منابع تحقیق با موضوع حسام الدین، جمال الدین، شاه طهماسب

دانلود پایان نامه ارشد

تومان و یکهزار دینار بود(مستوفی،1362،70). و در آنجا نیز میوه هایی مانند نارنج و ترنج و لیمو فراوان یافت می شد که بیشتر در عروج دست می آمد (همانجا). در ایذج نیز خربزه بسیار بود(حموی،1380:ج1،368). محصول لردگان نیز انگور بود(مستوفی ،همان،70).

5-5- تومان لر کوچک

این تومان شامل شهرهای بروجرد ، خرم آباد ، سمسا ، صمیره ، گردلاخ و کورشت بود . (مستوفی،1362،70). در هنگام حملات مغولان اتابکان بر این ایالت حکم می راندند و در این زمان اتابک آنجا حسام الدین خلیل بود که با سلیمانشاه حاکم کردستان رابطه خصمانه ای داشت که منجر به جنگ های میان آندو شد. در ابتدا حسام الدین خلیل توانست سلیمانشاه را شکست داده و قسمتی از کردستان را به تصرف خود در آورد(مستوفی ،1339،556). بدلیل حمایت خلیفه از سلیمانشاه ، او توانست نیرویی را جمع آوری کرده و دوباره به جنگ با حسام الدین خلیل برود که در این نبرد سلیمانشاه توانست حسام الدین خلیل را شکست دهد. حسام الدین خلیل که پس از شکست اوضاع خود را وخیم می دید به نزد مغولان رفت ، و آنها نیز او را تحت حمایت خود قرار دادند و به شحنگی لر کوچک منصوب نمودند . اما پس از مدتی سلیمانشاه و یارانش بر حسام الدین خلیل یورش برده و او را کشتند. زمانیکه مغولان از این ماجرا آگاهی یافتند ، خشمگین شده و بر سلیمانشاه حمله بردند اما سلیمانشاه در برابر آنها مقاومت نمود که این اتفاق در سال 643 هـ رخ داد و میتوان گفت در این ماجرا سلیمانشاه توانست از سقوط بغداد در آن زمان جلوگیری نماید.
پس از حسام الدین خلیل ، بدرالدین مسعود جانشین او شد(مستوفی ،همان،557). او به نزد قاآن رفته و خود را هواخواه مغولان اعلام نمود و خواهان مساعدت آنها شد. قان نیز او را در بندگی هلاکو به ایران فرستاد ؛ او در هنگام فتح بغداد نیز به همراه مغولان بود.( همانجا) پس از بازگشت از فتح بغداد ، قسمتی از غنایم جنگی نیز به او واگذار شد (اشپولر،1384،169). و چون سلیمانشاه در این نبرد کشته شد ، مغولان تعدادی از اعضای خاندان او را به بدرالدین مسعود سپردند(اقبال آشتیانی،1387،450). او نیز آنها را با خود به لرستان برد، پس از آنکه بغداد تا حدی رو به آبادانی نهاد ،بدرالدین دستورداد که هر کسی از این خاندان که تمایل دارد ، آزادست که به بغداد بازگردد. بعضی از آنها رفتند و عده ای نیز در نزد او ماندند و از جمله مقربان او شدند(مستوفی ،همان،557).
بدرالدین مسعود در سال 658 هـ در حالی درگذشت که مدت حکومتش 16 سال به طول انجامید.(همانجا) او پادشاهی عادل و دیندار بود و 4 هزار مسئله از مسائل فقهی مذهب شافعی را به یاد داشت و در تمام عمرخود زنا نکرده بود(همان،558). پس از مرگ او، میان پسرانش جلال الدین بدر و نصرالدین عمر بر سر جانشینی او اختلاف درگرفت و اباقا پس از دو سال به دستور هلاکو ، عموزاده آنان یعنی تاج الدین شاه پسر حسام الدین خلیل را بر سریر قدرت نشاند ( اشپولر، 1384،169). تاج الدین شاه توانست 17 سال حکومت کند. او به عدالت و خوش خطی معروف بود(اقبال آشتیانی،1387،451). او همچنان حاکم آنجا بود تا این که درسال 677 ﻫ به فرمان اباقاخان به یاسا رسید.
پس از آن اباقاخان بلاد لر کوچک را بین فلک الدین حسین و عزالدین حسین تقسیم نمود آنها به مدت 15 سال بر این نواحی حکمرانی کردند. در دوره آنان بلاد لر کوچک رونق گرفت و آنها بسیاری از دشمنان سرکوب شدند ، همچنین آنها به سرزمینهای بیات ، نهاوند و ایشتر اغلب هجوم می بردند(مستوفی ،1339،558). بدینگونه قلمرو آنها از همدان تا شوشتر و از اصفهان تا عراق عرب گسترش یافت( بدلیسی ،1343،69-68). حسن مردی عاقل ، پرهیزگار و سلیم النفس بود(اقبال آشتیانی،همان،451). اما حسین برخلاف او کینه جو و زورگو بود(اشپولر ،1384،170). هر دوی آنها در زمان حکومت گیخاتو مردند، یا به روایتی دیگر هر دو در اثر نزاع با یکدیگر به قتل رسیدند(نطنزی1383،61-60).
