منابع تحقیق با موضوع کلیله و دمنه، قصه‌های عامیانه، مثنوی معنوی، سلسله‌مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

اين‌كه ستارگان راه شيري پديد آمد.»
شتر بچه برخلاف شتر از آدم‌ها خوشش مي‌آيد. او جادويي نيست و براي كمك به قهرمان داستان از فكرش كمك مي‌گيرد و تا جايي به قهرمان داستان ياري مي‌رساند كه جان خود را در اين راه از دست مي‌دهد.
«شتر بچه وقتي ماجراي او را شنيد، غمگين شد و گفت: بسيار خوب! من به تو كمك مي‌كنم. اما اگر مادرم بفهمد هر دوي ما را خواهد خورد. پس بايد نقشه‌اي بكشيم.»
«شتربچه پس از لحظه‌اي فكر كردن، به آق پاميق گفت: “بهتر است تو خودت را زير موهاي شكم من پنهان كني.”»
در افسانۀ اسب سه‌پا برگرفته از اوسنه‌هاي عاشقي، نيز شتر جادويي است. او با دختر پادشاه ازدواج مي‌كند.
«او هم خواهر مياني را خواستگاري كرد و شاه و شاهزاده هم پذيرفتند كه دختر را به او بدهند و شتر دختر را برداشت و رفت.» (همان: 327)
شتر، كبوتر و اژدها، سه برادر جادويي هستند كه تغيير چهره مي‌دهند.
«شاهزاده بي‌آن‌كه بداند به سرزميني رسيد كه هر سه خواهرش به آنجا برده شده بودند و چون با شوهرانشان ملاقات كرد، آنان كه خود جادو بودند… ولي برادر بزرگ‌تر كه به صورت كبوتر بر بام نشسته بود.» (همان: 329)
«در افسانه‌اي ديگر به نام اسب شش‌پا، سه حيواني كه از سه خواهر خواستگاري مي‌كنند گرگ، كلاغ و اژدها هستند كه البته اين سه نيز هر سه تغيير شكل می‌دهند و به شكل جواني زيبا‌روي درمي‌آيند. (آن سه هنوز ننشسته بودند كه گرگ به همراه زنش به خانۀ كلاغ آمد و لحظه‌اي نگذشت كه گرگ هم به صورت مرد زيبايي درآمد. او هم گفت كه چنين و چنان ديده است و سپس اژدها به همراه ديگر خواهرش آمد كه او هم از جلد خود بيرون آمد و جوان زيبايي شد.» (همان: 197)

3-12- شغال
«شغال، یکی از سگ‌سانان ایران است که جثه‌ای کوچک‌تر از گرگ دارد و شغال‌ها همه‌چیز خوارند و هم از مواد گیاهی و هم از مواد جانوری تغذیه می‌کنند. شغال‌ها لاشه‌خوار نیز هستند و حتی به خوردن زباله‌های شهری و روستایی نیز علاقه‌مندند.» (فرهنگ حیات وحش ایران، 1389: 54)
شغال در افسانه‌ها نقش ضد قهرمان دارد. شغال بی‌قید، حریص و منفعت‌طلب است. از ویژگی‌های ناپسندی که شغال در افسانه‌ها دارد، میزان منفور بودن این حیوان در میان انسان‌ها به‌خوبی حس می‌شود.
«این جانور لاشخور به شدت مورد نفرت انسان‌هاست؛ زیرا گذشته از خوردن خروس و مرغ هرگاه گرسنه شود و چیزی نیابد به گورستان می‌رود و به کمک پنجه‌های خود گورها را می‌شکافد و به خوردن اجساد مردگان تازه دفن‌شده می‌پردازد… شغال‌ها اگر غذای کافی به دست نیاورند و گرسنه شوند، به خوردن مدفوع حیواناتی نظیر کرگدن می‌پردازند.»(حکیمی، 1374: 70)
شغال‌ها در افسانه‌ها باهوش،‌ اما حیله‌گر و مکارند و از این جهت بسیار شبیه به روباه‌ها هستند. این نکته از دید قدما مخفی نمانده است.
