منابع تحقیق با موضوع سبيل، ثلثين، سنة

دانلود پایان نامه ارشد

پاداش آن زبان به دعا گشايي. در تفسير قول کريمه در کريمه و قُلْ لَهُما قَوْلًا كَرِيماً288 امر بان وارد گرديده إِنْ ضَرَبَاكَ فَقُلْ لَهُمَا غَفَرَ اللَّهُ لَكُمَا289 از ائمه انام عليهم السلام بنظر رسيده و هرگاه آگاه شوي که ايشان حاجتي يا خدمتي دارند بايدکه سعي جميل در قضا وامضاي آن مبذول داري پيش از آنکه اظهار کنند و بزبان آرند. پس منت قبول باشي اگر موافق مامول بحصول پيوند دو مستحسن شمارند. اول خود را پست تر از ايشان بايد داشت در گفتار و چون به گاه نگاه خيره نگريستن نشاني بي ادبي است، همواره چشم فرو بايد خوابانيد و خيره خيره نشايد نگريست در خبر است که لَا تَمْلَأُ عَيْنَيْكَ مِنَ النَّظَرِ إِلَيْهِمَا إِلَّا بِرَحْمَةٍ وَ رِقَّةٍ وَ لَا تَرْفَعْ صَوْتَكَ فَوْقَ أَصْوَاتِهِمَا وَ لَا يَدَكَ فَوْقَ أَيْدِيهِمَا وَ لَا تَقَدَّمْ قُدَّامَهُمَا290 و ابراهيم بي شعيب در حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بعرض رسانيد که پدرش را چندان ضعف و پيري دريافته که حرکت برو دشوارست. بحدي که حاجت بمدد گاري دارد براي حاجتي که ناچار است. آن حضرت فرمود که خود مباشر نقل او مي‌باش اگر تواني و همچنين بدست خود لقمه بدهانش ميگذار يعني اگر اومحتاج به نيز داني. پس گفت: اينگونه خدمت کاري پدر با چندين ناتواني سپر است آن براي تو فرد ايمني از سوگواري نشأه ثاني291 و در روايت جابر جعفي مذکورست که مردي آنحضرت را خبر داد که پدر و مادرش مخالف مذهب حق‌اند در اعتقاد. فرمود: با ايشان سبيل احسان سلوک دار. چنانکه با دوستداران ما. و مراد آن است که فساد اعتقاد ايشان را مانع حق گزاري و پاسداري پندار.
فصل: و از آنجمله اهتمام بدلجويي اقرب و صله ارحام بتفقد حال و بذل مال و حسن سلام و طيب کلام که نوازش و اکرام نزديک ناگزير کرام است در شريعت اسلام بمقتضاي کريمه: وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ‏292 و عمده فوائد و عوائد اين فضيلت والا و منزلت آن است که نگاه دارنده از سلوک سالک عصيان و وقوع مهالک خذلان است. بر اجل مقرون روي مقدر افزايد و مواطن فيروزي و خزائن بهروزي گشايد. و محاسن اوصاف را در نظر اشراف آرايد و زيور فرخندگي بخشايد و کاسه دريوزه آمال را از نمو اموال و تزکيه اعمال مالامال گرداند. و حساب ديرين را در روز بازپسين از دفاتر کرام کاتبين باساني گذارند و بالجمله آثار فواکه غير مقطوعه و ازهار اثمار غير ممنوعه اين خصلت مطبوعه در اخبار مسند و مرفوعه بسيار مذکور است از آن جمله اين حديث نبوي است که جامع کافي بروايت ابي ذر جندب بن جناده غفاري از آن حضرت ماثورست: حَافَتَا الصِّرَاطِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الرَّحِمُ وَ الْأَمَانَةُ فَإِذَا مَرَّ الْوَصُولُ لِلرَّحِمِ الْمُؤَدِّي لِلْأَمَانَةِ نَفَذَ إِلَى