منابع تحقیق درباره ادبیات فرانسه، سن ژون پرس، اجتماعی و فرهنگی، ادبیات فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

شور و حال جوانی که بعد از مدت زمانی، کم‌تر و کم‌تر می‌شود. و انسان با خاطرات آن‌ها زیست می‌کند و درست شعر حجم هم به مصابح همین مثل است که امروز دیگر نه علمداری برای این جریان مانده و نه فریادی که دایه‌ی این تفکر را داشته باشد و فقط یدالله رویایی مانده او به قول خودش به امید آمدن لغتی.
نکته‌ی دوم که شاید بسیار مهم‌تر از پرسش اول باشد آن است که چرا عده‌ی کمی به این جریان ملحق شدند و شاعران بزرگی مانند (شاملو، اخوان، احمدی، آتشی، آزاد و….) با این جریان همراه نشدند و یا این شاعران نمی‌توانستند طرح مناسب شعر آن روز ایران را ترسیم کنند؟ جواب این سوال که یدالله رویایی به آن پاسخ می‌دهد به نظر نگارنده قدری فرار از واقعیت است. او می‌گوید کشف حجم شعله‌ای است که در می‌گیرد، و ناگهان در می‌گیرد _ از آنجا که ما برای پیدا کردن هم به دنبال همدیگر راه نیفتاده بودیم، طبعاً به دنبال دیگران هم راه نیفتاده بودیم، به علاوه باید قبول کرد که در شعر یک دوره، منظرهای زبانی و ذهنی مختلفی هست، و طبیعی است که اینطور هم باشد. از این که منظرهای زبانی و ذهنی مختلفی در جامع وجود دارد و باید هم وجود داشته باشد شکی نیست ولی آن همه هیاهو که برای شعر حجم شد در باغ سبز نشان دادن به آن شاعران نبود، آن بیانیه صادر کردن‌ها آن امضا جمع کردن‌ها این‌ها تبلیغات نبود. به نظر نگارنده آن شاعران، پوشالی بودن این ببر غران را پیش بینی کرده بودند و می دانستند که این همهمه چیزی جز همان شور و حال دهه‌ی سی و چهل ایران نخواهد بود و از این رو خود را وارد این عرصه نکردند. شعری که تعریفی ندارد در صف و قفسه و طبقه جا نمی‌گیرد از طرح و تعریف گریزان است و فقط فرمی‌ست در قالب کلمات آمده و خودنمایی می‌کند.
نگارنده یدالله رویایی را در ادبیات فارسی ایران به مانند مُنوّری تشبیه کرده است؛ که لحظه‌ای به قدری نور از خود ساطع کرد که تمامی جریان های ادبی ایران را تحت الشعاع خود قرار داد ولی بعد از گذشت اندک زمانی در جریان های ادبی ایران محو شد تنها نامی از او در اذهان باقی ماند.
حال شاید سوال خیلی‌ها این باشد که چرا شخصیتی مانند او که خود را بنیان‌گذار جریان نوین ادبی موسوم به حجم می‌خواند شعرش و کلامش بازی با کلمات‌است و درونش تهی و خالی از هرگونه کاربرد واژه‌هایی است که اصطلاحاً شاعرانه خوانده می‌شود.
یدالله رویایی شاعری است که تحت تاثیر ادبیات فرانسه و به خصوص سَن‌ژون پِرس و پل والری شاعر فرانسوی زبان است. که در مجموعه اشعار او موسوم به شعرهای دریایی تاثیر به سزای سن‌ژون پرس بسیار به چشم می‌خورد.
