منابع تحقیق با موضوع عربستان سعودی، حکومت اسلامی، آیات و روایات، محمد عبدالسلام فرج

دانلود پایان نامه ارشد

اهل سنّت و جماعت را دارند – مى‏دهد؛ به بیان دیگر او با تمسك به آيه‏ی:«اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ»(توبه/31) (بهجای خدا احبار و رهبانان خود را پروردگار خود دانستند.) يكى از مصاديق آن را علم «فقه» تفسير‏كرده و معتقدبود که فقه است كه خداوند آن را شرك ناميده و دنبال كردن آن را «ارباب غير از خدا» معرفى كرده است.(ابن عبد الوهاب،بیتا،ج1،ص168-167) از اين روى از نسبت دادن كفر به علماى ساير مذاهب ابايى نداشت.
بنابراين انفتاح باب اجتهاد و تقليد ستيزى از يك سو و ممانعت از عقل‏گرائى از سويى ديگر باعث شد، تفاسيرى جديد از دين در قالب احكام افراطى‏گرى مطرح شود؛ در واقع آنان این قاعده ی دین را که حکم تکفیر فقط از طرف مجتهد و با احراز شرایطی ویژه، صادر میشود را به کلی نقض کردهاند؛ سير اين رويكرد باعث شده كه امروزه بسيارى از گروه‏هاى تكفيرى به اسم اجراى احكام اسلام با اجتهاد ناقص و اشتباه براى خود حكم صادر كنند و مرتكب جنايت‏هاى فراوانى شوند.
به طور نمونه امام جماعت مسجدی در عربستان سعودی با صدور فتوایی مدعی شد نوشیدن ادرار مجاهدان در سوریه باعث آمرزش گناهان خواهد شد.
به  نقل از الخبر «صالح المغامسی» مبلّغ سعودی و امام و خطیب مسجد قبا در مدینه منوره با اجتهاد خویش از روایتی، فتوای خود را چنین اعلام کرد که نوشیدن ادرار توسط مجاهدان (تروریست های ارتش آزاد و جریان تکفیری جبهة النصرة) باعث آمرزش و پاک شدن گناهان می شود. http://qudsonline.ir/214123.1393/3/13)) وی در استناد خویش به حدیث زیردر باب «الدواء بأبوال الإبل» از صحیح بخاری اشاره میکند:
حدَّثنا موسى بن إسماعيل حدّثنا همام عن قتادة عن أنس أَنَّ ناسًا اجتووا فى المدينة فأَمرهم النَّبىُّ (صلى الله عليه وآله سلم) أن يلْحقوا براعيه – يعْنى الإبل – فيشْربوا من أَلْبانها وأَبْوالها…(بخاری،1407،ج5،ص2153) صالح الغامدی در گفتگو با شبکه تلویزیونی «وصال» عربستان سعودی با تایید صحت صدور این فتوا از سوی خود، اعلام کرد که عمل به فتاوای صادره از سوی علمای کشور عربستان جهت گمراه نشدن گروههای مسلح در سوریه و عراق واجب است.
همچنین شكرى مصطفى- بنیانگذار جریان تندرو تکفیر و هجرت- هم مجتهد را تكفير مى‏كند، چون مى‏گويد:«هركسى براى مردم حكمى را صادر كند كافر است» و هم مقلدان را؛ 14 (فتحی،1393،ص162)كسانى‏كه هدايت الهى را رهاكرده و از عالمان بدون سؤال از دليل تقليد كرده‏اند. وى اجتهاد را به‏معناى تلاش براى شناخت‏ احكام الهى به‏قصد عبادت خدا مى‏شمرد، ولى شرايط اصلى اجتهاد ازجمله شناخت زبان عربى، دانش اصول فقه و علم الحديث را نمى‏پذيرد، بلكه اجتهاد را بر تمام مردم حتى عوام واجب شمرده و همه مقلدان را تكفير مى‏كند.(همان، ص8)
وى به استناد آياتى كه در مقام نكوهش تقليد كافران از كفر اجدادشان نازل شده، به كفر مقلّدان عوام حكم مى‏دهد و بدون هيچ ضابطه‏اى اين آيات را بر عوام مردم كه احكام را از خبرگان و مجتهدان أخذ مى‏كنند، تطبيق مى‏نمايد. (همان، ص10) روشى كه شكرى مصطفى بنا نهاد امروز با شدّت بيشتر در رهبران فكرى سياسى تكفيرى داعش پیگيرى مى‏شود و مى‏توان جريانهاى سلفى- تكفيرى امروز را امتداد جريان تكفيریی مثل شكرى مصطفى دانست.