الْجَنَّةِ وَ إِذَا مَرَّ الْخَائِنُ لِلْأَمَانَةِ الْقَطُوعُ لِلرَّحِمِ لَمْ يَنْفَعْهُ مَعَهُمَا عَمَلٌ وَ تَكَفَّأَ بِهِ الصِّرَاطُ فِي النَّارِ293 و از آن جمله روايت است که از حضرت صارق عليه السلام در کتاب مذکور مسطور است: إِنَّ صِلَةَ الرَّحِمِ تُزَكِّي الْأَعْمَالَ وَ تُنْمِي الْأَمْوَالَ وَ تُيَسِّرُ الْحِسَابَ وَ تَدْفَعُ الْبَلْوَى وَ تَزِيدُ فِي الرِّزْقِ294 و هم در کتاب مزبور از آن حضرت ماثورست که: ما نعلم شيئا تزيد في العمر الاصلة الرحم حتي ان الرجل يکون اجله ثلث سنين فيکون وصولا للرحم فيزيد الله في عمره ثلثين سنة فيجعلها ثلثا و ثلثين سنة و يکون اجله ثلثا و ثلثين سنة فيکون قاطعا للرحم فينقصه الله تعالي ثلثين سنة و يجعل الله اجله ثلث سنين295 مضمون اين روايت آنست که هيچ خصلتي از خصال را در تاخير آجال با صله خويشان نتوان سنجيد و هيچ عملي از اعمال را در کوتاه کردن اعمار با بريدن ازيشان برابر نتوان ديد. نيکوکاري با اولوا الارحام سي سال اجل مقرر را زياد تواند گردانيد.
فصل: و از جمله اخلاق ستوده مراقب تواضع در تقلب اطوار و تبدل اوطار و ياسراني لينِ جانب و خفض جناح در تصاعيف گفتار و تصاريف کردار بادامت اين کرامت سلوک سبيل سلامت نموده از وخامت هرگونه مسامت و ملامت آسودن و در معاشرت آشنا و مکاشرت بيگانه قرين مثابرت فروتني و افتادگي بوده و از خود کاستن و بر همکنار افزودن نقل حوائج از بازار با سهولت حمل خدمت کار نموداري است از تحلي به اين گوهر گران مقدار و همچنين همدستي اعوان و انصار در تحمل سرانجام دادن مهمات کارگزار و اقدام عاکفان حظيره عزت و اعتبار بر اجابت دعوت کمنامان دور از ديار نخوت و استکبار. و عيادت بيماران خارج حصار پرستاري و تيمار و امثال اين از آثار ايتمار فرمان کردگار که زداينده غبار اغترار تواند بود از رخسار اعتبار. و بايددانست که ملازمت خصلت تواضع در خورش و پوشش و ادام و جنبش و نشست و خاست از قدر و منزلت خردمنشي که خود را از براي خوشنودي خداي عز و علا به اين زيور آراسته و از رذيله تکبر پيراسته ذرهواري تنواند کاست بلکه خاکساري از وسائل انبات سنابل رفعت منزلت و افزائش بهاست. چنانکه روايت ما تواضع احد لله الا رفعه الله296 بدان گوياست. وهمچنين روايت إِنَّ فِي السَّمَاءِ مَلَكَيْنِ مُوَكَّلَيْنِ بِالْعِبَادِ فَمَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَاهُ وَ مَنْ تَكَبَّرَ وَضَعَاهُ297 از اختفاي همين معني پرده گشاست. آورده‌اند که رسول خدا در مسجد قبا چون بهنگام افطار شربتي طلبيد اوس بن خولي انصاري قدحي از شير که زبده آن گرفته و با عسل آميخته بودند حاضر گردانيد. آن حضرت چون نزديک لب گردانيد و طعم آن را چشيد تواضع گزيده رغبت از تناول آن کيبانيد پس همکنان را بگفتن اين سخنان در حق گزاري تواضع و اقتصار و پاسداري سلوک سبيل رشاد آگهي بخشيد. شَرَابَانِ يُكْتَفَى بِأَحَدِهِمَا