منابع تحقیق با موضوع زمان پیامبر، محمد عبدالسلام فرج، حکومت اسلامی، مجمع البیان

دانلود پایان نامه ارشد

خشونت، تعصب، تحجّر و جمود فکری و عقیدتی، آنها را به انقلابی خارج از اصول اسلام- دین مبتنی بر رحمت و رأفت- و با عنوان جهاد ملزم نمود. آنها برآنند تا به همان شیوه ای که در دوران سلف برای استقرار و تثبیت دین اسلام انجام میشد، عمل نمایند.
به طور مثال محمد عبدالسلام فرج رهبر جریان تکفیری «جماعة الجهاد» متولد منطقهی بُحیره در نزدیکی قاهره و فارغ التحصیل رشته مهندسی برق؛ که در سال 1979 اقدام به تشکیل گروهی با هدف و عنوان جهاد اسلامی علیه حکّام و سران (گمراه شده) بلاد اسلامی نمود. (عبدالسلام فرج،1981،ص5. سید احمد،1991،ج2،ص83) در نگاشتهی خود با نام «رسالة الجهاد، الفریضة الغائبه» که مجموعهای از روایات نبوی منقول از ابوهریره، فتاوای ابن تیمیّه، ابن کثیر و همچنین برخی از نظریات ائمهی چهارگانه اهل سنت است، تقیّد و وابستگی خود را به اسلاف مذکور نشان داده است.
نظریه اصلی در کلام رهبر جماعة الجهاد «دارالکفر و دارالإسلام»(سرزمین کفر و سرزمین اسلام) است؛ وی حاکمان کنونی را محکوم به ارتداد نموده و در باب مجازات ترک جهاد و احکام جنگ و ضرورت آن سخن رانده است. (سید احمد،1991،ج1،ص141-129)
محمد عبدالسلام فرج با استناد به آیاتی نظیر«وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ »(مائده/44) (و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمیکنند، کافرند.)که صاحب مجمع البیان منظور از حکم را حکم به تورات و به طور کلی در باب یهود دانسته است.(طبرسی،1372،ج3،ص305) اما عبدالسلام این آیات را بر مسلمانان تطبیق داده است.
به علاوه آیهی:«وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ»(مائده/49) (در میان آنان طبق آنچه خدا نازل کرده داوری کن.)که خداوند پیامبراکرم(ص) را به حکم میان یهود، بر اساس تعالیم الهی، ملزم میکند.(همان،ص316)
و حدیث سیف که پیامبر اکرم(ص) در آن فرمودند: «استمعوا یا معشر قریش أما والذی نفس محمد بیده لقد جئتکم بالذبح»( ای جماعت قریش به گوش باشید! آگاه باشید به خدایی که جانم در دستان اوست به تحقیق من با ذبح به سوی شما آمدهام) که حضرت خطاب به سران قریش فرموده بودند؛ و روایت دیگری از پیامبر اکرم(ص) که فرموده است: «زُوِیَت لی الارض فرأیت مشارقها ومغاربها وسیبلغ ملک أمتی ما زوی لی منها» (ترمذی، بیتا، ج4،ص472. ابن ماجه، بیتا، ج2، ص1304) (زمین یکجا برای من جمع شد و شرق و غرب آن را دیدم که به زودی امتم مالک آن میشوند.)
