منابع تحقیق درباره ارتکاب جرم، کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان

دانلود پایان نامه ارشد

عدم مسئوليت در رنج بوده است. بنابراين نمي‌توان نام قاتل را به او نهاد. اعتقاد کارشناسان بر آن بود که علت آدم کشي اين دختر اثر فيلم‌هاي جنايي تلويزيون بوده است. چون اين‌گونه فيلم‌ها به‌صورت ناهنجاري در ذهن و فکر کودکان تأثير بسزايي دارد و مي‌تواند آنان را به سهولت به طرف آدم کشي براند و از يک انسان سالم موجودي تبهکار بيافريند.
جالب آن بود که بررسي پرونده ماري بل اين نکته را به خوبي مبرهن مي‌ساخت که او واقعاً زير فشارهاي چنين فليم هايي قرار داشته و دست به تقليد زده است، چون اظهارات او اين امر را اثبات مي‌کرد که همه‌جا ردپاي خشونت‌هاي جنايي وجود دارد. اين دختر کودکي عاصي، بي‌رحم و مملو از خشونت بود و از آن چنان هوش سرشاري برخوردار بود که در واقع نگراني ايجاد مي‌کرد.
او به پرسش‌هاي کارآگاهان و روانکاوان آن چنان پاسخ‌هايي داده بود که پرسش کنندگان را تکان داده بود. ماري بل در گفتگوهاي خود، مرتباً به فيلم‌هاي جنايي تلويزيون اشاره مي‌کرد و تأثير آن‌ها را بيان مي‌کرد و در پاره اي موارد، به‌طور خيلي صريح گفته بود که تحت تأثير فيلم‌هايي چون سري فيلم‌هاي “سنت” بوده است. هنگامي که از ماري بل سؤال کردند که تو در موقع فشار دادن گلوي برايان و دست و پا زدن او واقف بودي که او خفه خواهد شد؟ دختر پاسخ مي‌دهد که بله، مي‌دانستم که او مي‌ميرد، چون آن را در فيلم سنت ديده بودم. در نخستين روزهاي بازجويي از ماري بل، بارها گفته بود که اين تصور براي شما حاصل نشود که مدت‌ زمان مديدي در اينجا خواهم ماند، چون چند تن از اعضاي باند، تلفني اطلاع دادند مرا نجات خواهند داد.
يکي از برجسته‌ترين روانشناسان انگلستان بارها تأثير نامطلوب فيلم‌هاي تلويزيوني را بر کودکان مورد تجزيه و تحليل قرار داده و مقالات عديده‌اي نگاشته بود، با رخ دادن واقعه دو قتل به دست کودکي يازده ساله، مجدداً به فرياد آمد و از مردم و دولت انگلستان خواست که در برابر فيلم‌هاي پرخشونتي که کودکان پيوسته در حال مشاهده کردن آن‌ها مي‌باشند، فکري اساسي بکند و به تحقيق بپردازند و اين مشکل اجتماعي عصر حاضر را با خونسردي ننگرند و ناديده نينگارند. چنين فيلم‌هايي به وجهي بسيار هولناک در ذهن و روان کودکان تأثير مي‌گذارد و نوعي پرخاشگري، بي‌انضباطي، عصيان، تسامح، بي‌بندوباري را در آنان شکل مي‌دهد و حالت خطرناکي را در آنان به وجود مي‌آورد که جامعه را مورد تهديد واقعي قرار مي‌دهد. اگر با اين پديده‌هاي نو تمدن به‌طور قاطع مبارزه نشود، کار به جايي خواهد رسيد که جلوگيري از آن بسيار دير خواهد بود. 238
نتيجه کلي از اين تحقيق لزوم تقليل خشونت در برنامه‌هاي تلويزيوني را تأکيد مي‌کند. درعين‌حال بايد به برنامه ريزان تلويزيوني توصيه نمود که کفه ترازو را به نفع برنامه‌هاي اجتماعي سنگين‌تر نمايند. در حقيقت پيشنهاد حاصل از اين پژوهش فقط براي جلوگيري از برنامه خشونت آميز نيست، بلکه شامل درخواستي است جهت برنامه‌هاي مفيد در تلويزيون.

