منابع تحقیق با موضوع کرامت انسان

دانلود پایان نامه ارشد

موارد و مجاري ان مانند بطن و فرج و زبان از جانب يمين و شمال اعتزال نمايي و در مطعم و مشرب و منکح و مقال و ساير مناهل آسايش و مداخل نکال پي سپر شرع انور بوده صراط مستقيم و طريق اعتدال پيمايي و همچنين تعديل قوت غضبيه از براي تسهيل باجتناب از تفريط جبن و افراط تهور صورت اجتلاب پذيرد و تکميل قوت عقليه از براي تحصيل ملکه حکمت بتجافي از تفريط بلاهت و افراط جربزه رنگ تلافي گيرد و بايد دانست که متصديان هدايت سبيل رشاد در مقام سقايت سلسبيل اقتصاد پايداري اين سه قوت را در حواق اوساط بمجانبت از کسالت تفريط و بطالت افراط زبده فضائل شمرده عدالت نام نهاده‌اند همچنانکه شح مطاع و دوستي دنيا و خودپسندي و پيروي هوا را عمده رذائل دانسته امهات هلکات قرارداده‌اند و چنانکه به پايمردي عفت و شجاعت و حکمت از منشعبات محدوده اضداد سته مذکوره کنار گرفته شاه راه عدالت توان پيموده بدست ياري هر کرم و زهد و بصيرت زنگار منشعبات غير محصوره اين چهار خصلت از رخسار امينه فطرت توان زدود پس هر آئينه جمع آن سه فضيلت جوامع فضائل را جامع باشد و قمع اين چهار رذيلت مجامع رذيل را قامع. و از اين سخن روشن شد که کرم قامع مطاع است و زهد رافع حب دنيا چنان که بصيرت هم ماحي خودپسندي است و هم قالع پيروي هوا.
فصل: علماي شرائع اسلام و فقهاي قواعد احکام جزاهم الله خير الجزاء من المومنين بما بذلوا جهدهم في تشييد العالم الدين مقاصد بخش باعمال و افعال مردم را از بخش دوم براي تيسير قضاي حق تعليم و تعلم بنيروي اعتبار از روي استبصار بر چها ر قسم تقسيم نموده‌اند و در مقام هدايت و ارشاد انام بصيقل تحرير و بيان هر قسمي از آن اقسام زنگ جهالت و ناداني از آينه روان پي سپران خاندان خلافت يزداني زدوده اند.
اول عبادات است و دوم عقود و سيم ايقاعات و چهارم احکام. بمقتضاي ترتيبي که منظور بوده در تهذيب و بتويب اقسام باعتبار کثرت و قلت اهتمام و وجه انحصار درين چهار بنابر گفتار ايشان چنان است که قصد مرعي در اقتفاي حکم شرعي ما اسانش عقبات و وصول نعيم مقيم دارالقرار. يا آريش دنياست و حصول بهبودي و فيروزي روزگار.
بخش نخستين عبادات است و بخش دوم يا محتاج بعبارتيست يامنيت دوم احکام و اول عقودست اگر عبادت يک کس کافي نباشد و ايقاعات اگر کافي است. ليکن تعدد متعاقدين گاه حقيقي و گاه حکمي است اما قسم عبادات مانند طهارت و صلوة و زکوة و خمس و صيام و اعتکاف و حج وعمره و جهاد و رباط و امر بمعروف و نهي از منکر و وظائف تجهيزات اموات و اما قسم عقود مانند بيع و شري و قرض ربوا و رهن و ضمان و کفالت و حوالت و تفليس و حجر و صلح و شرکت و قسمت و مضاربت و مواجرت و مساقات و مزارعت و وديعت و عاريت و وکالت و وصايت و وقف و سکني و رقبي و عمري و صدقات و هبات و سبق و مرامات ونکاح و قسم و نشوز و شقاق و متعلقات ولادت و نفقات و اما قسم ايقاعات مانند طلاق و خلع و مبارات و ظهار و ايلاء و لعان و عتق وتدبير و مکاتبت و استيلاد و اقرار و جعائل و ايمان و نذر و معاهدات و اما قسم احکام مانندمراسم صيد و ذباحت و اطعمه واشربه و غصب و شفعه و لقطه وضاله و احياء اموات و تقسيم فرائض و قضاء و شهادات و حدود و تعزيرات و قصاص و ديات و بر ضمير ناقد بصير پوشيده نيست که مدار تخصيص بعضي از مقاصد مفصله ببعضي از اقسام برمسامحه ايست مگر اينکه نکته پنهان از نظر خرده گيران منظور ايشان باشد و تغيير مقتضاي تقسيم و بيان.
