منابع تحقیق با موضوع سازمان ملل، حق تعیین سرنوشت، سازمان ملل متحد، شورای امنیت

دانلود پایان نامه ارشد

موقتي بودن مداخله؛
7. نظارت شوراي امنيت سازمان ملل متحد. 
4-3-2-2 ) – مداخله بشردوستانه در بوسني: 
سازمان ملل در طول چهار سال جنگ در بوسني و هرزگوين، با صدور بيش از 60 قطعنامه اقدامات متعددي را تدارک ديد. شوراي امنيت در تاريخ 25 سپتامبر 1991 با تصويب قطعنامه 713، وضعيت حادث در بوسني را تهديد صلح و امنيت بين المللي اعلام و خواستار اعمال ضمانت اجراهاي اقتصادي در خصوص دولت بلگراد گرديد. شوراي امنيت طي قطعنامه 752 به تاريخ 15 مه 1992 خاطر نشان ساخت «احتياجي فوري به كمك بشر دوستانه» وجود دارد. كمي بعد، بنا بر قطعنامه 758 به تاريخ 8 ژوئن مقرر گرديد هر اقدام بشر دوستانه اي كه در اين كشور به عمل آيد تحت اختيار «انحصاري» ملل متحد و تحت حمايت نيروهاي نظامي چند مليتي قرار گيرد كه سازمان ملل ترتيب داده است در ادامه شورا با تصويب قطعنامه هايي چون قطعنامه هاي 764، 771 و 780 در سال 1992 مسأله نقض حقوق بشر در يوگسلاوي را مورد توجه قرار داد. پس از آن، شوراي امنيت طي قطعنامه 808 موافقت خود را با ايده تشکيل يک ديوان بين المللي براي تعقيب متهمان به ارتکاب جنايات جنگي و نيز برخي جرايم ديگر که در يوگسلاوي سابق به وقوع پيوسته بود، اعلام داشت. پس از چندي دبيرکل سازمان ملل متحد گزارشي درباره تأسيس اين ديوان بين المللي ارائه کرد. شوراي امنيت نيز قطعنامه 827 را به منظور تأسيس ديوان و تدوين پيش نويس اساس نامه پيشنهادي توسط دبيرکل تصويب نمود.
4-3-2-3 ) مداخله بشردوستانه در روآندا
پس از آن که در سال 1994، درگيري هاي قومي در روآندا منجر به کشته شدن صدها هزار نفر و آوارگي حدود 5/1 ميليون نفر از مردم شد، شوراي امنيت با صدور قطعنامه هايي چون قطعنامه 925 و 929 با محکوميت ژنوسايد در روآندا و تلقي آن به عنوان تهديدي براي صلح و امنيت بين المللي، با عمليات چند مليتي در آن کشور موافقت نمود. با قطعنامه 929 مورخ 22 ژوئن 1994 در چارچوب فصل هفتم، «مأموريت ملل متحد براى كمك به روآندا» براى ايجاد «يك منطقه بشر دوستانه امن‏» پس از كشتارى خونين در اين كشور ايجاد شد
4-3-2-4 ) – مداخله بشردوستانه در کوزوو:
 پس از آن که استفاده افراطي از زور توسط يوگسلاوي، قربانيان بسياري بر جاي نهاد و منشأ امواج گسترده پناهندگان شد. شوراي امنيت با اعلام خطر قريب الوقوع فجايع انساني در تاريخ 23 سپتامبر 1998، قطعنامه 1199 را به تصويب رسانيد، که بر حسب آن شورا تأييد نمود که وضعيت ايجاد شده در کوزوو تهديدي براي صلح و امنيت منطقه به شمار مي آيد. شوراي امنيت با تصويب اين قطعنامه در چارچوب فصل هفتم منشور، از سرگيري مذاکرات و بازگشت بدون مانع پناهندگان و نيز عقب نشيني واحدهاي امنيتي جمهوري فدرال يوگسلاوي را از کوزوو در نظر داشت اما رد اجراي قطعنامه هاي شوراي امنيت توسط يوگسلاوي و ناتواني شورا در اتخاذ تدابير قهري به دليل مخالفت روسيه و چين موجب شد ناتو در تاريخ 13 اکتبر 1998 با يوگسلاوي به منظور تسليم وي در برابر انتظارات شوراي امنيت، اتمام حجت نمايد. پس از مدتي، با تعلل يوگسلاوي و کشتارهاي جديدي غير نظاميان توسط صرب ها در «راکاک»، ناتو را بر آن داشت تا در 30 ژانويه 1999 مجدداً به تهديد کاربرد زور دست يازد. اين تحولات در نهايت، ناتو را در 24 مارس 1999 به کاربرد زور عليه يوگسلاوي هدايت نمود، بدون اين که قبلاً مجوز شوراي امنيت را در اين مورد فراهم کرده باشد. طبق قطعنامه١٢٤٤ که توسط شوراي امنيت سازمان ملل در يازده ژوئن ١٩٩٩ تصويب شد، مقرر گرديد کوزوو  با احترام به حفظ تماميت ارضي فدراسيون يوگسلاوي موقتاً به وسيله سازمان ملل اداره شود.
