منابع تحقیق با موضوع پوشش گیاهی، ساختار اجتماعی، مواد معدنی

دانلود پایان نامه ارشد

ه …………………………………………………… 87
شکل 4-16- میانگین حضور عوامل رویشی سطح مقطع برابر سینه در دو تودهی مورد مطالعه ………………………….. 88

فصل اول
مقدمه و کلیات

1-1- مقدمه
جنگل‌ها به عنوان یکی از غنیترین عرصههای طبیعی، دربردارندهي حدود 65 درصد گونههای خشکیزی هستند (پیله ور و همکاران، 1389) و بیشترین تنوع گونهای را برای گروههای تاکزونومیک متعددی مانند پرندگان، بیمهرگان و میکروبها فراهم میکنند (ليندن ماير1 و همكاران، 2006). در حال حاضر 46 درصد از جنگلهای دنیا به کاربریهاي ديگر تبدیل شدهاند، فقط 22 درصد از جنگلهای اولیه یا 40 درصد از جنگلهای باقیمانده در سطح دنیا به صورت دستنخورده باقی ماندهاند (برايانت2 و همكاران، 1997). حفاظت از این گنجینهی ارزشمند با توجه به تنگناهای اجرایی و محدودیت امکانات نیازمند برنامهریزی براساس اولویت حفاظتی پوششهای گیاهی مختلف میباشد. ايران با دارا بودن مساحتي بالغ بر12 ميليون هكتار جنگل، يكي از كشورهاي فقير از لحاظ پوشش جنگلي است كه سهم زاگرس از اين منابع جنگلي حدود 5 ميليون هكتار ميباشد كه بيش از 40 درصد جنگلهاي كشور را به خود اختصاص داده است (صالحی3، 2009).
جنگلهاي زاگرس از آذربايجان غربی (شهرستان پيرانشهر) تا فارس (حوالی فيروزآباد) در نواری به پهنای 7 درجة عرض جغرافيايي و 5/7 درجة طول جغرافيايي، با قدمتی 5 هزار ساله استقرار يافتهاند (یوسفی و همکاران، 1381). جنگلهايي که گسترة آن 10 استان کشور را در امتداد رشتهکوههای زاگرس (جهت شمال غرب به جنوب شرق) با طول متوسط 1300 كيلومتر و عرض متوسط 200 كيلومتر درنورديده است.
جنگلهای زاگرس در استانهای آذربايجان غربي، كردستان، كرمانشاه، لرستان، ايلام، فارس، خوزستان، اصفهان، چهارمحال بختياري و كهگيلويه و بويراحمد پراکنده شدهاند که در اين ميان، کمترين سهم از پوشش جنگلی زاگرس با 5/4 درصد، متعلق به استانهای خوزستان و آذربايجان غربي بوده (يعنی تنها 5/4 درصد از مساحت استانهای مزبور را جنگل پوشانده است) و بالاترين سهم آن به استان كهگيلويه و بويراحمد (57 درصد) تعلق دارد (فتاحي، 1373).
جنگلهای زاگرس از دیرباز در معرض آسیبهای فراوان بودهاند. آسیبهایی که موجب محو جنگل در قسمتهایی از آن و باعث سیر قهقرایی در قسمتهای دیگر گردیده است. فضای بازی که هم اکنون در این جنگلها مشاهده میشود تنها منبعث از خشکی نیست و آسیبهای وارده به این جنگلها در طول قرنهای متمادی نیز سهمی در این تنکی جنگلها دارد.
