منابع تحقیق با موضوع ترکان خاتون، تقسیمات کشوری، قراختاییان

دانلود پایان نامه ارشد

دو دولت تثبیت شد. (اشپولر، 1389،90)
ابوسعید در سال 736 هـ وفات یافت و آرپاگون (آرپاخون) جانشین او شد(قطبی اهری،1389،217) او تنها شش ماه حکومت کرد و پس از او نیز موسی خان وسپس محمد خان به پادشاهی رسیدند(همان،242-247). بطور کلی در دوران بعد از مرگ ابوسعید، حکمرانی قوی بر سر کار نیامد و آنها فقط اسما به حکومت می پرداختند پپپپو حاکمان واقعی در اصل حامیان آنها در بدست گرفتن سلطنت بودند . با توجه به ضعف ایلخانان کم کم ، حکومت های ملوک الطوایفی شروع به شکل گیری نمود ، مانند: جلایریان در آذربایجان و عراق ، مظفریان در جنوب و آل کرت در هرات و دیگر خاندانهای حکومتگر محلی که در نقاط مختلف ایران به قدرت رسیدند.

فصل چهارم
نگاهی گذرا به بعضی ایالت های ایران دوره مغول

مقدمه
در دوران ایلخانان ایران به چندین ایالت تقسیم شده بود .گرایش ایلخانان بیشتر به مناطقی بود که در ابتدای امر در مقابل آنان تابع و ایل شده بودند ، همانطور که در شرح حملات مغولان پاشاره رفت ؛ آنان در ابتدای امر از حاکمان شهرها طلب ایل شدن می کردند، ، ما در بعضی مناطق شاهد مقاومت مردم در برابرمغولان هستیم . اما در بعضی نقاط دیگر ،می بینیم که مردم پس از پی بردن به عدم توانای در برابر نیروی مهاجمان خود را تسلیم کرده و ایل شدند تا مغولان نیز حکومت آنها را به رسمیت بشناسند . از قبیل این موارد بسیار پیش آمد و حتی یرلیغ حکومتی نیز از طرف مغولان برای آنها صادر گردید ، اما هیچگاه رویای کنترل مستقیم تمام نقاط ایران از ذهن مغولان پاک نشد. آنها در این راستا حتی به ازدواج های سیاسی نیز مبادرت ورزیدند . اما ولایاتی را که مغولان تصرف کردند ،به تومان های تقسیم شد ؛ که این تومانها با توجه به کارکردهای متفاوت شکل گرفتند؛ که برخی از آنها مثل تومان های خراسان و مازندران، کارکرد نظامی داشتند . اما بعضی نیز جزو تقسیمات کشوری بودند که این قبیل تقسیمات را میتوان در مناطق مرکزی وشمال غرب ایران مشاهده کرد . در این فصل، به صورتی مختصر به الحاق برخی از ایالاتی که ایل شده یا با استفاده از ازدواج های سیاسی تابع مغولان شدند،ازقبیل فارس،کرمان وشبانکاره خواهیم پرداخت .ودر فصل های آتی به وضعیت تومان های که کارکرد تقسیمات کشوری را داشتند، می پردازیم.

