منابع تحقیق با موضوع غازان خان، مرگ طبیعی، خواجه نصیرالدین طوسی

دانلود پایان نامه ارشد

مراودین و مشاق بوده است.(همان،69-68).هنگامیکه جبه نویان سردار مغولی به ایران حمله نموده و ری را فتح کرد ، عازم قم شد و در آنجا قتل و غارت بسیاری به راه انداخت . مولف روضه الصفا در این باره می نویسد : « چون جبه نویان به قم رسید ، جمعی از مسلمانان که در اردوی او بودند به او گفتند که چون مردم قم رافضی مذهب هستند. قتل ایشان عین صوابست و او دستور داد تا مردم قم و نواحی آن را از دم تیغ گذراندند و عیال و اطفال ایشان را اسیر کردند»(میرخواند،1375،848). رشیدالدین فضل الله نیز از به اسارت بردن اطفال صحبت کرده است و بناکتی نیز اشاره می نماید که در سال 618ﻫ اهل قم به کلی قتل عام شدند(رشید الدین فضل الله ،1367:ج1،380؛ بناکتی،1348،368). قتل و غارت مغولان در کاشان نیز رخ داد که جوینی در این باره می نویسد : « جمعی از لشکریان به محاصره کاشان مشغول شدند و به سه روز بگرفتند و قتل و غارت و نهب بسیار کردند و از آنجا رفتند»(جوینی ، بی تا:ج2،169). گویا مغولان در سال 621 ﻫ نیز دوبار به آنجا حمله نموده و کسانی را که در نخستین تهاجم جان سالم به در برده بودند، را از دم تیغ گذرانید.
هنگامیکه منگوقان بر سریر سلطنت نشست ، حکمرانی بر تومان قم و کاشان را به علی ملک که در حکم شریک امیر ارغوان بود تفویض نمود (جوینی ، بی تا:ج1،255). هنگامی نیز که مغولان به سرپرستی هلاکوخان به آن مناطق وارد شدند. ظاهرا خواجه نصیرالدین طوسی با احترام وجود به افضل الدین مرقی کاشانی ، لشکر هلاکوخان را از نهب و غارت کاشان بازداشت(اقبال آشتیانی،1387،506). و علی ملک همچنان حاکم بر عراق و خراسان(رشید الدین فضل الله،1367:ج1،255) بود که اداره تومان قم و کاشان را نیز به او سپردند ، تا اینکه هلاکو در سالهای نزدیک به وفات خود آن ممالک را به اباقاخان داد، پس از آن نیز هنگامی که اباقاخان به حکومت نشست آن تومان را به انضمام چند منطقه دیگر به بهاءالدین محمد جوینی داد . او تا زمان ارغون حاکم آنجا بود تا اینکه توسط ایلخان به قتل رسید ، و در زمان بایدو نیز تومان های عراق عجم به تولادای رسید(وصاف،1269،284). پس از آن اطلاع دقیقی از وضعیت سیاسی این تومان در دست نیست این فقدان اطلاعات برقرار می باشد تا پس از مرگ ابوسعید که شبانکاره ای می نویسد : «که لطیف الله کاشی که از سادات و نقبای کاشان بود ولایت کاشان را ضبط نمود ، بعد از وفات او آن مملکت تحت تصرف گماشتگان شاه شجاع درآمد»(شبانکاره ای،1363،342).