پس از آنها ، گیخاتو ، حکومت آنجا را به جمال الدین خضر پسر تاج الدین شاه داد ، اما حکومت او دچار مشکلات درونی بود از جمله اینکه او با مخالفت امرا روبرو شد . همین امرای مخالف در سال 693 ﻫ به او شبیخون زده و حکومت او را ساقط کردند ؛ بنا به گفته مستوفی پس از مرگ او نسل حسام الدین خلیل منقطع شد. (مستوفی ،همان،559).
پس از مرگ جمال الدین خضر ، حسام الدین عمربیک حاکم لرستان شد. مستوفی در این باره می نویسد : « به تقلب حاکم لرستان شد» همانگونه که او با امرا بر ضد جمال الدین خضر دسیسه چینی نموده بود ، این بار نیز امرا به تعارض با او پرداخته و به خونخواهی پسران تاج الدین شاه برخواستند . او در آخر مجبور شد به نفع صمصام الدین محمود از حکومت کناره گیری کند(همانجا). و به حج رفت( نطنزی،همان،61). پس از آن شهاب الدین الیاس گزارش داد که صمصام الدین درکشتار خضر و خانواده اش سهیم بوده است. او را در سال 695 هـ به قتل رساندند (مستوفی ،1339،560 ؛ بدلیسی،همان،71-70). پس از آن غازان حکومت لر بزرگ را به عزالدین محمدبن عزالدین حسین داد، و بدرالدین مسعود را به سرپرستی او گماشت (اشپولر،همان،170). اما پس از مدتی بین آن دو اختلاف در گرفت ، چنانچه هر دو مجبور شدند به منظور تعیین تکلیف به نزد الجایتو بروند و پس از آن مقررشد که بدرالدین مسعود حاکم ولا 10باشد و اینجو نیز به عزالدین محمد برسد . اما اندکی بعد کار ولا و اینجو هر دو بر عزالدین محمد مقرر شد(مستوفی ،همان،560).پس از آن در سال 716 هـ .ق. همسر عزالدین محمد به نام دولت خاتون حاکم به حکومت این نواحی رسید. این زن از عهده اداره این نواحی برنیامده و ناگزیر به اطاعت از فرامین مغولی گردید(همان،561-560). که به گفته معین الدین نطنزی چون ابوسعید به ایلخانی رسید. عزالدین حسین را به جای خواهرش ، دولت خاتون به حکومت لر کوچک منصوب نموده و وی با تدبیر وزیر لایق خود خواجه محمد چاغری امور مملکت و رعیت را انتظام بخشید.عزالدین حسین در سال 730 هـ درگذشت (نطنزی،1383،63) و پس از او پسرش شجاع الدین محمود به حکومت رسید او به همراه وزیر خود ، خواجه محمودبن محمد چاغری به اصلاح خرابیهای قلمرو اش همت گماشت .در دوران فرمانروایی ، او با همسایگان خود ، سلاطین آل مظفر و جلایری رابطه دوستانه ای برقرار نمود( همان ،64-63). شجاع الدین یکی از دختران خود را به شاه شجاع و دیگری را به سلطان احمد بن اویس به زنی داد. او تا سال 770 ه در لر کوچک سلطنت داشت(اشپولر ،1384،170). سلسله امرای لر کوچک تا اواسط قرن دهم هجری یعنی ایام سلطنت شاه طهماسب اول صفوی باقی بودند و آخرین ایشان که ذکری از او باقی است ، شاه رستم بن جهانگیر ملقب به رستم خان است که منصب للگی دختران شاه طهماسب را به ضمیمه حکومت لرستان را در دست داشته است.(اقبال آشتیانی ،1387،452).
حقوق دیوانی این تومان نیزمانند تومان لر بزرگ به اتابک می رسید که چیزی حدود صد تومان بوده است اما آنچه که به دیوان مغول فرستاده می شد نه تومان و یکهزار دینار بوده است.(مستوفی،1362،78). در بروجرد زعفران و شراب نیکو وجود داشت و در خرم آباد که در زمان مستوفی از آبادانی چندانی برخوردار نبوده ، خرما فراوان یافت می شد و صمیره نیز از وضعیتی مانند خرم آباد برخوردار بوده است.(همان،79-78).

