منابع تحقیق با موضوع ناصرالدین شاه، ساختار سیاسی، امام زمان، نهضت مشروطه

دانلود پایان نامه ارشد

فرمان حکومت، مشیر الوزرا به سامره رفت تا با میرزا مذاکره کند. هرچه مشیرالوزرا از فواید و منافع انحصار بیشتر گفت میرزا در لغو قرارداد مصرتر شد و چون باز مشیر الوزرا از ضعف دولت در برابر انگلیس گفت میرزا در پاسخ فرمودند: «اگر دولت از عهده بر نمی‌آید، من به خواست خدا آن را برهم می‌زنم.»114
میرزا برای آخرین بار تلگرافی به ناصرالدین شاه زد، اما شاه و امین السلطان به دنبال اتلاف وقت بودند. در همین زمان در ایران زمزمهی تحریم استعمال دخانیات توسط میرزا شایع شد و شور و کیفیتی جدید به جنبش داد. فتوای میرزا به دست میرزای آشتیانی رسید و در عرض چند دقیقه در تمام شهر منتشر شد و بوسیله خطبا با صدای شورانگیزی برای مردم خوانده شد: «الیوم استعمال توتون و تنباکو بأی نحو کان در حکم محاربه با امام زمان صلوات الله وسلامه علیه است.»115
حضرت امام فرمودند: «همیشه علما و زعماى اسلام ملت را نصیحت به حفظ آرامش مى‏كردند. خیلى از زمان «میرزاى بزرگ»، مرحوم «حاج میرزا محمد حسن شیرازى» نگذشته است؛ ایشان با اینكه یك عقل بزرگ متفكر بود و در سامره اقامت داشت، در عین حالى كه نظرشان آرامش و اصلاح بود، لكن وقتى ملاحظه كردند براى كیان اسلام خطر پیش آمده است و شاه جائر آن روز مى‏خواهد [به‏] وسیله كمپانى خارجى، اسلام را از بین ببرد، این پیرمرد كه در یك شهر كوچك نشسته و سیصد نفر طلبه بیشتر دورش نبود، ناچار شد سلطان مستبد را نصیحت كند. مكتوبات او هم محفوظ است. آن سلطان گوش نمى‏داد و با تعبیرات سوء و بى‏ادبى به مقام شامخ عالم بزرگ رو به رو شد تا آنجایى كه آن عالم بزرگ مجبور شد یك كلمه بگوید كه استقلال برگردد.»116
«آن نصف سطر میرزاى شیرازى ـ رضوان اللَّه علیه ـ مملكت ما را از تو حلقوم خارجیها بیرون كشید: «الیوم استعمال دخانیات حرام است، معارضه با امام زمان است». این یك كلمه، یك ملت را وادار كرد كه مخالفت كند.»117
سرانجام ناصرالدین شاه، به لغو انحصار داخله توتون و تنباکو تن داد، ولی علما و مردم آرام نگرفته و خواهان لغو کامل امتیاز شدند. در تهران اعلامیه‌ای پخش شد که: «بر حسب حکم میرزای شیرازی اگر تا 48 ساعت دیگر امتیاز دخانیات لغو نشود یوم دوشنبه آتیه جهاد است. مردم مهیا شوید.» این حکم، موجب وحشت حکومت شده و دست به دامان علما شد. اگر این حکم توسط علما تکذیب نمی‌شد، جنبش مهمی علیه استبداد شکل می‌گرفت.118
ناصرالدین شاه به ناچار تسلیم شده و لغو امتیاز خارجی را نیز پذیرفت. میرزای آشتیانی از دولت خواست که کمپانی شخصاً لغو قرارداد را اعلام کند. میرزا این تقاضا را برای اطمینان بیشتراز لغو حقیقی قرارداد و همچنین تحقیر انگلستان مطرح کرد.