مِنْ صَاحِبِهِ لَا أَشْرَبُهُ وَ لَا أُحَرِّمُهُ وَ لَكِنْ أَتَوَاضَعُ لِلَّهِ فَإِنَّ مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ اللَّهُ وَ مَنْ تَكَبَّرَ خَفَضَهُ اللَّهُ وَ مَنِ اقْتَصَدَ فِي مَعِيشَتِهِ رَزَقَهُ اللَّهُ وَ مَنْ بَذَّرَ حَرَمَهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَكْثَرَ ذِكْرَ الْمَوْتِ أَحَبَّهُ اللَّهُ298. و از آن جمله حيا که سرآمد خصال حميده خجسته سيرتان بندگي حياست چنانکه از روايت الْحَيَاءُ وَ الْإِيمَانُ مَقْرُونَانِ فِي قَرَنٍ فَإِذَا ذَهَبَ أَحَدُهُمَا تَبِعَهُ صَاحِبُهُ299 هويداست. و از آن جمله خوش رويي و گشاده رويي هم با صداقت منشان فرزانه و هم با کجروشان و گستردن بساط انبساط بر مسند خرمي و نشاط بهنگام ورود آشنا و بيگانه. خوش خويي سبب آبادي ديار و باعث زيادتي اعمارست و ثواب آن مانند ثواب روزه گيران و شب زنده داران است. از دل دشمنان کينه ديرينه زدايد و بر دوستي دوستداران بي کينه افزايد. ايزد تعالي خوش خويان را بثواب کساني که در راه خشنودي او عز سلطانه مجاهده کرده باشند نوازد و بمقتضاي روايت إِنَّ الْخُلُقَ الْحَسَنَ يَمِيثُ الْخَطِيئَةَ كَمَا تَمِيثُ الشَّمْسُ الْجَلِيدَ300 خويي خوش گناه را چنان ميگدازد که آفتاب يخ را گدازد. و از آن جمله غبار بدکرداري کسآن را بصيقل نيکوکاري زدودن و در برابر مساءت اساءت ايشان سبيل ازاءت احسان پيمودن هيچ يک از خصال ديده وران خردپرور را با اين خصلت خجسته اثر برابر نتوان داشت چه با اين خصلت مبارک سِيَر در سلبِ ضير و جلب خير منت بر خود و غير توان گذاشت. زنگار عداوت و شحناء از مرائي صداقت و صفا زدايد و اقفال اغلال دلها از خزائن اقبال آسائش دنيا و عقبي کشايد. رفته رفته سالک سبيل مکاشحت و بغضاء را حامل لواي ولاء گرداند. و بيابان گرداوديه ستيزه و چالش را بسر منزل ستائش و نيائش رساند وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ301 اشارت به حق شناسي اين نعيم است وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ302 که رافع بنيان و واضع ارکان اين خلق عظيم است نموداري از تفخيم اين نعيم مقيم است حديث أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِخَيْرِ خَلَائِقِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَكَ وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ وَ الْإِحْسَانُ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْكَ وَ إِعْطَاءُ مَنْ حَرَمَكَ303 تعبير از ستايش تحبير همين خصلت خطيرست که به چهار کسرت نمودار گرديده در انظار اعتبار وايافتگان صاحب ديده که بدقائق مضامين گفتار رسيده‌اند و از حدائق الفاظ گهربار واليان کشور بشارت و انذار شقايق حدائق چيده و جامع هر چهار است روايت افضل الفضائل صله الهاجر و ايناس النافر والاخذ بيد العاثر304 که در بعضي از کتب اخبار رسيده.