نتیجه گیری
ﻗﺒﻞ از ﺗﺼﻮﯾﺐ ﻣﻨﺸﻮرسازمان ملل متحد مفهوم اصل مداخله بطور ﻋﺎم در رواﺑﻂ ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻞ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﺸﺪه ﺑﻮد در اﯾﻦ دوران دوﻟﺘﻬﺎ ﺑﺎ ﺗﺼﻮﯾﺐ و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﻣﻌﺎﻫﺪات دو ﯾﺎ ﭼﻨﺪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﺧﻮد را ﺑﻪ رﻋﺎﯾﺖ ﺣﺎﮐﻤﯿﺖ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻣﻠﺰم ﻣﯽﻧﻤﻮدﻧﺪ و ﻣﺪاﺧﻠﻪ در اﻣـﻮر ﮐـﺸﻮرﻫﺎ، ﺗـﺎﺑﻌﯽ از اراده، ﻣﻨﺎﻓﻊ و ﻗﺪرت ﮐﺸﻮر ﻣﺪاﺧﻠﻪ ﮔﺮ ﺑﻮد. ﺑﺎ ﺗﺼﻮﯾﺐ ﻣﻨﺸﻮر ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﺑﻪ رﻋﺎﯾﺖ اﺻﻞ ﺑﻨﯿـﺎدي و مصرح ﻋـﺪم ﺗﻮﺳـﻞ ﺑـﻪ زور ﻣﺘﻌﻬﺪ ﺷﺪﻧﺪ. ﻣﻨﺸﻮر ﺑﺎ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﻣﺪاﺧﻠﻪ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﯾﮏ ﺟﺎﻧﺒﻪ از ﺳـﻮي دوﻟﺘﻬـﺎ و ﺗﻌﯿـﯿﻦ ﭼﺎرﭼﻮﺑﯽ ﺑﺮاي ﻣﻮارد ﻣﺪاﺧﻠﻪ ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻠﻞ در ﻗﻠﻤﺮو ﻣﻠﯽ دوﻟﺘﻬﺎ ، ﺗﻮاﻧﺴﺖ ﻣﻌﯿﺎر ﻧﺴﺒﺘﺎً خوبی از ﺣﺪود و ﺛﻐﻮر اﺻﻞ ﻣﻨﻊ ﻣﺪاﺧﻠﻪ اراﺋﻪ دﻫﺪ .در دوران جنگ سرد ﺷﻮراي اﻣﻨﯿﺖ ﺑﺎ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﻣﺤـﺪود از ﻣﻔﻬﻮم ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻋﻠﯿﻪ ﺻﻠﺢ ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ ﺳﻌﯽ ﻧﻤﻮد از دﺧﺎﻟﺖ در ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﮐﻪ ﻗﻮاﻋﺪ ﺣﻘﻮق ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻞ اﺳﺎﺳﺎً ﺣﻞ و ﻓﺼﻞ آﻧﻬﺎ را ﺑﻪ ﻋﻬﺪه دوﻟﺘﻬﺎ واﮔﺬار ﻧﻤﻮده ﺑﻮد، ﭘﺮﻫﯿﺰ ﻧﻤﺎﯾـﺪ ﻟـﺬا ﻋﺪم ﻣﺪاﺧﻠﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﻗﺎﻋﺪه اﺻﻠﯽ ﺣﻘﻮق ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘـﻪ ﺷـﺪه وﻣﺪاﺧﻠـﻪ ﺑﺸﺮ دوﺳﺘﺎﻧﻪ اﺳﺘﺜﻨﺎء ﺑﺮ اﺻﻞ ﺑﻮد . در دوران ﺟﻨﮓ ﺳـﺮد به دلیل بلوک بندی و دو قطبی بودن سازمان ملل ، نظریه غالب درﺷﻮرای امنیت نظریه ﻋﺪم ﻣﺪاﺧﻠﻪ در امور داخلی کشور ها بود و اصطلاحا کفه «عدم مداخله »بر کفه «مداخله بشردوستانه » سنگینی داشت. حتی در جنگ کره بعلت وتوی شوروی شورای امنیت نتوانست قطعنامه ای صادر کند که با صدور قطعنامه اتحاد برای صلح در مجمع عمومی امکان مداخله بین المللی در کره میسر گردید.
