منابع تحقیق با موضوع مسئولیت کیفری، اختلالات روانی، ارتکاب جرم، قانون مجازات

دانلود پایان نامه ارشد

اجتماعی را بر او بار می کنند.
2- بر خلاف قانون سابق که تنها از «حد بلوغ شرعی» سخن گفته بود در این قانون معیار و ضابطه بلوغ تعیین شده است؛ معیار بلوغ از میان موارد یاد شده در بند قبلی، «سن» انتخاب شده است.
3- باید توجه داشت، علاوه بر سن بلوغ در هنگام ارتکاب جرم، مرتکب باید دارای قوه تشخیص باشد تا مسؤول تلقی شود. بدین ترتیب چنانچه قاضی احراز کند که فرد علاوه بر بلوغ سنی دارای قوه ی تشخیص بوده است، می تواندن نسبت به تعیین ضمانت اجرای قانونی اقدام نماید. در غیر این صورت با احراز فقدان قوه ی تمیز کافی برای تحقق مسؤولیت، فرد مسؤول رفتار خود شناخته نمی شود (گلدوزیان، ایرج، همان، ص 178).
4- فرض و اماره قانونی این است که همه افراد در سن معینی دارای رشد جسمی و عقلی کافی گردیده، دارای قوه تمیز هستند و حسن و قبح اعمال خود را تشخیص می دهند و با عنایت به اینکه قوه تمییز در افراد مختلف در یک زمان حادث نمی شود، قانون گذاراان مختلف سن بلوغ قانونی واحد از مسؤولیت جزائی را به طرق متفاوتی تعیین می کنند (گلدوزیان، ایرج، همان، ص 240).
بند سوم : تحلیل ماده 14810 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392

1- منظور از افراد نابالغ در متن ماده 148 افرادی هستند که در گروه سنی نه تا پانزده سال تمام شمسی می باشد نه افراد زیر نه سال، این برداشت مستنبط از ماده 88 قانون می باشد.
2- فرد نابالغ که مرتکب عمل مجرمانه می شود هرگاه مرتکب جرم تعزیری شود طبق متن ماده 88 با وی برخورد می شود و اگر مرتکب جرم مستوجب حد یا قصاص شود اگر سن وی در حین ارتکاب جرم 12 تا 15 سال قمری باشد، به اقدامات تأمینی و تربیتی محدود و مشخص در تبصره 2 ماده 88 محکوم می شود و در صورتی که کمتر از 12 سال قمری داشته به اقدامات بند های الف تا پ ماده 88 محکوم می شوند.
3- اقدام تأمینی عبارت است از سلسله وسایل دفاع اجتماعی که به حکم قانون و توسط قاضی بر اثر وقوع جرم متناسب با وضع مزاجی و استعداد و منش و سوابق فرد خاطی به کار برده می شود تا او بهبود یابد و با اجتماع سازگار گردد و به تکرار جرم دست نزند.

مبحث دوم : شرط عقل به عنوان عامل مانع مسئولیت کیفری
دومین شرط تحقق اهلیت جزایی، عقل است که ذر کنار بلوغ، اختیار و قصد تشکیل دهنده ی اهلیت جزایی به عنوان یکی از شرایط مسئولیت کیفری می باشد و عوامل از بین برنده ی هر یک از چهار عامل فوق تحت عنوان عوامل مانع مسئولیت کیفری شناخته می شود. در اینجا بحث از عامل از بین برنده ی شرط عقل می باشد که از آن تحت عنوان جنون یاد می شود. برای تحلیل شرایط منع مسئولیت کیفری به واسطه ی عروض جنون، ضرورت دارد ابتدا مفهوم لغوی و اصطلاحی و انواع جنون مورد بررسی قرار گیرد که گفتار اول این مبحث دربردارنده ی این موضوع است. در ادامه، تاریخچه ی جنون و چگونگی برخورد با آن در طول تاریخ حقوق کیفری ایران مورد بررسی قرار می گیرد.