در سخنانی حضرت امام می‌فرماید: «مرحوم میرزا كه دخانیات را تحریم فرمود، شیاطین افتادند و در بین مردم و به آنجا رساندند كه بعضى از اهل علم بعضى از شهرها بالاى منبر ـ به طورى كه نقل مى‏كنند ـ قلیان كشیدند بر ضد حكم مرحوم میرزا، لكن میرزا چون قدرتش قدرت فوق العاده بود، و از این طرف هم طرفداران او مثل میرزاى آشتیانى قوى بود و قدرتمند، نتوانستند آنجا كارى بكنند.»119
جان فوران مدعی است: «سید عبدالله بهبهانی که احتمالا از رژی رشوه‌ای دریافت کرده بود با اقدام میرزا به مخالفت برخاست و تا آنجا پیش رفت که در مسجد و در حضور مردم قلیان کشید … و امام جمعه تهران که از بستگان شاه بود و نیز روحانیون برجستهی مشهد حاضر به حمایت از جنبش نشدند.»120
اما در واقع، این نهضت را شبکه‌ای از روحانیون، از میرزای شیرازی تنها مرجع آن زمان عراق گرفته تا مراجع شهر‌های بزرگ و روحانیت حاضر در میان شهر‌ها رهبری کردند و به پیروزی رساندند. مردم در این عقیده با روحانیت اشتراک نظر داشتند که خارجیان، اسلام را در معرض حمله قرار داده‌اند و شاه در دفاع از اسلام کاری نکرده است.121
اقدام نجات بخش میرزای شیرازی سرآغاز حرکت‌ها و نهضت‌های اسلامی مردم به رهبری روحانیت در سال‌های بعد بود. یکی از مهم‌ترین دلایل اطاعت مردم ایران از علما ناشی از اسلام خواهی آنان بود. کارنامهی علما، به قیام و مبارزه علیه استعمار و استبداد و شهادت در راه خدا مزیّن است. بدین ترتیب، دولت‌های خارجی متوجه شدند که روحانیت دارای قدرتی فوق العاده برای مهار خواسته‌های آنها در کشورهای اسلامی است.

4. 3. مشروطه
«در جنبش مشروطیت، همین علما در رأس بودند و اصل مشروطیت اساسش از نجف به دست علما و در ایران به دست علما شروع شد و پیش رفت‏.»122
«علماى اسلام در صدر مشروطیت، در مقابل استبداد سیاه ایستادند و براى ملت آزادى گرفتند، قوانین جعل كردند، قوانینى كه به نفع ملت است، به نفع استقلال كشور است، به نفع اسلام است، قوانین اسلام است؛ این را با خونهاى خودشان، با زجرهایى كه كشیدند، با بیچارگیهایى كه متوجه به آنها شد، گرفتند.»123
نارضایتی مردم از بی‌کفایتی شاهان و مدیران قاجاری و فساد حاکم بر دربار، اکثریت مردم مذهبی و علما را نسبت به حکومت بدبین ‌کرده و نفرت عمومی علیه قاجار را دامن ‌زد. شاه، نقش قوهی مقننه، قضاییه و مجریه را داشت و به راحتی می‌توانست به زور از مردم مالیات گرفته و آنها را زندانی یا اعدام کند.124 در دورهی پادشاهی ناصرالدین شاه و مظفر الدین شاه، نفوذ بیگانگان در ساختار سیاسی و ضعف و تسلیم دولت در برابر آنان و همچنین عقد قراردادهای استعماری مانند گلستان، ترکمانچای، امتیازات اقتصادی و ولخرجی‌ها در مسافرت‌های اروپایی، خزانهی کشور را تهی کرده و واردات بی رویهی کالاهای اروپایی به ایران و عدم توانایی رقابت تولیدات داخلی با کالاهای خارجی تعادل بازار را بهم ریخته بود و سبب افزایش فشار بر مردم و بروز فقر شده بود.125
در این دوران، بالا رفتن آگاهی سیاسی در جامعهی ایران مدیون تلاشهای فکری روحانیون و روشنفکران و افزایش ارتباطات فرهنگی با جهان، انتشار مطبوعات و آثار سیاسی منتقدانه بود. مردم با مفاهیم مجلس، مشروطیت و آزادی آشنا شدند. گروه‌ها و انجمنها در نخستین مراحل مشروطیت به وسیلهی روحانیون و روشنفکران شکل گرفتند و نهضت مشروطه مدیون فعالیت‌های سری و آشکار این گروه‌ها بود.126 همچنین، مراجع نجف از جمله میرزای نائینی به مخالفت با نفوذ بیگانه، استبداد و ظلم و ستم قاجاری برخاستند و تودهی مردم را علیه دولت برانگیختند.