فصل: چون اصول و ارکان نيک و بد خصال شمرده شد بر سبيل اجمالي در ضمن تقسيم علوم اخرويه ببخش مقصود بالذات و بخش مقصود از براي اعمال. اکنون بايد دانست که تحصيل بعضي ازين علوم واجب عيني است بر جميع مکلفان و بعضي ديگر واجب کفايي است از براي داه نمايي مردمان و کارکشاني ممکنان و دانستن مسنونات و مسنوبات در شمار منونات و مندوبات است. همچنانکه دانستن فرائض و واجبات از جمله فرائض و واجبات است. چه متعلقات صحت و فساد طاعات و عبادات و چه متعلقات حلال و حرام مکاسب و معاملات. و بايد که متصدي تفقه و تعلم رعايت ترتيب نمايد و بعد از تصحيح عقايد از اهم به مهم گرايد و مادام که از تکميل بصيرت در وظائف اداي عينيات نپردازد دست ارادت بکفايت مهم کفائيات نيازد. و آنچه را به هيچ يک از اين دو صفت موصوف نشمارد. در وراي پرده اختفا نگذاشته موقوف دارد جاهل اصول مسائل وضو يا نماز را که اقامت آن شبانه روزي پنج نوبت ناچار است با متبع دلائل فروع نادر الوقوع ايلاء يا ظهار چه رجوع و چه کارست تهي دست بي قسمت از نقود و اجناس جهان که لباسي حر بافته مسکنت و افلاس نپوشد. در تجسس شناختن مقادير و نصب اجناس تسعه و تلبّس بلباس جدا ساختن ابن لبون از حقه و جذعه چه کوشد. چنين کس را از هوس تتبع تبيع و بنت مخاض چه شرکت و چه قسمت و با تحقيق مسائل شرکت و قراض چه مجانست و چه نسبت. سيّما در صورت انقباض و اجتناب از تعرض فنون گوناگون تجارت و اکتساب بيگانه شرائع دين و شعائر ايمان را با تدبر در برکات زمين و تفکر در حرکات آسمان چه آشنايي و روسياه گردنکشي از اقتضاي سيئه شريعت را از اهتداء بچگونگي تاثيرات نجوم زهراء و تخوم عنبرا بفرمان آفريننده طبقات خضراء چه روشنايي در خبر است از روشني بخش مغارب و مشارق امام جعفر صادق عليه السلام که نشانه کذاب آن است که از آسمان و زمين و مشرق و مغرب خبر بتو رساند و هرگاه از او مسائل حلال و حرام که خداي عزوجل مقرر فرموده سوال کني چيزي نزد او نباشد و از گفتن جواب عاجز ماند.

