منابع تحقیق با موضوع غازان خان، غیاث الدین، آسیای صغیر

دانلود پایان نامه ارشد

امرا نیز با او موافقت کرده و برای عزل گیخاتو از حکومت هم آواز شدند .هنگامی که گیخاتو از این اوضاع آگاهی یافت بعضی از امرا را دستگیر کرد که امیر طغاجار با وساطتی که انجام داد جان دستگیر شدگان را نجات داد و پیشنهاد مذاکره با بایدو را داد(اشپولر ،1384،94). اما در این هنگام بایدو از طرف بغداد به تبریز حمله ور شده و در نزدیک همدان با نیروهای گیخاتو درگیر شد که در این نبرد امرای گیخاتو نیز به بایدو پیوستند و ایلخان با دیدن این وضعیت پا به فرار گذاشت ، اما نیروهای بایدو او را دستگیر کرده و به یاسا رساندند. (رشید الدین فضل الله،همان،838-837) .
پس از مرگ گیخاتو امیر طغاجار و امرای دیگر بایدو را به ایلخانی برگزیدند او در جمادی الاول سال 694ﻫ در نزدیکی همدان به جای گیخاتو نشست و وزارت خود را به جمال الدین دستجردانی سپرد(شبانکاره ای،1363 ،267). در این دوره به مانند عهد ارغون، مسلمانان به زحمت افتادند و مغولان دست به تعدی به جان و مال مردم دراز کردند و زوایا و خانقاه ها پایگاه بخشیان و کشیشان شد(بیانی ، 1379 ،207). و به مسیحیان اجازه بنای کلیساهای جدید در نقاط گوناگون کشور داده شد (بیانی ،1367:ج2،436). اما پس از مدتی بایدو دستجردانی و طغاجار را از خود رنجاند. با این اقدام او، طغاجار در هنگام جنگ بایدو با غازان انتقام گیخاتو را بهانه خود قرار داده و به لشکریان غازان پیوست(رشیدالدین فضل الله ،همان،900-882). دوران حکمرانی بایدو نیز با حملات غازان به پایان رسید و غازان توانست در 29 دیقعده 694ﻫ بر تخت بنشیند.(اشپولر ،همان،96).

3-2-6- غازان خان
با روی کار امدن غازان که با راهنمای و ارشاد نوروز به اسلام گرویده بود، دوران جدیدی را در ایران عصر ایلخانان مغول آغاز گردید.در این راستا او، مسلمین را می نواخت و سخت گیری را بر عیسویان شروع نمود. غازان در ابتدای سلطنت خویش دستور ویران کردن تمام کلیساها و بت خانه ها را صادر نمود و این کار چنان شدت گرفت که پس از چندی ناگزیر شد، فرمان لغو آن را صادر کند. در زمان او مغولان زیادی به اسلام گرویدند و بنا به قول شبانکاره ای ، غازان دستور داده بود تا « جهودان دستارها ببندند»(شبانکاره ای،1363 ،268). همچنین او اصلاحاتی نظیر : اصلاح وضع مسکوکات و مقیاس ، رسیدگی به منابع مالیاتی ،اصلاح شیوه تحویل اسلحه به لشکرها ، میزان نحوه پرداخت مواجب سپاهیان و غیره را انجام داد (رشیدالدین ،فضل الله ،1367:ج2،966). تا وضع مملکت رو به آبادانی نهد که بنابر شواهد اینگونه نیز شد و وضعیت معیشتی مردم بهبود یافت. با به حکومت رسیدن غازان جنگ های داخلی در قلمرو ایلخانان پایان یافت (قابل ذکر است این کشمکش ها پس از مرگ ارغون آغاز شده بود) در همین اثنا با مرگ قوبیلای قان ،حکومت ایلخانان از قلمرو آن تجزیه شد .