عبدالسلام فرج ضرورت برپایی خلافت اسلامی در سرتاسر جهان را به دو دلیل اعلام میکند یکی به استناد روایاتی که در آنها خداوند متعال به پیامبر خود وعدهی برپایی خلافت اسلامی در سرتاسر جهان را داده و طبق روایات مذکور؛ محمد عبدالسلام جهاد را برای هریک از مسلمانان واجب دانسته، و اینکه وضعیت حاکمان کنونی جوامع اسلامی در اجرای احکام اسلامی را بسان حاکمان قوم تاتار دانسته است.(عبدالسلام فرج،1981، ص6. سید احمد،1991،ج1، ص131-130) که به همین دلیل سران مغول توسط ابنتیمیّه تکفیر شدند. (ابنتیمیّه، بیتا،ج5،ص240. دهقان،1388،ص89)
آنچه ذکر شد تئوری عقیدتی یکی از سران جریانهای تکفیری در رسالهی خویش بود؛ که در سال 1981 این اندیشه (ی تکفیر و ترور) را در قالب جهاد اسلامی علیه رئیس جمهور مصر، أنور سادات، به دلیل صلح کشور مصر با اسرائیل و به رسمیّت شناخته شدن کشورِ (کافر) اسرائیل، به اجرا درآمد. (عبدالسلام فرج، 1981، ص1) شکری مصطفی (۱۹۴۲– ۱۹۷۸) رهبر جریان تندرو به نام «تکفیر و هجرت» در مصر به دنیا آمد. دارای گرایش سلفی‌ شدید؛ وی عضو گروه اخوان المسلمین بود که به دلیل انتشار اعلامیههای این گروه به زندان افتاد؛ در زندان از اخوان جدا شد و به سال 1977 اقدام به تشکیل این سازمان نمود که سرانجام در سال 1978 به اعدام محکوم شد.(سید احمد،1991،ج2،ص77) او هم اهتمامی تامّ به احیای اندیشهی سلف داشت با این تأکید که این عقاید با استناد به روایات پیامبر اسلام(ص) به ویژه در اقدامات نظامی به منصهی ظهور برسد.
تبعیّت از سلف و روش آنها به قدری مورد اهتمام بود که شکری طریقهی جنگ در جهان پیشرفتهی کنونی را به همان روش دورهی پیامبر اکرم(ص) به استفاده از شمشیر، اسب، نیزه و … میدانست و ابزارهای جنگی کنونی را به سخره میگرفت. شکری که فارغ التحصیل رشته کشاورزی بود، اعلام کرد که تمامی جوامع اسلامی بعد از دوران پیامبر و چهار خلیفه کافر شده‌اند و نجات پیدا نمی‌کنند، مگر آنکه به گروه او بپیوندند. (همان،ص130) براین اساس این رویّه مبنای ظاهرگراییِ بیچون و چرا نزد جریانهای تکفیری را هم اثبات میکند.
صالح سریّه رهبر جریان تکفیری «تنظیم الفنّیه العسکریه» و فلسطینی تبار بود. با عضویت و فعالیت در جریان تکفیری «التحریر الإسلامی» مدتی به زندان افتاد زیرا که این حزبِ سیاسی- اسلامی، در پی برقراری خلافت اسلامی، به جای نظام فاسد و غیر اسلامیِ (پنداشته) است؛ که معتقد بود در کشورهایی همچون افغانستان و کشورهای سازشکار مسلمان همچون مصر برقرارند. اما در سال 1973 از این حزب جداشده و جریان تکفیرگرای خود را با همان هدف تأسیس نمود. وی در پی دستیابی به قدرت نظامی برای برقراری حکومت اسلامی بود که در این راستا جهاد تهاجمی را یکی از شاخصه این جریان میدانست.
سریّه در سال 1975 به دلیل حرکتهای ضد حکومت اسلامی مصر محکوم به مرگ شد. (همان،ص81) وی منشوری از عقاید و بیانات خود را در اختیار افرادی قرار داده بود که از او پیرو میکردند او در رسالهی خود، بکارگیری اصول فلسفی و عقلانی برای درک مفاهیم و دلالتهای آیات و احادیث را یکی از آسیبهای جدایی و دوری از تعالیم و آموزههای سلف میدانست. (همو،1991،ج1،ص32)
سریّه حتی در تفسیر و علوم قرآنی هم معتقد به پیروی از سلف بود (همان،ص35) و فقط تفاسیری که با محوریت آراء و افکار سلف صالح تدوین شده بودند را صحیح میدانست.(همان،ص36) بر این اساس طبق نمونههای جریانهای تکفیری مذکور میتوان چنین برداشت نمود که موضوع تعصّب و جمود بر آراء و افکار سلف عامل مهمي در خروج انسان از اعتدال شخصيتي، فکری و دینی بوده که در بينش و نگرش و البته عملکرد اجتماعی وي نيز آثار مخرّب و زيانباري بر جاي مينهد.

