منابع تحقیق با موضوع تقسیمات کشوری، هخامنشیان، مرزهای سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

: نویسنده این کتاب ابوالفداء است. او در بین سالهای 732-672ﻫ می زیست . ابوالفداء در دمشق به دنیا آمد. او دردوران جوانی در جنگ های صلیبی شرکت کرد و مدت 12سال در خدمت ملک ناصر از ممالیک مصر بسر برد . در سال 710 ﻫ به فرمان ملک ناصر الدین قلاون به حکومت حمات منصوب شد و درسال 720 هجری به الملک الموید ملقب گردید او علاوه بر مشاغل سیاسی ایام فراغت خود را به مطالعه می گذرانید و در فقه و لغت و ادب سرآمد بود . کتاب او مشتمل بر یک مقدمه و بیست و هشت فصل می باشد که هر قسمت از شرح ایالتی از ایران ،مانند: خوزستان ، فارس ، کرمان ، سجستان ، طبرستان ، مازندران ، قومس ، خراسان و آذربایجان اختصاص دارد. ابوالفداء پس از توصیف هر ناحیه ، جدولی نیز حاوی مختصات جغرافیای شهر ها ،ترتیب داده است .

1-9-2-منابع عمومی
تاریخ گزیده : مولف این اثر ارزشمند این حمدالله مستوفی می باشد .تاریخ گزیده خلاصه ای از تاریخ عمومی عالم و مشتمل بریک مقدمه و شش باب است . هر چند که به نظر می رسد این کتاب منتخبی از جامع التواریخ است؛ اما آشکار است مولف در برخی جاها خود دست به قلم برده و نکاتی را به مطالب قبلی اضافه نموده است. همچنین او در این کتاب اطلاعات جالبی از قزوین وشعرای عراق عجم بدست می دهد .