نخست نمونه‌ای از کتاب «AMERS»، یا چراغ‌های دریایی سن‌ژون پرس که در کتاب طلا در مس (براهنی،1194:1380) آورده شده است، در دو متن فرانسوی و انگلیسی: فرانسه‌اش از خود «سن‌ژون پرس» و انگلیسیش از «ولس فائولی» محقق، مترجم و منتقد شعر و ادبیات فرانسه در آمریکا. بعد ترجمه ساده‌ی متن آن را خواهم آورد و بعد شعری از شعرهای دریایی یدالله رویایی را خواهم آورد که به ادعای خود شاعر، صد در صد مال خود او هستند:
»Guide moi, plaisir, sur les chemins de toute mer , au fremissement de toute brise ou s alerte I instant. Comme I’oiseau vetu de son vetemenet d’ailes…… Je vais un chemin d’ailes, ou la tristesse elle _meme n’est plus qu’ailes …«
متن انگلیسی:
«Guide me, pleasure, on the ways to every sea, in the flurrying of every breeze, where the instant is a lertep , like a bird clothed in the clothing of wings… I go , I go a way of wings where sadness itself is no more than wing…»

ترجمه تحت‌اللفظی:
«ای لذت! بر جاده‌های هر دریایی مرا رهبری کن؛ در لرزش هر نسیم، هنگامی که لحظه به حالت آماده باش در آمده است، مثل پرنده‌ای با لباسی از بال… بر جاده‌هایی از بال، جایی که اندوه، خود جز بالی بیش نیست، پرواز می‌گیرم، پرواز می‌گیرم…»
قسمتی از یک دریایی «یدالله رویایی» :
ای‌اشتیاق رفتن، ای‌لذت؛
من را پرنده‌ای کن و با خود ببر
در لرزش نسیم، که در آن،
هر لحظه را توقف کوتاهی است .
من را پرنده‌ای کن تا با لباسی از پر ،
پرواز گیرم
و اندوه را،
ــــ که جز پری آهسته، نیست………….
(رویایی،336:1390)
از دو سه اشتباه ترجمه که بگذریم می‌بینیم که متن، صد در صد متعلق به سن‌ژون پرس است و سهم رویایی فقط این بوده است که محتوا، بینش ذهنی و شکل درونی سن‌ژون پرس را در وزن نیمایی بگنجاند . اگر اقتباس نوعی ترجمه مغلوط باشد که در دیار ما هست ، کار رویایی در بعضی از شعرهای دریایی ، نوعی ترجمه و اقتباس از کتاب «AMER» سن‌ژون پرس است. رویایی گاهی با تفاوت دو سه کلمه، یکی دو تصویر و ترکیب و عبارت و جمله، ناظم محتوای شعر شاعر فرانسوی است. (براهنی،1195:1380)
من اگر جای رویایی بودم اعتراف می‌کردم که در ساختن و پرداختن، در ترکیب کلمات، تصاویر و اندیشه‌ها، در جهان‌بینی دریایی و بالاخره هر آنچه مربوط به محتوای شعرهای دریایی می‌شود، مطلقاً تحت تاثیر سن‌ژون پرس بوده‌ام و در مقدمه به جای این یادداشت: «من به دریا نیندیشیده‌ام، فکرهای مرا دریا اندیشیده است.» می‌نوشتم: «من به دریا نیندیشیده‌ام دریا هم به من نیندیشیده است سن ژون پرس به دریا اندیشیده آن را آزموده است و، از آنجا که من چندان تجربه و اندیشه‌ای درباره دریا نداشته‌ام و دریا را حس نکرده‌ام قطعاتی از منظومه‌ی «سن‌ژون پرس» را گاهی درهم ریخته و گاهی به طورجداگانه، به صورت ترجمه منظوم فارسی درآورده‌ام. البته آن وسط‌ها فکرهایی را که متعلق به خودم بود با تصویرها و اندیشه‌های سن ژون پرس در آمیخته‌ام. چند شعر هم از تجربیات خودم سرچشمه گرفته‌اند که صمیمی‌تر هستند. و کارم این بوده است که بیشتر به محتوای شعر دیگری، فرم خودم را بدهم» (همان:1196).
مثل قسمت‌هایی از دریایی‌ها‌ی سه، چهار، و دریایی بیست و هشت و چندتا از دریایی‌های آخر کتاب که علی‌رغم نفوذ عمیق سن‌ژون پرس، ابتکارهایی از نظر دید دریایی در آنها دیده می‌شود.