حکومت غازان در اوایل شکل گیری از آرامش چندانی برخوردار نبود امرا سر نا سازگاری گذاشته بودند ، امیر نوروز یکی از این مخالفان بود. او در آغاز امر با تمام وجود به یاری غازان برخاست تا او را به حکومت برساند و اینگونه نیز شد ، اما نوروز انتظار داشت که ندیم نیرومند ایلخان گردد اما توقعات او چنان که باید برآورده نشد. نوروز در خراسان خروج کرد، او می کوشید تا سلطان مستقل ایالت خراسان گردد ، لشکریان امیر نوروزدر نبرد با سپاهیان غازان که برای فرو نشاندن عصیان او اعزام شده بودند، منهزم شدند وامیر نوروز نیز به هرات گریخت . ملک فخرالدین کرت ، امیر هرات تابع و دست نشانده ایلخان در آغاز رسم میهمان نوازی را درباره امیر نوروز به جای آورد ، ولی سپس او را تسلیم غازان نمود ؛ قتلغ شاه، نیز امیر نوروز را به دستور غازان در سال 696 هـ به قتل آورد(رشید الدین فضل الله،همان،932-926). صدرالدین زنجانی وزیر نیز در سال 697 هـ. بر اثر شکایات سید قطب الدین شیرازی و معین الدین خراسانی که او را به خیانت درحفظ اموال مملکت متهم کرده بودند ، به یاسا رسید . بعد از آن غازان منصب وزارت خود را به سعدالدین (همان،936-934) و نیابت وزارت را نیز به رشیدالدین فضل الله سپرد . در همین زمان نیز در آسیای صغیر خودسری هاو نا آرامی هایی رخ داد که غازان آنها را خواباند و در هنگام حضور ایلخان در آسیای صغیر ، مصریان سر ناسازگاری گذاشتند و موجبات تهاجم غازان به آنجا را فراهم آوردند، او توانست در جنگ مجمع المروج مصریان را شکست دهد و در همین سال 699 هـ به دمشق برسد . در آنجا غازان دستور داد تا خطبه به نام وی بخوانند(اشپولر،1384،275). غازان نبرد دیگری را در سال 702ﻫ با مصریان سازماندهی نمود. این نبرد به مرج الصفر مشهور است ، پیش از آن غازان از مصریان درخواست خراج و خواندن خطبه به نام خود کرد ،که مصریان به این شرایط تن در ندادند(اقبال آشتیانی ،1387،275). این قضیه از دلایل وقوع جنگ مرج الصفر بود که در آن جنگ مغولان متحمل شکست سختی شدند . غازان خان در سال 703ﻫ در اردوگاه زمستانی بین النهرین بیمار شد ، در همین ایام قیام الافرنک رخ داد که با تلاش سعدالدین وزیر ، رهبر قیام دستگیر و جنبش او سرکوب شد.غازان خان در 11 شوال 703 در سن30 سالگی درگذشت(رشید الدین فضل الله،1367:ج2،958و963) و با مرگ او نیز دوران طلایی مغولان به پایان رسید.

3-2-7-الجایتو
در زمان غازان ، الجایتو به امارت خراسان مشغول بود. او کسانی را در دربار غازان اجیر کرده بود ؛ تا اگر اتفاقی افتاد او را باخبر نمایند . با مرگ غازان ، امرا دو دسته شدند و هر دسته برای خود یکی از شاهزادگان را نامزد ایلخانی نمود .دسته ای از آنها به ریاست امیرجولای ، مایل به سلطنت الجایتو بودند و دسته ای دیگر به رهبری هرداق قصد داشتند آلافرنگ را که در زمان غازان قیام کرده بود و به خاطر جوانی از خون او گذشته بودند را به ایلخانی برسانند ، الجایتو که قصد داشت بدون خونریزی بسیار به سلطنت برسد مخفیانه سه نفر به نامهای اسین قتلع ، امیر کرجی و قربوما را مامور، قتل هرداق و آلافرنگ نمود. با از میان برداشتن رقیبان ، الجایتو توانست در 15 ذی الحجه 703 هـ در شهر اوجان به تخت ایلخانی بنشیند. (حافظ ابرو ،1317،11-8)
تا زمان غازان ، پس از مرگ یک سلطان رقابت میان صاحبان ملل و ادیان بر سر این بود که پادشاه جدید را به طرف خود سوق دهند ، اما از آن زمان به بعد ، درگیری میان فرقه ها شکل گرفت و هر فرقه ای سعی داشت پادشاه جدید را به سوی خود جلب نماید . در این زمان سنیها اعم از شافعی و حنفی و شیعیان اثنی عشری در جلب نظر ایلخان به رقابت با یکدیگر پرداختند و هر گروه نیز در یک برهه زمانی موفق شد، الجایتو را به طرف خود بکشاند .الجایتو تحت تاثیر ساوجی ، طرمطاز و تاج الدین آوجی به تشیع گروید ، اما به پیشنهاد فضل الله به خاطر جلوگیری از بروز اختلافات ، دوباره به تسنن گروید.