1-9-3- منابع دوره مغول
تاریخ جهانگشای : این کتاب تالیف عطامک جوینی است ، که محمد بن عبدالوهاب قزوینی آنرا تصحیح کرده است .جوینی از جمله بزرگترین مورخان ونویسندگان سده هفتم هجری است وی از خاندان بزرگ صاحب دیوان جوینی است که در قرن پنجم وششم همواره متصدی مشاغل بزرگ بوده اند .تاریخ جهان گشا در سه مجلد در شرح ظهور چنگیز خان و احوال و فتوخات او و در تاریخ خوارزمشاهیان و حکام مغولی ایران و فتح قلاع اسماعیلیه و جانشینان حسن صباح تالیف شده است .
جامع التواریخ : این کتاب ارزشمند ، اثر رشید الدین فضل الله می باشد . او در بین سالهای 645-718 ﻫ می زیسته است رشیدالدین در همدان به دنیا آمد، در ایام جوانی در همانجا به تحصیل علوم مختلفه پرداختا اینکه به عنوان طبیب وارد دستگاه ابا قاخان ایلخان مغول گردید .ارغون خان وگیخاتو در دوران سلطنت خود ، او را مورد لطف قرار دادند؛ غازان خان پس از کشتن صدر جهان وی را به اتفاق خواجه سعدالدین محمد آوجی ،در امر وزارت شرکت داد . الجایتو نیز پس از قتل سعدالدین با وجود اعتماد بسیاری که نسبت به رشید الدین داشت ، وی را با خواجه تاج الدین علیشاه در امر وزارت شریک نمود . رشیدالدین با توجه به حمایتهای ایلخانان و موقعیت مناسبی که در دستگاه آنان بدست آورد، املاک و دارایی های زیادی نیزکسب نمود. او در زمان ابوسعید بر اثر تحریکات در باریان ناگزیر به کناره گیری از خدمت شد ،اما مخالفین باز هم بی کار ننشسته و همچنان به دسیسه چینی پرداختند ، تا اینکه وی را به اتهام مسموم نمودن الجایتو محکوم به اعدام کردند.
غازان که علاقه بسیاری به دانستن رویدادهای تاریخی داشت ، رشیدالدین را مامور تالیف کتابی در باب تاریخ مغولان کرد کرد.رشیدالدین پس از مطالعه اسناد مغولی و مذاکره با مطلعین تاتار، اساس کتاب خود را بنا نهاد پس از مرگ غازان، الجایتو نیز او راتشویق به ادامه کار و اتمام نوشتن این تاریخ نمود تا اینکه او تالیف خود در باب مغولان را با نام جامع التواریخ به پایان برد . این کتاب اطلاعات ارزنده ای از تاریخ ایران دوره مغولان وآداب رسوم و… مغولان و همچنین اطلاعاتی در باره ترکان بدست می دهد .
تاریخ وصاف : این کتاب اثر وصاف الحضره شیرازی است است. نام اصلی این کتاب تجزیه الامصاروتزجیه الاعصار است که بنا به نام مولف به تاریخ وصاف مشهور شده است. وصاف در سال 663ﻫ در شیراز به دنیا آمد و در همانجا به تحصیل علم پرداخت ، پس از مدتی توانست از نزدیکان خواجه صدر الدین احمد خالد زنجانی نایب امیر طغاجار حاکم فارس گردد .او توانست به وسیله رشیدالدین به دربار غازان والجایتو راه یابد و کتاب خود را در آن دوران بتالیف نمایید .این کتاب هرچند نثری دشوار و متکلف دارد، اما اطلاعات سودمندی از ایران دوره مغول به ویژه اوضاع شیراز در این برهه زمانی بدست می دهد .
مجمع الانساب : مولف این اثر شبانکاره ای است .اودر سال 679 ﻫ در ولایت شبانکاره فارس به دنیا آمد و در سال 733ﻫ شروع به تالیف مجمع الانساب نمود و آنرا در سال 736ﻫ به پایان رسانید. شبانکاره ای تالیف خود را به منظور تقدیم به سلطان ابوسعید ، در اختیار خواجه غیاث الدین قرار داد.لیکن پیش از اینکه غیاث الدین موفق به انجام این کار شود ، ابوسعید در گذشت و دیری نگذشت که غیاث الدین نیز در همان سال وفات یافت و کتاب مجمع النساب نیز در غارت ربع رشیدی از میان رفت . این پیشامد ناگوار سبب شد شبانکاره دست به تالیف دوباره آن بزند.این کتاب به منظور بررسی تاریخ ایلخانان مغول به ویژه وقایع زمان آخرین ایلخان مغول «ابوسعید» و همچنین حکومت های نیمه مستقل در این برهه زمانی از ارزش بسیاری برخوردار است .

فصل دوم
پیشینه تقسیمات کشوری در ایران تا دوره مغول

مقدمه

موقعیت جغرافیایی ایران و قرارگرفتن این کشور در آسیای جنوب غربی به نحو بارزی در وضع سیاسی و نوسانات مرزهای سیاسی آن موثر بوده است .آسیای جنوب غربی منطقه ای حایل میان سه قاره آسیا، اروپا و افریقا می باشد ،که ایران نیز در این قسمت قرار گرفته و به شدت از حوادث این سه قاره متاثر بوده است و به خاطر دارا بودن همین موقعیت سوق الجیشی خاص ، هموراه شاهد هجوم بیگانگان از بیرون مرزهای خود بوده است. هر چند در این رابطه وضعیت و تعاملات سیاسی نیز در وقوع این هجوم ها نقش داشته ، اما پیداست که موقعیت خاص جغرافیایی آ ن نقش چشمگیرتری بازی می کند . نمونه های این تهاجمات ،هجوم اسکند مقدونی ، حمله اعراب و مغولان می باشد ،که طی این حملات اقوام گوناگونی وارد ایران شدند .هنگامیکه این دسته های مختلف بر ایران تسلط یافتند، در راستای تسلط و برقراری نفوذ در این مناطق دست به تقسیمات کشوری زدند . ناگفته نماند که پیش از آن نیز حاکمان ایرانی برای کنترل بهتر ایالات این تقسیمات را انجام داده بودند. مرزهای سیاسی ایران در طول تاریخ بنا به علل سیاسی که گاهی برخی از ممالک و اراضی به تصرف ایران در می آمد و یا بالعکس در بعضی از موارد از حیطه تسلط ایران خارج می شد همواره متغیر بوده است ، اگر بخواهیم سیر این تحولات را بررسی نمائیم ، از روی کار آمدن مادها ما شاهد مرزهای سیاسی مشخصی هستیم. در این قسمت نگارنده قصد دارد به نحوی گذارا به تاریخچه وپیشینه تقسیمات کشوری در ایران تا پایان دوره مغولان بپردازد.

