منابع تحقیق با موضوع جنگ ایران و عراق، وضعیت مالی، فرهنگ عامه، گره گشایی

دانلود پایان نامه ارشد

ها، بر بدن یا لباس می بندند یا می آویزند. گاهی آنها را درون کیف ها، قوطی ها یا کیسه های کوچکی قرارمی دهند که به گردن آویخته یا به دور بازو بسته می شود و البته در گذشته، درون شال کمر و یا عمامه بسته می شد. استفاده از تعاویذ درمیان اعراب پیش از اسلام نیز رواج داشته و دراشعارشان آمده است. تعاویذ ( تمائم، مفردش تمیمه؛ یا تعاویذ مفردش تعویذ ) برگردن کودکان آویخته می شود تا دافع چشم زخم باشد. برای کودکان ازچهل روزگی، تعویذ مورد استفاده قرارمی گیرد. مواد خام کم ارزشی نیز برای ساختن تعاویذ به کار برده می شود ازجمله: یک قطعه پوست یا استخوان که به چرم دوخته شده و زیر بازوی چپ بسته می شود. استفاده از تعاویذی از جنس طلا یا نقره بویژه در میان اعراب، مختص آنهایی است که از وضعیت مالی خوبی برخوردارند.
همچنین برای دفع ارواح و موجوداتی چون جن و جلوگیری از آسیب رساندن آنها برجسم آدمی بخشی از آیات قرآن را به صورت دعا قرائت کرده و سپس آن را به صورت طلسم می نویسند و بر اندام اشخاص می آویزند یا درقسمتی ازخانه می گذارند. این امر هنوز هم به شکلی متداول است. نوشتن ” آیت الکرسی” بر روی چهار کاغذ و گذاشتن آن در چهار گوشۀ خانه، آن را از تمامی بلایا حفظ می کند.
در ایران امروز، انبوهی از اوراد و افسون ها مورد استفاده است و ممکن است این افسون ها به بیماری های معینی اختصاص یابند: « در خراسان، سیاه سرفه را بدین نحو درمان می کنند که هاون برنجی را برسقف خانه ای قرارمی دهند و درهمان حال که آن را می کوبند، شعر زیر را می خوانند:”جینگ وجینگ وستاره/ سرفه کبود مِخابِرَه / خرجی را هم ندارَه /خرجیشَه بِدِن تا زود بِرَه.”. یک ورد مشهور جهت تسریع در بازگشت فرد غایب عبارت است از: ” اَلِسون و بَلِسون / (نام مورد نظر) را برسون / اگه نشسه پاشونش / اگه پا شده بدوونش / فلفل وفلفل دونه (یا درفارس قندش کن وراجونه)/ زود برسونش خونه.” » ( موسی پور،1387: 78)
افسون های دیگری از جمله بدین مقاصد به کارمی روند: آوردن باد و باران یا متوقف ساختن آنها یافتن اشیاء گمشده یا القای مهر و محبت درکسی و هر کدام دارای اشکال خاصی هستند. طلسم تسخیری، طلسمی است که در آن زنی بر شیر سوار شده و شیر را رام کرده است که به احتمال زیاد هدف این طلسم مسخر کردن طرف مقابل بوده است.
« در فرهنگ عامه، کلمۀ ” افسون ” واجد نوعی زندگی خاص و مستقل از حیات و صفات گویندۀ کلمه است. کاربرد کلمۀ جادویی، تلفظ جملۀ سحرآمیز، همیشه خطرناک است و آدابی دارد که باید دقیقاً به جا آورد. همچنین استعمال زیاده از حد آن متضمن این خطر است که توازن و تعادل میان کلمه و گویندۀ کلمه مختل شود و مصیبت و فاجعه ای به بار آید. » (ستاری، 1368: 184)
از منظر جادو، آنچه به انسان تعلق دارد بخشی از وی به حساب می آید مثل موهای چیده یا ناخن بریده که همگی به وجود او وابسته اند. شخصیت انسان، در اشیائی که با آنها تماس دارد رسوخ می کند و نام او همچون عضوی از اعضای بدن، بخشی از وجود او را تشکیل می دهد. همین خصیصه باعث گشته تا یکی از متداول ترین روشهای طلسم و افسون یک فرد، استفاده از بخشی از وجود او باشد. بطور مثال: اگرناخن دختری به همراه یک سکه، که لابه لای لباسی از او پیچیده شده؛ گره زده شده و بیرون انداخته شود، باعث گشودن بخت او خواهد شد و این در صورتی است که کسی لباس را پیدا نموده و گره از آن باز کند.