به لحاظ قشر بندی مذهبی ،در این تومان مردمانی شیعه و سنی وجود داشته اند که طبق اطلاعات حمدالله مستوفی مردم قم شیعیان اثنی عشری بسیار متعصبی بوده اند ، مردم اردستان و ناحیه فراهان نیز شیعه اثنی عشری و بیشتر مردم جرباذقان سنی شافعی بودند، (مستوفی ،1336،77-74). در مورد کاشان حمدالله مستوفی اشاره دارد که اهل آن ولایت سنی مذهبند (همان ،74). اما مولف تقویم البلدان مردم آنجا را شیعه از شاخه امامیه می داند (ابوالفداء،بی تا،487). در این باب مولف آثار البلاد اشاره می کند : « بسیار در آن باب غلو دارند»(قزوینی، 1373،52)0
در بررسی اوضاع کشاورزی باید به این نکته اشاره نمود که درقم غله فراوان بود و پنبه نیز کشت می شد ؛ همچنین در این ولایت باغهای بود که آب آنها از چاه تامین می شد(مستوفی ،1362،61). مولف آثار البلاد نیز از وجود پسته ، فندق و همچنین معدن نمک ، نقره و طلا در آنجا سخن میگوید(قزوینی ،1373،514). در کاشان نیز میوه های مانند خربزه و انگور بدست می آمد(بویل،1385،482). همچنین از پارچه های ابریشمی مرغوب و نیز ساخت ظروف بسیار خوبی که به دیگر ولایات میبردند، نیز یاد شده است(قزوینی ،1373،503). صاحب آثار البلاد از زردآلویی در کاشان که از آن جوز قند می ساخته اند و به اطراف برای تحفه می بردند نیز یاد می کند (همانجا).در دیگر شهرهای این تومان نیز غله و میوه های دیگری پرورش داده می شده است.(مستوفی ،1362،70-68).

5-4-تومان لر بزرگ

بنابر اطلاعاتی که حمدالله مستوفی ارائه می دهد . این تومان شامل شهرهای ایدج6 ، عروج7 و لردگان8 بود ، همچنین شهرهای شولستان فارس و کردارکان ، قهپایه المستان نیز جزو آن بوده است(مستوفی،1362،70)در هنگام حملات مغول اتابک نصره الدین هزاراسب به جای پدر خود که در زمان سنقر به لرستان آمده و بر خود نام اتابکی گذاشته بود حاکم لر بزرگ شد . او پادشاهی عادل بود و در زمان حکمرانی او اقوام بسیاری از جبل السماق هشام به لرستان عزیمت کردند(میرخواند ،1375،782) و بر توان او افزوده شد ، او همچنین باقی مانده شولان را به زور شمشیر از آن ولایت بیرون کرده و دیار شولستان را نیز تسخیر نمود(همان ،542). در این زمان خلیفه بغداد برای او منشور و خلعت فرستاد (خواند میر ،1362،326). در زمان او ولایت لر بزرگ رونق یافت و خرابیهای آن آباد شد. چنانکه در کتاب تاریخ گزیده آمده است: « هر موضع را که قابل زراعت می دید ، ساخت و درو مردمان نشاند و هیچ جای خراب نگذاشت» (مستوفی ،1339 ،542). پس از او اتابک تکله هزار اسب به قدرت رسید ، در زمان حکومت او بود که هلاکوخان به ایران آمد . در سال 655 ﻫ اتابک تکله به نزد هلاکوخان رفت و هلاکو نیز او را ایلکی داد و در تومان کیتبوقا نویان درآورد(میرخواند ،1375،782؛ مستوفی ،همان،543). اتابک تکله به همراه هلاکو در جنگ بغداد شرکت نمود ، اما گویا پس از فتح بغداد او از کشتن خلیفه ابراز تاسف کرده بود ، هنگامیکه این احوال به گوش هلاکو رسید از رفتار او دلگیر شده و او را فراخواند . اما اتابک تکله از ترس هلاکو در قلعه متحصن شد، هرچند امرا سعی نمودند او را با وعده وعید به نزد هلاکو ببرند اما مثمر ثمر واقع نشد ، تا اینکه هلاکو انگشتری خود را به نشان امان نزد او فرستاد و تکله نیز حصار را رها کرد(مستوفی ،همان،544). امرا او را به تبریز بردند و پس از پرسیدن یرغو و اثبات گناهش، او را به یاسا رساندند(نطنزی،1383،42).