گفتار اول : مفهوم و انواع جنون
در این گفتار ابتدا به مفهوم و سپس انواع جنون پرداخته می شود.
بند اول : مفهوم جنون
مفهوم جنون از جهت لغوی اصطلاحی قابل بحث می باشد.
1-1: مفهوم لغوی جنون
جنون که از ماده ی «جنّ» گرفته شده است، به معانی مختلفی از جمله پوشیدن شب، درآمدن شب، پوشیده گشتن و پنهان شدن آمده است. (دهخدا 1345، ج 5: 7883) در جای دیگری جنون به معنای زایل شدن عقل، تباه گشتن عقل، دیوانگی و بیماری دماغی ذکر شده است. (عمید 1362، ج 1،ص 707) البته معانی ای همچون پوشیده گشتن کنایه از پوشیده شدن عقل توسط اختلالات و بیماری های دماغی است.
1-2 :مفهوم اصطلاحی جنون
مفهوم اصطلاحی جنون در علم روان شناسی و روان پزشکی با مفهوم حقوقی آن متفاوت است و دارای تقسیم بندی های گوناگونی است که در حقوق کیفری از آن خبری نیست و البته ضرورتی هم برای این امر وجود ندارد که دلیل آن در اداکه ذکر خواهد شد.
الف ) مفهوم روانپزشکی جنون
در روان پزشکی تعاریف مختلفی از جنون وجود دارد که خلاصه ی یکی از آن ها به این صورت است که جنون بیماری روانی یا بیماری وخیم روانی است که به واسطه ی آن جریان فکر، اندیشه، رفتار، کردار، احساس و اعمال از راه صواب و عادی منحرف شده باشد.
همان طور که در این تعریف مشاهده می شود، جنون به عنوان یک بیماری روانی تعریف شده و به همین خاطر است که در برخی قوانین مثل قانون مجازات عمومی سال 1352 اصولاض واژه ی جنون به کار نمی رود و فقط اختلالات روانی در قانون ذکر می شود و اکنون نیز برخی اساتید معتقدند باید واژه ی جنون از قانون حذف و همان بیماری یا اختلال روانی جایگزین گردد. (مرعشی 1379،ص 5)
با این توضیح به نظر می رسد ضرورت دارد بخشی در ارتباط با اختلالات روانی و انواع آن مطرح شود تا انواع جنون معلوم گردد و میزان تأثیر هر یک در زوال عقل بررسی و تعیین شود. البته باید توجه داشت که مووضع اختلالات روانی بحثی مفصل و دارای زیر شاخه های متعدد است که نظرات روان پزشکان در مورد ان ها یکسان نیست و در اینجا نیز در حد حوصله ی نوشتار به اینموضوع پرداخته می شود.
اختلالات روانی را می توان در شش دسته قرار داد (مهدی پناه 1376،ص 52 که عبارتند ا ز:
اول: اختلالات روان پریشی یا پسیکوز: این اصطلاح برای مواردی همچون اختلال شدید عملکرد اجتماعی و شخصی که همراه با مردم گریزی و ناتوانی در انجام نقش های خانوادگی، شغلی و غیر مسئول بودن است، استفاده می شود. (موسوی نسب و پناهی متین 1372: 30) پسیکوز هاسه علامت دارند که عبارت است از: شکست شخصیت، اوهام و تخیلات، فقدان بینش نسبت به موقعیت زمانی و مکانی خود. (کی نیا 1374،ص 397) روان پریشی خود بر دو نوع است که روان پریشی خود بر دو نوع است که روان پریشی عضوی و روان پریشی کنشی می باشد که اولی ناشی از عوامل عضوی بدن انسان و دومی بر اثر فشار های روانی است و خود به انواع چهارگانه ی اسکینزوفرنی، پارانوئیا، مانیاکو دپرسیو و صرع تقسیم می شود که توضیحات هر دسته به همراه زیر شاخه ها و علامات آن ها در کتب روان پزشکی قابل مطالعه و جستجو باشد.