ﺑﻌﺪ از ﺟﻨﮓ ﺳﺮد، ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻣﻮاردي از ﻣﺪاﺧﻠـﻪﺗﻮﺳﻂ ﺷﻮراي اﻣﻨﯿﺖ وﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎي ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ و ﻣﻨﻄﻘﻪ اي در ﺑﺤﺮاﻧﻬﺎي ﺟﺎري در داﺧﻞ ﮐﺸﻮرها ﺑﻨﺎ ﺑﻪ دﻻﺋﻞ بشر دوستانه و اﻋﻤـﺎل ﯾـﺎ اﻋـﺎده ﺻـﻠﺢ ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان مداخلات ﺑﺸﺮ دوﺳﺘﺎﻧﻪ را ﺷﺎﻫﺪ ﺑﻮده اﺳﺖ .در اﯾﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻣﻔﻬﻮم ﺻـﻠﺢ و اﻣﻨﯿﺖ ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ ﺑﻄﻮر ﮔﺴﺘﺮده ﺗﻮﺳﻂ ﺷﻮراي اﻣﻨﯿﺖ ﺗﺒﯿﯿﻦ ﺷﺪ و ﻣﻮاردي ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻋﻠﯿـﻪ ﺻﻠﺢ ﺗﻠﻘّﯽ ﮔﺮدﯾﺪ و در ﺣﻮزه ﺻﻼﺣﯿﺖ اﯾﻦ رﮐﻦ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ .شوراي امنيت در تاريخ 25 سپتامبر 1991 با تصويب قطعنامه 713، وضعيت حادث در بوسني را تهديد صلح و امنيت بين المللي اعلام کرد.طي قطعنامه 752 به تاريخ 15 مه 1992 خاطر نشان ساخت «احتياجي فوري به كمك بشر دوستانه» وجود داردو چنانچه ملاحظه می شود در بحران بوسنی هم تشخیص وضعیت ناقض صلح بودن وهم جواز مداخله بشر دوستانه از سوی شورا امنیت صادر شده است.پس ازجنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نقش شورای امنیت در مداخلات بشر دوستانه پر رنگ شد.
اﻟﺒﺘﻪ ﺣﻞ ﺑﺤﺮاﻧﻬﺎي داﺧﻠﯽ ﻓﻘﻂ در اﻧﺤﺼﺎر ﺷﻮراي اﻣﻨﯿﺖ نیست ، ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻮاردي ازﻣﺪاﺧﻼت اﻧﺴﺎن دوﺳﺘﺎﻧﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻬﺎي ﺑـﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠـﯽ و ﻣﻨﻄﻘـﻪ اي، ﺑـﺪون ﻣﺠـﻮز ﺷـﻮراي اﻣﻨﯿـﺖ نیز وﺟـﻮد دارد.که مورد پذیرش حقوق بین الملل نیز واقع شده است. مانند بحران کوزو که در آن ناتو در 24 مارس 1999 به کاربرد زور عليه يوگسلاوي اقدام نمود، بدون اين که قبلاً مجوز شوراي امنيت را در اين مورد فراهم کرده باشد و یا مداخله شورای همکاری خلیج فارس در ائتلاف با غرب در بحران اخیر عراق که بر علیه داعش صورت گرفت که دست به اقدامات و حملات هوایی زدند . ناگفته نماند، مداخلات سازمان های منطقه ای همانند شمشیر دولبه است که بعضا اقدامات و مداخلاتی انجام می دهند ﮐـﻪ ﻣﺸﺮوﻋﯿﺖ آن ﻣﻮرد ﺗﺮدﯾﺪ اﺳﺖ.