حتی اشیائی هم که شخص با آنها تماس داشته از این تأثیر بی بهره نیستند. آنچه شبیه انسان است قوی ترین وابستگی ها را با خود او دارد و کشش جادویی فرد، در تصویر یا تندیس او جریان پیدا می کند. اگر دلداده ای وسیله ای از معشوق را نگه دارد و هر روز طبق قواعد خاصی بر آن دعای مهر و محبت بخواند، می تواند دل محبوب خود را به دست آورد.
« جادوی انطباقی (تقلیدی)، به وسیلۀ برگ یا کاغذی که روی آن تصویر انسانی کشیده شده است انجام می گیرد. نام شخصی را که می خواهند آسیبی به او برسد بر این تصویر می نویسند، سپس آن را به صورت واژگون بر سردیواری نصب کرده، آن گاه آیاتی ازقرآن ” 72 (جن):1-4 و46 ؛ (احقاف):31 ” را قرائت می کنند (البته درآیات فوق هیچ مطلب مرتبط با عمل مذکور وجود ندارد ) سپس سوزنی آهنی را درآتش سرخ کرده ، در قلب تصویر فرو می برند و می گویند : ” خوابش را ازاو بِستان و هم چنان که این سوزن در این تصویر فرو می رود، در تن او فرو شو. ” فرد افسون شده به ناچار بیمارخواهد گردید و تا زمانی که سوزن را از تصویر بیرون نیاورند، بیماری رفع نخواهد شد. » ( موسی پور،1387: 107 و 108 )
به طور کلی، اشیاء، لوازم و هر آنچه مربوط به یک فرد است از چنان قدرتی جادویی برخوردار بوده که گاه روزها و ماهها، وقت صرف بدست آوردنشان برای انجام یک طلسم می شده است. اقوام بدوی از بیم آنکه مبادا جزئی از وجود آنها به دست بیگانه ای بیفتد؛ از گرفتن عکس اکراه داشته و هنوز هم بعضی از این باورها در میانشان مرسوم است.
جیمز. جی. فریزر اصول تفکری را، که این اعتقادات جادویی بر اساس آنها ساخته شده تجزیه و تحلیل نموده و آنها را به دو دسته تقسیم می کند: « نخست آنکه هر شبیه، شبیه خود را می آورد و معلول به علت خویش شباهت دارد، دوم آنکه چیزهایی که با هم در تماس بوده اند پس از جدایی نیز اثر متقابل خود را بر یکدیگر همچنان حفظ می کنند. فریزر اصل نخست را ” قانون شباهت” می نامد که جادوگر با استفاده از این اصل، سعی می کند اثر دلخواه را با تقلیدی از اثر به وجود آورد و با استفاده از قانون دوم که قانون” سرایت ” نامیده شده، جادوگر با اشیاء متعلق به یک فرد همان کارهایی را انجام می دهد که میل دارد در مورد خود وی اجرا کند. مثلاً با آزار دادن یک تصویر یا تندیس، جادوگر می تواند بدون توجه به بعد مسافت، باعث رنج و عذاب صاحب تصویر شود. » ( گلسرخی، 1377: 90)
برای آن که افسون ها مؤثر واقع شوند، باید آنها را افرادی ماهر به طریقه ای صحیح و شایسته ادا کنند یا بر اشیاء مناسب بنویسند. هم کلمات معنی دار و هم کلمات بی معنی به علاوۀ اعداد، اصوات و نیز عبارات معینی که آنها را به صورت برعکس قرائت می کنند، برخوردار از نیرویی جادویی تلقی می شوند.