مبحث دوم: رسانه و تسهيل ارتکاب جرم
در عصر حاضر مهم‌ترين ابزار فعاليت‌هاي فرهنگي، رسانه‌هاي جمعي است که نقش آنان در بزهکاري و پيشگيري از جرم مورد توجه جرم شناسان، جامعه‌شناسان، روان شناسان و متوليان نظم و امنيت اجتماعي قرار گرفته است.
پژوهش‌هاي زيادي در اين خصوص انجام شده است که برخي جنبه مفيد آن را و برخي جنبه منفي آن را مورد بررسي قرار داده‌اند. مطالعات انجام شده بر روي کودکان نشان‌دهنده اين واقعيت است که بين تماشاي تلويزيون توسط کودکان و واکنش‌ها و رفتارها و نگرش‌هاي آنان ارتباط مستقيم وجود دارد. کودکان با تماشاي شگردها و ترفندها، شخصيت مورد علاقه خود را با توجه به دلايل اجتماعي و رواني بدون اينکه از آن درک درستي داشته باشند و جنبه تخيلي بودن آن را در نظر بگيرند انتخاب مي‌کنند، و دست به ارتکاب جرم و جنايت مي‌زنند.
رسانه‌ها مي‌توانند با اطلاع‌رساني به بزهکاران مستعد آن‌ها را تقويت نموده و راه را براي شناخت ترفندهاي نوين که توسط رسانه‌ها در برنامه‌هاي مختلف به نمايش گذارده مي‌شود بازگرداند.
ماهيت رسانه‌هاي گروهي به‌گونه‌اي است که براي جذب مخاطب ناگزيرند مفاهيم مورد نظر و واقعيات را اغراق‌آميز يا تحريف‌شده ارائه دهند و همچنين با انتخاب موضوع حوادث و چگونگي انتقال مفاهيم و پيام‌ها به مردم نقش مؤثري در تعيين اشکال و محدوده جرم و انحراف اجتماعي بر عهده دارند. در اين مبحث به چگونگي نقش رسانه در تسهيل ارتکاب جرم خواهيم پرداخت.
آنچه مسلم است “رسانه‌ها به شيوه‌هاي متفاوتي با جرم و خشونت ارتباط دارند در ميان رسانه‌هاي جمعي فيلم‌هاي سينمايي به عنوان عاملي مؤثر در انحراف و بزهکاري سابقه اي ديرينه دارد. نمايش اعمال خشونت‌بار، کشتار و جنايت و نيز صحنه‌هاي هيجان‌انگيز در تشديد اعمال انحرافي و بزه اثر بسزايي دارد. نقش فيلم‌ها در بزهکاري، جرم و جنايت از اين امر ناشي مي‌شود که آنان صحنه‌هاي پرخاشگرانه مانند تندخويي، بي‌رحمي، آدم کشي و دعوا را با تمام فنون و به‌کارگيري آخرين و پيچيده‌ترين شگردهاي سينمايي ناشي از فناوري روز در اين حوزه به نمايش مي‌گذارند. 239
رييس مرکز اطلاع‌رساني نيروي انتظامي در رابطه با تأثير رسانه در وقوع جرائمي نظير آدم‌ربايي اين‌گونه بيان داشت: “در فيلم‌هاي توليد داخل اين موضوع مدنظر قرار مي‌گيرد و به روش‌هاي ارتکابي جرم اشاره نمي‌شود، اما متأسفانه برخي فيلم‌هاي پليسي خارجي باعث ايجاد هيجان کاذب در افراد مي‌شوند. اين فيلم‌ها جوانان را به‌سوي آدم‌ربايي سوق مي‌دهند، بدون اينکه آن‌ها را از عاقبت مجرم باخبر کنند. در ايران متأسفانه به شرط سني براي تماشاي اين فيلم‌ها اشاره و يا رعايت نمي‌شود که اين باعث مي‌شود هر فردي با هر سني، هر برنامه‌اي را تماشا کند. فيلم‌هاي پليسي هم که با اين موضوع از ماهواره و توسط بازي‌هاي کامپيوتري پخش مي‌شود، توجه افرادي که به ارتکاب جرم گرايش دارند، را جلب مي‌کند. موضوع بيشتر فيلم‌هاي اکشن که به فيلم‌هاي پليسي و گانگستري مشهورند، خشن و در مورد جرم‌هاي آدم‌ربايي، مواد مخدر، قاچاق و تهديد است که باعث بالا رفتن ميزان ارتکاب اين جرم مي‌شود.240