ﺑﻨـﺎﺑﺮاﯾﻦ درﻣـﻮرد خشونت های ﺷـﺪﯾﺪ وﺟﻨﺎﯾﺎت علیه ﺑﺸﺮﯾﺖ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻧﺎﺷﯽ از ﻋﺠﺰ و ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ دوﻟﺖ ﺣﺎﮐﻢ ﺑـﻮده و ﯾﺎ ﺷﻮراي اﻣﻨﯿﺖ در اﺗﺨﺎذ اﻗﺪام ﻗﻬـﺮي ﺑـﻪ دﻟﯿـﻞ ﺣـﻖ وﺗـﻮی اعضای دائم ناتوان باشد، در اﯾﻨﮕﻮﻧـﻪ ﻣـﻮارد ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻗﺎﻋﺪه ﻋﺮﻓﯽ ﻣﻄﺮح ﺷﻮد ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﻧﯿﺮوﻫﺎي ﻣﺴﻠﺢ، ﺣﺘـﯽ ﺑـﺪون ﻫـﯿﭻ گونه ﻣﺠﻮزي از ﺟﺎﻧﺐ ﺷﻮ راي اﻣﻨﯿـﺖ، ﺑﺘـﺪرﯾﺞ ﻣـﺸﺮوع ﺗﻠﻘّـﯽ گردد اﮔﺮﭼﻪ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ اﻗﺪاﻣﺎت ﺳـﺎزﻣﺎﻧﻬﺎي ﺑـﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠـﯽ ﺗﺒـﺪﯾﻞ ﺑـﻪ ﻋـﺮف ﺷـﻮد، مانند مداخله ناتو در بحران لیبی و ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز خاک آن کشور اﻣـﺎ ﺑﺮﺧﻼف ﻣﻨﺸﻮر ﺑﻮده، و ﻣﻮﺟﺐ ﺳﻮء اﺳﺘﻔﺎده و اﺧﻼل در ﻧﻈﻢ ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ ﻣﯽ ﮔﺮدد.
در دکترین مداخله بشر دوستانه روسیه برای ورود در بحران اکراین ،مداخله بشر دوستانه موضوعیت ندارد چرا که نه تنها مستندی بر وقوع اعمال ناقض حقوق بشر وجود ندارد بلکه هیچ گزارشی مبنی بر در معرض خطر جدی ،جنایت و نسل کشی قرار داشتن روس تباران و ساکنان مناطق شرقی اکراین ارائه نشده است.از سوی دیگر هیچ گزارشی مبنی بر سرکوب گسترده مردم در هیچ کجای اکراین مخابره نشده که روسیه باستناد آن گزارشات خودرا موظف به مداخله بشر دوستانه در قالب یک نهاد منطقه ای بداند و برای حفظ صلح یا نجات شهروندان اکراینی یا روس تباران اکراین بدون مجوز شورای امنیت،اقدام نماید.همانند دخالت ناتو در کوزو. در مسئله الحاق کریمه به خاک روسیه وحضور نظامی آن کشور در خاک اکراین چنین وضعیتی نه در شبه جزیره کریمه و نه در ایالت های شرقی اکراین از سوی منابع رسمی و غیر رسمی گزارش نگردیده است.واگر چنین وضعیتی در منطقه حاکم بود روسیه بسادگی می توانست از شورای امنیت جواز مداخله بشر دوستانه را بگیرد.لذا با این اوصاف مداخله بشر دوستانه روسیه با عنایت به موارد مذکور با اصول و قوانین ومقررات بین المللی هم خوانی ندارد و روسیه با مداخله در امور داخلی اکراین قواعد اصل عدم مداخله و عدم توسل به زور را نقض کرده و اصول وقوانین بین المللی را مصادره به مطلوب نموده است.
