منابع تحقیق با موضوع پرسش نامه، آموزش و پرورش، جانشین پروری، کارکنان زن

دانلود پایان نامه ارشد

ب مديريتي سازمان آموزش و پرورش استان البرز مؤثر است؟
3) آیا عوامل فرهنگي بر ايجاد سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي سازمان آموزش و پرورش استان البرز مؤثر است؟
4) آیا عوامل سياسي بر ايجاد سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي سازمان آموزش و پرورش استان البرز مؤثر است؟
5) آیا عوامل بيولوژيکي بر ايجاد سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي سازمان آموزش و پرورش استان البرز مؤثر است؟
6) آیا عوامل سازماني بر ايجاد سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي سازمان آموزش و پرورش استان البرز مؤثر است؟
7) آیا ديدگاه زنان نسبت به جايگاه خود بر ايجاد سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي سازمان آموزش و پرورش استان البرز مؤثر است؟
8) آیا عوامل خانوادگي بر ايجاد سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي سازمان آموزش و پرورش استان البرز مؤثر است؟
1-6- متغيرهاي پژوهش
با عنايت به اينکه در پژوهش حاضر عوامل موثر بر ايجاد سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي مورد بررسي قرار ميگيرد؛ متغيرهاي مستقل عوامل هشتگانه اقتصادي، اجتماعي، سياسي، سازماني، بيولوژيکي و فرهنگي، خانوادگي و ديدگاه زنان نسبت به جايگاهشان و متغير وابسته سقف شيشهاي در جانشينپروري و ارتقاي زنان در مناصب مديريتي ميباشد.
1-7- تعريف واژه هاي کليدي
سقف شيشه اي
پديده عدم توفيق زنان در دستيابي به سطوح عالي مديريت» را در اصطلاح «سقف شيشه اي» مي گويند. اين اصطلاح اولين بار در سال 1986، به وسيله مجله وال استريت جورنال به کار رفت همچنين موريسون و همکارانش از اولين کساني هستند که در سال 1987 از اين اصطلاح استفاده کردند. اين اصطلاح در سال 1990 براي اشاره به تعداد اندک زنان و اقليت ها در اداره سازمان هاي بخش دولتي و خصوصي به کار رفت. گاهي نيز براي اشاره به شکاف عميق دستمزد در سطوح بالاي توزيع درامدها به کار رفته است. به اين معنا که کارکنان زن در گروه هاي بالاي درآمدي، در مقايسه با همرديفان مرد خود دريافتي کمتري دارند.
سقف شيشه اي بيان مي کند که زنان و اقليت ها در دستيابي به سطوح بالاي سلسله مراتب شکست مي خورند. آنها به پست هاي عالي در سازمان نزديک مي شوند، اما بندرت آن را به چنگ مي آورند. اين سرخوردگي باعث مي شود که تصور کنند يک سقف شيشه اي وجود دارد ،يعني موانعي تبعيض آميز، در راه تلاش خود براي دستيابي به سطوح عالي مديريتي در سازمان ها، مشاهده مي کنند(ميرغفوري،1385 :37).
استعاره سقف شيشه اي زماني به کار ميرود که زنان صرفاً به خاطر جنسيت خويش از صعود به مراتب عالي سازماني باز نگه داشته ميشوند (موريسون و همکاران1987 :131).
ردوود (1996) در پژوهش خود بر اين نکته تأکيد مي‏کند که کارهاي مديريتي، دشوار و نيازمند صرف زمان کار فراوان است؛ در حالي که بسياري از زنان به علت ‏هاي گوناگون خواستار صرف زمان چنداني در هفته براي انجام اين کارها نيستند. اين عامل برآمده ازمسئوليت ‏هاي زنان در خانه، مانند خانه‏داري و پرستاري فرزندان و يکي از عامل‏هاي مهم در پيدايش سقف شيشه‏اي است (رحمان سرشت 1384 : 6).
جانشين پروري
جانشين پروري به صورت تلاش نظاممند و آگاهانه براي اطمينان از تداوم شغلهاي کليدي و تشويق توسعه فردي تعريف مي شود(راث ول220005 :10).برنامه ريزي و مديريت جانشين پروري به طور وسيع به برنامه ريزي افراد مناسب اشاره مي کند که نيازهاي سازمان را در منصب هاي کليدي برآورده مي سازند.( راث ول،16:2005) وي همچنين اشاره کرده است که برنامهريزي جانشينپروري تلاشي سنجيده و سيستماتيک توسط سازمان براي اطمينان از تداوم و استمرار رهبري، حفظ و توسعه سرمايههاي فکري و دانشي براي آينده و تشويق افراد به پيشرفت ميباشد. همچنين راث ول(2005) معتقد است که برنامهريزي جانشيني انتخاب و ترقي دادن کارکنان شايسته و داراي پتانسيلهاي بالاي درون سازمان به منظور رهبري مستمر دوران گذار(تحول) ميباشد که سرمايه انساني سازمان را تقويت ميکند و نيز راثول تعريف را اينگونه بسط داده است: « آماده سازي براي پرورش، جايگزيني و کاربرد استراتژيک افراد کليدي و مهم در زماني اضافي.»
