منابع تحقیق با موضوع تقسیمات کشوری، آسیای صغیر، دوره سلجوقی

دانلود پایان نامه ارشد

این تقسیمات شامل :خراسان (مشرق) خوروران (خاوران) ، اپاخترا (باختر) و نیمروج (نیمروز)می شد. پازاگس ها گاهی نیز نام سرزمین عمده خود را می گرفتند ، بعنوان مثال منطقه جنوب ، پارس و منطقه شمال آذربایگان خوانده می شد(نولدکه،1378،185؛ مارکوارت،1373،39-37). در راس هر پازاگس یک سپهبد یا مرزبان قرار داشت که به سبب همطراز از بودن با خاندان سلطنتی ، شاه نیز خوانده می شدند(کریستن سن ،1345،102). این سپهبد علاوه بر فرماندهی نظامی ، عهده دار فرمانروایی آن منطقه نیز بود و وظایف او تنها به سرکوبی دشمنان داخلی و درهم شکستن دشمنان خارجی محدود نمی شد بلکه وظیفه گردآوری مالیات از مردم منطقه خویش نیز بر عهده او بود.
در واقع این اصلاحات بعلت گسترش فئودالیسم صورت گرفت و پیامد آن ، تقسیم کشور به واحدهای خرد و کلان اداری بود که تمام این ایالات منفک در نهایت فرمانروایی عالیه شاهنشاه را قبول داشتند؛ اما به لحاظ اقتصادی ، از سیاستی نیمه مستقل پیروی می کردند(کالسینکوف،1357،213). همچنین هر یک از ایالات و ولایات مانند مرزبانان نیروی نظامی در اختیار داشتند و این مرزبانان بودند که در هنگام جنگ فرماندهی سپاه را تحت نظر سپهبدان عهده دار بودند. (بدیعی ،بی تا:ج2،218)

2-5- تقسیمات کشوری در ایران دوره اسلامی تاقبل از مغول

پس از ورود اعراب تقسیمات ایالتی ایران برهم خورد و ما این تقسیمات را تنها در بین جغرافیا نویسان می بینیم که نمونه آن مقدسی است، او بلاد ایران را به چند خوره (کوره) تقسیم می کند و اشاره می نماید که این تقسیمات را خود او انجام داده است.(مقدسی ، 1361:ج2،همه جا). هرچند پس از آن در دوره سلجوقیان شاهد ایجاد تقسیماتی هستیم که غالبا کوچکتر از ولایات بودند و مرکزشان مهمترین شهر ناحیه محسوب می شده است ؛ اما این تقسیمات با ناحیه خاصی منطبق نبوده و وسعت آنها بسیار متغیر بود(لمبتن ، 1372،223-222).

