منابع تحقیق با موضوع فرهنگ و تمدن، ساختار صنعت، اقتصاد کشور

دانلود پایان نامه ارشد

انديشمندان غربي دارد. چرا که آموزه هاي ديني ذاتاً به همکاري ها، وحدت و اتحاد و وفاداري هاي فوق ملي، منطقه اي و جهاني همسويي دارد.
بنا بر مطالب گفته شده ما عوامل همگرايي را در زمينه هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي و سياسي و ناسيوناليسم به عنوان عامل وحدت بخش و در سطح منطقه اي عامل جغرافيا، ساختار سياسي مشترک، گرايشات و تمايلات و جهت گيري هاي سياسي مشترک و حتي تهديد و احساس خطر مشترک به اجمال مورد ارزيابي قرار داده تا به هدف نزديکتر شويم.” (افشاري، 1384، 428)
2-2-1- عوامل اجتماعي و فرهنگي
“پذيرش ايجاد حس يک جامعه بودن توسعه روابط افراد نيز غير قابل قبول مي نمايد. توسعه روابط اجتماعي و گسترش مبادلات در ميان آحاد کشورهاي يک منطقه از ديدگاه افرادي چون کارل دويج در حد قابل ملاحظه اي به ايجاد حس اشتراک منافع يک جامعه بودن مي تواند کمک کند به هر حال توسعه ارتباطات اجتماعي بيشتر بيانگر روند همگرايي اجتماعي است تا سياسي به طور خلاصه مي توان گفت همگرايي اجتماعي به ارتباطات فردي توجه دارد و ضرورتاً به توسعه ادارات و تعهد و الزام متقابل ناشي از آن نمي پردازد.” (افشاري، 1384، 482-483)
“همگرايي کشورهاي اسلامي در زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي به عنوان ضرورتي اجتناب نا پذير بايد مورد تأکيد قرار گيرد مقوله وحدت و همگرايي کشورهاي اسلامي جهت انباشتن توانمندي ها و امکانات فراوان اين کشورها و بازگشت به دوران درخشان اسلامي موضوع انديشه ورزان اسلامي گرديد. همراه با اين پديده ظهور استعمار و پديده صهونيسم، تلاش براي آزاد سازي قدس اهميت منابع نفتي در کشورهاي اسلامي مقوله همگرايي را با انگيزه تازه همراه کرد همگرايي کشورهاي اسلامي را بايد تابعي از ضرورت هاي بيروني اعم از عقب ماندگي و يا مواجهه با دشمن مشترک دانست که هيچ يک از آن ضرورتاً از بين نرفته اند اما به نظر مي رسد اکتفا کردن به ضرورت هاي بيروني براي فهم و سامان دهي مفهوم جهان اسلام موجب غفلت از ضرورت هاي دروني اين معنا شده است غفلت از ضرورت هاي دروني موجب ناديده گرفتن مفهوم ياد شده و به همين جهت کاستي و نا تواني آن در پاسخگويي به همان دو خواست بيروني هم شده است. از پيامد هاي تکيه صرف بر ضرورت هاي بيروني استيلاي منطق سياسي و عدم ملاحظه جوانب فرهنگي ميان کشورهاي اسلامي مي باشد به حسب اين منطق صرفاً بازيگران سياسي در تحقق ايده و خواست مذکور نقش آفريني کرده اند اما مرز گذاري هاي سياسي در دوران جديد که دولت ها و ملت ها نمايندگان آن هستند به هيچ روي مجال وحدت و پيوندهاي دراز مدت و عميق سياسي را بدست نداده است علاوه بر اين خواست وحدت و هماهنگي سياسي در عرصه اي چنين فراخ و گسترده يک آرمان دور دست و تا حدودي غير واقع بينانه بوده است واقعيت آن است که اگر از شعارها و آرمان هاي سياسي صرفنظر کنيم گذشته تاريخي کشورهاي اسلامي نشانگر امکان و افق هاي ممکن ارتباط ميان کشورها مي باشد. کشورهاي اسلامي از اين حيث که در رويارويي با جهان جديد با مسائل کم و بيش مشترکي مواجه مي باشند و در پاسخگويي به آن بر نمادها و عوامل و عناصر مشترکي که همانا فرهنگ و تمدن اسلامي است تکيه مي کنند بر اين معنا و مبنا يک کل به هم بسته مي باشند. اما در عين حال بايد از نظر دور داشت که فرهنگ اسلامي در هر يک از مناطق سرزمين بزرگ با زمينه ها و مشخصات منطقه اي پيوند خورده است و راز ماندگاري و جاودانگي تمدن اسلامي در همين توانمندي فرهنگ اسلامي است که با بهره گيري از فرصت هايي که جهان اطلاعاتي تازه بدست داده است با صد زبان و صد رنگ در ميدان تعامل با يکديگر حاضر شويم ميداني که هدف از حضور در آن يک رنگ کردن عرصه گسترده و نا همرنگ نيست، بلکه غني ساختن و پربار ساختن هر يک از اين عرصه ها و امکان هاي تازه اي براي رشد و شکوفايي بيشتر است.