گفتار دوم: مکارم و فضائل
از جمله اصول و امهات مکارم ومنجيات صبرست بلکه صبر سرآمد اسباب رستگاري است و معناي صبر حبس نفس بر دشواري و پا افشردن در راه پرستاري و خوشنودي باري است و ضد آن حزع و بيقراري است و متابعت هوي و مشايعت کامکاري. پس سيصد درجه داري اگر همگام رسيدن مصيبت دل را از بيقراري و زبان را از شکايت و ساير اعضاء را حرکات ناهنجار بازداشته هيچ گونه اضطراب نکني و ششصد درجه هرگاه بر طاعتي ايستادگي کني و پا افشاري و نهصد درجه بهنگام رو نمودن معصيتي که در اجتناب و عدم ارتکاب آن استوار باشي و حق صبر کن آري در حديث نبوي وارد است که فاصله ما بين درجات نخستين باندازه فاصله ايست که ما بين آسمان و زمين است و مابين درجات دومين مانند فاصله مابين طبقات زمين تا عرش برين است و از طبقات زمين تا منتهاي عرش برين اندازه فاصله ما بين درجات سيمين است. و بايد دانست که نسبت صبر با ايمان نسبت سرست ببدن و همچنانکه بدن بدون سر زندگاني نتواند، ايمان بدون صبر قرار نگيرد و استوار نماند. مصدق اين کلام حديث حضرت صادق عليه السلام: الصبر مت الايمان بمنزلة الراس من الجسد فإذا ذهب الراس ذهب الجسد کذالک اذا ذهب الصبر ذهب الايمان180.
فصل: سرّ سرکردگي صبر نسبت به ساير جنود ايمان آنست که موسس بسياري از دعائم و ارکان است مثلا فضيلت عفت که عمده ارکان عدالت شمرده شده بدون اصطبار از مقام استواري و استقرار برکنار است چه در تحقق عفت نظر بجميع مظاهر و مجاري آن سيّما بطن و فرج و زبان از استعمال صبر ناگزير و ناچار است و همچنين فضيلت شجاعت عبارت است از اينکه بر مقامات صولت دشمنان در معرکه کارزار بقوت مبارزت اصطبار پا فشاري که اگر در آن هنگام بدستياري و مددکاري صبر دل قوي نداري هر آئينه روي بسوي فرار و هزيمت آري و همچنين سراوت سخاوت که عبارتست از صرف مال دنيا در مثمرات نيک نامي و موجبات کامکاري آن نيز شقائق حدائق دل قوي داشتنست بر صعوبت قمع دواعي بخل و قلع اسباب حرص در نظر محرمان خطيره استواري مانند طول امل و خوف فقر و قلت توکل و حب شهوات و خواهش مالداري و همچنين نهد روي دل از خواهش فضول دنيا گردانيدن اشت و از تعب طلب ارميدن و بعبارة اخري بقدر کفايت و بلاغ خرسندي داشته بهمان معاش گذرانيدن است و بود و نبود زوائد را يکسان ديدن و شبهه در اين معني نيست که بر فقدان فضول اندهگين بودن و با وجدان آن دست ببطر بقضاي و طراز مشتهيات الودن که از منافي زهدست از قرائن و دلائل بي صبري است و برين قياس فضائل ديگر از منجيات و موجبات رستگاري مانند استعمال حلم و برباري و کظم غيظ در هنگام اراده انتقام و در آزاري بسبب لهب آتش غضب و سوگواري بايدکه همه را از نتائج و آثار اصطبار شماري و همين است سبب اينکه تنزيل کريم صبر را بيش از ساير اخلاق ستوده وصبر کنندگان را وعده اجر عظيم نموده از جمله آيات کتاب که نازل است در اين باب إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ181 و از آن جمله وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ182 و از آن جمله أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ183 راهي که بارمگاه صبر رساند و ملازمت و مزاملت آن را در کافه در مورد و مصارد آسان گرداند افزودن باعث دين است و کاستن باعث هوي است که اين چندانکه باعث دين قوت يابد و افزائش پذيرد. باعث هش روي بکاهش نهد تا رفته