2-1- تقسیمات کشوری در دوره مادها

مرزهای سیاسی ایران در دوره ماد ها (701-550 ق.م) منطبق با حدود چند واحد بزرگ جغرافیایی بوده است؛ که از شمال به رود ارس و رشته کوههای البرز ، از مشرق به دشت کویر و از مغرب و جنوب به سلسله جبال زاگرس محدود می شد (دیاکانوف،1357،79). در آن زمان بنا به گفته دیاکانوف ، تقسیمات ایالتی چندان مورد توجه نبوده است و در آن سرزمین تنها تقسیمات قبیله ای وجود داشت (همان،414).

2-2- تقسیمات کشوری در دوره هخامنشیان

وسعت ایران در دوره هخامنشیان (550-330 ق.م) به مراتب بیش از زمان مادها بود و مرزهای ایران به حد اعلای تاریخی خود رسیده و از رودخانه سند در مشرق تا قلب اروپا در غرب از یکسو و از سوی دیگر از ترکستان تا سواحل رود نیل گسترده شده بود . سرحد شمال شرقی ایران از رود جیحون گذشته به رود سیحون می رسید ، دریاچه آرال نیز در خاک ایران قرار داشت. در مشرق رود سند مرز شرقی ایران را تشکیل می دادکه تقریبا تمام خاک افغانستان کنونی را در بر می گرفت . در غرب از یکسو تا نزدیکی رود دانوب در اروپا شامل تمامی خاک آناطولی امروزی و اراضی مغرب دریای سیاه و از سوی دیگر تا آتن تحت سیطره ایران بود. همچنین در آفریقا قسمت شمال شرقی مصر و لیبی تا سومالی و قسمتی از یمن کنونی تا حوالی تونس و حبشه نیز جزو قلمرو ایران بود ، در جنوب مرز ایران تمام دریای عمان و خلیج فارس و تمامی خاک عراق ، سوریه و فلسطین امروزی را شامل می شد.(بدیعی، بی تا:ج2،20-19).
پس از روی کار آمدن هخامنشیان ، اولین تقسیمات اداری نیز شکل گرفت. سازمان کشور ایران به ترتیب درجات از پایین به بالا عبارت بود از : 1- نمنه 2- زنتو 3- ویث (ویس) 4- دهیو (احتشام ،1355،51).
هنگامی که داریوش اول بر سر کار آمد و قلمرو هخامنشیان گستردش بیشتری یافت ، او سیستم تقسیمات ایالتی جدیدی به نام ساتراپ را به وجود آورد و کشور را به بیست ساتراپی (شهرب نشین) تقسیم نمود.داریوش برای هر کدام از ساتراپی ها حاکمی تعیین نمود، که نایبان شاهنشاه یا اداره کننده « ارخای» ها بودند . او همچنین مقدار مالیاتی را که هرشهرب نشین ، می بایست بپردازد را تعیین کرد(همانجا). مهمترین ساتراپ ها عبارت بودند از ایالت ماد (هیرکانیا یا گرگان) ، ایالت سغدیانا (سمرقند و بخارا) ، ایالت پارت (خراسان) ، ایالت گندار (بخش غربی افغانستان و ولایت سکاها) ، ایالت خوارزم (خیوه) ، ایالت ایلام (سوزیانا) ، ایالت باختر (باکتریا) ، ایالت بابل ، ایالت عربستان ، ایالت مصر ، ایالت کلده ، ایالت آشور ، ایالت اسپاردا (بدیعی ،بی تا:ج2،216).
روسای لشکر ، شاه و ماموران او برصحت کار اونظارت می کردند. نظارت عالیه بر همه اعضای دولت و ماموران با « هزاره پئی تیش» (ریس هزاره) بود که ضمنا ریاست سپاه جاویدان را نیز بر عهده داشت ، دفتر ساتراپها نیز همانند دفتر شاه در شوش بود.
ماموران و دبیران ، رئیس دفتر ، رئیس خزانه که خراج دولتی را گردآوری می نمود ، محاسبه گران ، بازپرسان قضایی ، جارچیانی که فرمانهای دولت را به اطلاع مردم می رساندند ، تحت سرپرستی ساتراپها بودند (ایوانف ودیگران ،1359،83).
2-3- تقسیمات کشوری در دوران سلوکیان و اشکانیان

