منابع تحقیق با موضوع تعامل سازنده، جنبش عدم تعهد، ادغام شرکت ها

دانلود پایان نامه ارشد

زيادي گذاشت. همچنين مشاهده مي کنيم که توجه اصلي انديشه ناسيوناليسم عربي در اين دوره موضوع استقلال کشورهاي عربي بوده است يعني عامل وحدت بخش بوده است زيرا اغلب کشورهاي عربي در اين هنگام تحت استعمار خارجي قرار داشتند و مسأله رهايي فلسطين با توجه به جنگ مستمر اعراب و صهيونيست هاي اسرائيلي از ابتداي قرن بيستم مطرح بود همچنين تلاش بر اين بود که به استعدادها و روابط اجتماعي داخلي به ويژه طبقات فقير و پائين تر از سطح متوسط جامعه فرصت هاي بيشتر و مؤثر تري براي مشارکت در جامعه و سازندگي داده شود.” (مهتدي، 1378، 56)
2-2-4- همگرايي منطقه اي
“در جغرافياي سياسي ديدگاه هاي گوناگوني درباره منطقه گرايي وجود دارد. در يک تعريف عمده منطقه گرايي عبارت است از توجه ويژه به يک منطقه جغرافيايي مشخص که بهترين مکان براي تحقق منافع و آرمان ها به نظر مي آيد در اين باره اشخاص حقيقي و حقوقي و دولت ها بازيگر هستند. اين منطقه مشخص ممکن است در فراسوي مرز دولت ها، در همسايگي آنها يا بخشي از قلمروشان باشد، اما آنچه در تعريف هاي مربوط به منطقه گرايي مشترک است، اين نکته است که آن محدوده خاص براي تحقق اهداف مورد نظر بهترين کارآيي را دارد و بي گمان معيارهاي موجود در اين ديدگاه معيارهايي منفعت گرايانه است. منطقه گرايي به عنوان بخشي از يک استراتژي به منظور جلب وفاداري هاي عامه به نهادها و نمادها نيز مطرح مي شود همه اين موارد نشان دهنده اين است که منطقه گرايي مفهومي داراي ابعاد گوناگون است.” (سيمبر، 1383، 134)
“گروه بندي ها و همگرايي هاي منطقه اي در جهان سياست پيشينه زيادي دارد، ايجاد اتحاديه هاي سياسي همچون سنتو، ناتو و ورشو در جهان دو قطبي پيشين جنبه اي ژئواستراتژيک داشت، در حالي که ايجاد برخي ديگر از پيمان هاي منطقه اي چون بازار مشترک (پيشين) اروپا که بعد ها به “اتحاديه اروپا” تبديل شد و پيمان همکاري منطقه اي براي توسعه که ميان ايران و ترکيه و پاکستان بوجود آمد و در دهه 1990 به سازمان همکاري منطقه اي (اکو) با عضويت ده کشور منطقه آسياي مرکزي به اضافه ترکيه تبديل شد جنبه اقتصادي و ژئواکونوميک داشته و دارند، همگرايي منطقه اي به معني در هم آميزي اقتصادي سياسي و استراتژيک کشورها در منطقه اي ويژه براي پديد آوردن يک نظام منطقه اي يکپارچه است.