2-8 تعریف و تفسیر ویژه از جهاد:

جريانهاى تكفيرى در عصر حاضر غالباً به يكى از سه جريان اصلى وهابيّت، سپاه صحابه و طالبان، و سلفيه جهادى (القاعده) وابسته‏اند. خطرناک‏ترين گروه، سلفيه جهادى است كه جهاد را واجب دانسته و چندین گروه به آن متعلق است.(فرمانیان،1393،ج2،ص32) جریان القاعده و داعش از فرآورده های این گروه هستند؛ مرجعیت علمی و عملی آنها در امر جهاد آثار ابن تیمیّه و سید قطب است.
سيد قطب درکتاب خود به نام «معالم فى الطريق» مینویسد كه ما در دوران جاهليت قرن بيستم، كه بدتر از جاهليت زمان پيامبر است، زندگى مى‏كنیم و هر كس به اين جاهليت راضى باشد او هم‏ كافر است؛ بر این اساس تمام سرزمینهاى اسلامى، شهرهاى جاهلى است و اين‏چنين تمام مسلمانان و شهرهاى آنها به حكم سيد قطب كافر شدند. او پیروان خود را به مهاجرت از شهر جاهلی به شهردیگر و تشکیل حکومت اسلامی در آن، توصیه میکند و این روش را روش پیامبر اکرم (ص) میداند؛ به این استنادکه حضرت از مكّه جاهلى به مدينة هجرت نموده و يك شهر اسلامى تشكيل دادند. لذا مسلمانان هم باید با جهاد تهاجمی براى تشكيل حكومت اسلامى بكوشند. (سید قطب،1399،ص5) همین نظریه را عبدالسلام فرج هم در کتاب خویش بیان کرده است.(عبدالسلام فرج،1981، ص13) وی همچنین مینویسد که از دین اسلام به جز اسم چیزی نمانده است به این علت که مسلمانان معتقدند که رویکرد جهاد اسلامی تدافعی است و نه تهاجمی.( سید قطب،1399،ص60-58) پس از آن تعدادى از جوانان تندرو و افراطى اخوان‏المسلمين مصر به تفكرات سيد قطب پيوستند و گروه‏هاى تكفيرى متعددى را در مصر و كشورهاى عربى تأسيس كردند.
مهم‏ترين گروه‏ها عبارت‏اند از: «جماعه المسلمين يا گروه التكفير و الهجره» به رهبرى شكرى مصطفى و گروه« الجهاد» به رهبرى محمد عبدالسلام فرج15 که معتقد است جهاد فريضه‏اى است که قرن ها از جانب مسلمانان مغفول مانده و بايد آن را دوباره احياکرد.
عبدالسلام فرج جهاد را مثل نماز، واجب عينى براى هر مسلمان، اعم از زن و مرد، دانسته، همچنین طبق حكم آيهی:«‏وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ‏»(مائده/44)(وهرکس که حکم نکند به آنچه خداوند نازل کرده است پس آنان کافرانند.) تمام حاكمان اسلامى راكافر معرفى کرده و جهاد عليه آنان را واجب مى‏داند.(عبدالسلام فرج،1981،ص2)
وی در تأکید این موضوع به آیهای استناد میکندکه خداوند متعال در آن تشکیل حکومت اسلامی را بشارت داده و فرموده است:«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»(نور/55) (خدا به كسانى از شما بندگان كه ايمان آرند و نيكوكار گردند وعده فرمود كه در زمين خلافتشان دهد چنان كه امم صالح پيمبران سلف را جانشين پيشينيان آنها نمود، و دين پسنديده آنان را تمكين و تسلط عطا كند و به همه آنان پس از خوف و انديشه از دشمنان ايمنى كامل دهد كه مرا به يگانگى، بى هيچ شايبه، شرك و ريا پرستش كنند، و بعد از آن هر كه كافر شود پس آنان به حقيقت همان فاسقان تبهكارند.)
به نظر وى، جنگ و جهاد عليه دشمنان داخلى، يعنى حكّام‏ مسلمان، بر دشمنان خارجى، يعنى غرب و استكبار جهانى، مقدّم است و تا مدافعان تفكر غرب را در داخل از بين نبريم، پرداختن به دشمن خارجى بى‏معناست.(عبدالسلام فرج،1981،ص15) بدين‏ترتيب فضاى مخالفت با غرب، به داخل جهان اسلام برگشت و جنگ ميان مسلمانان شكل گرفت به اين ترتيب، مفهوم «جهاد» نزد جریانهای تکفیری، يكى از لوازم بازگشت به عظمت اسلامى تلقى شد كه دو نوع داشت؛ جهاد با دشمن داخلى و جهاد با دشمن خارجى.