یکی از طریقه های حفظ بدن در مقابل حوادث و خطرات نابهنگام، همراه داشتن برخی از آیات و ” اسماء الحسنی ” است. در گذشته که صنعت چاپ نبود و یا بسیار ابتدایی بود قرآن ها و کتب ادعیه در ابعاد بزرگ نوشته می شد که حمل آن مشکل بوده و در هر زمانی در دسترس قرار نداشت. در عوض، همان مضامین نوشته شده بر پارچه، قابل حمل بود. بنا بر این زن ها و بخصوص بچه ها همیشه از این دست ادعیه بهمراه داشتند و در قسمتی از لباس جاسازی کرده و یا می دوختند. بعضی اوقات نیز به صورت یک پیراهن کامل آنها را می پوشیدند. البته باید در نظر داشت که چنین پیراهن ها و پوشاکی مصرف همیشگی نداشته و تنها در مواقع ویژه و برای مدت کوتاهی پوشیده می شده که از جملۀ این زمان ها، حضور در جنگ و یا گذر از معابر خطرناک به هنگام سفر بوده است. این پوشش در زمان جنگ ایران و عراق، بصورت چفیه های متبرک شده و دعا خوانده ای در آمد که رزمندگان به هنگام حضور در جبهه به آنها ملبس می شدند. این سنت هنوز هم رایج است و پارچه های سبزی که با اماکن مقدس متبرک شده و بر دور مچ بسته می شود یا بر گوشه ای از لباس دوخته می گردد گویای این مطلب است.
بیشترین مصرف ” جام های طلسمی ” در حمام است. کسانی که طالب گشایشی در کار خود بودند جام را با خود به حمام می بردند و پس از شستشو و غسل، جام را هفت بار با آب خزینه پر کرده و بر سر می ریختند. از جام ” چهل کلید ” برای زنانی که وضع حمل آنها به سختی انجام می گرفت نیز استفاده می شد یکی از زنان و یا خود زائو، کلیدها را در دست می گرفت و آیه های روی کلید را تکرار می کرد.
نوع دیگری هم از جام هست که به جام ” باطل السحر ” شهرت دارد. چنانکه از نام آن پیداست، این جام ها برای ابطال سحر و شکستن طلسم بکار رفته و روی آن آیه ها و سوره های آیت الکرسی، چهار قل و آیات دفع و رفع بلا نوشته شده است. این جام ها به طور عمده، جنبه های درمانی داشته اند.
” آینه ها ” در باب طلسم و افسون کاربرد فراوان داشتند. بویژه تصور بر این بود که آینه می تواند آینده و یا شخص مورد نظری را نشان دهد. برای این کار، طبق مراسم و در ساعات خاصی طلسمگر و یا رمال، از کودکی نابالغ می خواست تا به آینه نگاه کرده و هر چه در آن می بیند بازگو نماید. آینه بینی برای پیدا کردن شیء یا شخص گمشده و یا نشان دادن بدخواه بسیار مورد استفاده قرار می گرفت.
” قفل ” ، از جمله اشیایی است که به دو منظور خیر و شر بکار می رود. قفل در حقیقت نوعی اطمینان خاطر است. همانگونه که در خانه را قفل می کنند تا از ورود اغیار به آن جلوگیری کنند آویختن قفل بر بدن نیز چنین معنایی دارد با این تفاوت که در مثال اول ایمنی خانه مطرح است و در مثال دوم ایمنی روح و جان.