آنچه در اروپاي باختري و در چارچوب اتحاديه اروپا مي گذرد شکل گرفتن يک همگرايي منطقه اي است و کشورهاي عضو اين اتحاديه هر روز بيشتر از روز گذشته اقتصاد، سياست و قوانين خود را در هم مي آميزد و يکپارچه مي سازند بهترين نمونه همگرايي منطقه اي اتحاديه اروپاست.” (مجتهدزاده، 1381، 205)
نگاهي به تاريخ کشورهاي اسلامي نشان مي دهد که اين کشورها به دليل محدوديت هاي ساختاري نظام دو قطبي و دولت هاي وابسته، علي رغم برخورداري از قابليت ها و زمينه هاي منطقه گرايي، از پويايي لازم براي شکل دادن به نظم هاي منطقه اي، برخوردار نبودند و حرکت هايي مانند استقلال خواهي کشورهاي جهان سومي و اسلامي در قالب جنبش عدم تعهد در دهه 1960، باعث ايفاي نقش مستقل آنها در ساختار نظام بين المللي دو قطبي نگرديد و اعضاي جنبش عدم تعهد در عمل به اين يا آن بلوک، وابسته شدند و نحوه ارتباط و تعامل دو بلوک با يکديگر، آثار و پي آمدهاي گسترده اي را بر همکاري ميان کشورهاي جهان سومي و ديپلماسي منطقه اي و جهاني آنها بر جاي گذاشت. از سوي ديگر، پيمان ها و سازمان هاي ايجاد شده در مناطق اسلامي، مانند پيمان هاي سنتو و سيتو و يا سازمان کنفرانس اسلامي نظان مي دهد که اين سازمان ها تا حد زيادي، تحت تاثير رقابت ميان دو قطب و مداخله گرايي آنها قرار گرفت. پايان جنگ سرد و فروپاشي شوروي در سال 1991 باعث تحولات ساختاري در نظم بين المللي و منطقه اي گرديد، نظام بين الملل دو قطبي از ميان رفت و حرکت به سوي منطقه گرايي از شتاب بيشتري برخوردار گرديد. در اين مقطع، کشورهاي درحال توسعه و از جمله کشورهاي اسلامي با دو رخداد اساسي مواجه شدند: از يک سو، پايان جنگ سرد و رقابت هاي نظام بين الملل دو قطبي، فرصت هاي نويني را براي آزادي عمل دولت ها به وجود آورد و از طرف ديگر، جهاني شدن، انگيزه هاي منطقه گرايي را تسريع بخشيد و دولت ها تلاش مضاعفي را براي همکاري هاي منطقه اي، جهت حفظ خود در ساختار پس از جنگ سرد به عمل آوردند، منطقه گرايي بيش از گذشته در دستور کار دولت ها قرار گرفت و بر اهميت سازوکارهاي دست يابي به اهداف نهادهاي منطقه اي اضافه گشت و دولت ها تلاش نمودند تا به تعريف مجددي از هويت خود در چارچوب منطقه گرايي نوين بپردازند، گرچه تمايلات واگرايانه در برخي از مناطق، باعث ايجاد بحران و درگيري براي مرزبندي هاي نوين گرديد و جنگ دوم خليج فارس و بحران بالکان، نمادي از تغيير و تحولاتي بود که نيروي هاي واگرايانه را نشان مي داد، امّا همگرايي کشورها از طريق سازمان هاي منطقه اي افزايش يافت و با گذشت زمان بر تعداد و اهميت سازمان هاي منطقه اي اضافه گرديد(ستوده، 1387، ص102).
“در نيمه دوم قرن نوزدهم کمپاني هاي توليدي در جهان سرمايه داري براي تسلط بر بازارهاي جهاني راهبرد “همکاري” را به عوض “رقابت” برگزيدند بدين ترتيب اشکال مختلف کارتل ها و تراست ها از ادغام شرکت هاي توليدي گوناگون تشکيل گرديد. همزمان با فشرده شدن رقابت ها در سطح جهان، قراردادهاي جديد همکاري ميان کشورهاي غربي، منجر به تشکل هاي جديدي در زمينه هاي اقتصادي و سياسي و نظامي گرديد. اين تحولات در حقيقت روند پديده “جهاني شدن” بود که از مدت ها پيش آغاز شده بود و در سال هاي پس از جنگ جهاني دوم، با برتري نسبي ايالات متحده آمريکا چهره بي نقاب خود را آشکار نمود. در جريان اين روند اقتصادهاي جهان غرب هم به خود گره خوردند. اينگونه تحولات امکان هر نوع رقابت و ابراز وجود براي کشورهاي در حال توسعه را که به صورت متفرّق عمل مي کردند از آنها مي گرفت ليکن به مرور زمان کشورهاي مزبور اين واقعيت را دريافتند که مقاومت در برابر کشورهاي سلطه گر جهاني، جز از طريق تشکل هاي منطقه اي و همکاري با يکديگر امکان پذير نيست. بسياري از کشورهاي اسلامي نيز با وقوف بر اهميت تشکل هاي منطقه اي به چنين امري مبادرت ورزيدند.