2-6- تقسیمات کشوری در ایران دوره مغولان

هنگامیکه مغولان بر سر کار آمدند ؛ تقسیماتی در سازمان ایالات ایران وجود داشت. در این زمان حد غربی ایران تا رود فرات توسعه یافت وگستره آن از طرف شمال غربی تا مرکز آسیای صغیر پیش رفت . کوههای قفقاز جزو قلمرو ایلخانان قرار داشت ، در شرق ایلخانان تا مغرب پیشروی کردند و قسمتی از افغانستان امروزی را متصرف شدند؛ رودخانه جیحون سرحد شمال شرقی ایران را در دوره ایلخانان تشکیل می داد .ایالاتی که در دوره مغول شکل گرفت ، تغییر اندکی با تقسیمات ایالتی سابق داشت . برجسته ترین تغییر در نقشه سیاسی ایران ، شکل گرفتن ولایت نوین کردستان بود که از ضمیمه کردن نیمه غربی ولایت عربی جبال تشکیل شد(رشیدوو،1368،141). در حالیکه نیمه دیگر یعنی بخش شرقی و قدیمیتر ولایت جبال ، دیاری شد که با نام عراق عجم مشهور است و دیگر اینکه ، به جبران از دست رفتن کردستان ، تمام ناحیه یزد که بیشتر به فارس تعلق داشت ضمیمه عراق عجم شد. افزون بر آن ، مغولان در ناحیه خلیج فارس شبانکاره را از بخش جنوب شرقی فارس جدا نموده و آنرا به صورت ولایتی مستقل درآوردند (همانجا).
با توجه به اطلاعاتی که حمدالله مستوفی می دهد ، ایالات ایران عصر مغول عبارت بودند از : عراق عرب ، عراق عجم ، آذربایجان ، مغان (موقان) ، اران ، آسیای صغیر (روم) ، شروان ، جزیره (بین النهرین علیا) ، کردستان ، خوزستان ، فارس ، شبانکاره کرمان ، مکران (سیستان و بلوچستان) ، قهستان ، خراسان ، مازندران (طبرستان) ، قومس ، ارمنستان و گرجستان(مستوفی ،1339،همه جا).
در این زمان نیز در هر شهر، چهار مرکز اصلی اجتماعی وجود داشت :1- شهرستان (شارستان) که شامل محلات اعیان و اکابر می شد ،2- نهادهای آموزشی و دینی مشتمل بر مدرسه ها ، خانقهای درویشان و دیگر مراکز فتوت می شد ، 3- مراکز تجاری و بازرگانی مشتمل بر بازارها با کاروانسراها و مراکز تجاری بزرگ و داد و ستد کلی آن 4- محلات پیشه وران و اصناف آنان شامل بر بازارهای کوچک و بزرگ و خرده فروشیها نوپا بود.(مورگان ،1374،511).
در دوره ایلخانان مغول دیوان دوباره رونق گرفته و به صورت پایگاه مهم اداری کشور یا مغز حکومت و کانون نفوذ و اعمال قدرت سیاسی درآمد . سازمان اداری مرکزی را دیوان بزرگ می گفتند که تمامی امور مالی و کشوری در آن متمرکز بود(رجب زاده،1355، 240).
نمایندگان ایلخانان در ایالات عنوان « حاکم» و گاهی نیز عنوان والی داشتند . وظایف نظامی به ویژه در مناطق مرزی ، به عهده این حکام گذارده می شد ؛ آنها به ندرت و در موارد استثنایی مجاز بودند که بادولتهای خارجی مذاکرده نمایند. حکام این ولایات مستقیما از طرف سلطان و از میان شخصیتهای مهم حکومتی انتخاب می شدند ، و در تحت امر وزیر به کار می پرداختند ، همچنین حاکمان در هر ایالات قائم مقامی منصوب می کردند که عنوان نایب داشتند ؛ از جمله وظایف نایبان حفظ نظم و آرامش عمومی در هر ایالت بود (ورهرام، 1386،83-80). شحنه ها نیز به فرماندهی شهرها گماشته می شدند ، به موازات آنان باسقاقان مامور جمع آوری مالیات بودند ، گاهی باسقاقان از میان امیران سپاه انتخاب می شدند.2 تا زمان غازان اوزان مسکوکات در همه ایالات یکسان نبود و این امر مشکلاتی به بار می آورد . بنابراین غازان خان دستور یکپارچه کردن مسکوکات را صادر کرد.
در بین ایالات دوره مغول ، ایالات عراق عجم و آذربایجان به تومان ها که شکل جدیدی از تقسیمات کشوری بود ، منقسم شدند که وظیفه آنها تدارک 10000 نفر سپاهی و گاهی کمتر بود. علاوه بر اینها در منابع از تومان های دیگری نیز نام برده شده که گویا فقط از لحاظ لشکری تومان به حساب می آمده اند ،و تومان ها فقط در آذربایجان و عراق عجم به لحاظ تقسیمات کشوری به کار رفته است. تسف، معنی الوس را یک جامعه بزرگ ومعنی تومان را جمعیت و ده هزار دانسته و آنها را یکی دانسته است (تسف،1365،212-210).اما به نظر می رسد که از لحاظ تقسیمات کشوری فرق زیادی با هم داشته اند .چون که الوس منطقه وسیعی بود در حالیکه تومانها جزء تقسیمات فرعی بوده اند.