اگر خوانندگان گرامی قدری عمیق‌تر به مطالبی که عرض کردم بنگرند پی‌خواهند برد که آن تشبیهی که کرده بودم چقدر به واقعیت نزدیک است زیرا که یدالله رویایی را در دنیای شعر می‌توان شاعری اقتباسی قلمداد کرد برای نمونه یکی از اشعار دریایی‌های او که شاید بتوان تقریباً گفت مال خود اوست در ذیل قدری واکاوی می‌شود :
شب آفتاب نمی‌خواهد
و آفتاب نمی‌خواهد از ستاره‌ی صبح
نشان همهمه برگیرد.
ستاره منتظر آفتاب می‌ماند.
و آفتاب می‌ماند
که هر ستاره پر از انتظار
و شب،
پر از ستار‌ه‌ی هر انتظار
و انتظار پر از خواب آفتاب شود.
ستاره همهمه از آفتاب می‌خواهد
و آفتاب نمی‌خواهد.
(رویایی،352:1390)
این شعر از سوار کردن شب، آفتاب و ستاره بر یکدیگرـ بدون اینکه در این سوار کردن حس و احساس و عاطفه و اندیشه‌ای به کار رفته باشد ـ درست شده است.
در این شعر نه شب حسی است، نه ستاره و نه آفتاب، هیچکدام تجربی هم نیستند و محتوایی نیز در کار نیست. شاعر به اشیایی به نام‌های شب آفتاب و ستاره نیندیشیده است بلکه به کلمات شب، آفتاب و ستاره فکر کرده است؛ و چون اشیا حس و احساسی نشده‌اند کلمات رنگ عاطفی به خود نگرفته‌اند و کلمات به دو قطعه چوب خشک می‌مانند که به هم مالیده می‌شوند و تأثیر هیچ است. شاید تأثیر این شعر فقط سمعی باشد که آن هم چندان قوی نیست، به دلیل آنکه رویایی اصولاً موزیسین قوی نیست و در اینجا بیشتر مایه وزن شعر فارسی است که ظرفیت موسیقی را تعیین می‌کند، نه ابداعی از طرف خود شاعر. (براهنی،1198:1380).
تاکید بیش از اندازه‌ی رویایی بر شکل و بازی‌های زبانی باعث شد که شعر‌حجم در انتها از هر مفهومی تهی گردد و شکل پردازی‌های آن هم به تکرار و تقلیدهای پی‌در‌پی مبدل شود چنین شد که شعر‌حجم با آن شروع پرشور و بیانیه صادر کردن‌ها به شخص رویایی ختم گردید و شاعران جوانی که آغاز راه او را سر‌مشق خود قرار داده بودند به دنبال نوآوری‌های دیگر، راه‌های دیگر را جستجو می‌کنند و شوالیه ادبیات‌ما هم ، دور از سرزمین و زبان مادری به کارهای دیگری غیر از شاعری بپردازد. (همان)
البته در تبیین اشعار یدالله رویایی باید به این نکته اشاره کرد که زیاده‌رویی در پیچیدگی و ابهام گاه آن چنان شعر او را به تعلیق می‌کشاند و نظم حاکم برآن را چنان حساب شده و تحمیلی می‌نماید که نه روایت پنهانی درآن قابل تشخیص است و نه اصولاً شعریت خاصی می‌توان در آن سراغ گرفت. این امر به تدریج شعر‌حجم را به کلی عاری از مفهوم می‌کند و آن را صرفاً به سطح شکل و بازی‌های زبانی ‌می‌کشاند تبدیل شدن شعر به بازی‌های زبانی هرچند روساختی قابل اعتنا به آن می‌دهد، اما پیشنهاد شاعرانه‌ای در بطن خود ندارد تا مخاطب را با خود همراه سازد: (همان:1191)
دیرترین‌هایی از دور
کنار لحظه می‌افتد
بی که حالایم را آشفته کنند
آینده‌ها شمال‌اند
و رفته‌ها جنوب