از مهمترین زمینه‌های داخلی نهضت مشروطه، قیام تنباکو بود. در این نهضت علاوه بر اینکه ترس مردم از استعمار و استبداد شاهان فرو ریخت، به نیروی وحدت با تکیه بر هدایت و رهبری علما پی بردند.
علاء الدوله حاکم تهران، که مردی مستبد و قلدر بود در جریان گران شدن قند که دلیل اصلی آن جنگ روس‌ها با ژاپن بود، چند نفر از تاجران قند را به فلک بسته و شلاق زد. اهانت به تجار بازار که به دیانت و صداقت مشهور بودند موجب اعتراض مردم و تعطیلی بازار و تجمع مردم در مسجد شاه شد.127 توهین حکومت به علمای کرمان و به فلک بستن حاج محمد رضا مجتهد کرمانی یکی از علما در انظار عمومی نیز انگیزه‌ای شد تا آیات طباطبایی، بهبهانی و شیخ فضل الله از علمای تهران حکومت عین الدوله را به باد انتقاد بگیرند.128
همچنین، انتشار عکس «مسیو نوز بلژیکی» رئیس کل گمرک (از عوامل روس) در لباس روحانیت اهانت بزرگی به علما تلقی شد و خشم مردم و روحانیت را برانگیخت و خواستار مجازات او شده و از این فرصت برای پیشبرد اهداف خود در مبارزه استفاده کردند.129
آیت الله بهبهانی و آیت الله سید محمد طباطبایی به همراه مردم برای تحصن در مسجد حضور یافتند و سید جمال واعظ سخنرانی کرد. عده‌ای چماق‌دار وارد مسجد شده و به دستور یکی از روحانیون درباری مردم را مورد ضرب و شتم قرار دادند و به علما توهین کردند. به دنبال این حادثه علما با استفاده از روشی جدید به ری مهاجرت کردند و در جوار حضرت عبدالعظیم متحصن شدند.130 این مهاجرت «مهاجرت صغری» نام گرفت. از خواستههای مهم علما، تأسیس عدالتخانه و اخراج مسیو نوز بلژیکی از گمرک بود.
مردم در گوشه و کنار شهر اجتماع کرده و خواستار بازگشت علما شدند. علاءالدوله سعی می‌کرد بازاریان را به گشودن مغازه‌ها وادار کند اما تلاش او به نتیجه نرسید. سرانجام شاه، دستور صریح برای بازگرداندن علما داد و با درخواست تأسیس عدالتخانه موافقت کرد. مهاجران که در صورت ادامهی تحصّن ممکن بود رخنه‌ای در کارشان پدید آید، به صلاحدید آیت الله طباطبایی و آیت الله بهبهانی با شکوه و جلال فراوان با کالسکه‌های سلطنتی در میان استقبال مردم وارد تهران شدند. گرچه عدالتخانه تأسیس نشد، اما این موفّقیت روزنهی امیدی برای مشروطه‌خواهان در ادامهی تلاش آنان بود.131
عین الدوله که نابودی جاه و مقام خود را در پیروزی ملّیون می‌دید، به سخت‌گیری‌ها و آزار خود ادامه داد. مردم بار دیگر به تصویب علما در مسجد شاه اجتماع کردند و عزل عین الدوله را از صدارت خواستار شدند. درگیری شدیدی بین مردم و حکومت به وجود آمد که صدها نفر از مردم کشته شدند. مردم حتی در خانهی خدا امنیت نداشتند. دستگیری سلطان المحققین و قتل یک طلبهی جوان به نام سید عبدالحمید منجر به مهاجرت سیدین و برخی از علما به قم شد، که به «مهاجرت کبری» معروف شد. با حضور شیخ فضل الله نوری در بین مهاجرین توطئهی عین الدوله که تفرقه انداختن در بین علما بود، خنثی شد. این مهاجرت تا عزل عین الدوله و صدور فرمان مشروطیت ادامه یافت.
