منابع تحقیق درباره ارتکاب جرم، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان

دانلود پایان نامه ارشد

بلکه به‌طورکلي فردي سرکش و ضداجتماعي است در مورد اطفال مي‌توان به رفتارهاي اشاره کرد که هرچند به‌ظاهر و به‌واقع جرم نيستند اما با توجه به اينکه اين رفتارها در دوره تکامل تکويني و رشد رواني بروز مي‌کنند ممکن است زمينه‌ساز ارتکاب بزه به معناي خاص يعني جرم شوند و گاه از همين کودک تبهکاري حرفه‌اي به وجود بياورند ازجمله اين‌گونه رفتارها مي‌توان به، فرار از مدرسه، توهين به بزرگ‌ترها، تخريب اموال عمومي، فرار از سلطه والدين و ولگردي اشاره کرد بي‌ترديد عوامل مختلفي در بروز اين‌گونه رفتارها از جانب کودک سهيم هستند و مي‌توان از کمبودهاي عاطفي او در خانواده و اجتماع به عنوان يکي از مهم‌ترين علل نام برد. 4
از اين توضيح نتيجه مي‌گيريم که بزهکاري، مجموع جنحه ها و جرائم کم‌اهميت است چون اطفال نوعاً مرتکب جرائم خفيف مي‌شوند، در مورد اطفال واژه بزهکاري و در مورد بزرگ‌سالان واژه مجرميت به کار مي‌رود. 5
بند اول: تعريف حقوقي بزهکار
از نظر حقوقي جرم دو تعريف دارد: طبق تعريف نخست آنچه قانون آن را جرم بداند، جرم است و طبق تعريف دوم جرم فعل يا ترک فعلي است که طبق قانون قابل مجازات باشد.
تعريف نخست از جرم، ساده ولي دوپهلو است و بر معلومات ما در زمينه جرم چيزي نمي‌افزايد چون در تعريف جرم از خود آن، کمک گرفته شده است.
ولي تعريف دوم از جرم کامل و صحيح است و سازمان ملل متحد نيز مشابه اين تعريف را براي جرم جوانان به‌کاربرده است. همان‌طور که مي‌دانيم در حقوق کيفري، قانون، جرم را تعريف مي‌کند، زيرا وظيفه تشخيص فعل يا ترک فعلي که نظم اجتماعي را مختل مي‌کند و موجب آسيب اجتماعي مي‌شود، بر عهده قانون‌گذار است. ولي قانون‌گذار نيز در تعريف خود نمي‌تواند نظرات مختلفي را که از ناحيه متخصصان در مورد پديده‌هاي مختلف و ازجمله جرم ابراز شده است، ناديده انگارد. 6
بند دوم: تعريف جرم‌شناسي بزهکاري
بزهکاري در لغت به معناي “گناهکاري و عدوان” و در اصطلاح نوعي قانون‌شکني است که از حوزه تخصصي خارج مي‌شود و به حوزه عمومي موجود مي‌شود. 7
بزهکاري به معناي شکستن قواعد يا قوانين ممنوع کننده‌اي است که تنبيه يا مجازات مشروعي را به دنبال دارد و اين مجازات مستلزم مداخله يک مرجع يا مقام عمومي است. 8
در جرم‌شناسي علمي که به علت‌هاي وقوع بزه و درمان بزهکاران مي‌پردازد، جرم اصولاً به کليه اعمال ضداجتماعي يا تنش‌هايي که جامعه را دستخوش آسيب مي‌کند، خواه موجب آن‌ها علت‌هاي رواني باشد يا اجتماعي اطلاق مي‌شود. 9
به بيان ديگر بزهکار در نظام کيفري ما کسي است که فعلي مغاير با اوامر و نواهي قانون‌گذاري مرتکب شود. 10
به عقيده جرم شناسان، هر فعل يا ترک فعلي که براي اکثريت افراد در يک جامعه خطرناک باشد، بزه ناميده مي‌شود. 11
از نظر جرم‌شناسي، بزهکاري کودکان و نوجوانان شامل تمام خطاهاي عمومي مي‌شود که از سوي افراد بين 12 تا 20 سال ارتکاب مي‌يابد.