«حیله و چاره ساختن شغال بسیار است، و خاصیتی طرفه دارد با مرغ خانگی… و چون گرسنه شود یا شپش در او افتد همچنان‌که در روباه گفتیم، حیلت سازد از خویشتن بر صحرا افکندن و در آب شدن.» (ابن ‌ابی‌الخیر، 1362: 109)
«در کتاب بندهش، شغال جزو گرگ سردگان محسوب شده و از حیوانات درنده به‌شمار می‌رود، ولی در سلسله‌مراتب آن‌ها از همه پایین‌تر قرار گرفته و با صفت “کم‌بیم” توصیف شده است:
آن رمه‌ای از گوسفندان دیرتر پاید که با آن سگی بود بدان پربیم‌ترین (گاه) که شیر و بدان کم (بیم‌ترین‌ گاه) که شغال رسد، پاسبانی کند.» (عبداللهی، 1382: 542)
در کلیله و دمنه که نام دو شغال به همین نام‌هاست، کلیله و دمنه، هوشمند، با درایت، حیله‌گر و توطئه‌چین هستند و سخنان حکمت‌آمیز می‌گویند.
در حکایت زاغی و گرگی و شکالی از همین کتاب، شغال همراه زاغ و گرگ در خدمت شیر است و برای خوردن شتر، با دوستانش هم‌دست می‌شود و دست به فریب و توطئه می‌زند.
در حکایت مار و زاغ از کلیله و دمنه، شکال‌ که دوست زاغ است، نقش راهنما و حکیم دارد و با حیله‌گریی که در ذات او نهفته است برای خلاص‌شدن زاغ از دست مار راه می‌اندیشد.
«شغال در باور عامیانه حیوانی است مردارخوار و طفیلی و پست. در مثنوی معنوی نیز گاه شغال به همین مضمون آمده و گاهی نیز شغال سمبل فضل‌فروشان عاری از معنا و مدعیان ریاکار است.» (خیریه، 1385: 135)
در تعبیر خواب شغال آمده است:
«اگر در خواب بیند که گوشت شغال خورد، نشانۀ این است که از بیماری شفا یابد. اگر وام دارد، بپردازد و موی و گوشت و استخوان شغال، نشانی است بر مال.» (موسوی، 1384: 526)

3-12-1- شغال در افسانه‌ها
شغال در افسانۀ شغال و پیرزن از جلد دوم فرهنگ افسانه‌های مردم ایران (درویشیان، 1389: 339)
دزد، فریب‌کار و دروغگوست. در این افسانه شغالی که سعی می‌کند پیرزنی را بفریبد؛ وقتی می‌فهمد خود نیز فریب پیرزن را خورده و دمش را از دست داده است، هم‌نوعان خود را طوری فریب می‌دهد که آن‌ها نیز دمشان را از دست بدهند تا ویژگی بی‌دمی را به اصل و نسب خود نسبت بدهد و از این بابت شرم نکند. در واقع او برای پوشاندن نقص خود به دنبال بهانه است و بدین ترتیب گروهی را فدای خودخواهی خود می‌کند.
در افسانۀ شغال بی‌دم از جلد هشتم فرهنگ افسانه‌ها (درویشیان، 1385: 457)، شغال از دم خود می‌گذرد تا جانش را به در ببرد. در این افسانه نیز شغال با فریب‌کاری و دروغ، طوری هم‌نوعانش را در دام انسان گرفتار می‌کند که مجبور شوند برای رهایی از دمشان بگذرند. شغال چاپلوس، ریاکار، دزد و خائن است و برای رسیدن به هدف خود هوشیارانه، به هر دستاویزی دست می‌زند. او برای خوردن گوسفندهای مهزیار با ریاکاری و تملق او را می‌فریبد و پس از این‌که اطمینانش را جلب کرد، گوسفندان او را به امانت می‌گیرد و تا بازگشتن مهزیار از سفر طولانی حج، با گرگی همراه می‌شود و همۀ گوسفندان را می‌درد. او باهوش و اهل تدبیر است، بنابراین پس از خوردن گوسفندان به فکر چاره‌ای برای نجات خود می‌افتد. شغال چندبار باهوش سرشار خود نجات می‌یابد، ولی سرانجام هوش آدمی بر هوش او غلبه می‌کند و شغال جان خود را از دست می‌دهد.