برخي معتقدند که رسانه‌هاي گروهي داراي چنان قدرتي هستند که مي‌توانند نسلي تازه در تاريخ بشر پديد آورند، نسلي که با نسل‌هاي پيشين بسيار متفاوت است. 241
پيام وسايل ارتباط‌جمعي هميشه آگاهانه و به عمد در مخاطبين تأثير نمي‌بخشد، بلکه در بسياري از موارد انسان بدون آنکه قصد آموزش داشته باشد، در کنار اين وسايل قرار گرفته، از محتواي آن‌ها متأثر مي‌شود. 242
“وسايل ارتباط‌جمعي با دنياي ذهني انسان و به‌طورکلي، جهان بيني، تصورات، داوري‌ها و انديشه‌هاي او سروکار دارند. تأثيرگذاري وسايل ارتباط‌جمعي، گسترده و فراگير است و جريان ارتباط ميان اين‌گونه رسانه‌ها و مخاطبين آن‌ها فرايندي يک جانبه مي‌باشد. 243
“در واقع رسانه‌ها از اين ديد که ابزاري بيش نيستند، همانند چاقويي هستند که کارکرد آن صرفاً بريدن است، اما اينکه در آشپزخانه بکار گرفته شود يا براي تهديد ديگران، بستگي به اهداف شخصي دارد که چاقو در اختيار اوست.”244
گفتار اول: عادي جلوه دادن بزهکاري
همان‌گونه که در فوق اشاره گرديد، رسانه مي‌تواند نقش مؤثري در وقوع بزهکاري داشته باشد، همان اندازه که رسانه مي‌تواند آگاه کند، بياموزد، روشن کند، ترغيب کند، الهام ببخشد و احساس برانگيزاند، به همان اندازه نيز مي‌تواند آسيب رسان و گمراه کننده باشد.
رسانه‌هاي گروهي در خصوص ارسال پيام‌هاي ارسالي خود چنان ترفندها و راهکارهاي جذابي را پيش روي مي‌گيرند که بيننده را از قبح اين پيام‌ها، فيلم‌ها و… وامي‌دارد و آن را امري عادي جلوه‌گر مي‌نمايد.
در خصوص تقبيح جنگ، در نشان دادن (نحوه کشتن سربازان و بمباران‌ها و فجايع جنگي) مهارت و زيبايي خاصي را در به نمايش گذاشتن آن انجام مي‌دهد، به نوعي که تماشاگر را به دنياي ديگر مي‌برد که قبح اين عمل را از نظر بيننده خارج مي‌سازد.
پرسش اين است که آيا به تصوير کشيدن جزء جزء دقيق در نمايش جرم (دزدي‌هايي که خيلي تميز انجام مي‌شوند و قتل‌هاي زنجيره‌اي که خيلي برنامه‌ريزي‌شده انجام مي‌شوند) به‌نوعي در امر عادي جلوه دادن بزهکاري پيش نمي‌روند؟ اين دقيقاً آن وجهي از نمايش جرم است که آمادگان براي جرم و مجرمان را تشويق به جرم مي‌کند. اين خطري است که برخي از فيلم‌هاي سينمايي و تلويزيوني به همراه آورده‌اند. اين سطح از نمايش اعمال خلاف قانون به‌صورت حرفه‌اي، کودکان و نوجوانان را تشويق مي‌کند تا دست به چنين اعمال هيجان‌آوري بزنند، حتي اگر عاقبت چنين اعمالي تنبيه قانوني باشد. اين همان مسئله‌اي است که با گسترش فناوري رسانه‌اي افزايش‌يافته است.