پس از وفات اتابک تکله ، برادرش اتابک آلب ارغون به فرمان هلاکو به قدرت رسید (مستوفی ،همان،544). او به رسم قاعده مغول ییلاق و قشلاق می کرد ، چنانکه زمستان به ایدج و شوش می رفت و تابستان نیز به کوه زردک می رفت(نطنزی،همان،42). او حکمرانی عادل بود که در آبادانی و عمران نواحی تحت سلطه اش اهتمام می ورزید ، برای اینکار او تدبیر کنندگان را فرا خواند تا برای مشکلات موجود و آوارگی مردم راه حلی بیندیشند. او تمام تلاشش را در این زمینه به کار برد و زراعت نیز در دوره رونق گرفت (مستوفی ،همان،544). گویا قلمرو او چنان رشد کرد که به قول مستوفی « موجب رشک خلدوجنان شد»(همانجا) او پانزده سال حاکم آنجا بود تا در سال 670 هـ به مرگ طبیعی در زمان اباقاخان در گذشت (نطنزی،همان،42). پس از او نیز به فرمان اباقاخان ، اتابک یوسف شاه بن الب ارغون به حکومت این ناحیه رسید ، او همواره در دربار اباقاخان بود و حاکمانی به نیابت از او در لرستان به حکومت می پرداختند. هنگامیکه اباقا به جنگ براق رفت ، اتابک یوسف شاه نیز با لشکری به کمک اباقاخان آمد و همچنین در لشکرکشی اباقاخان به گیلان نیز شرکت داشت و چون ایلخان مغول در بین راه به محاصره دشمن درآمد ، یوسف شاه با شجاعت جان او را از مهلکه نجات داد و خان مغول پس از آن به او لقب بهادر عطا نمود(غفاری قزوینی،1343،171،.وصاف ،1269،25) . همچنین اباقاخان حکومت ممالک کوه کیلویه ، خوزستان و شهر فیروزان را نیز به او سپرد. (مستوفی ،همان،545).
در سال 681 هـ اباقاخان درگذشت و احمد به ایلخانی رسید ، در این هنگام بین او و ارغون درگیری های صورت گرفت که اتابک یوسف شاه در این کشمکش ها جانب احمد را گرفت ، اما هنگامی که احمد شکست خورد ، لرها فرار کرده ، خواستند از ولایت نطنز به لرستان عقب نشینی کنند که در این میان تعداد بسیاری از آنها در بین راه مردند . مستوفی در این باره می نویسد : « در آن بیابان بر اثر تشنگی تعدادی از آنان هلاک شدند»و همچنین او می نویسد : « این اولین بلیتی بود که بدان قوم رسید»(همان ،546).
پس از احمد ، ارغون نیز با اتابک یوسف شاه به لطافت رفتار نموده و از او خواست که خواجه شمس الدین محمد را به نزد او بیاورد ، او نیز به درخواست او عمل کرده(خواند میر ،1362،427) و پس از آن به لرستان بازگشت، او در راه بازگشت به آنجا در سال 685 هـ درگذشت(نطنزی،همان،43).9
پس از یوسف شاه پسرش ، اتابک افراسیاب به حکم یرلیغ ارغون جانشین پدر شد ، که طبق دستور ارغون خان او برادر خود احمد را ملازم دربار ارغون گرداند(مستوفی ،همان،546). و خودش نیز عازم لرستان شد ، او که مردی دائم الخمر بود(ابن بطوطه،1337،186).در آن نواحی ظلم و ستم پیشه کرد و شروع به دست اندازی و تعدی به جان و مال مردم نمود .مستوفی دراین باره می نویسد : « خواجگان نظام الدین و جلال الدین و صدرالدین را که از عهد ملک هزار اسف (اسب) بازو وزارت در خاندان اینان بودند را هر کدام را به تهمتی از تیغ گذراند».