نمونهی دیگرجریان تکفیری القاعده و رهبران آن هستند که همگى از مسلمانان اهل‏سنت‏اند و قرائتى افراطى و متعصبانه از اسلام دارند؛ آنان تحت تأثير اندیشه سيد قطب و ابن‏تيميّه به تعريف كفر و ايمان و جهاد و حكومت و مسائل عقیدتی ديگر پرداخته‏اند. آنها در عملکرد سياسی خود، معتقد به خشونتاند؛ بلكه جهاد و مبارزه را با استناد به آیاتی چون: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»(انفال/39) (و با كافران بجنگيد تا ديگر فتنه و فسادى نماند و آيين همه دين خدا گردد، و چنانچه دست (ازكفر) كشيدند خدا به اعمالشان بيناست.) و نیز با هدف بازپسگیری حکومت مغصوب الهی، مورد استناد قرار می دهند.
سید قطب میگوید: «هدف در دین اسلام رهایی بشر و آزادی او از سلطهی ماسوی الله است و در آیاتی که الوهیّت، ربوبیّت و حاکمیّت خداوند را بیان میکنند آمده است؛که به معنای نفی حاکمیّت از بشر است»(سید قطب،1399،ص62) وی در بیان ضرورت استقرار حکومتِ الله در زمین به این آیه استناد میکند: «وَهُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلَهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِلَهٌ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ» (زخرف/84) (اوست که هم در آسمان خداست و هم در زمین خداست و حکیم و داناست) آیهی استنادی به طور ضمنی روش برداشت خوارج از آیات قرآن را یادآور میشود که هردو با رويكرد نص‏گرايى افراطی، خواهان برقراری حاکمیت خداوند بر زمین هستند.
در اين ميان، این جهادِ مفروض مهم‏ترين ابزار جریانهای تکفیری از جمله القاعده براى تحقق مبانى فکری آنها به شمار مى‏آيد؛ در حالى كه این تعريف از حكومت، جهاد و راههای تحقق آن نه تنها با آیات و روایات در تضاد است بلکه حتی خلاف سيره و گفتار پيشوايان دين است زیراكه در نهايت به تكفير و تفسيق ديگر مسلمانان مى‏انجامد.
جریان تکفیری – تروریستی طالبان که به جریان وهابیت وابسته است، با اين بينش وارد افغانستان شده و با نيروهاى جهادى در اين کشور جنگيدند، که آن را نوعى جهاد مى‏دانستند.(سرافراز،1390،ص59) جهاد اسلامى، آنگونه كه در متون دينى تبيين شده و در سيره عملى پيشوايان دين نیز شایان اقتداست، ابزارى براى حفظ كرامت انسان، تأمين صلح و امنيت و فراهم كردن زمينه هم‏زيستى مسالمت‏آميز ميان مردم است، تا جاییکه دین اسلام حتی در جنگ و جهاد اسلامی، برای دشمن حقوقی تعریف کرده و افراد خود را به رعایت آنها ملزم نموده است. ذیلاً نمونه ای از بایدها و نبایدهای ساحت جنگ و جهاد اسلامی را با استناد به آیات قرآن کریم بررسی میکنیم:
قرآن نيز به صراحت، هر گونه زياده‏روى و ظلم در ميدان جنگ را ممنوع كرده است: «وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ» (بقره/190) (و در راه خدا با كسانى كه با شما كارزار مى‏كنند، كارزار كنيد و از حد مگذريد كه خدا از حد گذرندگان را دوست ندارد.)
برخی آیات هم بیانگرشرایط ضرورت یافتن جنگ هستند:«أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ»(حج/39) (به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفته‌اند؛ و خدا بر یاری آنها تواناست.) این آیه جنگ را براى دفاع از خود با هدف دفع ظلم و تجاوزگرى دشمن میداند.
آیهی: «وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا»(نساء/75) (چرا در راه خدا و به خاطر مردان و زنان و کودکان ناتوانی که می گويند: ای پروردگار ما، ما را از اين دیار ستمکاران بيرون آر و از جانب خود يار و مددکاری قرار ده، نمیجنگيد.)
به علاوه این آیه که جهاد را برای حمايت از مردم ناتوان به دفاع از خود در مقابل ظلم و ستم؛ تاجایی که جنگ را برای تأمين امنيت، حفاظت از آزادىِ ادیان دیگر و اماكن مذهبى آنان مجاز میداند: «الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا … »(حج/40) (آنهایی که به ناحق از دیارشان رانده شدهاند جز آن بود که میگفتند: پروردگار ما خدای یکتاست و

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع قرآن کریم، پاداش رسالت، رسول خدا (ص)، آیات و روایات Next Entries منابع تحقیق با موضوع قرآن کریم، حکومت اسلامی، مکتب اخباری، مذاهب اسلامی