گفتار دوم: عوامل بزهکاري
تا اوايل قرن نوزدهم ميلادي تحقيقات و تقسيم‌بندي علمي کاملي در مورد علل ارتکاب جرائم، مخصوصاً در مورد اطفال و نوجوانان به عمل نيامده بود. نخستين تحقيق علمي جامع در مورد علل ارتکاب جرائم توسط پزشک ايتاليايي “سزار لومبروزو” در سال‌هاي 1835 تا 1909 انجام گرفت. او معتقد بود که رابطه‌اي مخصوص ميان ساختمان بدني مجرم و اعمال و کردار او وجود دارد.
دانشمند ديگر ايتاليايي “آنريکوفري” پروفسور علوم جامعه‌شناسي و حقوق، بين سال‌هاي 1856 تا 1929 در کتاب معروف “جامعه‌شناسي کيفري” به بحث در مورد ريشه‌هاي ارتکاب جرائم پرداخت و بر روي علل اجتماعي جرم انگشت نهاد.
در ابتداي عصر جديد، علم شناخت علل به کمک علوم جديد ديگر از قبيل روان‌شناسي، جامعه‌شناسي، علوم تربيتي، انسان‌شناسي جنايي، زيست‌شناسي و علوم شناسايي و بيماري‌هاي بدن و… نمودار شده و به کمال رسيد.
کودک از زماني که در رحم مادر زندگي مي‌کند، تحت تأثير محيط داخلي رحم قرار دارد و رشد و نمو جنين منوط به شرايط مناسب بدن مادر و جذب مواد غذايي از مادر است. بنابراين اگر مادر به برخي از بيماري‌ها مبتلا باشد و يا از فقر غذايي و سوءتغذيه شديد رنج ببرد، جنين نيز از او متأثر مي‌شود.
پس از تولد، محيط خانواده مهم‌ترين عامل مؤثر در تکوين و تحول شخصيت کودک است. اگر محيط خانواده سالم و مناسب باشد در کودک اعتماد به نفس و مهر و محبت، ايثار، استقلال، قدرت پذيرش مسئوليت، همسازي، انطباق و بالاخره شخصيت سالم به وجود مي‌آيد. برعکس در خانواده ناسالم رشد طبيعي شخصيت کودک کُند صورت مي‌گيرد و او را آماده بزهکاري مي‌سازد.
عوامل مربوط به بزهکاري را در دو گروه بررسي خواهيم کرد: يکي از عوامل فردي بزهکاري و ديگري عوامل اجتماعي بزهکاري که در خارج از شخص بزهکار وجود دارد.
بند اول: عوامل فردي بزهکاري
يکي از عواملي که شخصيت فرد را تحت تأثير خود قرار داده و موردتوجه جرم شناسان نيز واقع‌شده است، عوامل ارثي است. همان‌طور که انسان ازلحاظ مالي وارث بستگان خود است ممکن است ازنظر فردي نيز وارث استعدادها، خو و خصلت‌هاي خوب و بد نياکان خود که از راه وراثت به او منتقل مي‌شود باشد شباهت ظاهري والدين با کودکان، چون سياهي چشم يا سپيدي رخسار و مقايسه رفتارهاي پدر و مادر با فرزند چون نحوه اخم شکل مهر، نوع لبخند و مانندي اين‌ها وراثت را هميشه به‌عنوان يک پديده قابل تأمل مطرح کرده است. 12در شريعت اسلام نقش وراثت موردتوجه بوده و از وراثت با کلمه “عرق” ياد شده است.