جنگلهای زاگرس از نظر حفاظت آب و خاك، تنوّع زيستي و ارزشهای پناهگاهی از اهميت انکار نشدنی برخوردار هستند. وجود گونههای متنوع گیاهی و جانوری، این منطقه را از سایر مناطق متمایز ساخته و توجه اکثر محققین علوم زیستی را به خود معطوف داشته است. شاخص تنوع گونهاي، از شاخصهاي مهم تنوعزيستي است كه در ارزيابي زيستگاهها از آن استفاده ميشود و مقدار آن به ثبات محيطزيست آن بستگي دارد. از آنجا كه اين ثبات در اجتماعات و اكوسيستمهاي مختلف متفاوت است، وضعيت تنوع گونهاي نيز در اين مناطق دستخوش تغييرات محيطي ميشود. بههمين دليل محاسبةتنوع گونهاي اهميت زيادي در ارزيابي عملكرد و دخالت انسان در سيستمهاي طبيعي دارد. در واقع، هر سيستم زماني پايدار است كه گونههاي تشكيلدهندهی آن در طي زمان حفظ شوند و نيز جمعيت افراد تشكيلدهندهی آن دچار نوسانات زياد نشود (اردکانی، 1385). حفاظت بهعنوان عاملي مهم، نقشي تعيينكننده در غنا و تنوعزيستي گياهي دارد. رویشگاهی که تنوعزیستی بیشتري داشته باشد، پایداري اکولوژیکی و حاصلخیزي بیشتري را خواهد داشت و یک اکوسیستم پایدار خواهد بود (اسمیت4، 1996).
با توجه به جايگاه ويژهی جنگلهاي زاگرس در پهنهی رويشي ايران و اهميت حفظ و مدیریت تنوعزيستي آن به عنوان يكي از مهمترين و برجستهترين سيماهاي طبيعي ايران، احیاء جنگلهای زاگرس امری لازم و ضروری است ولی احیاء جنگلها با توجه به ساختار اجتماعی اقتصادی جامعه جنگل نشین غرب کشور که تنها به دامداری و کشاورزی وابسته است امری مشکل و در بسیاری موارد غیر ممکن شده است.
در ایران بیشترین تعداد گونههای بلوط در رشته کوه زاگرس پراکنده شدهاند و فراوانترین آنها گونه بلوط غرب (بلوط ایرانی) است که وجه تسمیه جنگلهای بلوط غرب به همین خاطر است (حسینی و همکاران، 1387).
گونهي بلوط ایرانی از شمال غربی تا جنوب شرقی سلسله جبال زاگرس در تمام جهات و ارتفاعات و بر روی انواع خاکها گسترش دارد (فتاحی، 1387). بهرغم مقاومت زیاد آن در برابر عوامل مخرب بيشتر از ساير گونهها مورد تخريب قرار گرفته و فرم تودههاي آن از دانهزاد به شاخهزاد تبديل شده است (يوسفي و همكاران، 1381). نظر به اهميت و جايگاه اين جنگلها از نظر گونههاي گياهي و جانوري، ذخاير ژنتيكي، مراتع زيراشكوب و مسائل اقتصادي و اجتماعي و غيره، براي دستيابي به توسعهی پايدار و حفاظت از این اكوسيستمهاي طبيعي و تنوع زيستي آنها لازم است مطالعات كارآمد در اين راستا در جهت شناخت ساختار جنگلها و عوامل موثر بر آنها صورت پذيرد. به دلیل درجات مختلفی از تخریب یا دستخوردگی در تودههای جنگلی بلوط ایرانی، این تودهها از لحاظ ساختار جنگل نیز وضعیت متفاوتی دارند. تخريب میتواند به عنوان کاهش سود رسانی جنگل یا کاهش کیفیت جنگل، یا به عنوان وضعیتی که جنگل قادر نباشد نقشهای خود را به خوبی انجام دهد تعریف شود (هيتيمانا5 و همكاران، 2004). پايش تغييرات تخریب جنگل به صورت کمی امری مشکل و پیچیده است و اغلب آن را به طور غیرمستقیم و با توجه به تأثیراتی که روی اکوسیستم میگذارد همانند تغییر ترکیب گیاهی، تنوع گونهای، حاصلخیزی خاک و خصوصیات زادآوری و به طور کلی ساختار جنگل مورد مطالعه قرار میدهند (هيتيمانا و همکاران، 2004).