کاربرد دیگر قفل در گره گشایی کارها و حل مشکلات است. در بسیاری از امامزاده ها، بر ضریح حرم، قفلهایی زده می شود یا پارچه هایی را گره می زنند و نیت حل مشکل می کنند. اعتقاد بر این است که اگر قفل خود به خود باز شود یا گره گشوده گردد، نوید اینست که مشکل حل خواهد شد. این امر بخصوص در پنجرۀ فولاد حرم مطهر امام رضا ( ع ) مرسوم است.
قفل برای بستن زبان هم به کار می رود. کسانی که از زبان دیگران در رنجند متوسل به طلسم گران می شوند تا برای بستن زبان آنان قفلی بسازند. بخصوص این امر در گذشته که عروسان پیوسته از مادر شوهران خود در رنج و عذاب بوده اند، کاربرد فراوانی داشته است. مراسم دوختن زبان مادر شوهر که به هنگام عقد و بر روی پارچۀ سفید بالای سر عروس بوسیلۀ نخ و سوزن، انجام می شود نیز به نوعی قفل بر لب نهادن است. قفل، برای بستن بخت و یا گره انداختن در کار دیگران نیز به کار می رود. دعا نویس، با قفل زدن بر چیزی یا بر جایی در کار کسی که مغضوب مراجعه کنندۀ اوست، گرفتاری ایجاد می کند و این گرفتاری تا وقت بسته ماندن قفل باقی می ماند.
از ” جانوران ” به مقصود زیان رساندن به کسی، توسط جادو؛ نیز استفاده می کردند: « اگربخواهید که عقربی را به سراغِ دشمنی بفرستید، باید جانور را بگیرید ودرشیشه ای محبوس کنید (برای درامان ماندن ازنیش آن ) سپس به هنگام نام بردن ازکسی که می خواهید به او آسیب برسانید افسون زیر را هفت بار بر آن بخوانید ” اریوش، شرهوش، او خدایی چنان بزرگ است که هیچ کس انباز او نیست. برطیما، ملطیما، ازران (تکرار)، به آن چه می گویم توجه کن و آن را دریاب، ای عقرب، زادۀ عقرب. وگرنه من تو را به قدرت آتش حواله خواهم کرد. طاریوش، ناخوش، لاهوش بَمخوش درقیانوش،…. به عظمت خدا و در پرتو حمایت او، برو و چنین و چنان کن و او را درفلان و بهمان نقطه بگز ” آن گاه می گذاریدکه عقرب برود و به اعتقاد افسون گر، فرد یاد شده را بگزد. » ( موسی پور،1387: 106 و107 )
البته نیروی آنها همیشه در خدمت شر نبود و به خصوص از تندیس این حیوانات در قبایل بدوی بخصوص قبایل آفریقایی و سرخپوستی به عنوان ” توتم” استفاده می شد. هر قبیله به نیروی حیوانی اعتقاد داشته و آن را حافظ قبیلۀ خود می دانست و از آن مجسمه یا تندیسی درست می کرد و می آویخت. صد البته کشتن آن حیوان، گناهی نابخشودنی به حساب آمده و مجازات آن، مرگ هایی فجیع بود. این اعتقاد هنوز هم در برخی قبایل، به قوت خود باقیست.
« هر حیوانی را اثر و خاصیتی است و رؤیت آن، چه در خواب و چه در بیداری؛ خالی از حکمت نیست و باید مورد بررسی قرار گیرد. » ( تناولی، 1385 : 88 )
در خواب ها و رؤیاها نیز حیوانات و خصوصیات منتسب به آنها دخیل است: بطور مثال دیدن بعضی حیوانات مثل اسب و گاو در خواب ها نیکو و دیدن بعضی دیگر مانند موش و مار، اگر تک باشد و نیش بزند؛ بد است. کسی که علم تعبیر خواب می داند، با استفاده از شخصیت و

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع هنرمندان ایرانی، برنامه های تلویزیون، برنامه های تلویزیونی، هزار و یک شب Next Entries منابع تحقیق با موضوع حروف فارسی، نیاز به شناخت، نصیر الدین طوسی، اعداد و ارقام