بند اول: تئوري مشارکت هدايت‌شده
براي تبيين بهتر موضوع، گفتار خود را با مثالي از “آلبرت بندورا” در مورد تغيير دادن رفتارهاي اکتسابي يک انسان آغاز کنيم:
‌”در يک مطالعه مشهور که روي مارها صورت گرفت، بندورا و همکارانش موفق شدند تا ترس شديد از مار را در گروهي از آزمودني‌هاي بزرگ‌سال خود از بين ببرند. در ابتداي کار آزمودني‌ها فيلمي را تماشا کردند که در آن کودکان، نوجوانان و بزرگ‌سالان به تدريج تماس بيشتري را با مارهاي مختلف نشان مي‌دادند. سپس در مرحله‌ي عملي کار، سرمشق‌ها به مارهاي پلاستيکي و سپس به مارهاي واقعي اما مرده دست زدند و سرانجام با لمس انواعي از مارهاي زنده به آن مرحله رسيدند تا اجازه بدهند آزادانه، مارهايي بر روي بدن عريانشان بخزند. البته به آزمودني‌ها اجازه داده شده بود تا هرگاه صحنه‌هاي فيلم براي آن‌ها ترسناک مي‌شد، فيلم را متوقف کنند و آن را به يک يا چند لول پايين‌تر برگردانند. مهم اين‌که آزمودني‌ها از اين طريق توانستند به تدريج بر ترس از مارها غلبه کنند. چرا که اين يک روش سرمشق گيري مؤثر عادي شدن يک پديده براي آزمودني است و از آن مؤثرتر تماشا کردن يک سرمشق زنده و بعد فعالانه شرکت کردن در فعاليت‌هاي او مي‌باشد. همان روشي که به “مشارکت هدايت شده”245 معروف است. در ابتدا آزمودني سرمشق را مي‌ديد که جسورانه دارد يک مار را دست‌کاري و لمس مي‌کند، بعد آزمودني وارد همان اتاقي که سرمشق در آن بود مي‌شد و دست‌کاري و لمس مار را از سوي سرمشق از نزديک مشاهده مي‌کردند، سپس در حالي که سرمشق دم و سر مار را گرفته بود آزمودني با دستکش به لمس کردن ناحيه وسط بدن مار تشويق مي‌شد. سپس آزمودني‌ها مار را بدون دستکش لمس مي‌کردند، و به تدريج دست به حرکت‌هاي جسورانه‌تر در لمس و دست‌کاري مار مي‌زدند.”246
لازم به ذکر است که بندورا اشاره مي‌کند که سرمشق گيري، به‌ويژه وقتي در آن از فيلم استفاده مي‌شود، مزاياي عملي دو چنداني براي درمان دارد. رفتارهاي پيچيده‌اي را مي‌توان به‌صورت يک کل ديد و رفتارهاي نامربوط مي‌تواند کنار گذاشته شوند، به‌طوري‌که زمان سپري شده تنها براي تماشاي آنچه مربوط به مسئله رفتاري مورد درمان است صرف شود. از طرفي هنگامي که فيلم ساخته مي‌شود، هزينه آن ارزان‌تر از کاربرد مداوم سرمشق‌هاي زنده تمام مي‌شود، زيرا مي‌توان آن را به آساني تکرار کرد و به‌وسيله درمانگران بسياري به‌طور همزمان مورد استفاده قرار داد. 247
با توجه به زواياي پنهان و آشکار اين مثال به نظر مي‌رسد که به تمام و کمال چارچوب گفتار ما روشن شده باشد ولي با اين حال به تطبيق اين دو مي‌پردازيم. انديشمندان علوم اجتماعي بر اين نکته اتفاق نظر دارند که انسان نيازمند زندگي اجتماعي است بر همين اساس او را موجودي اجتماعي قلمداد مي‌کنند. گو اينکه گروهي اين صفت را امري غريزي و ذاتي و گروهي ديگر آن را اکتسابي دانسته‌اند.
درعين‌حال زندگي، در جمع، شرايط و محدوديت‌هاي خاص خود را دارد. از اين رو اجتماع تلاش مي‌کند براي حفظ و بقاي حيات خويش، افراد را ناگزير سازد تا روابط و کنش‌هاي خود را در محدوده چارچوب‌هاي معين و بر اساس الگوهايي نسبتاً همساز با يکديگر، سامان دهد.
اين نيز به آن جهت است که شرط بقاي جامعه، وجود يگانگي اجتماعي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد پولشویی، بانک مرکزی، سرمایه بانک Next Entries منابع تحقیق درباره کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، پسران نوجوان