جهان اسلام با گشودگي باب فرهنگ نقد مي تواند در راه حرکت به سوي بالنگي يکباره به دام بنيادگرايي نيفتد. در اين زمينه ضروري است که بر نقش فرهنگ و ارتباط فرهنگي تأکيد کنيم و ذکر اين نکته ضروري است که کشورهاي اسلامي شناخت مستقيم و بي واسطه از يکديگر ندارند تا بر بنيان پويايي آن باب گفتگوي دروني تمدني گشوده شود.
بخش بزرگي از مسائل سياسي جهان اسلام وامدار فقر فرهنگي و ناتواني در ايجاد بالندگي و نشاط در جامعه اسلامي است اگر جهان اسلام بتواند سهم درخور خود را در عرصه فرهنگ بشري باز بيايد هجوم به کشورهاي اسلامي نيز به چنان سهولتي که امروز شاهد آن هستيم امکان پذير نخواهد بود” (فردوسي پور، 1383، 282-285)

2-2-2- عوامل اقتصادي و سياسي
“چارچوب نظري پژوهش هاي مربوط به همگرايي اقتصادي در نظريه اتحاديه هاي گمرکي ريشه دارد افرادي مانند واينر، ميدوليسپي در اين زمينه به نظريه پردازي پرداخته اند مسأله اصلي اين است که آيا رفع تعرفه ها و موانع گمرکي مي تواند در ميان کشورها بهبود شرايط اقتصادي آنها را دربر داشته باشد لذا همگرايي اقتصادي متغيرهاي گوناگوني چون سطح اشتغال، تراز پرداخت، ساختار صنعتي توزيع درآمد توان اقتصادي و قدرت اقتصادي در مذاکرات تجاري را مورد توجه قرار مي دهد.
همگرايي اقتصادي نيز مفهوم ساده اي نيست اين نظريه از کتاب واينر در مورد اتحاديه هاي گمرکي اقتباس شده است برخي همگرايان اقتصادي را در سطح مناطق به عنوان يک استراتژي رشد براي کشورهاي در حال توسعه مطرح کرده اند. در بحث از همگرايي اقتصادي ميزان حمايت دولت هاي واينر مسأله ايجاد تجارت و انحراف از تجارت مورد بحث قرار گرفته است که منظور افزايش سطح تجارت ميان کشورهاي درون يک اتحاديه گمرکي و دگرگوني در ارتباطات تجاري آنهاست.
منافع اقتصادي از جمله علل و عواملي است که نقش مهمي در روابط کشورهاي منطقه دارد و نمود آنرا مي توان در مسأله مبادلات بازرگاني تجاري، فني، تکنولوژيکي و غيره مشاهده نمود. در اين نوع روابط (تجاري، اقتصادي، بازرگاني و غيره) هم دولت ها و هم مردم کشورهاي يک منطقه نقش دارند منافع ملي که در اينجا بُعد اقتصادي آن مطرح است ضمن آنکه باعث رفع نيازهاي نسبي کشورهاي منطقه مي گردد در بطن خود زمينه ساز گسترش روابط اقتصادي، تجاري و به تبع آن روابط سياسي نيز مي گردد.