فصل سوم
مروری بر چگونگی حملات مغول به ایران واستقرار دولت ایلخانان در ایران (736 ﻫ -616 ﻫ.)

3-1- از چنگیز خان تا منکو قاآن

3-1-1- چنگیزخان
مغولان صحرانورد تا قبل از قدرت گیری چنگیز دارای اسم و رسمی نبودند ، اما هنگامی که او در سال 549 هـ به دنیا آمد(رشیدالدین فضل الله ،1367:ج1،218). صفحه جدیدی را در تاریخ دنیا رقم زد ، او پسر یسوگای بهادر از ایل برجیقن بود(تسف ،1363،53). که پس از فوت پدرش به ریاست مغولان رسید و بعدها توانست گستره حکومت مغولان را افزایش دهد. چنگیز در وهله اول برای پیگیری اهدافش ، کار خود را از قبایل نزدیک تر شروع کرد. او توانست اونگ خان رئیس قبیله کرائیت به زیر کشد و با این عمل به افزایش قدرت و نفوذ خود در میان مغولان بپردازد ، پس از آن نیز در سال 600 ﻫ به تایانگ رئیس قبیله نایمان حمله کرد و او را نیز شکست داد، که منجر به تابعیت اقوام نایمان از چنگیزخان گردید و پسر تایانگ که کوچلک خان نام داشت توانست فرار کند و به نزد گورخان قراختائی برود ، پس از آن چنگیز ، همچنان اقوام را یکی پس از دیگری شکست داده و به خدمت درمی آورد ( رشیدالدین فضل الله ،1367:ج1،280-277). او درحین این اقدامات ، چشم به ایران داشت و به فکر صلح با خوارزمشاه و برقراری رابطه دوستانه با ایران بود.در این راستا سفیران تجاری بین آن دو دولت رد و بدل می شد تا اینکه واقعه اترار رخ داد ، در این جریان حاکم اترار به طمع تصرف اموال بازرگانان مغولی ، آنها را به قتل آورد و این عامل موجب اقدام تلافی جویانه و بهانه ای جهت حرکت، چنگیز به سمت ممالک خوارزمشاهی شد که برخلاف نظر خیلی از محققین این امر می تواند تنها یک علت بالقوه باشد که پس از واقعه اترار بصورت بالفعل درآمد ، زیرا احتمال می رود که چنگیز نقشه حمله به ممالک خوارزمشاهی را درسر داشته یا حداقل به دنبال فرصتی برای این اقدام بوده است.
با توجه به قدرت گیری چنگیز و این نکته که او، خوارزمشاه را در نامه ای پسر خود خواند ؛ احتمال میرود که معنی نهفته آن تابعیت خوارزمشاه از چنگیز خان است و چنگیز به مانند فرزندان خود او را حاکم دست نشانده خود و ایران را جزئی از سرزمین خود تلقی نموده است . نکته دیگر اینکه ، سپاهیان چنگیز روز به روز افزایش یافته و برای امرار معاش آنها و دامهایشان غنایم و چراگاه هایی لازم بود؛ به همین دلیل آنها دنبال مکانی بودند که بتواند آنجا را مقر خود قرار داده و به سرزمینهای دوردست حمله نمایند، که ایران برای هدف دارای موقعیت ویژه و ممتازی بود.
بنابر این اوصاف می توان نتیجه گرفت که واقعه اترارتنها حمله چنگیز به ایران را تسریع بخشید و موجب شد تا او زودتر با خوارزمشاه درافتد. پس با این بهانه چنگیزخان درابتدا تقاضای تحویل دادن غایر خان حاکم اترار را نمود که با مخالفت خوارزمشاه رو به رو شد و موجب شد که چنگیز حمله به ایران را آغاز نماید. او در ابتدا به اترار حمله برد ، غایر خان حاکم آنجا به قلعه ای پناه برده و مدتی مقاومت کرد ؛ بنا به گفته شبانکاره ای :« کار به جایی رسید که هیچ کس با وی نماند و سلاح نماند ، کنیزکان را می فرمود تا خشت به دست او می دادند و می انداخت» (شبانکاره ای،1363،234). غایرخان درآخر مجبور به تسلیم شد ، او را به نزد چنگیز بردند وچنگیز خان دستور قتل اورا صادر کرد ، پس از آن نیروهای چنگیز جند ، قراقروم ، فناکت ، بناکت ، خجند ، بخارا ، سمرقند ، خوارزم و ترمذ را گرفتند (همان ،238) و از جیحون گذشته وارد بلخ شدند و مردم را از شهر بیرون کرده ودست به غارت و ویرانی زدند و عده بسیاری را نیز کشتند(جوینی ،بی تا:ج1،140-120؛ رشیدالدین فضل الله،1367،ج1،365-348).
هنگامیکه چنگیز خان به فتح سمرقند مشغول بود یکی از سرداران خود به نام جبه و سپس توقاجار را به همراه او به تعقیب محمد خوارزمشاه فرستاد. هنگامیکه سلطان محمد خوارزمشاه فهمید که مغولان در تعقیب او هستند به سمت عراق حرکت کرد ،و پس از ان روانه گیلان شد و با امرای مازندران به گفتگو نشست و در آخر قرار شد که به یکی از جزایر دریای خزر برود که در همان جزیره نیز وفات یافت(رشیدالدین فضل الله،1367:ج2،369-364). مغولان که در این هنگام به بلخ رسیده بودند از آنجا به طالقان رفتند و آنجا را نیز گرفتند و در همین احوال بود که خبر به تخت نشستن جلال الدین درغزنین به چنگیز خان رسید ، مغولان بلافصله به دنبال او در آنجاشتافتند ، اما قبل از رسیدن مغولان جلال الدین از غزنین فرار کرد و با عبور از رود سند از دست مغولان رهای یافت . پس از آن چنگیز جبه و سوبدای را مامور فتح نواحی ایران و خراسان نمود ، چنگیزخان اندکی بعد، در سال 624ﻫ از دنیا رفت.(جوینی،بی تا:ج1،386؛شبانکاره ای،1363 ،44).