شناسايي و پرورش افراد با استعداد بالا، يک سيستم رسميت يافته از مديريت جانشين پروري مي باشد که کارکنان با استعداد، شناسايي شده و به گونه اي پرورش مي يابند که به نقش هاي رهبري در آينده حرکت کنند. اين رويکرد بر پرورش مجموعه اي از افراد مستعد و با استعداد بالا ي رهبري تاکيد مي کند که هدف آن اين است که تضمين نمايد که رهبران به اهداف استراتژيک سازمان دست مي يابد(کيم:2006)
8-1- تعاریف عملیاتی
تعاريف كاربردي (عملياتي) به تعاريفي اطلاق مي شوند كه از طريق آن، فعاليتهاي لازم و اساسي براي اندازه گيري يك متغير معين، مشخص مي شود. به عبارتي ديگر در يک تعريف كاربردي پژوهشگر مجموعه فعاليتهايي را كه براي اندازه گيري و يا دستكاري متغير انجام مي دهد، مشخص مي سازد. (خورشيدي ،1381 : 95 (
منظور از سقف شیشه ای محدودیتهایی است که با پرسش نامه محقق ساخته سنجیده می شود و مانع از آن می شود که زنان در الویت احراز مشاغل بالاتر قرار گیرند.
منظور از زنان شاغل در این پژوهش کلیه مدیران و کارمندان زن شاغل در آموزش و پرورش استان البرز و نواحی هشتگانه آن می باشد.
جانشین پروری در این پژوهش شامل کلیه فعالیتها و آموزش ها و مشاهداتی است که یک فرد می تواند دریافت نماید تا برای تصدی شغل بالاتری آماده گردد.
عوامل اقتصادی آن دسته از عواملی است که موانعی است که موجب عدم ارتقاء زنان به مناصب بالاتر می گرددو عواملی چون رکود اقتصادی، نقش زنان در اقتصاد ، سرمایه گذاری بخش های خصوصی و … را شامل می شود که سؤالات 1 تا 5 پرسش نامه را به خود اختصاص داده است.
عوامل اجتماعی آن دسته از عواملی است که موانعی است که موجب عدم ارتقاء زنان به مناصب بالاتر می گرددو عواملی چون تفاوت تربیتی دخترو پسر، تحصیلات پایین زنان، عدم پذیرش مدیریت زنان تویط مردان ، انزوای اجتماعی زنان ، تبعیض شرایط حضور در فعالیت های اجتماعی برای زنان و … را شامل می شود که سؤالات 6 تا 14 پرسش نامه را به خود اختصاص داده است.
عوامل فرهنگی آن دسته از عواملی است که موانعی است که موجب عدم ارتقاء زنان به مناصب بالاتر می گرددو عواملی چون طرز نگرش و نگاه به وظایف خانگی زن، فرهنگ مردسالاری، باور و تلقی جامعه نسبت به بی کفایتی زنان در مدیریت و … را شامل می شود که سؤالات 15 تا 18 پرسش نامه را به خود اختصاص داده است.
عوامل سیاسی آن دسته از عواملی است که موانعی است که موجب عدم ارتقاء زنان به مناصب بالاتر می گرددو عواملی چون ساختار قدرت و نقش های سیاسی مردانه، قوانین موجود، شرایط گزینش و استخدام و … را شامل می شود که سؤالات 19 تا 22 پرسش نامه را به خود اختصاص داده است.
عوامل بیولوژیکی-شخصی آن دسته از عواملی است که موانعی است که موجب عدم ارتقاء زنان به مناصب بالاتر می گرددو عواملی چون خودباوری و عزت نفس در زنان، نقش عواطف، تطبیق مشاغل بالای سازمانی با خصوصیات روانی-فیزیکی زنان،تمایل زنان به ایراد سخنرانی داوطلبانه در سمینارها و جلسات گروهی ، حفاظت و حمایت از خانواده و … را شامل می شود که سؤالات 23 تا 33 پرسش نامه را به خود اختصاص داده است.
عوامل سازمانی آن دسته از عواملی است که موانعی است که موجب عدم ارتقاء زنان به مناصب بالاتر می گرددو به دو دسته عمده نقسیم می شوند که دسته اول به سیستم جانشین پروری پرداخته و دسته دیگر سایر عوامل را در خود جای می دهد .عواملی از قبیل ؛ آموزش های شغلی ، تفکیک فضای کار در مربی گری،بهره مندی از تجارب حرفه ای، مسئولیت سپاری ، گردش شغلی ، وجود سیستم متمرکز سنجش دانش حرفه ای ، آگاهی مدیران ارشد از سیستم جانشین پروری را طی سؤال های 79 تا 88 پرسش نامه بررسی می نماید وعواملی چون کلیشه ها و تعصبات سازمانی، قوانین اداری،شبکه های ارتباطات سازمانی، اختیارات مدیران ارشد، شایسته سالاری، ساختار سازمانی، و … که در دسته دوم قرار دارنددر سؤالات 34 تا 51 پرسش نامه مطرح شده اند.
عوامل خانوادگی آن دسته از عواملی است که موانعی است که موجب عدم ارتقاء زنان به مناصب بالاتر می گرددو عواملی چون سن ازدواج، وجود مراکز مراقبت از کودک، صرف وقت در امور خانوادگی،حمایت وتشویق همسر و خانواده،مخالفت همسر با مأموریت های اداری و ادامه تحصیل و … را شامل می شود که سؤالات 52 تا 64 پرسش نامه را به خود اختصاص داده است.
عوامل نگرشی آن دسته از عواملی است که موانعی است که موجب عدم ارتقاء زنان به مناصب بالاتر می گرددو عواملی چون انگیزش، هراس از تصمیم گیری،هراس از بیان ایده ها، مواجهه با چالش های موجود، هراس از بیان ایده ها، تأیید ازجانب سایر زنان و … را شامل می شود که سؤالات 65 تا 78 پرسش نامه را به خود اختصاص داده است.