2-2-5- عامل جغرافيا
“عامل جغرافيا به عنوان عامل ثابتي است که به طور جبري نقش مهمي در ايجاد روابط کشورهاي يک منطقه دارد کشورهاي يک منطقه به لحاظ آنکه در همسايگي و مجاورت يکديگر هستند تمايل به گسترش روابط با يکديگر دارند هر چند ممکن است اين روابط توأم با ترس يا از روي اکراه باشد، در عصر حاضر که وابستگي متقابل به طور فزاينده اي بين کشورها پديد آمده است کشورهاي يک منطقه لاعلاج از برقراري روابط با يکديگر مسأله امنيت و اتحاديه هاي منطقه اي خود به نوعي تحت تأثير عامل جغرافيايي قرار دارد. بدين معن که کشورهاي همسايه و هم مرز و يا حتي غير هم مرز و موجود در يک منطقه پيوسته جغرافيايي در رابطه با امنيت منطقه، سرنوت خود را در ارتباط با يکديگر مي دانند.”(افشاري، 1384، 498).
2-2-6- ساختار سياسي مشترک
“ساختار سياسي مشترک از جمله عواملي است که در نوع و ميزان روابط کشورهاي يک منطقه تأثير دارد. بديهي است کشورهايي که داراي نظام سياسي واحد و مشابهي هستند با سهولت بيشتري مي توانند در مسائل مشترک منطقه اي با يکديگر کنار آيند و اتخاذ تصميم نمايند. در منطقه خاورميانه به ويژه مرکز آن يعني خليج فارس صرفنظر از اينکه نظام سياسي بعضي از اين کشورها جمهوري و بعضي ديگر سلطنتي و امير نشين و حتي بعضي هم جمهوري است ليکن به لحاظ ساختار توزيع قدرت و وجود محدوديت هايي در آزادي هاي سياسي و آزادي هاي اوليه همچون آزادي قلم، بيان، تظاهرات مطبوعات و غيره، با يکديگر تشابهاتي دارند.” (افشاري، 1384، 489)
2-2-7- تهديد و احساس خطر مشترک
“عامل تهديد و احساس خطر مشترک نسبت به يک کشور قدرتمند در منطقه با پديده خارجي، از جمله علل و عوامل و گسترش روابط کشورهاي منطقه با يکديگر است. اين عامل تأثير بسيار مهمي در ايجاد همگرايي منطقه اي دارد اهميت اين مسئله به حدي است که عوامل قبلي را تحت تأثير قرار مي دهد به عبارتي عامل تهديد و احساس خطر مشترک نسبت به يک پديده خارجي، باعث مي گردد که کشورهاي يک منطقه علي رغم گرايشات و جهت گيري هاي سياسي متفاوت و متعارض، حداقل براي مدت زمان محدودي با يکديگر همکاري و روابط داشته باشند.
2-3- همگرايي در جهان اسلام
همگرايي جهان اسلام به عنوان ضرورتي اجتناب ناپذير در مواجهه با قدرت هاي فرا منطقه اي است چرا که دين مبين اسلام وقتي مي تواند در مدت کوتاهي در سراسر جهان گسترش يابد از مردماني عقب مانده و سرزميني لم يزرع دانشمنداني بزرگ و شهرهايي آباد به وجود آورد امروز هم مي تواند در سايه تعامل، وحدت و همگرايي زمينه پيشرفت مسلمين و سرزمين هاي اسلامي را فراهم و حضور قدرت هاي فرا منطقه اي را کاهش دهد با اينکه بايد بپذيريم که اختلافات جزئي بين مسلمين چيزي عادي و از بدو ظهور اسلام وجود داشته ولي زمينه هاي همگرايي و وحدت بسيار بالا بوده و چنانچه به مشترکات توجه شود زمينه هاي همگرايي فراهم مي شود.