يکي ديگر از عللي که جنبه اقتصادي داشته و باعث گرديده که کشورهاي منطقه به طور جمعي در رابطه با آن در کنار يکديگر قرار گيرند در مرکز خاورميانه يعني خليج فارس مسأله نفت و بحث بر سر تعيين قيمت سهميه و ميزان توليد آن است منافع مشترک کشورهاي منطقه خليج فارس که همه به غير از عمان توليد کننده نفت هستند و در اوپک عضويت دارند ايجاب نموده است که علي رغم دوستي ها و يا خصومت ها، وزراي نفت کشورهاي عضو اوپک در کنار يکديگر قرار گرفته و زمينه هاي ياد شده به بحث و مجاب نمودن يکديگر بپردازند. در بحث همبستگي اقتصادي به عنوان يکي از پارامترهاي تحقق همگرايي کانتوري و ايشبگل تأکيد بر مکمل بودن اقتصاد کشورها دارند. از اينرو به نظر آنها “بالاترين سطح همبستگي اقتصادي را مي توان در سيستم آفريقا ديد” (افشاري، 1384، 486)
“عده اي در رابطه با همگرايي اقتصادي کشورهاي اسلامي و تشکيل بازار مشترک اسلامي جهت استحکام همگرايي اقتصادي جهان اسلام اظهار مي دارند که اين کشورها هنوز ابزارهاي لازم و پويايي مورد نياز را ندارند به گونه اي که هر يک از اعضاي سازمان کنفرانس اسلامي به قطب هاي خارج از جهان اسلام پيوند و وابستگي بيشتري دارند اين کارشناسان بر اين عقيده هستند که عوامل متعددي در گرايش تجارت خارجي جهان اسلام به سوي کشورهاي غير مسلمان اثر گذار است که مهمترين آنها بافت اقتصادي مشابه در توليد مواد خام کالاهاي سنتي و غيره و نياز به دستيابي بر توليدات مي باشد که فن آوري پيچيده تري در آنها بکار رفته است از سوي ديگر تنوع توليدات کشورهاي اسلامي بدان حد نيست که نيازهاي گوناگون آنها را تأمين و مکمل اقتصاد يکديگر باشند.
اگرچه بسياري از اقتصاد دانان غربي نيز همين عقيده را دارند و تلاش کشورهاي مسلمان در گسترش همکاري هاي اقتصادي و بازرگاني در چارچوب بازار مشترک اسلامي را محکوم به شکست مي دانند ليکن بايد توجه داشت که اولاً از زمان تشکيل اين بازار مشترک زمان درازي نگذشته است و با ادامه اين همکاري ها کشورهاي اسلامي مي توانند ساز و کارهاي مناسبي را به مرور زمان تجربه نمايند ثانياً هر گونه يأس و نااميدي در اين زمينه موجب فرو غلتيدن در شرايطي دشوارتر مي گردد و کشورهاي اسلامي مي بايد درنظر داشته باشند که در شرايط جهاني شدن تجارت و حاکميت انحصاران هر گونه تلاش انفرادي محکوم به شکست مي باشد. کشورهاي اسلامي مي بايد نهايت تلاش خود را براي تقويت همکاري ها به کار ببرند.