دوم: اختلالات روان نژندی یا نوروز. روان نژندی مجموعه ای از بیماری های روانی است که در اثر تضاد ها خصوصاً تضاد درونی بر فرد عارض می شود، به طوری که «من» بیمار قادر به پیدا کردن راه ارتباط صحیح با دیگران و تعادل روانی رضایت بخش نیست. (کی نیا 1374،ص 448) از میان نوروز ها همچون اضطراب، نگرانی، تعدد شخصیت، وسواس، حرکت در خواب و … ، تنها هیستری با بحث مسئولیت کیفری مرتبط می باشد. هیستری دو نوع تبدیلی و انتزاعی دارد که البته نوعی انتزاعی آن با موضوع بحث ارتباط پیدا می کند. (کی نیا 1374،ص 478)
سوم: عقب ماندگی ذهنی. علامت اساسی این اختلال، کارکرد هوشی پایین تر از 79 می باشد که همراه با محدودیت های قابل ملاحظه در کارکرد انطباقی در حوزه ی ارتباط متقابل، مراقبت از خود، زندگی خانوادگی، مهارت های شغلی و تحصیلی و … می باشد. (نوربالا 1375، ج 1،ص 107) عقب ماندگان ذهنب به سه گروه افراد تهی مغز یا کانا با بهره ی هوشی کمتر از 25، افراد سبک مغز یا کالیو با بهره ی هوشی بین 25 تا 50 و افراد کودن با بهره ی هوشی بین 50 تا 70 تقسیم می شوند. (موسوی نسب و پناهی متین، 1372،ص 118)
چهارم: اختلالات کنترل تکانه. علامت این اختلال عبارتند از: عدم مقاومت در مقابل یک تکانه یا وسوسه ی شدید برای یک انجام عمل مضر برای خود یا دیگری، وجود نوعی احساس تنش فزاینده قبل از انجام عمل و احساس نوعی لذت و رهایی هنگام انجام کار. این اختلال انواعی دارد که جنون یا وسواس دزدی، جنون آتش افروزی، قماربازی بیمارگونه، وسواس کندن مو و اختلال انفجاری از جمله ی آن هاست. (وهاب زاده 1373،ص 299)
پنجم: اختلالات روان عضوی. در این دسته، اختلالاتی قرار دارد که دارای منشأ عضوی بوده و اختلالات تشریحی و فیزیولوژیک در دستگاه عصبی مرکزی به وجود می آید که آن هها نیز ناشی از بیماری های بدنی، ضربه، مسمویت یا عوامل دیگر ا ست. (وهاب زاده، 1373،ص 185) این اختلالات در سه گروه دلیریوم، زوال عقل، فراموشی و دیگر اختلالات شناختی به عنوان گروه اول، اختلال روانی ناشی از یک حالت طبی عمومی به عنوان گروه دوم و اختلالات مرتبط با مواد مخدر به عنوان سومین گروه می باشد. (وهاب زاده 1373،ص 185)
ششم: اختلالات شخصیتی. این اختلالات زمانی مطرح می شود که خصیصه های شخصیتی از حوزه ی فردی و اجتماعی غیر منطقی و غیر منعطف گردد، به صورتی که موجب آسیب به فرد و بروز فساد در عملکرد وی در حوزه های مختلف گردد. (موسوی نسب و پناهی متین 1372،ص 33)
انواع اختلالات شخصیتی عبارتند از: اختلال شخصیت پارانوئید، اسکیزوئید، اسکیزوفرنی گونه، ضد اجتماعی یا پسیکوپات، مرزی، نمایشی، خودشیفته، اجتنابی، وابسته و وسواس (نوربالا 1375، ج 1،ص 8- 127) این عناوین هرکدام به زیر شاخه های متعددی تقسیم می شوند، (طریقتی 1355،ص 75) که خود آن ها نیز دارای انواعی هستند مثل منحرفین جنسی، (گودرزی، 1374،ص 585- 573) که بحث از آن ها بسیار مفصل و خارج از حوصله ی این نوشتار است.