2-2 ظاهرگرایی:
ظاهر‏گرايى، نقطه عزيمت سلفيه در فهم دين تلّقى مى‏شود. آنان در رويارويى با متن از بهکارگیری روشهای علمى و نظاممند در درک قرآن دورى مى‏كردند، زيرا اين روش‏ها را عامل اصلى گرايش به اجتهاد خودسرانه مى‏دانستند. سلفيان مواجههی بى‏پيرايه و بى‏تكلّف را مبناى درك صحيح از دين مى‏دانستند.
در تاریخ اسلام پیامبر (ص) ظهور این جریان(های ظاهرگرا) و خطر آن را پیشاپیش خبر داده و فرموده بود:«آنان قرآن میخوانند اما از حنجرههایشان تجاوز نمیکند، آنها امت اسلام و مسلمانان را میکشند در حالیکه به بتپرستان کاری ندارند و با آنان ارتباط برقرار میكنند و آنان را به دوستی میخوانند، از اسلام بیرون میروند همانند بیرون رفتن تیر از کمان، اگر آنها را ببینم همانند قوم عاد آنان را به قتل میرسانم4.(مجلسی،1403،ج18،ص124. بخاری،1407،ج23،ص102)
در روایت دیگری در ادامه آمده، قيل ما سيماهم؟ قال:سيماهم التحلیق. أو قال: التسبید؛ سؤال شدکه نشانههای آنها چیست ای رسول خدا؟ فرمود تراشیدن موهای سر یا از بیخ کندن مو.(مجلسی،1403،ج21،ص173. بخاری،1407،ج12،ص360. نیشابوری،1374،ج2،ص740) لذا این گروه ظاهرگرایی خویش را حتی در شمایل ظاهری حفظ نموده و به شدت به آن پایبند بودند؛ اما به طورکلی میتوان گفت که اساساً این مبنا برای فهم اولیّهی هر متنی از جمله متون دینی و قرآن کریم لازم و ضروری است اما اطلاع از گستره و شرایط بهکارگیری این روش امری مهم است زیرا که مانع افراط در این امر خواهد بود.
در زمانی که آیات قرآن دسته دسته در حال نزول بودند، پیامبر اکرم(ص) به اقتضای مسئولیتی که داشتند به تبیین آیات میپرداختند لذا تا آن زمان مشکل خاصّی که کلام آسمانی خداوند را به تحریف بکشاند وجود نداشت؛ زیرا که قرآن به زبان مردم آن زمان نازل شده بود.
به‌علاوه، در آن دوره هنوز اختلاف نظر‌ و نحلههای‌ مذهبی که تأثیر مهمی‌ در‌ تنوع‌ برداشت‌ها از‌ قـرآن‌ داشـته باشند نیز شکل‌ نـگرفته‌ بود. بنابراین در برداشت از قرآن به ظواهر الفاظ‌ آن‌ بسنده می‌شد و فهم آن از حد معانی لفظی و لغوی فراتر نمی‌رفت. این شکل از برداشت (طبق معنای تحت اللفظی) تا زمان صحابه ادامه داشت، به همین دلیل یکی از ویژگیهای تفسیر در دوره صحابه، کوتاه و مختصربودن تفاسیراست.
آنچه که در تفسیر(ظاهر) یک آیه مهم بوده، این است که در عرض آیهی دیگر نباشد و گرنه در زمان پیامبر(ص) هم که شخصاً تفسیر و تبیین قرآن را بر عهده داشتند، برداشت ظاهرگرایانهی مذموم انجام گرفت.