“شکي نيست که تکامل اقتصادي کشورهاي اسلامي در گرو تعاملات افزون تر آنان بر پايه مصالح و منافع مشترک استوار است اين چنين دستاوردي از بحران ها و چالش هاي فراروي ملت هاي اسلامي مي کاهد و اين خود بزرگترين فايده اي است که از اين تعامل مشترک عايد کشورهاي اسلامي مي شود چرا که وحدت رويه و همگرايي کشورهاي اسلامي در ابعاد گوناگون آن، از جمله سياسي و اقتصادي به ارتقاي سطح و وزن سياسي، اقتصادي آنان در نظام بين المللي کمک شايان توجهي مي کنند بدون شک تمسک به همگرايي و وحدت اسلامي قدرت جهان اسلام را برآمده تر کرده، ضمن تضمين امنيت و ثبات داخلي جوامع اسلامي آنان را از حيطه برخورد انفعالي با پديده هاي بين المللي به موضع فعال و تأثير گذار در صحنه روابط بين الملل تبديل مي کند از اينرو شک و ترديدي باقي نمي ماند که تفرقه جز ضعف و گسترش حضور قدرت هاي فرا منطقه اي سرانجام ديگري نخواهد داشت.” (فردوسي پور، 1383، 54)
اگر کشورهاي اسلامي با هم متحد شوند و تشکيل همگرايي منطقه کشورهاي اسلامي دهند به عنوان بزرگترين منطقه هم از نظر جمعيت، هم از نظر وسعت و هم از نظر بازار مصرف و هم از نظر منابع زير زميني منحصر به فرد بوده و قادر خواهند بود مشکلات خود را برطرف و مانع حضور قدرت هاي فرا منطقه اي در کشورهاي خود شوند و به عنوان قدرت اول جهان مطرح خواهند بود. اگر بخواهيم همگرايي جهان اسلام را به وجود آوريم بايد “همزيستي و تعامل سازنده و مثبت در زمينه هاي مختلف فرهنگي، علمي و فن آوري بين کشورهاي اسلامي و کشورهاي غربي و قدرت هاي فرا منطقه اي و همکاري و جستجو براي زدودن ريشه هاي واقعي و عميق خشونت و تروريسم در قالب سازمان ملل متحد امري ضروري است بي شک تحقق تعامل و همکاري هاي بلند مدت ميان کشورهاي اسلامي و غرب در گرو شناخت بيشتر و اصلاح تدريجي برداشت ها و ديدگاه هاي محدود و گزينشي و اتخاذ نگرش هاي فراگير و اراده اي معطوف به اخلاق و فرهنگ و خرد است”(فردوسي پور، 1383، 35).
2-4- راهبردهاي همگرايي در جهان اسلام
بخش عمده اي از مشکلات جهان اسلام قابل حل بوده و نياز به تصميم و عزم و اراده جدي براي تغيير وضع موجود و ارتقاء آن به وضع مطلوب را دارد که لازم است در ادامه راهبردهايي در جهت بهبود وضع موجود زمينه همگرايي اشاره کرده و تحقق آن را ضروري بدانيم.
– ايجاد همبستگي بين دول اسلامي با ايجاد تفاهم و همکاري با يکديگر با تأکيد بر حفط ارزش هاي ديني و معنوي براي تحقق اصل برابري و حقوق در بين همه افراد بشر
– هماهنگي و همکاري و تعامل سازنده جهان اسلام به نمايندگي سازمان کنفراس اسلامي با سازمان هاي منطقه اي و بين المللي و اعلاميه جهاني حقوق بشر به منظور گسترش توسعه سياسي مشارکت هاي مردمي توسعه اقتصادي براي شکوفايي تمدن اسلامي
– تلاش دسته جمعي کشورهاي اسلامي به منظور کاهش معظلات اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي کشورهاي در حال توسعه و افزايش چانه زني

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع فرهنگ و تمدن، ساختار صنعت، اقتصاد کشور Next Entries منابع تحقیق با موضوع سازمان ملل، نفت و گاز، موانع رشد