تعدادی از کسبه و اصناف آزادی‌خواه تهران، که روس را حامی رژیم استبدادی قاجاریه می‌دیدند، علیرغم میل باطنی خود به سفارت انگلستان رفته و تحصن کردند تا بتوانند بدین طریق درخواستهای خود را به گوش شاه برسانند. آنها بازگرداندن علما از قم، جلوگیری از توقیف و شکنجه اشخاص و افتتاح عدالتخانه مرکب از نمایندگان طبقات علما، تجار و اصناف برای رسیدگی به دعاوی مردم را مطرح کردند.132
روز به روز بر تعداد متحصنین افزوده شد. مظفر الدین شاه توسط سفارت انگلیس از این جریان‌ها اطلاع پیدا کرده و علیرغم میل باطنیش وادار به عزل عین الدوله شد. متأسفانه تحصن در سفارت انگلیس فرصت مناسبی برای هدایت نهضت توسط انگلیسیها فراهم نمود و لفظ مشروطه در همین سفارت ورد زبانها شد.
علما و روحانیون تبریز، تلگراف‌هایی در حمایت از مشروطه‌خواهان به تهران مخابره کردند. علمای اصفهان و شیراز و روحانیون شیعهی مقیم نجف نیز با تلگراف‌های خود حمایت خود را اعلام کردند.133
مظفر الدین شاه، دو نفر از بزرگان قاجار را به قم فرستاد تا علما را بازگردانند و در مرداد ۱۲۸۵ شمسی فرمان مشروطیت را صادر و با تأسیس مجلس شورای ملی موافقت کرد.134 چون در فرمان او به طبقهی خاصی اشاره شده بود و حرفی از تودهی مردم نبود، از شاه خواسته شد تا فرمان را اصلاح کند. این فرمان را کسروی در «تاریخ مشروطه ایران» آورده است.135
بدون هیچ تردیدی نقش اساسی در نهضت آزادی‌خواهی وضد استبدادی مشروطه بر عهدهی علما و روحانیون بود. آن‌ها با نفوذ معنوی خود در جامعهی مذهبی ایران توانستند نهضتی را بر ضد حکومت ظالمانهی قاجاریه به راه اندازند که باعث تحولات زیادی در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران شد.136
علما در قضیهی مشروطه به دو دسته تقسیم می‌شدند: یکی علمای مخالف مشروطه که رهبری آنان، بدست شهید شیخ فضل الله نوری بود137 و تمام هراس و واهمه‌اش از نفوذ افکار جدیدی بود که در بیانیه‌ها و روزنامهی شیخ مشخص بود. دستهی دیگر علمای تهران سیدین و پیروانشان بودند. که همکاری خود را در سال 1323ه بر ضد عین الدوله آغاز کردند. آن دو رهبری جنبش را برعهده گرفتند و شیخ فضل الله از همان ابتدا محافظه کاری داشته و با احتیاط آنها را همراهی کرد.
علمای نجف نیز که مهمترین آنها مرحوم آخوند خراسانی و آیت الله سیّد محمد کاظم یزدی بودند، دو دسته شدند. مرحوم یزدی نظری خوشبینانه نسبت به مشروطه‌خواهان نداشت. بالعکس، مرحوم آخوند و برخی علما از مشروطه جانبداری کردند.138
«آخوند ملا محمّد كاظم خراسانى، حاجى میرزا حسین میرزا خلیل و آقاى شیخ عبد اللَّه مازندرانى، به طرفدارى از

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع ناصرالدین شاه، توتون و تنباکو، فتحعلی شاه، مشروعیت بخشی Next Entries منابع تحقیق با موضوع اولتیماتوم، مجلس شورای ملی، نهضت مشروطه، قرارداد 1919