منابع تحقیق با موضوع کتاب مقدس، منابع محدود، قرن نوزدهم

دانلود پایان نامه ارشد

ميدهند.405

فصل دوم : مباني و ماهيت اقتصادي مسيحي406
در اين فصل به برسي مباني و ماهيت اقتصاد مسيحي مي پردازيم ، در ابتدا با ديدگاه کتاب مقدس در‌باره فقر و مالکيت شروع کرده و در ادامه به‌بررسي نظرات انديشمندان اقتصادي مسيحي در باره ثروت و
مالکيت،کار،فقر و عدالت پرداخته ودر انتها به بررسي ماهيت اقتصاد مسيحي مي پردازيم.
1-2)مباني اقتصاد مسيحي
1-1-2) ديدگاه کتاب مقدس درباره ثروت و مالكيت
در اناجيل هم‌نوا407، داستان مرد ثروتمندي را ميبينيم كه ميخواست پيرو عيسي شود. او همه‌‌ي دستورها را مراعات كرد و متحير ماند كه چه كار ديگري بايد انجام دهد. عيسي به او گفت همه‌ي دارايي خود را بفروشد و به فقرا دهد و به دنبال او رود. در اينجا او نپذيرفت و دور شد. ناتواني يا نخواستن او در اجراي خواسته‌ي عيسي، الهام بخش اين سخن عيسي شد408 كه “گذشتن شتر از سوراخ سوزن، آسانتر از ورود شخص ثروتمند به سلطنت خداست”409. معاني مختلفي درباره اين جمله ارائه شده است. اگر وفاداري به شريعت خدا مقيد به عدالت، مشاركت و تعلق خاطر به فقرا باشد كه عهد قديم شاهد اين مدعاست پس به نظر ميآيد كه منظور عيسي اين است كه داشتن ثروت زياد و مؤمن بودن به خدا اساساً ناممكن است. معناي لغوي و ظاهري اين سخنان چنين است که ثروتمند بودن خطرناك است و انسان را از سلطنت خدا دور ميكند. اما به معناي استعاري ميتوان گفت كه عيسي از اين مرد جوان خواست كه خود را از دلبستگي به ثروت رها كند؛ يعني ميتوان ثروتمند بود، اما دلبستگي به ثروت نداشت. 410
مسيح آشكارا نگران بود و بر خطر معنوي ثروتهاي مادي تأكيد ميكرد در انجيل لوقا، پيام مسيح مبني بر خلاف مصلحت بودن ترجيح مالكيتهاي مادي بر ساير مالكيتها، كاملاً روشن است: 411 “زنهار ازطمع بپرهيزيد؛ زيرا اگر چه اموال كسي زياد باشد، حيات او از اموالش نيست.” 412
مردم نبايد نگران مالكيتهاي مادي براي ايمني شان باشند، زيرا خدايي كه نياز انسان را ميداند آنها را ارائه کرده است: 413 “جان از خوراك و بدن از پوشاك بهتر است” .
“زيرا كه امتهاي جهان همه اين چيزها را ميطلبند ليكن پدر شما ميداند كه به اين چيزها احتياج داريد.” 414 آموزه مشيت الهي مهم‌ترين بخش اين پيام مسيح است. ايمان به خدا بايد در درجه‌ي اول قرار گيرد. انباشت كالا به خاطر كالا يا در حقيقت ماديگري به وضوح محكوم شده است: 415 “هيچ خادم نميتواند دو آقا را خدمت كند؛ زيرا يا از يكي نفرت ميكند و با ديگري محبت يا با يكي مي پيوندد و ديگري را حقير ميشمارد. خدا و مامونا416 را نميتوانيد خدمت نماييد.” 417 بايد توجه كنيم كه نه كالاهاي مادي و نه ثروتمند براي مالكيت و استفاده از ثروتش رد شده است، بلكه تمركز حواس بر ثروت مادي است كه نادُرست تلقي شده است؛ به‌ويژه اگر توجه انسان را از پرستش خدا منحرف كند. 418