همان طور که در ابتدای این بحث گفته شد، نظرات در مورد اختلالات روانی متعدد است و در اینجا سعی شد یکی از کامل ترین دسته بندی ها از این اختلالات ارائه گردد؛ مثلاً از علمای علم امراض دفاعی نقل می شود که اختلالات مشاعر شامل امراض هوش، امراض اراده و اختلالاتع علم الامراضی که وضع مشابهی را تشکیل می دهند، می باشد. (علی آبادی 1343، ج1،ص 214) یکی از اساتید این اختلالات را به دائم و موقت و عوارض دائم را به جنون و اختلال حواس تقسیم می نماید. (بوشهری 1379: 4- 53) و تقسیم بندی های دیگر که تفصیل آن در کتب روان پزشکی و حقوق جزا ذکر شده است.
ب) مفهوم حقوقی جنون
در تعریف جنون در حقوق گفته شده که جنون عبارت است از زوال ع قل و فقدان شعور؛ (گلدوزیان 1384،ص 59) یا جنون عبارت است از افول تدریجی و برگشت ناپذیر حیات روانی انسان یعنی توانایی درک، احساس و اختیار. (اردبیلی 1380، ج 2،ص 79)
سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که برای منع مسئولیت کیفری وجود جنون به معنای حقوقی مورد نیاز است یا اختلالات روانی به معنای روانپزشکی آن؛ و اگر هر دو می توانند سبب منع مسئولیت شوند، ایا همه ی انواع اختلالات روانی این قابلیت را دارد که مانع مسئولیت کیفری گردد؟ برخی حقوق دانان، جنون را مفهومی عرفی می دانند که در این صورت مرجع تشخیص آن و رابطه اش با مسئولیت کیفری خود قاضی ا ست. (ولیدی 1371،ص 145) اما در مقابل، عده ای جنون را مفهومی تخصصی می دانند که در این صورت تشخیص آن بر عهده ی روان پزشک است. (صانعی 1374، ج 2،ص 39) به نظر می رسد با توجه به تعدد، تکثر و تنوع جنون و اختلالات روانی، سلسله مراتبی بودن و شدت و ضعف این اختلالات و قابل جمع بودن برخی از انواع آن با وجود عقل لازم برای ارتکاب جرم، ضرورت دارد که مووضع به عنوان یک ا مر تخصصی از طریق روان پزشکی تعیین گردد؛ اگر چه با توجه به امکان اختلاف نظر روان پزشکان با هم، در حال تکامل بودن یافته های این علم و در اختیار قوه ی قضائیه بودن صدور حکم، نظر روان پزشک جنبه ی مشورتی دارد و قاطع دعوای جزایی نمی باشد.
بر همین اساس تبصره ی 4 لایحه ی قانون اقدامات تأمینی سال 1339 مقرر می کند: «درباره ی تشخیص عدم مسئولیت مجرمین و اینکه آیا مطلقاً یا به طور نسبی فاقد قوه ی ممیزه می باشند، دادگاه نظر پزشک متخصص امراض روحی را جلب می نماید و در هر حال تصمیم نهایی با دادگاه است.» ذکر این نکته در اینجا ضروری است که علیرغم عدم تصریح قوانین جزایی ا یران، اصل بر عدم وجود عوامل مانع مسئولیت کیفری است و به طور مثال در باب جنون، اصل بر عقل مرتکب است مگر اینکه جنون وی ثابت گردد.
بند دوم : انواع جنون
جنون از جهات متعددی تقسیم شده است که در اینجا به سه مورد آن اشاره می شود.
2-1: انواع جنون از جهت شمول
از جهت شمول، جنون ممکن است کلی یا جزئی باشد. جنون کلی کلیه ی جنبه های حیات روانی انسان را در بر می گیرد و به عبارتی، جنون بر کلیه ی شئون فرد اعم از فردی و اجتماعی تأثیر می گذارد. جنون جزئی

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع مسئولیت کیفری، قانون مجازات، مجازات اسلامی، قانون مجازات اسلامی Next Entries منابع تحقیق با موضوع قانون مجازات، مجازات اسلامی، انقلاب اسلامی، تکرار جرم