رفته رخسار اصطبار زيور آرائش گيرد و آنچه درين باب مددکارست تذکر و استبصار قلّت شدّت و آزادست چه باعتبار زمان و چه باعتبار مقدار. و همچنين تفکر واستوار آنچه در ستائش صبر وارد شده در تصاريف آيات و تضاعيف اخبار از فضائل بي شمار با وجود استحقاق اجر جزيل و ثواب بسيار و همچنين تدبر در عوامل ناصبوري و وخامت ندامت از آن و تامل در حسن عاقبت و نيکنامي صبر کنندگان در دو جهان. و انديشه کردن اين معني که آنچه که فوت شده بسوزش جزع و شورش هلع بازپس نخواهد آمد و برنخواهد گرديده و عوضي را آماده گشته وخواهد رسيد تر کميت و کيفيت با آن نتوان سنجيد با آنکه اثري ترتب نخواهد يافت بر بيقراري و اضطراب مگر تضييع عمر و احباط اجر و ابطال ثواب و بعد از خوض در مراتب اين گفتار بنيروي وايافتگي و اعتبار هرگاه از روي تيقظ و بيداري ازين مقام يک گام آنسوتر گذاري يقين داني و شک نياري که هر مصيبتي از مصيبتهاي روزگار نعمتي است بزرگ مقدار از نعمتها بي شمار و هر محنتي از محنتهاي اين ديار محنتي است پايدار از محنتهاي پروردگار حالي سريع الزوال را که در نظر وهم و خيال ملائم امال مينمود. و همواره مترقب زمان اعتزال و مترصّد آوان ارتحال مي‌بود بر تقديري محال که تا مجال انتقال از زندگاني اين سراي نابودي قدم مرافقت مي‌فرسود و بر بستر موافقت ميغنوده بالوان نعمتهاي پرداخته از آفت ملال و مخافت زوال ابدال نموده. و از روي نوازش و افضال اجر بيرون از اندازه دريافت عقل و خيال بر کفاره نکال اقوال و افعال افزوده.
فصل: و از جمله اموري که گواره کننده تجرع صبر بر مصائب جهان است دانستن اينکه نزول بلا دليل قوت ايمان و علامت کرامت انسان است. همچنانکه عدم ابتلا حجت حذف ايمان هوان ماودان است. حديث إِنَّمَا الْمُؤْمِنُ بِمَنْزِلَةِ كِفَّةِ الْمِيزَانِ كُلَّمَا زِيدَ فِي إِيمَانِهِ زِيدَ فِي بَلَائِهِ184 واردست درين معني. و خبر لَوْ يَعْلَمُ الْمُؤْمِنُ مَا لَهُ مِنَ الْأَجْرِ فِي الْمَصَائِبِ لَتَمَنَّى أَنَّهُ قُرِّضَ بِالْمَقَارِيضِ185 شاهدست بر صدق اين دعوي و روايت أَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً النَّبِيُّونَ ثُمَّ الْوَصِيُّونَ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ186 مشهور است. و أَنَّ الْبَلَاءَ أَسْرَعُ إِلَى الْمُؤْمِنِ التَّقِيِّ مِنَ الْمَطَرِ إِلَى قَرَارِ الْأَرْضِ187 در ذيل همين روايت مذکور است حاصل که از تضاعيف اخبار نمودار و هويداست که ابتلا باندازه کرامت و اصطفاست و معاف بودن از مقاسات رنج و بلا از علامات بدبختي و شقاست. در خبر معتبر واردست که پيغمبر صلي الله عليه و آله را بخودرن طعامي دعوت کردند آنحضرت در خانه ميزبان مرغي را ديد که بر بالاي ديوار تخم نهاده و آن تخم بدون استقرار از آن ديوار افتاد و در افتادن بر روي ميخي قرار گرفت که در عرض ديوار منصوب بود. آن حضرت از نشکستن و ماندن تخم بر روي ميخ تعجب نمود. پس ميزبان از تعجب آن حضرت بشگفت آمد وگفت آيا ترا از تباه نگشتن اين بيضه شگفت افتاده؟ بخدايي که ترا بحق فرستاده که هرگز هيچ گونه آسيبي به من نرسيده ونقصاني رو ننهاده پس آنحضرت را از اطلاع برآن حالت

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره آسیب پذیری، سرمایه اجتماعی، دارایی ها Next Entries منابع تحقیق درباره آسیب پذیری، محصولات کشاورزی، زیست محیطی