پيچيدگي عوامل مؤثر در پديده بزهکاري سبب شده است که هر گروه از محققان آن را از ديدگاهي خاص بررسي کنند. روان شناسان و روان‌پزشکان از ديدگاه روان‌شناختي، حقوق‌دانان از ديدگاه جرم‌شناسي و مسائل کيفري، پزشکان و زيست شناسان از نظر عوامل مؤثر زيستي و بالاخره جامعه‌شناسان از ديد آسيب‌شناسي اجتماعي که هر کدام با توجه به ديدگاه‌هاي خود نظراتي را بيان نموده‌اند. انتشار اولين گزارش راجع به دادگاهي ويژه نوجوان در شيکاگو به سال 1899، باعث شده بسياري از انديشمندان به مطالعه بزهکاري بپردازند و عوامل مؤثر آن را بشناسند و از ديدگاه‌هاي مختلف آن را بررسي کنند ولي هيچ نظريه واحدي نتوانسته تأثير متغيرهاي مستقل فردي و اجتماعي را بر فرد بزهکار تبيين کند. 13
بايد توجه داشت که علل جسمي و روحي مؤثر در بزهکاري اطفال بر دو نوع تقسيم مي‌شوند، يکي علل و عوارض والديني که مربوط به پدر و مادر طفل است و از طريق وراثت به آن‌ها منتقل مي‌شود و يا عوارضي که بر اثر بيماري‌هاي پدر و مادر فرزندان به آن دچار مي‌شوند.
ديگري علل و عوارض شخصي، يعني آن دسته از علل و عوارض شخصي، که خود طفل به آن‌ها دچار است. استاد محمدجواد رضوي در کتاب انحراف جوانان به نقل از “Eugene Wallace” بيان دارد که برخي علل و عوامل جسمي مثل نقص عضو يا زشتي صورت و چهره در ارتکاب جرم از ناحيه‌ي اطفال مي‌تواند مؤثر باشد… ولي چون اين‌گونه نقايص جسمي نيز عموماً عقده‌هاي رواني ايجاد مي‌نمايند که محرک و انگيزه اصلي ارتکاب جرم يا رفتارهاي ضداجتماعي است، علي‌هذا اما مشخصاً تنها علل جسماني را قاطع نمي‌دانيم.
بديهي است که در يک محيط مساعد و در ميان خانواده‌اي مهربان که بتواند طفل خود را با دقت و مراقبت کافي تربيت نمايد، هرگونه ناراحتي و عقده رواني از وجود طفل محو خواهد شد.
علماي روانشناس و متخصصين تعليم و تربيت معتقدند که هرگاه در مورد اطفال ناراحت و ناسازگار به موقع اقدام شود، به احتمال قريب‌به‌يقين زندگي آتيه آنان را مي‌توان کاملاً نجات داد زيرا اغلب مجرمين از هوش و ادراک کافي برخوردار بوده، فقط بر اثر سهل‌انگاري و عدم توجه والدين خود، دچار لغزش و انحراف مي‌شوند. مع‌ذلک هستند کودکاني که گاهي اوقات براثر نقايص جسماني يا رواني که عقده حقارتي در آن‌ها ايجاد کرده است، به ارتکاب جرم و بزه دست مي‌زده‌اند. ضمناً ناگفته نبايد گذاشت که گاهي اوقات به معني امراض موروثي در پدر و مادر موجب مي‌شود که طفل به‌سوي ارتکاب جرم سوق داده شود. ما اينک بعضي از علل و عوامل شناخته شده را که وجود آن‌ها در والدين ممکن است در ارتکاب جرم از ناحيه اطفال مؤثر واقع شود، شرح مي‌دهيم: عوارض والديني، منظور عوارض يا نقايصي است که ممکن است والدين از لحاظ جسمي يا رواني داشته باشند.
مهم‌ترين امراض جسمي که وجود آن‌ها باعث بزهکاري در اطفال مي‌شود عبارت‌اند از: شانکر، سيفليس، سل و نظاير آنکه موجب تولد اطفال ناقص‌الخلقه يا نامتعادل از لحاظ روحي و رواني مي‌گردد.
ضعف قواي عقلاني والدين يکي ديگر از عوامل والديني است بدين معنا که وجود نقايص روحي و نارسايي‌هاي عقلي در پدر و مادر يا هردوي آن‌هاست واضح است که والدين سفيه و مجنون نمي‌توانند آن‌چنان که بايد و شايد اطفال خود را تربيت کرده و بر اعمال و رفتار آنان نظارت داشته باشند.