4-1- ایالت کرمان

در هنگام حملات مغول ، براق حاجب حکومت کرمان را بر عهده داشت .او که در ابتدا تابع خوارزمشاهیان بود ، با مشاهده حملات مغول ، تحریکاتی را علیه خوارزمشاهیان انجام داد و در همین راستا سلطان غیاث الدین را کشته و سرش را به نزد اوکتای فرستاد ، این اقدام او باعث شد تا مغولان یرلیغ حکومت کرمان را برای او فرستاده و همراه آن لقب قتلغ سلطانی نیز به او داده شد(منشی کرمانی ،1362،25).با این اقدام کرمان جزو ممالک تابعه ایلخانان درآمد ، در حالیکه همچنان از استقلال داخلی برخوردار بود . براق تا سال 632 ﻫ بر کرمان حکم راند و هنگامیکه در این سال وفات یافت ،جسد او را به مدرسه ترک آباد که از بناهای ساخته شده توسط خود او بود ،برده و در آنجا دفن نمودند (وزیری کرمانی،1340،149).
پس از براق حاجب ،قطب الدین حاکم کرمان شد . اما اندکی پس از آن رکن الدین مبارک خواجه به نزد اکتای رفت و توانست منشور حکومت این ایالت را بدست آورد، تا از این پس اولین اقدام مغولان در به قدرت رسیدن حاکمان کرمان را شاهد باشیم . اما پس از این واقعه رکن الدین نیز بیکار ننشست و همواره در فکر بدست گرفتن قدرت بود . تا اینکه پس از جلوس منکوقان به تخت او توانست یرلیغ حکومت کرمان را از منکو گرفته و حکومت آنجا دست یابد (نطنزی ،1336،23).
رکن الدین، قتلغ ترکان را که محبوبه براق حاجب بود را به عقد خود در آورد(همان،23).پس از آن با همکاری این دو کرمان روبه پیشرفت نهاد و در سال 656 ه هنگامی که قطب الدین از دنیا رفت همسرش قتلغ ترکان به حکومت رسید .او در پیشرفت کرمان کوشید و در زمان حکمرانی این زن کرمان به رشد و شکوفای بسیاری رسید ،چنانکه وزیری کرمانی می نویسد: (( الحق آن مخدره کافیه خیره در تعمیر ولایت و ترفیه حال رعیت و افاضله خیرات و اشاعه حسنات و احترام علماء وانعام فضلاء به نوعی قیام کرد که عشر عشیر آن از هیچ پادشاهی به ظهور نرسیده ))(وزیری کرمانی ،1340،154).در همین هنگام ازدواجی خانوادگی بین مغولان و قراختاییان شکل گرفت که طی آن دختر قتلغ ترکان به ازدواج ابا قاخان در آمد(لین ،1389،177-175).به احتمال بسیار این ازدواج در حکومت داری ترکان خاتون تاثیر بسزای گذاشته و پس از این وصلت توانست به حکومت داری بپردازد و از پشتیبانی اباقاخان دلگرم باشد ، به نحوی که وقتی ترکان خاتون به شکایت از نافرمانی پسرش به نزد اباقاخان رفت ؛ ایلخان او را با دادن اختیارات و قدرت بیشتر رهسپار کرمان نمود(منشی کرمانی ،1362،49-48).
گویا پس از مرگ اباقاخان دوران خوشی ترکان خاتون نیز به پایان رسید ، زیرا با توجه به اینکه جلال الدین روابط نزدیکی با احمد تکودار داشت ، پس از نشستن احمد تکودار به تخت ایلخانی ،جلال الدین نیز به حکومت کرمان رسید و این ماجرا چنان بر روحیه ترکان خاتون تاثیر گذاشت که گفته می شود از فرط اندوه و غصه درگذشت(ناشناخته ،1355،دیباجه 57).
پس از آن در دوران ارغون مقرر شد که حکومت کرمان در دست جلال الدین و خواهر نا تنی اش پادشاه خاتون قرار بگیرد ، اما کمی بعد پادشاه خاتون برادر خود را خفه نمود و خود یکه تاز میدان قدرت شد،اما هنگامیکه بایدو به قدرت رسید ، از آنرو که دختر و خواهر سلطان جلال الدین ازهمسرانش بودند ، به تلافی مرگ او دستور قتل پادشاه خاتون را صادر نمود(لین ،1389،186).با این اوصاف کرمان حالت دگرگونی پیداکرد و آن پیشرفت دوره اول ایلخانی از آنجا رخت بر بست.
هنگامیکه غازان به ایلخانی رسید کرمان را به محمد شاه داد و او نیز وزارت خود را به قاضی فخرالدین هروی سپرد(نطنزی ،1336،29). او فردی خوشگذران و شرابخوار بود.چنانکه وزیری کرمانی مینویسد : «در شراب مدام بسیار مولع بود، بطوریکه از از بام تا شام و صیاح تا رواح اشتغال داشت»(وزیری کرمانی،1340،173). همین افراط او در شرابخواری باعث بیماری اش شد و او را در سال سال 702 ﻫ از پای انداخت(همانجا).پس از او نیز شاه جهان به حکومت این ایالت رسید و در خاتمه با مرگ او حکومت قراختاییان در کرمان بر چیده شد و مغولان توانستند مداخلات بیشتری را در امور این ولایت انجام دهند و حاکمانی را از طرف خود به حکومت آنجا بگمارند. پس از پایان سلطه مغولان ، این ایالت تحت سلطه آل مظفر قرار گرفت.

