منابع تحقیق با موضوع سلجوقیان روم، نظم و امنیت، خواجه نصیرالدین طوسی

دانلود پایان نامه ارشد

در زمان اوکتای فتح چین شمالی یعنی استیلای مغولان بر امپراطوری چین و ضمیمه ساختن کره به قلمرو آنان نیز رخ داد(باثورث ، 1371 ، 221).سرداران مغولی که تا این زمان در ایران بودند مناطق را یکی پس از دیگری می نمودند .جرماغون مامور دنبال کردن فتوحات در ایران و پیگرد سلطان جلال الدین خوارزمشاه گردید و جنتمور نیز نامزد فرمانروایی خراسان و مازندران شد (یوسفی حلوایی ،1381،82). که بنابر نوشته جوینی نخستین حاکم مغولی در ایران بود (جوینی ، بی تا :ج2 ، 218). او یکی از شخصیتهای معروف خوارزم به نام شرف الدین خوارزمی را به وزارت خود برگزید و مقام صاحب دیوانی را به بهاءالدین جوینی داد . پس از مرگ جنتمور در سال 633 هـ (همان ،224-222)حکومت ایران در سال 637 ﻫ به گرگوز رسید . از زمان مرگ جنتمور تا روی کار آمدن گرگوز ، نوسال سالخورده حاکم متصرفات مغول در ایران بود (مستوفی،1339،584). گرگوز از قبیله ایغور و یکی از دبیران جوجی بود و از سوی او مامور بود تا درکار حکومت به جنتمور یاری دهد ، او در واپسین سال حکومت جنتمور به مقام نیابت حکومت رسیده بود ( بیانی ،1353،23). پس از مرگ جنتمور نیز اختلافات داخلی به او اجازه نداد تا جانشین شود و در مواقع نبود گرگوز در ایران ، محمد جوینی اداره امور مملکت را بر عهده داشت در این برهه زمانی حاکمان ایران در هرج و مرج بسر می بردند که این امر باعث شد ، اوکتای اداره امور هر ولایت را به یک نویان و هر شهر را به یک امیر بسپرد تا کمی دوباره آرامش به این مناطق بازگردد(اشپولر،1384،42).
اوکتای قان فردی بغایت شراب دوست و دائم الخمر بود او در اثر افراط شدید در نوشیدن شراب بیمار شد که نزدیکان او سعی کردند ، او را از این کار منع نمایند ، اما فایده ای نبخشید و او همچنان مشروب مصرف می کرد تا اینکه در سال 639 ﻫ درگذشت(رشیدالدین فضل الله ،1367: ج1،480).
پس از اوکتای بیوه او ، توراکینا خاتون قدرت را بدست گرفت و به اداره مملکت پرداخت. در همین راستا امیر ارغون برای اداره ایران فرستاده شد.(جوینی ،بی تا:ج2،245). در دوران حکومت زود گذر تورکینا خاتون از زنی به نام فاطمه سخن می رود که مغولان از مشهد به اسارت برده بودنداین زن پس از مدتی توانست از نزدیکان و مقربان توراکینا خاتون شود وتا بدانجا نفوذ یافت، که اموری مانند، معزول کردن امرا را نیز انجام می داد(شبانکاره ای،1363،253). اما هنگامی که قوریلتای برگزار شد دوران فاطمه و تورکینا خاتون نیز به پایان رسید و کیوک، به جانشینی منصوب شد.