1-1-1-2) فقر و ثروت در كتاب مقدس
فصل ششم از انجيل لوقا، گزارشي از تعاليم مسيح در‌باره‌ي مقام فقرا و ثروتمندان در نظر خداوند ارائه ميدهد:” خوشا به حال شما فقيران به خاطر اين كه در ملکوت419 خدا هستيد، خوشا به حال شما كه گرسنهايد، براي اين كه خوشنود خواهيد بود اما اندوه بر شما كه ثروتمند هستيد، براي اين كه شما راحتيتان را به‌دست آوردهايد”420.
يك موضوع در لوقا، تعهد ثروتمندان به فقرا است. همچنان كه در داستان جزامي بيان شده است. فقيري جزامي بود كه بعد از مرگش به بهشت ميرود. همسايه‌ي ثروتمند كه جزامي را فراموش كرده بود، به دليل اينكه در مدت زندگياش درباره‌ي فرد فقير كوتاهي كرده بود به جهنم ميرود. الهيدانان مسيحي از اولين روزهاي كليسا در مورد جايگاه ثروتمند و فقير به بحث پرداختهاند. در فصل‌هاي اوليه لوقا، فقر وضعيتي توصيف شده است كه توجه و حمايت ويژه‌اي را از جانب خدا به‌دنبال دارد. سنت مسيحي پارسايي (زهد) مستقيماً از انجيل‌ها و رساله‌ي يعقوب سرچشمه گرفته است. در مقابل يهوديان هيچ ارزشي در فقر نميبينند و بلكه آن را بدبختي ميدانند كه بايد از آن پرهيز شود.421 در رساله‌ي يعقوب ميان فقر و گرفتاري انسان در زمين و پاداش در بهشت تناظري وجود دارد. 422
بيانيه‌ي آكسفورد با اشاره به اين كه فقر غيرارادي در همه‌ي مظاهر و صورتهايش، نتيجه‌ي هبوط آدم و پيامدهاي آن است423، توجه و نگراني خدا درباره‌ي فقرا را چنين بيان ميكند:
“مسلم ميدانيم كه خداي كتاب مقدس كسي است كه از روي رحمت محبت را براي همه گسترانيده است. در عين حال معتقديم هنگامي كه فقرا تحت ستم قرار ميگيرند خداوند مستمندان را محافظت ميكند. 424 به کرّات هر بخشي از كتاب مقدس، نگراني خدا را نسبت به عدالت در مورد فقرا بيان ميكند. اطاعت خالصانه مستلزم سهيم شدن ما در نگراني خداوند و عمل در جهت آن است. هركه بر فقير ظلم كند، آفريننده خود را حقير ميشمرد و هركه بر مسكين ترحم كند او را تمجيد مينمايد. 425 در حقيقت فقط در هنگامي كه ما چنين بيعدالتيهايي را اصلاح ميكنيم، خداوند پيمان بسته است426 كه دعاها و عبادتهايمان را اجابت خواهد فرمود.” 427 بيانيه‌ي آكسفورد كوتاهي درباره‌ي فقرا را غالباً ناشي از حرص ميداند. جستجوي و بي‌مبالاتي همراه با وسواس كالاهاي مادي يكي از ويرانگرترين بتپرستيها در تاريخ بشريت است (افسسيان 5: 5). طمع توجه افراد را وظايفشان در برابر خدا منحرف ميكند و روابط فردي و اجتماعي را از بين ميبرد. 428