امید آن می رفت که با استقرار رويه مداخله بشر دوستانه توسط شوراي امنيت جامعه بين‌المللي در آينده از اين ابزار حقوقي بتواند از جنايات يا فجايع انساني جلوگيري كند، ولي متاسفانه با توجه باینکه چنين اعمالي داراي دو وجه است. اين گونه مداخله از طرف سازمان هاي بين‌المللي يا دولت هاي بزرگ مي‌تواند راه را براي دخالت هاي ديگر تحت پوشش مداخلات بشردوستانه باز كند و آنچه در اکراین اتفاق افتادومی افتد سوئ استفاده از این ابزار حقوقی از طرف روسیه بود. و صد حیف که دراين صورت مداخلات بشر دوستانه خصوصيت بشر دوستانه بودن خود را از دست مي دهد و نتايج منفي آن موجب تزلزل نظام جهاني مي‌گردد. لذا براي پرهيزاز چنين روند منفي لازم است شرايط اجراي اين مداخلات و حدود و ثغور آن با توجه به اصل عدم مداخله در امور داخلي حاکميت ها و اختيارات سازمان ملل در امر حقوق بشر به طور دقيق مشخص گردد و محور اقدامات و تشخیص سازمان ملل متحد باشد.

فصل پنجم:
دکترین حق تعیین سرنوشت

مقدمه
با گسترش بحران اکراین از میدان استقلال کی یف به شبه جزیره کریمه در 23 نوامبر 2014 واعلام استقلال جمهوری خود مختار کریمه در 11 مارس 2014 و متعاقب آن با برگزاری رفراندوم جدایی از کشور اکراین و الحاق به خاک روسیه در 16 مارس 2014 در زیر لوای «حق تعیین سرنوشت» بار دیگر بحث جایگاه «حق تعیین سرنوشت » و تعارض آن با سایر مباحث حقوقی از جمله لزوم حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت دولتها را در حقوق بین الملل برجسته ساخت .از سوی دیگر تاکید کرملین به حمایت از« حق تعیین سرنوشت » ساکنان ایالت های شرقی زنگ خطر جدی متوجه سایر جمهوری های جدا شده از اتحاد جماهیر شوروی را بصدا در آورد و باعث ایجاد نگرانی در این جمهوری ها از قبیل آذربایجان، گرجستان، ازبکستان و حتی قزاقستان طرفدار روسیه گردید. این موضوع قبلا درجدایی آبخازیا واوستیای جنوبی از گرجستان نیزدر سال 2008 تجربه شده بود که پس از روی کار آمدن دولت غربگرا در گرجستان به رهبری ساکاشویلی ، روسیه با اقدامات نظامی و حمله نظامی به گرجستان استقلال اوستیای جنوبی را اعلام و به رسمیت شناخت.
در بحران اکراین نیز پس از فرار یانوکویچ رئیس جمهور طرفدار روسیه و روی کار آمدن دولت جدید ، روسیه در گام اول و به فوریت ، با برگزاری رفراندوم استقلال موجبات الحاق کریمه به خاک خودش رافراهم و نشان داد که این منطقه با امنیت ملی روسیه ارتباط تنگاتنگ و تعیین کننده ای دارد.لذا با قاطعیت از آن حفاظت می کند و تبعات بین المللی آن را نیز می پذیرد. به موازات تلاش دولت اکراین با همراهی غرب برای مقابله با این اقدام روسیه ، روسیه به الحاق کریمه بسنده نکرد و تجزیه طلبان شرق اکراین را نیز فعال کرد. ایالت های شرقی اکراین به دلایل ترکیب قومی و ویژگی های تاریخی ، منطقه ای طرفدار روسیه محسوب می شود و در انتخابات ریاست جمهوری همیشه متمایل به نامزدهای روسگرا محسوب می شده و از زمینه لازم برای تجزیه برخوردار است . روسیه در حالی که شیب رو به رشد تحریمهای غرب را

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع مداخله بشردوستانه، حقوق بین الملل، اصل عدم مداخله، توسل به زور Next Entries منابع تحقیق با موضوع حق تعیین سرنوشت، سازمان ملل، حقوق بین الملل، حقوق بشر