3-1-3- کیوک
در سال 643 هـ کیوک به تخت قاآنی نشست، او پسر بزرگ اوکتای بود(بناکتی،1348،393؛ رشیدالدین فضل الله 1367:ج1،563). در قوریلتای به تخت نشستن کیوک باتو حضور نیافت.رشیدالدین این غیبت را اینگونه بیان می کند : « به سببی که از کیوک آزرده بود و بهانه خود را برای نیامدن نیز درد پا و ضعف مزاج اعلام کرد».(رشیدالدین فضل الله،همان،569). در آن قورلیتا ، کیوک در میان تمام امرا و افرادی که حاضر بودند ، اموالی را تقسیم کرد و بنا به گفته جوینی حتی کسانی نیز که نیامده بودند را بی نصیب نگذاشت. همچنین جوینی اشاره می کند که از تمام ممالک مغولی حاکمان یا نایبان آنان در قورلیتا حاضر شدند(جوینی ، بی تا:ج1،209-205).
کیوک پس از تثبیت قدرت ، چینقای و یلواج را که به دست تورکینا خاتون معزول شده بودند ، بر سر کار آورد(اشپولر ،1384،45). .وزیر او چینقای دین نصاری داشت (رشیدالدین فضل الله ،همان،571). اگرچه خود کیوک به دین مسیح نگرویده بود ولی با مسیحیان با مهربانی رفتار می کرد.(اشپولر،همان،46). در این دوران بایجو حملاتی را به بغداد فرماندهی کرد که موفقیت آمیز نبود . کیوک علاقه خاصی به تجارت داشت و از بازرگانان حمایت می نمود ، او با کمال میل در شرکتهای اورتاقان (شرکتهای مسلمان ایرانی و خاورمیانه) سرمایه گذاری نمود(پیگلوسکایا و دیگران،1354،332). همچنین در این دوران نخستین تماس میان مغولان با پادشاهان مغرب زمین صورت گرفت.

3-1-4- منکوقان
پس از فوت کیوک ، اقول قایمش به حکومت داری پرداخت(رشید الدین فضل الله ،همان،580) تا آنکه پس از تشکیل قوریلتای منکوقان با حمایت های باتو بر سریر سلطنت نشست3 و حکومت به پسران تولی رسید . در ابتدا بر سر جانشینی او مخالفتهای صورت گرفت ، یکی از این مخالفان ، اقول قایمش بود که پس از قدرت گیری منکو قان به یاسا رسید (رشید الدین فضل الله ،همان،592). در این دوران ارغون همچنان حاکم ایران بود منکو قان پس از انجام تشریفات جانشینی خود به رسیدگی امور کشور داری پرداخت و در تقسیم حکومت شیوه جدیدی ایجاد نمود که طی آن تمام سرزمین های مغولی را به پادشاهان و شاهزادگان سپرد ، در این راستا او برادر خود قبلای اغول را به شرق امپراطوری فرستاد و تمام چین وبلاد اطراف آنرا به او واگذاشت و برخی مناطق شمال قلمرو را به برادر دیگر داد و هلاکو خان را نیز به بلاد غربی که سرزمین پدرش تولی خان بود فرستاد و دستور داده شد که همه چیز برای سفر او مهیا گردد.(شبانکاره ای، 1363،259-258). (این نکته شایان ذکر است به دلیل آنکه پزوهش حاضر در حیطه ایران آن زمان است از پرداختن به قلمرو دیگر خانان مغولی خودداری و به ایلخان ایران پرداخته خواهد شد.)