فصل دوم
ادبيات و پيشينه پژوهش

2-1- مقدمه
يکي از مهم ترين مسائل سازمان ها در جهان، برقراري سيستم عادلانه ارتقا بر اساس شايستگي است. علي رغم تلاش هاي زيادي که تا کنون در اين زمينه انجام شده است، اما هنوز سيستم هاي ارتقا در بسياري از سازمان ها ناعادلانه به نظر مي رسند. به ويژه نحوه رفتار سازمان ها با بانوان و مسير پيشرفت شغلي و ارتقاي آن ها جاي تامل بسيار دارد. به هر حال بانوان در حدود نيمي از منابع انساني سازمان ها را تشکيل مي دهند و به خصوص در ايران با توجه به تمايل بيشتر بانوان به ادامه تحصيل و اشتغال در سازمان هاي دولتي، احتمال حضور و فعاليت بانوان در سازمان ها رو به افزايش است. بنابراين هر گونه بي عدالتي پذيرفته شده عليه آنان ممکن است بر بهره وري نيمي از نيروهاي کار سازمان ها اثر منفي داشته باشد. استعاره سقف شيشه اي، دليلي بر وجود موانعي نامرئي بر سر راه پيشرفت و ارتقاي بانوان است. اين پديده بر شدت بي عدالتي سازماني افزوده، کيفيت فعاليت در حدود نيمي از جامعه سازماني را به شدت تحت تاثير قرار مي دهد. با توجه به اين که زنان به ويژه در سازمان هايي چون آموزش و پرورش قسمت عمده اي از نيروي انساني شاغل و سرمايه انساني را تشکيل داده و اين در حالي است که آمار زنان در مديريت صف در آموزش و پرورش چشم گير بوده و با مردان هم رديف خود برابري نموده و حتي در برخي مراکز و شهرهاي بزرگ ميزان بيشتري را به خود اختصاص داده اند لیکن با افت قابل ملاحظه آماري در قسمت ستادي مواجه مي شويم و عدم بهره مندي از اين سرمايه، خسران بزرگي براي اين نهادها و سازمان ها محسوب مي شود، توجه به مسئله جانشين پروري با در نظر گرفتن سقف شيشه اي و تلاش در کمرنگ نمودن آن مي تواند در پيشبرد اهداف سازمان بسيار مثمر ثمر واقع گردد. اين پژوهش برآن است تا موانع و چالش هاي موجود در ارتقاء زنان تا کسب مناصب عالي مديريتي را بررسي و راه هاي مقابله با آن در مسئله جاشين پروري را بيابد.
2-2- بخش اول: سقف شيشه اي
پديده «عدم توفيق زنان در دستيابي به سطوح عالي مديريت» را در اصطلاح «سقف شيشه اي»3مي گويند. اين اصطلاح اولين بار در سال 1986، به وسيله مجله وال استريت جورنال4 به کار رفت.(وایر5 ، 2007) همچنين موريسون و همکارانش6 از اولين کساني هستند که در سال 1987 از اين اصطلاح استفاده کردند. اين اصطلاح در سال 1990 براي اشاره به تعداد اندک زنان و اقليت ها در اداره سازمان هاي بخش دولتي و خصوصي به کار رفت. گاهي نيز براي اشاره به شکاف عميق دستمزد در سطوح بالاي توزيع درآمدها به کار رفته است. به اين معنا که کارکنان زن در گروه هاي بالاي درآمدي، در مقايسه با همرديفان مرد خود دريافتي کمتري دارند. سقف شيشه اي بيان مي کند که زنان و اقليت ها در دستيابي به سطوح بالاي

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع سقف شیشه ای، جانشین پروری، جامعه آماری، آموزش و پرورش Next Entries منابع تحقیق با موضوع مشارکت زنان، سقف شیشه ای، اشتغال زنان، زنان شاغل