5-6- تومان همدان

این تومان شامل شهرهای : همدان ، اسدآباد ، خرقانین ، درگزین ، روداور و نهاوند می شد(مستوفی،1362،74-71). در زمان حملات چنگیز شخصی به نام کوکجه بر ری و همدان حکم می راند که توسط ایتغمش بنده جهان پهلوان کشته شد؛ ایتغمش نیز بعدها توسط شخصی به نام منکلی به قتل رسید ، پس از آن منکلی نیز از لشکریان اتبک ازبک شکست خورده و از قدرت ساقط شد (رشید الدین فضل الله،1367:ج1،316). زمانیکه جبه و سوبدای ایالات سرزمین ایران را یکی پس از دیگری تسخیر نمودند از سوی خود بر آن ولایات شحنه گذاشتند. مجدالدین علاءالدوله همدانی حاکم سرزمین همدان بود ، او هنگام آمدن مغولان به نزد آن ها رفت و پیشکشهایی تقدیم نمود. پس از آن نیز مغولان شحنه ای بر طبق رسوم سایر فتح ها در شهرهای ایران ، بر آن گذاشتند و رفتند(وصاف،1269،571). کمی بعد از رفتن مغولان ، جمال الدین ایبه سمیرمی با جمعی از افراد به عنوان دین پروری در همدان ، شحنه مغولی را به قتل رساندند و علاءالدین را نیز به سبب اطاعت از مغولان در قلعه کریت محبوس کردند. چون بهار شد جبه نویان به همدان آمده ، جمال الدین و یارانش را از دم تیغ گذراند و دوباره شحنه ای بر آنجا گماشت و رفت(همانجا). در تاریخ الفی به کشتار مردم همدان توسط مغولان اشاره می شود. چنانچه آمده است : که در آن هنگام مردم می خواستند ، پیشکش هایی به مهاجمین مغول اهدا کنند ، اما یکی از فقهای شافعی آنها را به جنگ با مغولان دعوت نموده و در آخر مغولان پس از غلبه بر آنها در شهر کشتار بیرحمانه ای به راه انداختند (تتوی ودیگران،1382:ج6،3716). پس از آن تا آمدن هلاکو ، این تومان نیز مانند دیگر مناطق ایران ، زیر نظر حکمرانان مغولی که بر ایران حکم می راندند اداره می شد. هنگامیکه هلاکو به ایران آمد خراسان و عراق را به اباقاخان داد و پس از تکیه زدن اباقاخان بر سریر قدرت، ولایت عراق عجم را به خواجه بهاءالدین داده شد(خوافی،1341:ج2،332). در منابع از دوشخص دیگر نام برده شده که به احتمال بسیار والی یا شحنه همدان بوده اند که در این رابطه رشید الدین فضل الله امی نویسد:« آباقاخان در سوم ذی القعده 680 هـ .ق. وقتی از بغداد به همدان آمد ، در آنجا در سرای ملک فخرالدین منوچهر نزول فرمود»(رشید الدین فضل الله،1367:ج2،779). بناکتی نیز عیناین اخبار را آورده با این تفاوت که می نویسد : «در سرای ملک عمادالدین نزول فرمود»(بناکتی،1348،428).