توصیف کمی ساختار جنگل میتواند به عنوان قابل استفادهترین ابزار در مدیریت پیشرفته جنگل در نظر گرفته شود. ساختار جنگل منبع مناسبی از اطلاعات مختلف برای استفاده مدیران جنگل فراهم آورد (کینت و همکاران6، 2000). مدیر این امکان را مییابد که قبل از دخالت در توده، شناخت مناسبی از آن داشته باشد و با اطمینان بیشتری دخالت در توده را انجام دهد، به طوری که روند مدیریت در جهت بهبود وضعیت کمی و کیفی توده پیش برود (آقاخانی و متاجی، 1388). هنگامی که از ساختار پوشش گیاهی صحبت میشود، چگونگی پراکنش و اسقرار گیاهان تشکیلدهندهی آن را نسبت به یکدیگر مد نظر داریم، بیتردید با چنین دیدی به تمیز و تشخیص ساختار عمودی یا اشکوببندی و ساختار افقی هدایت میشویم (عطری، 1376). در مجموع شناخت ساختار جنگل و پيچيدگيهاي آن از موارد مهم و ضروري در مديريت منابع جنگلي ميباشد (اميري و همكاران، 1387). بر اساس تعریف مهاجر(1385)، ساختار در حقیقت ساختمان (عمودی- افقی) و ترکیب و تنوع تودههای جنگلی را مشخص میکند. توده جنگلی یا به طور کلی جنگل همانند یک ساختمان دارای اشکال متفاوتی در مقاطع مختلف (طولی- افقی) میباشد. برای شناخت، مطالعه و برنامهریزی دقیق تودههای جنگلی میباید خصوصیات و مشخصات آنها را از مقاطع مختلف بررسی کرد. مديريت يك جنگل با كنترل ساختار افقی توده (سن، اندازه تراكم) و ساختار عمودی جنگل (اندازه و نظم مكاني درختان) قابل اجرا ميباشد زيرا مفهوم ساختار جنگل نسبت به تركيب گونهاي داراي اهميت بيشتري است (اسميت7، 1986). تعيين ساختار و تركيب هر توده با خصوصيات جنگلشناسي كه شامل: آميختگي، سن، ساختار عمودي، ساختار افقي، وجود يا عدم وجود روزنه، تاج پوشش، انبوهي، وجود يا عدم وجود زادآوري يا زيراشكوب درختي و درختچه‌اي است، ميتواند ما را در دستيابي به يك مديريت مناسب و فراگير ياري نمايد (صالحي شانجاني و ثاقب طالبي8،2004). سطح مقطع برابر سینه، پارامتر بسیار مفیدی برای به کمیت درآوردن ساختار تودههای جنگلی است (مهدیانی و همکاران، 1391). از نظر سنی دو ساختار عمدهی همسال و ناهمسال وجود دارد. در ساختار همسال توده جنگلی درختان از نظر ارتفاعی موقعیت نسبتاً پایداری دارند و از نظر دامنه پراکنش قطری محدود میباشند. در یک توده همسال پراکنش اغلب درختان نزدیک به میانگین قطری بوده و با دور شدن از میانگین تعداد در قطرهای بالاتر و پایینتر کاهش مییابد. توزیع قطری تودههای همسال از قوانین خاصی پیروی مینماید و غالباً به صورت یک توزیع چوله شده تقریباً نرمال است (فلاح،1379). در یک تودهی ناهمسال، درختان دارای سنین مختلف و اندازههای متفاوت از نونهال تا درختان کهنسال میباشند. در جنگل ناهمسال درختان از نظر ارتفاعی در اشکوبهای مختلف دیده میشوند. در نتیجه اگر پروفیلی از مقطع عمودی جنگل تهیه گردد، نامنظم به نظر میرسد. اغلب گونههای بردبار به سایه تمایل به تشکیل تودههای ناهمسال دارند. توزیع قطری شاخص برای تودههای ناهمسال یک توزیع کم شونده است به این صورت که تعداد درختان کم قطر در آن خیلی زیاد است و با افزایش قطر، فراوانی تعداد نیز کاهش مییابد (فلاح،1379). منظور از ساختار عمودی یک جنگل شامل تفاوتهای موجود بین لایههای روی زمین و تاج پوشش میباشد (بورگرون9 ، 1983). برای شناخت ساختار عمودی توده جنگل مشخصههای ارتفاع باید اندازهگیری شود تا تعداد اشکوبها مشخص گردد (مروی مهاجر ،1385).