2-1-1-2) برخي نكات پيرامون فقر و ثروت در كتاب مقدس
رودني ويلسون نكاتي در رابطه با توزيع درآمد وفقر از منظر كتاب مقدس بيان كرده است كه ذكر آنها مفيد است:
1. اقتصاددانان خاطر نشان ميكنند كه مسائل مرتبط با توزيع ثروت درآموزههاي مسيح بيان نشده است و در عهد جديد درباره اين موضوعات، تجويزي نيست. هيچ طرحي براي توزيع بهينه كالاهاي مادي در جامعه‌ي دنيوي وجود ندارد، عمدتاً به اين دليل كه رفاه مادي نسبت به عمل مذهبي، اهميت ثانوي دارد. مفهوم اقتصادي تخصيص منابع محدود در عهد جديد دراولويت قرار ندارند. لكن اين تعهد وجود دارد كه بايد نيازهاي اوليه انساني هر شخص تأمين شود و وظيفه‌ي همه مسيحيان به‌ويژه ثروتمندان است تا تضمين كنند كه اين اتفاق بيفتد. 429
2. تعاليم اناجيل، به جاي حكومتها افراد را مورد خطاب قرار ميدهد. تعهدات اجتماعي و اقتصادي افراد بيان شده است، اما راهکارهايي مانند برآورده شدن نيازهاي انساني پايه، توسط آنها،تصريح نشده است از آنجايي كه فرض شده‌است تعاليم اعتبار مطلق داشته باشندف اين امر شگفتآور نيست؛ زيرا به طور قطع شرايط اقتصادي بين كشورها و درطي زمان متفاوت است. سوسياليستهاي مسيحي ممكن است استدلال كنند كه حداقل دستمزد ضروري است تا تأمين نيازهاي پايه را تضمين كند. ممكن است مسيحيان در جناح سياسي راست نيز نگران تأمين نيازهاي اساسي همه باشند، اما ممكن است اظهار كنند كه دستمزدهاي حداقل جلوي ايجاد اشتغال را ميگيرد. 430
3. اختلافات مشابهي ممكن است بر روشهاي توزيع مجدد درآمد مانند ماليات تصاعدي اتفاق افتد. عهد جديد در برابري مادي تأكيد نميكند، در حالي كه دغدغه‌ي بسيار زيادي درباره‌ي برابري همه‌ي مؤمنان در نظر خدا دارد431.
4- اناجيل در مخاطب ساختن جهاني كه در آن فقر و نابرابري وجود دارد، واقع بين هستند‌؛ همچنان‌كه اين مسائل در سراسر تاريخ بشر وجود داشتهاند. 432
5- ماليات تصاعدي ممكن است ابزار مناسبي براي تضمين تأمين نيازهاي اساسي فقرا باشد و سوسياليست‌هاي مسيحي يقيناً از حكومتهاي سكولاري حمايت ميكنند كه چنين سياستهايي را انتخاب كنند. در مقابل، مسيحياني كه مدافع راه حلهاي مبتني بر بازار هستند مانند دموكرات مسيحي، ممكن است استدلال كنند كه نيازهاي اساسي فقرا از طريق اقداماتي كه ايجاد ثروت را تشويق ميكند، بهتر تأمين ميشود. بخشش اختياري ممكن است از طريق خلق ثروت تسهيل شود در حالي كه دولت سكولار ممكن است با توزيع مجدد اجباري به سرمايهگذاري خصوصي و انباشت سرمايه آسيب برساند و اعمال خير خواهانه‌ي فردي را تحليل ببرد. 433
6. بخشش نبايد به فقر اهدا كننده منجر شود؛ همچنان كه هيچ امتيازي در فقر فينفسه وجود ندارد، كمك‌هاي خيريه بايد با نظر پولس قديس مطابق باشد434: ” زيرا هر گاه دلگرمي باشد، مقبول ميافتد. به‌حسب آنچه كسي دارد نه به‌حسب آنچه ندارد و نه اين كه ديگران را راحت و شما را زحمت باشد، بلكه به طريق مساوات تا در حال زيادتي شما براي كمي ايشان به‌کار آيد و تا زيادتي ايشان به جهت كمي شما باشد و مساوات بشود”435.
7. پيام مسيحيت اين است كه آنها كه بر منابع مادي مسلط هستند نسبت به آنها كه كمتر برخوردارند مسئوليتهايي دارند، اما به اين معنا نيست كه آنها بايد آن منابع را به نفع برابري مادي واگذار كنند. تأكيد بر تعهدات جامعه و استفاده مشارکتي از منابع است، اما نه ضرورتاً بر مالكيت عمومي يا جمعي. 436