الجایتو سلطانیه را در سال 704ﻫ ساخت(قطبی اهری،1388،206). و آنجا را پایتخت خود قرار دادو در پیشرفت آن کوشید همچنین او در سال 706 هﻫ توانست گیلان راکه تا آن زمان فتح نشده بود، را فتح نماید و مرزهای ایلخانی را به ان حدود برساند ، اما از طرف دیگرارمنستان صغری نیز در زمان سلطنت این پادشاه و جانشینانش از دست مغولان خارج شد. (حافظ ابرو ،1317،11-8). او بهادر را نیز به سوی فخرالدین کرت فرستاد تا او را که دست به حیله گری برده بود سیاست کند اما بهادر کشته شد و پس از آن بوجای پسر بهادر به جنگ فخرالدین فرستاده شد و او و برادرش توغان توانستند، فخرالدین را گرفته و به نزد الجایتو بیاورند ، اما فخرالدین گناهان خود را به گردن ساکنان هرات و جمال الدین سام انداخت ، که این اقدام فخرالدین منجر به حمله مغولان به هرات شد و الجایتو توانست به فرماندهی بوجای هرات را تصرف نماید(اشپولر ،1384،112).
در دوره الجایتو سعدالدین وزیر رسما در راس اداره کشور قرار داشت ، اما این رشید الدین بود که عملا اداره امر را در دست داشت . سعدالدین کوشید تا وسایل نابودی رشید الدین را به وسیله گزارشهای دروغین فراهم سازد، اما روند امور به نفع رشیدالدین تغییر یافت و او توانست موجبات اعدام سعدالدین را فراهم نماید ، پس از آن تاج الدین علیشاه در راه وزارت شریک رشید الدین فضل الله شد(شبانکاره ای ،1363،271-270). همه کارها بر عهده رشید الدین بود تا زمانی که الجایتو در سال 716 هـ دیده ازجهان فرو بست.

3-2-8-ابو سعید
اولجایتو در 28 رمضان 716 هـ وفات یافت(قاشانی ،1348،145).در زمان مرگ اولجایتو ، ابوسعید در مازندران بود .او که از طرف اولجایتو به حکومت خراسان گماشته شده بود. 12 سال بیشتر سن نداشت. که در اول صفر 717 ﻫ به تخت نشست (حافظ ابرو ،1317،71؛ اشپولر،1384،122).او اولین ایلخان مغولی بود که به طور کامل و از ابتدا نام اسلامی داشت (اشپولر،1389،89). بنا به گفته شبانکاره ای، او دوستدار علم و هنر بود و هنرمندان و شعرا را گرامی داشت(شبانکارهای ،1363،273).