از لحاظ عمودی، جنگل‌ها به لایههای پوشش گیاهی با ارتفاعات مختلف و گونههایی با تاج پوششهای متفاوت که فضا را اشغال کردهاند تقسیمبندی میشوند (ويتاكر10، 1975). صفات مورد استفاده برای مطالعهی ساختار عمودی شامل ارتفاع توده، وضعیت اشکوب بندی، چگونگی تراکم برگ درختان و وضعیت سایه اندازی تاج درخت و اندازهی تاج هر درخت می‌باشد (ريچارد11، 1981؛ برونينگ12، 1983؛ بروور13 و همكاران، 1990) در حالی که ساختار افقی در یک جنگل به پراکنش گونههای مختلف درختان در طبقات قطری به صورت گروهی یا انفرادي ميپردازد (داويس و جانسون14 ، 1987؛ فيليپ15، 1994). برای شناخت ساختار افقی تودهی جنگل فاکتورهایی همچون درصد تاج پوشش و تأثیر آن، نوع یا مبدا ترکیب، سن، شکل و تراکم تودههای جنگلی باید اندازهگیری شود (مروی مهاجر،1385).
پراکنش درختان در طبقات قطری میتواند برای ارزیابی میزان تخریب و جهت یافتن گرایش الگوهای زادآوری در جنگل مورد استفاده قرار گیرد (پورتر16 و همكاران، 1996)
تنوع خاك در زاگرس نيز از نكات بارز اين ناحيه رويشي است، همزمان با تخريب اين جنگلهاي كهن، تخريب خاك آن نيز سرعت گرفته است. خاک به عنوان نظامی پویا تحت تأثیر فرآیندهای زمین شناختی، فعالیتهای زیستی، آب شناختی و آب و هوایی قرار دارد (فتاحی و همکاران، 1379) و به عنوان بخش مهمی از اکوسیستم، نقش مهمی در توسعه و پراکنش گیاهی دارد (حیدری، 1386). جنگلها اثرات مهمی بر روی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی و نقش مهمی در ذخیره کربن و نیتروژن خاک در درازمدت دارند. مطالعه مواد آلی خاک برای درک چرخه کربن و نیتروژن و الگوی کنترل حاصلخیزی خاک مهم بوده و کیفیت این مواد در کنترل چرخه کربن و مواد معدنی در خاکهای جنگلی دارای اهمیت بسزایی میباشد. ماده آلی یکی از قسمتهای مهم خاک محسوب میشود که مقدار و نوع آن تحت تأثیر عوامل اقلیمی و پوشش گیاهی است (حیدری، 1386). تبدیل جنگل به مرتع ممکن است منجر به تغییرات اساسی در کیفیت مواد آلی خاک شود.
قابل توجه است که هرگونه تغييري در پوشش گياهي و یا ساختار جنگل در يک منطقه ممکن است باعث به وجود آمدن تغييرات طولاني مدت و شديد در شرايط خـاک گردد، به طوري که حتي در يک دوره زماني طولاني هم اين خـاک نتواند به شرايـط اوليهاش برگردد. قطع درختان جنگلي، چراي مفرط دام و تغييرات در محدودهي اراضی جنگلی، موجب تغییرات منفی در خواص فيزيكي، شيميايي و بيولوژيكي خاك در ايران شده است (حاجعباسي17و همكاران، 1997).
از طرفی برای بقاء هر نوع پوشش گیاهی بهویژه برای بقاء و امکان بهرهدهی درختان جنگلی، همیشه امکان زادآوری اهمیت ویژهای را در احیاء جنگل دارا میباشد. روی هم رفته شرایط طبیعی رویش و زادآوری، چه از نظر شرایط آب و

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع همبستگی پیرسون، فیزیوگرافی، رگرسیون لجستیک، مدل رگرسیون Next Entries منابع تحقیق با موضوع اکوسیستم جنگل، عوامل محیطی، کهگیلویه و بویراحمد، آذربایجان غربی