در افسانۀ شغال مرغ‌‌دزد (همان: 469) برگرفته از قصه‌های عامیانه، شغال دزد، فریبکار و بدعهد است. او نمی‌تواند بر سر قول خود بماند و برای بدقولی خود متوسل به دروغ و حیله‌گری می‌شود. ویژگی‌های شغال همانند ویژگی‌های روباه در افسانه‌هاست. داستان برخی از این افسانه‌ها برای روباه نیز آورده شده است با این تفاوت که روباه در بسیاری از افسانه‌ها نقش یاری‌گر دارد، اما شغال فقط در افسانه‌هایی که روباه ضد قهرمان است با او کنش‌ها و ویژگی‌های مشترک دارد.

3-13- شير
«شير رمز قدرت و سلطنت و خورشيد و طلا و روشنايي و كلمة (الهي) و عدالت (مسيح) و نيز (چون هر رمز كه ذاتاً دوسوگر است) نماد نيروي غريزي مهار نشده و عنان گسيخته و ويرانگر و دجال است.» (بوركهارت، 1370: 68)
در داستان‌ها شير سلطان جنگل است. در افسانه‌ها گاهي شير ياري‌گر انسان است. در اشعار فارسي شير مظهر شجاعت است. در بسياري موارد بزرگان ديني را به شير تشبيه كرده‌اند؛ مانند مصراع علي آن شير خدا شاه عرب كه از شهريار است و يا حيدر كرّار كه منظور علي‌بن ابي‌طالب است.
در مورد ويژگي‌هاي شير گفته‌اند:
«شير اصولاً حيوان صلح‌طلبي است و فقط هنگامي كه به غذا احتياج دارد شكار مي‌كند. شيرها ميان خودشان رفتاري دوستانه دارند و بر سر شكار با هم نمي‌جنگند. وقتي چند شير بدون كينه و حسد از يك لاشه تغذيه مي‌كنند، لازم نيست از نزديك شدن دشمنان طبيعي برحذر باشند، زيرا جانوران ديگر از قدرت آنها آگاهند.» (حكيمي، 1374: 49)
«شير ملك سباع است. او را قوت و جرأت و هيأت و هيبت بیش از سباع باشد. چيزي از حيوانات مقاومت با او نتواند كرد. چنين گويند كه از كبر نفس صيد هيچ حيواني نخورده و سخي باشد. چون چيزي صيد كرد و بخورد، باقي از بهر ديگري بگذارد و دوم بار بر سر آن نرود.» (كموني قزويني، 1390: 587)
«از بزرگ‌منشي چون شكاری بگيرد آن‌چه بماند رها كند و ببخشد و ديگر بدو بازنگردد و كودك و زن را نشكرد.» (ا‌بن ابي‌الخير، 1362: 47)
و اما از صفات نكوهيدة شير درندگي اوست و چون انسان‌ها همواره از قدرت و درندگي شير هراسان بوده‌اند اين ويژگي شير نيز در افسانه‌ها به چشم مي‌خورد. به همين دليل در بسياري از افسانه‌ها، شير با ويژگي درندگي خود، در تقابل با انسان قرار مي‌گيرد و نقشي ضد قهرمان مي‌پذيرد. به اين خصيصة شير در بسياري از متون قديمي و نيز متون علمي امروز اشاره شده است.