3-1-2-اوکتای و تورکینا خاتون
پس از چنگیز خان پسر او اوکتای بنا به وصیت پدر بر تخت نشست ، در این اثنا جلال الدین که به هند فرار کرده بود از راه کرمان به عراق بازگشت، اما همچنان بخاطر رهای از دست مغولان نقل مکان می کرد، زیرا اوکتای پس از ساماندهی لشکر مغول جرماغون و چند تن از فرماندهان نظامی را به تعقیب جلال الدین فرستاد، آنها نیز با تاخت و تازهایی که انجام دادند ، جلال الدین را در هیج جا راحت نگذاشتند تا اینکه او در حین فرار توسط شخصی کرد که نسوی واژه غارتگر و پست را برای او به کار برده است، به قتل رسید(نسوی، بی تا ،349).
پس از پایان یافتن مقاومت جلال الدین خوارزمشاه (628ﻫ ) متصرفات مغول در این سوی جیحون به یکباره توسعه یافت . جین تیمور موفق شد اسپهبد کبود جامه و بهاءالدین صعلوک از حکام خراسان را کاملا مطیع سازد و انان را در بارگاه اگتای قاآن (639-626ﻫ) حاضر گرداند . یکی از سرداران تحت امر او به نام کلبلات نیز توانست بر بقایای نیروهای جلال الدین در خراسان فائق آید و تصرف آن ولایت را برای مغولان قطعی سازد (خیر اندیش ،1379 ، 185) . همچنین

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع تقسیمات کشوری، هخامنشیان، مرزهای سیاسی Next Entries منابع تحقیق با موضوع سلجوقیان روم، نظم و امنیت، خواجه نصیرالدین طوسی