چه‌بسا که از لحاظ ژنتيکي و ارثي نيز اين‌گونه بيماري‌ها به آنان سرايت کنند و فرزند دچار جنون دائم يا ادواري و يا دچار عقب‌ماندگي ذهني شود، درهرحال حتي اگر کودک سالم به دنيا بيايد به خاطر ضعف رواني و اخلاقي و نامتعادل بودن پدر و مادر نمي‌تواند به‌درستي رشد يابد و مانند نهال هرزه‌اي به رشد خود ادامه دهد. گر چه نمي‌توان ادعا کرد که ضعف قواي عقلاني والدين، صد در صد در ازدياد بزهکاري اطفال مؤثر است، ولي بسياري از محققين و علماي حقوق جزا به اين عقيده هستند که اين موضوع در ارتکاب جرم از ناحيه کودکان و نوجوانان چندان بي‌تأثير نخواهد بود.
عوارض شخصي مؤثر در بزهکاري اطفال فقط از عدم تعادل رواني و کمبود بهره هوشي مي‌توان نام برد. گرچه برخي از جرم شناسان و متخصصين جرائم اطفال عقيده دارند که نقايص و عوارض جسماني هم در ارتکاب جرم از ناحيه‌ي اطفال مؤثر است، ولي ما تأثير نقايص بدني را به‌خودي‌خود در اين امر کافي نمي‌دانيم. زيرا در طول تاريخ بارها مشاهده شده است که برخي از نوابغ و مشاهير علم، ادب و سياست کساني بوده‌اند که در طفوليت و حتي در بزرگ‌سالي از نقايص بدني رنج برده‌اند. شرح‌حال بزرگاني چون ابوالعلاء معري، لرد بايرن، تاليران، ناپلئون، پاسکال، آبراهام لينکلن و فرانکلين روزولت گواه صادقي بر اين ادعا است.
بنابراين، تأثير نقايص بدني اطفال بستگي به طرز رفتاري دارد که اولياء يا اطرافيانشان نسبت به اين‌گونه اطفال در پيش مي‌گيرند، چنانچه رفتار اطرافيان و معاشرين چنين اطفالي خالي از تحقير و توهين باشد، صرف نقيصه‌ي بدني هيچ‌گونه تأثيري در ارتکاب جرم اطفال و نوجوانان نخواهد داشت.
در خصوص عدم تعادل رواني هم برخي از صاحب‌نظران معتقدند که نبايد اين عامل را به‌طور مطلق در بزهکاري اطفال مؤثر دانست، بلکه بسته به محيط خانوادگي و اجتماعي که طفل در آن پرورش مي‌يابد، عوامل فوق‌الذکر مي‌توانند کمابيش و تا حدودي در تمايل او به ارتکاب جرم مؤثر واقع شود.
اين است که برحسب آمارهايي که در کشورهاي اروپايي تهيه شده، نسبت عدم تعادل روحي و رواني در ميان اطفال بزهکار بيش از سايرين است از ميان مؤلفين و صاحب‌نظران اين رشته دکتر هوير14 معتقد است که عامل هوش و ذکاوت در بزهکاري اطفال نقش خاصي به عهده دارد ولي اين نقش هميشه يکسان نيست بلکه گاهي مثبت و گاهي منفي است.
در مقابل اين عقيده مؤلفي به نام “فوستن هلي” معتقد است که هيچ رابطه‌اي ميان عدم تعادل رواني و بزهکاري اطفال وجود ندارد که اين از ديد پژوهشگر قابل قبول نمي‌باشد و در هر صورت اين امور تأثيرگذار است. زيرا گاهي اوقات مشاهده شده است که اطفال باهوش بيش از اطفال کم‌هوش، بعضي از جرائم را مرتکب مي‌شوند و حال‌آنکه در پاره‌اي از جرائم ديگر سهم اطفال کم‌هوش و نامتعادل زيادتر است.15
اکثر محققين و صاحب‌نظران اين رشته، در مورد ناهماهنگي‌ها و عدم ثبات اخلاقي کودکان و نوجوانان بزهکار، بر اين عقيده‌اند که اين عامل گر چه ممکن است مستقيماً و صد درصد در ارتکاب جرم از ناحيه آن تأثير نداشته باشد، ولي در بعضي از جرائم و تحت شرايط خاصي اهميت عامل مذکور را نمي‌توان ناديده گرفت؛ به‌طوري‌ک

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، ارتکاب جرم Next Entries منابع تحقیق درباره حقوق کودک، سازمان ملل، ارتکاب جرم