3-2- دولت ایلخانان

3-2-1- هلاکو خان
هلاکو خان به منظور اداره مناطق تصرفی ،از طرف منکوقان به ایران فرستاده شد ؛ او در طول تاریخ به فردی جهانگیر شهرت پیدا کرده است، علت اصلی این شهرت می تواند، فتح بغداد توسط او باشد. مهمترین رویداد زمان او شکل گیری حکومت ایلخانان در ایران به پایتختی مراغه در ایالت آذربایجان بود ، که به نوعی این شاخه را از حکومت اصلی مغولان جدا نمود .هرچند بنظر می رسد این هدف در اول دنبال نمی شده و هدف از گسیل هلاکو به ایران توسعه قلمرو مغولان بود (ساندرز ، 1363،126). اما با قدرت گرفتن هلاکو این امر رخ داد.تا سال 653ﻫ که هلاکوخان به عزم ایران از جیحون عبور کرد نواحی وسیعی از سند تا انطاکیه در تصرف مغولان در آمده بود . طی این مدت (653-628ﻫ ) الوس جوچی با انجام فتوحاتی که با همکاری لشکرهای تما صورت گرفت قسمت وسیعی از روسیه را ضمیمه قلمرو خود ساخت و نوادگان جغتای نیز موفق شدند ماوراء النهر را ضمیمه الوس خویش یعنی ترکستان کنند (خیر اندیش ، 1379،187 ).هنگامی که هلاکو از طرف منکو به ایران فرستاده شد ، دستور داده شد تا همه راهها برای رفتن او آماده شود و از هر ده نفر ، دو نفر به لشکر او بپیوندند که بنا به گواهی ماگاگی مورخ ارمنی نیروهای او به حدود هفتاد هزار نفر می رسید(پیگلوسکایا ودیگران،1354،339). در این بین استادان منجنیق اندازی که از اهالی ختای بودند نیز آورده بودند ، و در لشکر هلاکو به کار گرفته شدند(جوینی ، بی تا:ج3 ،92).
هلاکو و سپاهیانش در سال 653 هـ به سمرقند رسیدند و 40 روز در آنجا به عشرت و خوش گذرانی پرداختند. ارغون در آنجا به خدمت هلاکو رسید و پیشکش هایی به او تقدیم کرد.(همانجا). همچنین ملک شمس الدین کرت نیز پیش آمده و اظهار ایلی نمود. هلاکوخان در همانجا نامه ها و دستوراتی را برای امرای ممالک ایران فرستاد و در آن متذکر شد که ما برای رفع ملاحده آمده ایم و اگر شما مخالفت کنید ، از شما نخواهیم گذشت ، پس از آن مکاتبات، امرا و حاکمان به حضور او رسیده و اظهار ایلی کردند(رشید الدین فضل الله،1367:ج2،688).
پس از مدتی هلاکو به سمت قلاع ملاحده حرکت نمود ؛ در این زمان رهبر اسماعیلیان شخصی به نام «خورشاه »بود ، او در مذاکرات هلاکو راضی به انجام خواسته های او نشد ، اما در آخر خواجه نصیرالدین طوسی را با جمعی از اعیان به نزد هلاکو فرستاد ؛ هلاکو با آنان به خوبی رفتار نموده و چنین قرار شد که خور شاه تسلیم هلاکو شود و قلعه های ملاحده نیز خراب شود .تا مدتی خور شاه در نزد مغولان به سر برد ، سپس توسط آنها کشته شد(همان ،696-694).مغولان از میان خویشان او که در جمال آباد قزوین ساکن شده بودند ،نیز هیچ کس را زنده نگذاشتند(جوینی بی تا :ج3،113). سپس هلاکو از قزوین به طرف همدان رفت و در همدان بود، که در سال 655 هـ .ق. بایجو نویان به نزد هلاکو آمد. هلاکو نیز او را به روم فرستاد . در آن زمان یعنی درسال 655 هـ غیاث الدین کیخسرو حاکم روم بود ، بایجو نویان او را در نبرد کوسه داغ شکست داد و تمام روم را گرفته و قتل و غارت بسیاری راه انداخت(رشید الدین فضل الله،1367:ج2،698).