«ما وقتي سخن از دندان‌هاي وحشتناك به ميان مي‌آيد بيش‌تر به ياد شير و پلنگ مي‌افتيم. اين جانوران در بين پستانداران تيزترين و درازترين (با درنظر گرفتن جثه‌شان) دندان‌هاي انياب را دارند. چنگال‌هاي اين جانوران نيز از پستانداران ديگر تيزتر است.» (حكيمي، 1374: 47)
«ببر و شير و پلنگ، از بين پستانداران تيزترين و درازترين دندان‌ها را دارند. اين دندان‌ها چه در كشتن شكار و چه در نزاع با رقيب، سلاح مخوفي است.» (حكيمي، 1374: 48)
«آفرينش شير از همة ددان به نيروتر و قوي‌تر است و هيبتش از همه بيش‌تر. و از هيچ نينديشد و تنها رود و با هيچ دد همراهي نكند.» (ابن ابي‌الخير، 1362: 48)
«و از بانگ او جمله حيوانات بگریزند.» (كموني قزويني، 1390: 587)
در اوستا نيز شير جانوري نكوهيده است، زيرا سگان و گوسفندان را مي‌درد.» (بندهش: 56)
«قابل توجه است كه در كهن اديان ايرانی يعني مهرپرستي، مرحلة چهارم از مراحل تشرف به آيين مهر، شير نام دارد.» (عبداللهي، 1381: 550)
«در حماسة گيل‌گمش، شير هم‌چون دوره‌هاي متأخر اغلب نماد قدرت و شجاعت است، شكار شير و غلبه بر آن نشانة پهلواني و مردانگي است تا آن‌جا كه تن‌پوش اختصاصي گيل‌گمش از پوست شير است.» (عبداللهي، 1381: 548)
«در شاهنامه، در خوان اول شير با رخش درمي‌آويزد و به دست رخش كشته مي‌شود.
همي زدش برخاك تا پاره كرد ددي را بدان چاره بي‌چاره كرد
(فردوسي، 1363: 299)
در كليله و دمنه، در داستان زاغي و شكالي و گرگي، شير به شتري پناه مي‌دهد، اما به تحريك زاغ و شكال و گرگ، عاقبت شتر را از هم مي‌درد. شير در اين افسانه سلطاني است كه به تحريك اطرافيان به خيانت ياران رضا مي‌دهد.
شير در داستان شير و شتر پرهيزكار (وراويني، 1392: 566) داراي مناعت طبع و بلندنظري است.
در داستاني كه از مسعود غزنوي در تاريخ بيهقي (بيهقي،1392: 126) نقل شده، مسعود به شكار شير مي‌رود و با خشت به شير حمله مي‌كند. شير خود را كنار مي‌كشد. مسعود با دو دست، به سر و صورت شير مي‌كوبد و شير از پا در‌مي‌آيد. شير در اين داستان شكاري مغلوب است كه با وجود قدرت بسيارش در مقابل انسان از پا درمي‌آيد. در اين داستان نيز غلبه بر شير نشانة توان و نيروي پهلواني است.
«شير، در بسياري از ابيات مثنوي به كار رفته، اما همچون ساير حيوانات در هر داستاني سمبل خاصي است. شير، گاه سمبل عارفان، گاه تمثيلي براي شجاعت و زورمندي و گاه نيز تمثيل است براي زورمندان دنيوي. در (بيان توكل و ترك حمد گفتن نخجيران به شير) كه در دفتر اول آمده است شير نقش اساسي دارد… شير در اينجا نمايندة آن دسته عارفاني است كه سعي و تلاش را نفي‌كنندة توكل نمي‌داند.» (خيريه، 1385: 137)
در باورهاي عاميانه شير موجودي است خدايي، سلطان حيوانات اما «با آدم مؤمن كاري ندارد و گوشت او را نمي‌خورد.» (هدايت، 1312: 141)
در تعبير خواب شير آمده است:
«حضرت صادق (ع) فرمايد: “ديدن شير در خواب بر سه وجه است؛ اول: پادشاه. دوم: مردي دلير. سوم: دشمن قوي.”» (موسوي، 1384: 538)

3-13-1- شير در افسانه‌ها
«شير نماد خورشيد و تير است در فصل گرم.» (رضي، 1371: 55)
در اشعار فارسي شير مظهر شجاعت و نيرومندي و جوانمردي است، اما در افسانه‌ها گاهي نيرومندي شير با درنده‌خويي و بي‌رحمي آن همراه مي‌شود. در اين صورت چهره‌اي ضدقهرمان پيدا مي‌كند و معمولاً به دست قهرمان داستان نابود

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع افسانۀ، افسانه‌ها، شير، افسانه‌های Next Entries منابع تحقیق با موضوع بهرام چوبین، تاریخ بلعمی، مثنوی معنوی، اساطیر ایران