما در اغلب موارد مشابه را درمورد بازی ارائه کردهاند که برخی از آنها به این شرح است:
سقراط: سقراط معتقد است که پرداختن به بازی و فعالیتهای بدنی در سنین کودکی و نوجوانی، برای تندرستی آدمی در سالهای پیری،از اهمیت ویژهای برخوردار است.وی میگوید:دریغ است آدمی پیر شود و زیبایی اندام و نیروی پیکر خود را درسالهای جوانی به طور شایسته تکامل نداده، آن را تجربه نکرده باشد.(مهجور،39،1380)
ارسطو: از نظر ارسطو بازی نیروی نهفتهای است که روان آدمی را از خواستهای مضر و احساسات و امیال چرکین پاک میکند.(همان منبع)
تئوری انرژی مازاد شیلر- اسپنسر47: هربرت اسپنسر در” تئوری انرژی مازاد شیلر- اسپنسر” بیان کرده است که : به طور طبیعی مقداری انرژی اضافی در بدن خردسال موجود است. آن دسته از انرژیهای بدن که نمیتواند از طریق کارهای اجتماعی مصرف شود،باید در سالهای کودکی و نوجوانی از راه بازی تخلیه گردد.(همان منبع)
کارل دایم48:دایم معتقد است اگر انسان در دوران کودکی و نوجوانی بازیهای با ارزشی را آموخته باشد،در بزرگسالی هرگز به بازیهای کم ارزش مانند قمار کردن نمیپردازد.(همان منبع)
آلفرد آدلر49: از دیدگاه آدلر بازی وسیلهای است برای آرام ساختن میل خودنمایی و برتری جویی کودک. به گفته آدلر بازی به کودک امکان میدهد که امیال مذبور را با توجه به خواستهای خود به راحتی دگرگون ساخته، در بازیهای خود نشان

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره طراحی آموزشی، مواد آموزشی، سازنده گرایی، تکنولوژی آموزشی Next Entries منابع تحقیق درباره بازی درمانی، اسباب بازی، سازگاری اجتماعی، آموزش و پرورش