افزايش همکاري هاي اقتصادي بررسي زمينه هاي مساعد سرمايه گذاري براي توليد در مقياس وسيع با توجه به بازار وسيع کشورهاي اسلامي و هدايت روند سرمايه گذاري هاي آتي به سوي توليدات مکمل تلاش براي ايجاد هماهنگي هاي بيشتر در يافتن پروژه هاي سرمايه گذاري مشترک و سعي در اجراي اين پروژه ها تبادل اطلاعات بازرگاني و ارائه فرصت هاي تجاري به دست اندرکاران بخش خصوصي در کشورها، حرکت در جهت ايجاد اتحاديه هاي گمرکي و … مي تواند در اين راستا مؤثر واقع شود.” (احمديان، 1383، 41 و 42)
“عده اي ديگر اظهار مي دارند که وحدت سياسي و همگرايي سياسي بدست نمي آيد، مگر اينکه ابتدا بنيادهاي محکمي، به ويژه در زمينه هاي اقتصادي از طريق همکاري فزاينده در زمينه تخصصي ايجاد شود مثل آنچه در اروپا روي داده است. به طور نظري همبستگي اقتصادي داراي مزاياي قابل ملاحظه اي است، يک بازار بزرگ چند صد ميليون نفري امکان صرفه جويي هايي مقياس را ميسر مي دارد و مبناي توليد صنعتي و کشاورزي را متنوع مي کند و به آن وسعت مي بخشد. همکاري و هماهنگي نزديکتر اقتصادي همچنين مي تواند مشوق تخصصي کردن بيشتر نقش ها گردد و آن از طريق استفاده حداکثر از مزاياي مقايسه اي در ارتباط با تفاوت هاي مکاني منابع و توليد حاصل مي شود مزاياي ديگر ممکن است شامل تجارت از طريق کاهش يا حذف محدوديت ها در مجموع وحدت اقتصادي و همگرايي اقتصادي مي تواند عمران و آباداني کلي جهان اسلام را شتاب بخشد و مسلمانان را از وضع موجود نجات دهد.” (ميرحيدر، 1374، 323-324)
2-2-3- ناسيوناليسم
“حکومت هاي ملي تأسيس شده در اروپاي قرن نوزدهم کوشيدند تا فرهنگ ملي خود را ميان مردمان جامعه خود تقويت کنند از اين تلاش بود که ناسيوناليسم به عنوان “ايدئولوژي حکومت” و به عنوان يک گرايش سياسي در جامعه رشد کرد. رشد اين انديشه هاي ناسيوناليستي در اروپا حرکت ملت هاي پراکنده را به سوي “وحدت ملي” در اروپا سبب گرديد و اين گونه بود که ملت هاي آلمان و ايتاليا در اروپاي باختري به يکپارچگي رسيدند و ملت هاي روماني، چکسلواکي و مجارستان در اروپاي خاوري خود را از چيرگي خانواده هابسبرگ رهاندند و به استقلال رسيدند. ليبرال ها و سوسياليست ها در اين ميان اگرچه از خود مختار بودن و استقلال سياسي ملت ها طرفداري مي کردند همواره از شرايط برتري وفاداري ملي بر وفاداري به “انسانيت” و جامعه انساني جلوگيري مي کردند. اما ناسيوناليسم رشد کننده اروپايي اين تلاش ها را درنورديد و بروز جنگ جهاني اول نشان داد که ميليون ها جوان اروپايي حاضر بودند جان خود را فداي “ملت” و “ميهن” خود کنند با اين حال ايدئاليست ها توانستند با گرد هم آوردن ملت ها در تشکيلاتي عمومي چون جامعه ملل متفق که در ميانه قرن بيستم به سازمان ملل متحد کنوني تبديل شد تا حد زيادي از انفجارهاي مشابه ميان ملت ها جلوگيري کنند از سوي ديگر، گسترش انديشه هاي ناسيوناليستي در مستعمرات را دامن زد اين گونه بود که مستعمرات اروپايي در آسيا، آفريقا، آمريکا و اقيانوسيه يکي پس از ديگري، در خلال سال هاي واپسين قرن نوزدهم و در سراسر قرن بيستم، قيام کردند و به آرمان تبديل شدن “ملت هاي” مستقل دست يافتند.” (مجتهدزاده، 1381، 65)
“تولد انديشه ناسيوناليسم عربي در سال هاي ميان دو جنگ جهاني و گسترش آن در دهه هاي پنجاه و شصت ميلادي بر انديشه و عملکرد جنبش هايي که تحت اين عنوان فعاليت کردند اثر

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع درآمد سرانه، آداب و رسوم Next Entries منابع تحقیق با موضوع تعامل سازنده، جنبش عدم تعهد، ادغام شرکت ها