(مستوفی ،همان،546). براثر کشتاری که اتابک افراسیاب براه انداخت ، عده ای از مردم این نواحی به اصفهان پناه بردند؛ افراسیاب، قزل ، عم زاده خود را به اصفهان در تعقیب آنها فرستاد ، قزل در این حین از مرگ ارغون با خبر شده و شحنه اصفهان را کشت، خطبه به نام اتابک افراسیاب خواند(خواند میر ،1362،327). و اتابک افراسیاب اینگونه بهسرکشی در برابر مغولان و مخالفت با آنان پرداخت ، چون گیخاتو بر تخت نشست امیر تولادای را با ده هزار سوار به دفع اتابک افراسیاب فرستاد ، او نیز اتابک افراسیاب را گرفته و به نزد گیخاتو آورد(همانجا). اما گیخاتو او را عفو نمود(منشی کرمانی ،1362،63). مستوفی دراین باره می نویسد : « به شفاعت اروک خاتون و پادشاه خاتون کرمانی از جرم او درگذشت».(مستوفی ،1339،547).او بار دیگر به لرستان رفته و تمام خواجگانی که با رای و تدبیر بودند مانند : خواجه فخرالدین یوسف ابن سراج الدین و امیرحسن شهریار و چند تن دیگر را به قتل رساند(همانجا). بدین سان قدرت او در لرستان بی منازع گشت .اتابک افراسیاب در دوره غازان خان نیز همچنان بر سریر قدرت بود ، تا اینکه در سال 695 ﻫ هرداق نویان اعمال بد او را به غازان خان گزارش داد و غازان خان نیز دستور به یاسا رساندن او را صادر نمود(خواند میر ،همان،783). رشیدالدین اشاره می کند که او را به خاطر تخطی ها و حمله به کهکیلوه به یاسا رساندند( رشیدالدین فضل الله ،1358،106).
پس از مرگ اتابک افراسیاب ، اتابک نصره الدین احمد به فرمان غازان خان حاکم لرستان شد ، او که پادشاه عادلی بود(میرخواند،1362،328). با مردم رفتار مناسبس پیشه کرد ، با اقداماتی که او به انجام رسانید ، رعیت مرفه گشتند و آن ایالات دوباره رونق گرفت . اتابک نصره الدین در قلمرو خود حدود 460 خانقاه را آباد کرد.(ابن بطوطه،1337،185). همچنین او مالیاتیهای دریافتی را به سه قسمت تقسیم نمود که یک قسمت را به مصرف مخارج زوایا و مدارس می رساند. یک سوم خرج قشون و یک سوم دیگرنیز مخارج شخصی او وحرم و غلامان او را تامین مینمود ، که از سهم مخارج خود همیشه هدایایی برای سلاطین ایلخان از جمله ابوسعید می فرستاد.(همانجا). او سی و هشت سال حکومت نمده و در زمان سلطان ابوسعید در سال 733ﻫ به مرگ طبیعی درگذشت پس از او پسرش اتابک رکن الدین یوسف شاه به جانشینی پدر رسید . او نیز 6 سال حکومت کرد ،تا اینکه در سال 740 ﻫ وفات یافت (خواند میر ،1362،784). پس از مرگ، جنازه او را به ایذج که ابن بطوطه این شهر را مال الامیر و آن را پایتخت اتابک می داند، (ابن بطوطه،همان،239). برده و در مدرسه ای به نام رکن آباد به خاک سپردند(خواند میر ،همان،784). .پس از او اتابک مظفرالدین افراسیاب بن یوسف شاه به حکومت رسید . سلسله حکمرانی این اتابکان همچنان ادامه داشت، تا اینکه با ظهور تیمور و حملات او حکوکت اتابکان نیز بر انداخته شد.
طبق اطلاعاتی که حمدالله مستوفی ارائه می دهد حقوق دیوانی این ایالت به اتابک می رسید که بیش از صد تومان بود اما آنچه که به مغولان می داد ، نه

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع پیشه وران، شهر ورامین، تهاجم مغول Next Entries منابع تحقیق با موضوع حسام الدین، جمال الدین، شاه طهماسب