حیرانِ حالایم
از بالا
حالای من سوالی‌ست
در ادامه‌های
فرود (رویایی،37:1392)
به طورکلی فرم، تعیّن معنا در روساخت است. (زیرک،48:1382) و حال یکی دیگر از نکات حائز اهمیت در بطن شعر حجم توجه به قراردادهای فرمالیستی است که این نوع قرار‌دادها وابسته به عناصری چون تخیل، تصویر، نحوه به کار‌گیری واژگان و …. است. و به طور مشخص باید گفت که ادبیات کلاسیک در پی قراردادهای نمادین و سمبولیستی است برای مثال ؛ بهره گرفتن این نوع ادبیات پس از مدتی تبدیل به کلیشه می‌شود مثل کلیشه شب برای دلالت بر مفهوم خفقان و ظلم، اما قراردادهای فرمالیستی با ایجاد قراردادهای جدید در قالب همان فرم و به صورت محدود نوعی ابهام نیز دربرداشت مفهوم ایجاد می‌کند برای مثال:
راه از تو می‌آید راه می‌آید از من بر من
در جلوه مجهولی ما آید ناگاه
بر راه تو از من خندق می‌خندد
و راه، می‌افتد
می‌افتد بر خنده خندق راه
چیزی دیگر در تو با من می‌افتد. (رویایی،462:1390)
یدالله رویایی از کشف «فرم شعر سرباز» می‌زند و به «فرم شعر» اعتقاد دارد. شایان ذکر است، فرم در آفرینش شعر‌حجم وجود خارجی ندارد، هویت فرم وابسته به عناصری چون: محتوا، مضمون، تصاویر شاعرانه، نحوه استفاده از کلمات و … است. که با هم پیوندی ارگانیک در شعر ایجاد می کند:
از تو سخن از به آرامی
از تو سخن از به تو گفتن
از تو سخن از به آزادی
وقتی سخن از تو می‌گویم
از عاشق
از عارفانه
می‌گویم
از دوستت دارم
از خواهم داشت
از فکر عبور در به تنهایی……. (همان:299)
3-6) دلایل شکل‌گیری شـعر‌حجم
اما دلایـل و زمـینه‌های شکل‌گیری حجم‌گرایی در ‌‌شعر‌ معاصر ایران در واقـع هـمان عواملی است که در پدید آمدن موج نو دخالت‌ مستقیم‌ داشته‌ است. به دلیل ایـنکه، این دو جـریان ادبی تقریباً در یک مقطع تاریخی نزدیک بـه یکدیگر به وجود‌ آمـده و از خـاستگاه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مشابه نیز برخوردار بـوده اسـت. از این رو‌ متقابلاً همه‌ی آن اسباب سبب‌سازی‌ که‌ باعث پیدایش شعر حجم شده است، در تکوین مـوج نـو نیز نقش همسانی برعهده داشـته اسـت. به وجـود آمدن فضای بـاز سـیاسی از سال 1340 به بعد؛ اصلاحات ارضـی واهـمیت دادن به نقش کارگران‌ و کشاورزان؛ انگیزه‌یابی از اصلاحات حکومت و سرایت اصلاحگری به حوزه‌های هنری؛ تشدید نوگرایی در همه‌ی عرصه‌های فـرهنگی؛ دلزدگی وخـستگی از رمانتیسم و سمبولیسم؛ جوانی و جستجوگری و نوجویی؛ افزایش شمار نـشریات هنری و مـحفل‌های ادبی و روشـنفکری؛ تأثیرپذیری‌ از‌ بـعضی مـکتب‌های ادبی و هنری مثل سوررئالیسم؛ انکار پدر‌سـالاری و آرمان‌های

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره اخوان ثالث، حقوق بین الملل، ابراهیم گلستان، احمدرضا احمدی Next Entries منابع تحقیق درباره زبان شعری، تحلیل داده، بافت زبانی، عوامل فرهنگی