فصل: و از آن جمله همواري و سازگاري که پاسبان خردپروران است از وقوع مهالک درماندگي و سلوک سالک دشواري. و همچنين مدارات با مردمان بنيروي تحلم و بردباري که نماينده مواطن آرميده کيست و کشاينده خزائن استواري. و از آن جمله پنهان داشتن فقر و نهفتن اعسار از دارنده و نادار که موجب بهره يافتن بسيارست از خزائن احسان و ادرار پروردگار. عن الصادق عليه السلام قال: قال رسول الله صلي الله عليه و آله: يا علي ان الله جعل الفقر امانة عند خلقه فمن ستره اعطاه الله مثل اجر الصائم القائم و من افشاه الي من يقدر علي قضاء حاجته فلم يفعل فقد قتله اما انه ما قتله بسيف ولا رمح ولکن قتله بما نکي من قبله305 و از آن جمله کظم غيظ و تجرع خشم است ببستن زبان انتصار و شکستن دست انتقام بهنگام اضطرار زورق تحمل از طغيان طوفان عدوان و التطام امواج اختصام. بر خود شکستن خشم و فروخوردن غيظ با اقتدار انتصار و تمکن از ستيز بمقتضاي حديث مَنْ كَظَمَ غَيْظاً وَ لَوْ شَاءَ أَنْ يُمْضِيَهُ أَمْضَاهُ أَمْلَأَ اللَّهُ قَلْبَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ رِضَاهُ306 باعث خشنودي خدا است عزوعلا در روز رستاخيز با آنکه عزم جاده مکافات ذليل گردد و حاسم ماده مجازات عزيز. در نظر وايافتگان صاحب تميز نه همين در نشاه باز پسين بلکه در دنيا نيز تذکر روايت ما اغرّ الله بجهل قط ولا اذل بحلم قط307 زداينده غبار ندامت است از رخسار کرامت و تبصر درايت مَا مِنْ عَبْدٍ كَظَمَ غَيْظاً إِلَّا زَادَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عِزّاً فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ308 رباينده چوگان کرامت است از ميدان سلامت، و از آن جمله اهتمام داشتن و آسايش حال و آرايش حال هم کيشان و همت گماشتن بر رفع تباعد و تعاند بهنگام تعاسر و تفاسد ايشان عاکفان حظائر شعور ادخال السرور و اصلاح امور نزديک ودور را عمده وسائل خشنودي آفريننده جهان وانموده‌اند و واقفان سرائر امور منزلت صاحبان اين خصلت را بالاتر از منازل ساير بندگان خجسته فرمان نشان داده و زياده از آن ستوده اند. از حضرت صادق عليه السلام ماثورست که از رسول خدا صلي الله عليه و آله پرسيدند که دوسترين بندگان نزد خداي عزوجل کيست؟ گفت: انفع الناس للناس309 يعني دوست تر از آن کسي که نفع به مردمان بيشتر رساند هيچ کس نيست. و خبر مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنَادِي يَا لَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ310 نيز از اخبار نبوي است که هم از آن حضرت سلام الله عليهما مروي است.
فصل: و از آن جمله محبت دوستداران خدا و عداوت دشمنان خدا که عمده وسائل رستگاري و اقوم ارکان ايمان ست. و از حديث كُلُّ مَنْ لَمْ يُحِبَّ عَلَى الدِّينِ وَ لَمْ يُبْغِضْ عَلَى الدِّينِ فَلَا دِينَ لَهُ311 مستفاد چنان است که هر کس ازين دو خصلت بي بهره باشد از زيور ايمان مزين نيست. هر کس بدوستي اهل طاعت تنيده با اهل معصيت دشمني ورزيده بايد که گمان رستگاري به خود دارد. و آن کس که با نيکوکاران عداوت ورزيده و بمحبت بدکردادان تنيده بايد که خود را از رستگاري دور شمارد. و امام محمد باقر عليه السلام جابر بن يزيد جعفي را آگاه گردانيده ازين نکته نهفته و در تنبيه عامه بيدار منظران خفته چنين گفته: إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّ فِيكَ خَيْراً فَانْظُرْ إِلَى قَلْبِكَ فَإِنْ كَانَ يُحِبُّ أَهْلَ طَاعَةِ اللَّهِ وَ يُبْغِضُ أَهْلَ مَعْصِيَتِهِ

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع تحف العقول، اسباب نزول، صفات برتر Next Entries منابع تحقیق با موضوع ازين، الدنيا، سبيل