نمونهی بسیار معروف از اینگونه برداشت را میتوان در برداشت ظاهرگرایانه از آیه 187سـوره بـقره مشاهده کرد که میفرماید:«وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ»(و بخوريد و بياشاميد تا رشته سپيد بامداد از رشته سياه (شب‏) براى شما نمودار شود.) مفسران ذیل این آیه چنین آوردهاند: عدی‌ ابن‌ حاتم‌ که عربی اصیل بـه شـمار مـی‌رفت‌ از‌ آیه چنین برداشت‌ کرد که باید دو ریسمان سفید و سیاه‌ را در‌ مقابل نور فجر گرفت و آنها را‌ از‌ هـم‌ تشخیص‌ داد؛ لذا‌ ریسمانهای سفید و سیاهی‌ را‌ زیر بـالش خـود نهاده بـود و هـنگام فـجر به آنها می‌نگریست، ولی‌ تشخیص یـکی از دیگری برایش ممکن‌ نشد. روز بعد نزد پیامبر‌ آمد‌ و از‌ کار خویش‌ آن‌ حضرت را آگاه ساخت.
پیامبر(ص) از ایـن عـمل چنان خندید که‌ دندانهایش پدیدار گشت و در بـعضی‌ روایات آمده که آن حضرت بـه وی فـرمود: «معلوم می‌شود بالش تو خیلی پهـن‌ اسـت، کنایه از این‌که وی متوجّه حقیقت امر نشده است.آنگاه به وی فرمود: مقصود از آیه پدیدار شدن سپیدی صبحدم از دل‌ تـاریکی شـب است»(بحرانی،1416،ج1،ص397. معرفت،1386،ج1،ص22) برداشتِ اشتباه و فاحش از آیات قرآن-اتفاقاً در دوران حیات و حضور پیامبر(ص) – هشداری برای آیندگان است که برداشت ظاهرگرایانه و بیضابطه از آیات ولو در زمان پیامبر(ص) و قبل از پیچیدگی ناشی از گذر زمان، چقدر میتواند مفاهیم متعالی خداوند را پایین بکشاند.
بعد از صحابه ودر دورهی تابعین مهمترین مکاتب تفسیر قرآن، تحت عنوان مکاتبِ تفسیری به مکتب مکّه، کوفه، بصره و مدینه نیز تقسیم شده بودند. اما در این دوره هم شیوهی برداشت برخی به سبک ظاهرگرایی رایج بود. (شاکر،1389،ص4) دکتر خُضیری در بیان ویژگیهای تفسیر در آن دوره، ظاهرگرایی را مهمترین شاخصه تفسیر برخی تابعین دانسته است.( 1420،ج2،ص289)
پس از دورهی تابعین در نیمه دوّم قرن‌ دوّم‌ ظاهرگرایی همچنان پابرجا بود برای نمونه از سفیان ثوری‌ دربارهی احادیث صفات سؤال شد و او گفت:« آنها را همان‌طور که به شما رسیده بر همان‌ معنای ظـاهری‌شان حـمل کنید.»(ذهبی،1413،ج7،ص274)
فرد شاخص در ظاهرگرایی‌ این دوره مالک بن انس‌-قرن دوم- پیشوای مذهب مالکی است. او کاملا ًبر لفظ قرآنی یا حدیثی‌ توقف‌ می‌کرد‌ و به‌ خصوص در زمینه اصول اعتقادی از مـعنای‌ ظاهری الفـاظ کتاب و سنت فراتر نمی‌رفت‌؛ پاسخهای او کوتاه و براساس ‌روایات‌ بود. این‌ ویژگی در پرسش معروف‌ از آیه «استوا» از مالک، به خوبی دیده‌ می‌شود. چنان‌که مشهور است، وی در پاسـخ بـه این پرسـش که استوای خداوند برعرش چگونه است؟ معتقد بود که استوای‌ خداوند معلوم است؛ چگونگی‌ آن‌ قابل‌ درک عقل نیست، پرسش‌ از‌ آن ‌ بدعت‌ و ایمان به آن واجب است.(همان،ص514)
نیمه اوّل قرن‌ سوّم فرد

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع مبانی فکری، قرآن و حدیث، آیات و روایات، جهان اسلام Next Entries منابع تحقیق با موضوع آیات و روایات، مذاهب اسلامی، قرآن و حدیث، صفات خداوند