ابوسعید در هنگام به تخت نشستن منصب امیرالامرای را به امیر سونج داد اما او به دلیل دور شدن از پایتخت از قبول این امر امتناع ورزید (اقبال آشتیانی ،1387،325). این اقدام سونج موجب شد تا ابوسعید منصب امیرالامرای را به امیر چوپان بدهد و بدین گونه زمام امور کلی و جزئی ایران در دست امیر چوپان قرار گرفت . چنانکه مستوفی می نویسد :« پادشاه از جهانداری نامی بیش نبود» (مستوفی ،1339،612).
در همان اوایل حکومت ابوسعید ، مخالفت ها با او آغاز شد ؛ از جمله این مخالفان یساول بود که ابوسعید توانست این طغیان را سرکوب کند.(حافظ ابرو ،1317،77-74). در دوران ابوسعید کار وزارت در آغاز با تاج الدین علیشاه و رشیدالدین فضل الله بود ؛ اما رفته رفته کدورت هایی بین آن دو پیش آمد و دسیسه چینان در این بین دست به کار شدند. یکی ازاین افراد ، ابوبکر آقا ، از نوکران امیر چوپان بود(حافظ ابرو ،1317،78). او پیوسته از رشیدالدین فضل الله به نزد امیر چوپان شکایت می کرد . سخن چینی این مخالفان باعث شد تا رشیدالدین فضل الله دررجب سنه 717 هـ از مقام وزارت عزل شود(همانجا). و به تبریز فرستاده شود ، اما تاج الدین علیشاه و دیگر مخالفان باز هم بیکار ننشسته و او را متهم به دادن شربت زهرآلود به الجایتو نمودند.دشمنی این گروه در نهایت منجر به قتل رشید الدین فضل الله در سال 719 ﻫ شد (همان،79). سپس وزارت به خواجه تاج الدین علیشاه رسید و او یکه تاز میدان وزارت شد.
در حدود سال 709 هـ بود که در خراسان امیر یساور دست به تحریکاتی زد و لشکرهای ازبک نیز به حدود دربند آمده و از طرف مصر نیز لشکری به مرزهای دیار بکر رسید(همان ،84). امیر چوپان توانست حملات ازبکان را دفع نماید اما یساور همچنان در خراسان در حال تاخت و تاز بود ، تا اینکه در سال 720ﻫ به قتل رسید(همان ، 111). در سال 724ﻫ تاج الدین علیشاهنیز مرد . او تنها وزیر دوره ایلخانان بود که به مرگ طبیعی مرد. (بویل،1385،384).
امیر چوپان که روز به روز قدرتمندتر می شد ، موجب حسادت اطرافیان قرار گرفت ، که در این اثنا دو اتفاق به تیره شدن روابط امیر چوپان با ابوسعید منجر شد، یکی از آنها عاشق شدن ابوسعید بر دختر امیر چوپان بود و دیگری نیز عمل نابخردانه دمشق خواجه پسر امیر چوپان بود ، او با یکی از معشوقه های ابوسعید به نام تقتای خاتون ارتباط برقرار کرده بود(اشپولر، 1384،128).زمانیکه که ابوسعید از این ارتباط باخبر شد دستور قتل وی را صادرنمود. این اقدامات ، امیر چوپان را از ابوسعید دور کرد ، امیر چوپان سعی داشت ، در مقابل ابوسعید قرار نگیرد و برای این کار به نزد غیاث الدین کرت رفت ، اما غیاث الدین کرت او را زندانی کرده و به ابوسعید تسلیم نمود . غیاث الدین فرزند رشیدالدین که در آن هنگام عهده دار وزارت ایلخانان بود دستور قتل امیر چوپان را صادر نمود(همان،131). امیر چوپان را در سال 728 هـ گردن زدند و بنا به وصیتش جسد او را به مکه بردند.(بیانی ،1367:ج:2،511)در زمان ابوسعید روابط با مصر که در چندین دهه پیش از او درنبرد و کشمکش بود، براساس معاهده ای بهبود یافت و مرزهای

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع غازان خان، سیاست خارجی، حسام الدین Next Entries منابع تحقیق با موضوع ترکان خاتون، تقسیمات کشوری، قراختاییان