تا قبل از ورود هلاکو خان به صحنه سیاسی ایران ، دولت سلجوقیان روم گرایشهای مشخصی به باتو فرمانروای دشت قبچاق از خود نشان می داد : زیرا بایجو سردار مغول که سلجوقیان روم را مطیع ساخته بود از وی حرف شنوی داشت . تعارض میان بایجو و هلاکو تا بدرجه ای بود که حتی سلجوقیان روم بر این باور بودند که میان ان دو جنگ در گرفته و بایجو شکست خورده است . به همین جهت یکی از اقدامات هلاکو از هنگام ورود به ایران ، اعمال فشار برای همراه ساختن بایجو بود . حتی هلاکو در یک نوبت او را توبیخ کرد و مورد سرزنش قرار داد . بایجو اگر چه در فتح بغداد با هلاکو همکاری کرد اما سرانجام هلاکو او را به قتل رساند. از انجا که بایجو حکمران واقعی دولت سلجوقیان روم به حساب می آمد ، این اقدام به سلطه هلاکو بر ان دولت منجر شد .بدین ترتیب مرز دولت سلجوقیان روم با بیزانس ، مرز قلمرو هلاکو در آسیای صغیر گردید(خیر اندیش ، 1379، 188).
همزمان با این اتفاقات در بغداد خلیفه عباسی المستعصم حکمرانی میکرد. دربار او آکنده از خیانت و دورویی و تنش بین ابن العلقمی وزیر و دواتداران بود تا جای که ابن العلقمی مخفیانه با هلاکو ارتباط برقرار کرده بود ولی خان مغول به او اعتماد چندانی نداشت(اشپولر،1384،55). در ابتدا هلاکو نیت مکاتبه با خلیفه ، به قصد رسمیت شناختن حکومت خویش را در سر داشت. خلیفه عباسی نیز در وهله اول تسلیم درخواست او شد و حکومت او را به رسیمت شناخته و حتی بنا به نظر العلقمی دستور داد خطبه به نام او بخوانند (رشید الدین فضل الله،همان،702). اما نزدیکان او نظرش را تغییر دادند که سردسته این گروه مخالف مجاهدالدین آیبک بود که به دواتدار کوچک شهرت داشت. این اغتشاشات داخلی که تصمیم گیری را از خلیفه سلب کرده بود می توانست بهانه خوبی برای حمله هلاکو به بغداد شود، زیرا با وقوع این حوادث روشن شد که خلافت بغداد از درون متلاشی و ضعیف است. هلاکو نیز با آگاهی از این قضایا بالاخره قصد حمله به بغداد را نموده و توانست بغداد را در روز یکشنبه 4 صفر 656 هـ .ق. گرفته و خلیفه را دستگیر کند در آن هنگام ، هلاکو به او گفت که به مردم بگوید سلاح ها را زمین بیندازند و این چنین شد. درروز هفتم صفر مغولان شروع به غارت بغداد نمودند (همان،714-712). بعد از ان هلاکو خلیفه را به قتل رساند و نواحی مجاور را نیز به تصرف درآورد.
پس ازتصرف بغداد، هلاکو به سمت مشرق روی آورد و مملوکان را به تسلیم دعوت کرد، اما امرای سپاهی مملوک تحت تاثیر سلطان قتوز قرار گرفته و فرستاده مغولی را به قتل رساندند (اشپولر ،1384،61) پس از آن هلاکو به خاطر شنیدن مرگ منکو به آذربایجان بازگشت(اشپولر ،1389،60).وکتیبوقانویان را به جنگ آنها فرستاد ، کتیبوقانویان در نبرد عین الجالوت از مملوکان شکست خورد و به قتل رسید(رشیدالدین فضل الله ،همان، 725-721). هر چند که لشکریان مغولی در این دوران توانستند حلب راتصرف نمایند.
هلاکو مراغه را به پایتختی خود برگزید و از عیسویان حمایت نمود ، همچنین آنها را به امور مهم گذاشت. هلاکو اختلافاتی نیز با برکای که خواهان جانشینی اریق بوکا بجای منکو بود ، داشت که به درگیری های میان آن دو منتهی شد.( اشپولر،1389،66-61). هلاکو به منظور برقراری نظم و امنیت و ساماندهی امر حکومتی در سال 661 هـ مجلس شور مملکتی تشکیل داد(همان،69). در این مجلس شمس الدین محمد جوینی برادر مورخ معروف به وزارت رسید(خواند میر،1355 ،266). هلاکو در ربیع الاول سال 663ﻫ وفات یافت و اباقاخان جانشین او شد .

3-2-

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع تقسیمات کشوری، آسیای صغیر، دوره سلجوقی Next Entries منابع تحقیق با موضوع غازان خان، سیاست خارجی، حسام الدین