آنچه در دوره هخامنشی در مورد تقسیمات کشوری اعمال می شد، در سلسله های بعدی نیز عملا دنبال شد. امر تقسیمات کشوری در این حکومت ها نیز جهت آرامش داخلی همواره مورد توجه بوده است. چنانکه پس از انقراض سلسله هخامنشیان در عهد سلوکیان با آنکه حدود قلمرو این سلسله به وسعت عهد هخامنشیان نمی رسید مع الوصف دارای تشکیلاتی از نظر تقسیمات کشوری مانند هخامنشیان بوده اند(بدیعی ،بی تا،ج2،216). فقط با این اختلاف که آنها استانها را به اپارخیها و هیپارخیها و روستاهای بارودار یا استاتموها تقسیم نمودند(کالج ،1380،51).
اشکانیان نیز در طول حکومت خود همان تقسیمات کشوری سلوکی را پذیرفتند ولی به تدریج ساتراپها را به اپارخیهای کوچکتری تقسیم کردند(همانجا).

2-4- تقسیمات کشوری در دوران ساسانیان

در هیچ دورانی مرزهای سیاسی ایران مانند مرزهای دوره ساسانیان (224 تا 652 م) به حالت طبیعی خود نزدیک نبوده است. رود جیحون مرز شمال شرقی ایران را تشکیل می داد ، در مشرق مرزهای ایران بخش عمده ای از پاکستان کنونی و رخج و بلوچستان را در بر می گرفت مرزهای شمال غربی تا ارمنستان و کوههای قفقاز محدود بود ، حد غربی ایران را رود فرات و قسمتی از خاک سوریه کنونی تشکیل می داد و در جنوب بحرین و سواحل جنوبی خلیج فارس در قلمرو خاک ایران قرار داشته و قسطنطنیه نیز در دوران خسروپرویز ساسانی و یمن در دوران انوشیروان جزیی از خاک ایران بوده اند(بدیعی ، بی تا:ج2،20).
تقسیمات کشوری ایران در زمان ساسانیان، شامل : ایالت ، خوره (استان) ، وستوگ (شهرستان) و رستاگ (دهستان)(حموی،1380:ج1،41). بوده است ، که کریستن سن اشاره می کند این تقسیمات فقط جهت مقتضیات اداری بوده است ، هریک از بخشهای کوچک شهر ، تحت حکومت شخصی به نام شهریگ بود ؛ این شهریگ را از میان دهقانان اختیار می نمودند و در راس مزارع تابع آن (روستاگ) یک نفر دیهیگ قرار داشت(کریستن سن ،1345،161-160).
در زمان خسرو اول (531 م- 579 م) قلمرو حکومت به چهار کستگ (پازاگس) تقسیم شد ،

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع تقسیمات کشوری، دوران اسلامی، علل شکل گیری Next Entries منابع تحقیق با موضوع تقسیمات کشوری، آسیای صغیر، دوره سلجوقی