3-1-1-2) دو موضع درباره‌ي فقر
مسيحيت آمريكا در سدههاي نوزدهم و بيستم، دو موضع اساساً متفاوت درباره‌ي فقر پيش گرفت: انجيل اجتماعي و انجيل ثروت؛يكي مسئوليت جمعي را ميستود و ديگري طرفدار خودياري بود و هر دو، خود را مبتني بر تفسير كتاب مقدس ميدانستند. 437
اول. انجيل اجتماعي
انجيل اجتماعي كه نظريهاي مربوط به تعاليم والتر رايشنباخ 438 (1861-1918) بود، توجيهي الهياتي براي مسئوليت جمعي نسبت به فقرا مطرح ميكرد. رايشنباخ در مجموعهاي از كتب و مقالات اظهار ميدارد كه سرمايهداري و اصالت فرد وجدان مسيحي را افسرده كرده است. فقر آن طور كه بعضيها اظهار ميدارند نوعي بلاي الهي نيست، بلكه نتيجه استثمار انساني است. به قول رايشنباخ ، فقيران قربانياني هستند كه مسيحيان متعهد به مراقبت و حمايت از آنانند. او معتقد بود كه كليسا وسيله گسترش سلطنت خدا بر زمين است. او سلطنت خدا را اساساً مرتبط با عدالت اجتماعي تصور ميكرد. او صرف پيشرفتهاي ظاهري را كافي نميدانست، بلكه معتقد بود كه تعلق خاطر جمعي و اجتماعي نيز به تجديد حيات شخصي وابسته است . مسيحي واقعي كسي است كه به نجات شخص و نيز به تغيير ساختارهاي اجتماعي مردم ستمديده تعلق خاطر داشته باشد. فهم انجيل اجتماعي از مسيحيت اساساً فهم جمعي بود؛ يعني اميد داشت كه از كليساها و نظام سياسي براي تحقق اين ديدگاه (با انديشههاي اقتصادي آن) در كل جامعه استفاده كند و سلطنت خدا را بر زمين به وجود آورد439
دوم. انجيل ثروت
بسياري از مسيحيان رأي كاملاً متفاوتي درباره واكنش به فقر داشتند. آنان با اعتقاد به نجات فردي يان مي‌کردند كه انسان نميتواند نظامهاي اجتماعي را تغيير دهد، اما در عوض ميتواند براي تحول قلوب انسان‌ها تلاش كند. انجيل ثروت همچنين منعكس كننده بعضي از نظريه‌هاي رايج ديگر در قرن نوزدهم بود، هر چند كه ضرورت نجات فردي از اعتقادات اساسي آن بود، نظريه‌ي تقدير آن طور كه بعضي از كليساها آن را پذيرفته بودند، آنان را به اين اعتقاد كشاند كه خدا فقط به برگزيدگان علاقهمند است و فقر نشانهاي است بر اين كه يك شخص با يك خانواده جزء اقليت منتخب خدا نيست.
اثر چارلز داروين درباره‌ي نظريه تكامل ، بسياري از مردم را به اينجا كشاند كه به فقيران به مثابه‌ي افرادي كه اخلاقاً نالايقاند بنگرند؛ موضعي كه به داروين انديشي اجتماعي معروف شد. جامعه شناسان فقر را با جرم مرتبط ميكنند؛ با همان اهميتي كه بعضي از اعضاي كليسا آن را با گناه پيوند ميدهند. بعضي از مسيحيان فقر را بلايي الهي يا مجازات گناه ميدانستند. اگر فقر بلايي الهي باشد. به اراده خدا است و تلاش براي رفع آن در حكم مخالفت با اراده خداست. اين مسيحيان سخن عيسي را كه” فقر را هميشه نزد خود داريد.” (متي. 26: 11) دستوري براي حفظ نظام‌هاي فقر تلقي ميكردند، در حالي كه فقيران را ترغيب ميكردند كه به خود تحرك ببخشند. بعضي از واعظان مسيحي، غنا و دارايي را نشانه توجه خدا ميدانستند و سلطنت خدا را سلطنت ثروت تلقي ميكردند؛ يعني جايي كه مصلحت اخلاقي، جمعآوري ثروت را مجاز ميشمارد. مسيحيان ثروتمند، ثروت زياد خود را تشابه تأييد با مشيت الهي مي‌دانستند. 440
ملاحظه مي‌كنيم كه ديدگاههاي مالي چپ گرا (جمعي) و راست

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع قرن نوزدهم، اصول موضوعه Next Entries منابع تحقیق با موضوع صاحب نظران، کتاب مقدس