پس از این دیگر ذکری از حکام ناحیه همدان نمی یابیم تا اینکه بایدو بر سر کار آمد و تومانات عراق را به طولادای سپرد ،خود بایدو نیز در همدان به تخت سلطنت جلوس نمود(وصاف،1269،172). همانطور که در پیش از این اشاره شد ، در این دوره امیران به شیوه عصر اباقاخان در ناحیه خود از هر حیث مستقل شدند (همانجا). ظاهرا در این دوره تا زمان غازان ابوبکر دادقابادی والی همدان بوده ، زیرا رشید الدین فضل الله می نویسد : « غازان خان والی همدان ابوبکر دادقابادی را به یاسا رساند».(رشیدالدین فضل الله ،1367:ج2،936). غازان در آنجا خانقاهی ساخت که دارای موقوفاتی نیز بود(وصاف ،1269،386).پس از آن وقتی الجایتو به حکومت رسید و قدرت خود را پس از جنگ های گیلان و خراسان تثبیت نمود ، بعضی از امرای شام که از ملک ناصر رویگردان شده بودند به نزد او آمدند ، او نیز آنها را مورد نوازش قرار داده و هر یک را مقامی داد ، او در این بین افرم نامی را بر همدان حاکم نمود ، زردکش را بر نهاوند و اسد آباد را نیز به آی دوغدی به سیورغال داد(حافظ ابرو ،1317،40).
در دوره فرمانروایی الجایتو بود که ماجرای املاک نازخاتون رخ داد و آنگونه که مولف روضه الصفا بیان می کند ، ماجرا از این قرار بود که ، در اواخر سلطنت الجایتو در همدان خطیبی به نام قاضی محمد بود؛ او از اینرو که با عده ای نزاع داشت ، خواست از آنها انتقام بگیرد ، پس قباله کهنه ای پیدا یا جعل نمود، که به نام نازخاتون دختر امیر کردستان بود ، سپس به نزد امیر چوپان رفته و اظهار نمود که که پدر تو تودان بهادر به هنگام حرکت هلاکو به بغداد ، نازخاتون را اسیر کرد بنابراین حکم یرلیغ املاک و اسباب او به پدر تو و از ایشان به تو می رسد واز اینگونه املاک در ولایات بسیار است. پس از آن امیر چوپان به طمع افتاده و نوکران خود را جهت باز پس گرفتن املاک ناز خاتون به ولایات فرستاد و مواضعی را در قزوین و فرقان نیز تصرف نمود ، در آخر امیر چوپان به سعی و شفاعت رشیدالدین فضل الله ، به آنچه گرفته بود قناعت کرد ، اما پس از مرگ الجایتو در دوره ابوسعید ، خطیب نامبرده دیگری آورد ه و طمع امیر چوپان را دوباره برانگیخت ، تا اینکه سرانجام خواجه علیشاه ،املاکی در روم از سلطان گرفت و به عوض آن به امیر چوپان داد و بدین

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع غازان خان، مرگ طبیعی، خواجه نصیرالدین طوسی Next Entries منابع تحقیق با موضوع غازان خان، غیاث الدین، ترکان خاتون