4-2- ایالت فارس

در هنگام حملات مغولان ، سلغریان که از مدتها پیش بر فارس حکمرانی داشتند، بر آنجا فرمانروایی داشتند.این خاندان نمونه بارز طغیان واطاعت در برابر حکام مغولی می باشند .آنها در بعضی مواقع مطیع بوده و گاهی نیز دست به طغیان می زدند.در این بین مغولان همواره چشم طمع به آن منطقه داشتند و سعی آنان بر این بود که حاکمان این نواحی را تحت تسلط خود در آورند ؛آنها در این راستا به انجام ازدواج های سیاسی نیز اقدام نمودند.
در هنگام حملات مغولان ابوبکر بن سعد مظفرالدین حاکم سلغری شیراز بود. هنگامیکه او از حملات مغولان آگاه شد ، با اکتای قان روابط دوستانه برقرار کرد و صلاح خود را در این دید که ایل شود تا با این اقدام حکومت خود و ایالت فارس را از حملات مغولان مصون دارد.او برای این منظور برادر زاده خود تهمتن را به دربار اکتای فرستاد و ملتزم پرداخت خراج فارس گردید .اکتای نیز فارس را به او سپرد . با این عمل خردانه ابوبکر ، فارس از شر حملات مغولان در امان ماند.ابوبکر همچنان برای حفظ روابط خود حکام مغولی ،هر ساله یکی از برادر زادگان خود را با خراج سالانه به خدمت خان مغول می فرستاد(وصاف ،1269،157؛ اقبال آشتیانی ،1356،386).
گویا در آن زمان فارس در آرامش و پیشرفت روز افزون بود ، چنانچه زرکوب شیرازی می نویسد:«در آن عهد سلطنت وایام معدلت ،اهالی فارس پهلوی رفاهیت در مهار امن و امان می سودند و در خواب نوشین فراغت واستقامتی غنودند.خللی که به چند به سبب ظلم شبانکاره واضطراب احوال آل سلجوق وقدوم ککجه و سلطان غیاث الدین در مملکت فارس به ظهور رسیده پیوسته و در هیچ عهد اصلاح پذیر نگشت به زمان سلطنت اتابک ابوبکر تدارک پذیر آمد»(زرکوب شیرازی ،1350،80). ابوبکر حتی توانست وسعت قلمرو خویش را افزایش داده و کیش بحرین، قطیف و لحسا را به قلمروخویش ملحق نماید(لین،1389،196).ابوبکر بن سعد پس از36 سال حکومت در سال 658 ﻫ وفات یافت(زرکوب شیرازی ،1350،85).
پس از ابوبکر، سعد دوم به حکومت رسید ، اما اندکی پس از آن که شبانکاره ای مدت آن را دوازده روز میداند، در گذشت (شبانکاره ای،1363،185).پس از این واقعه با توجه به دست اندازی مغولان و دست اندازی آنان در نصب حکام میتوان اینگونه پنداشت که فارس از این پس بیش از پیش تحت تاثیر سیاستهای مغولی قرار گرفت.
با مرگ نابهنگام اتابک سعد بلافاصله پسر جوانش ،محمد به حکومت نشست ، در حالیکه مادرش ترکان خاتون خواهر علاءالدله اتابک یزد به نیابت او در مملکت فارس حکومت می کرد . محمد نیز پس از دوسال و هفت ماه مملکت داری در سال 661ﻫ در گذشت(زرکوب شیرازی،1350،87).پس از مرگ محمد بن سعد ، اتابک محمدشاه به حکومت رسید حاکم جدید فردی خوشگذران و عیاش بود ؛ او به ترکان خاتون توجهی نداشت از اینرو ترکان خاتون با امرا یکدست شده ، او را دستگیر نموده و بعد به دربار ایلخان فرستادند تا آنکه در آنجا به قتل رسید (همان،88-87).
پس ازمرگ محمد شاه اتابک سلجوقشاه به حکومت فارس رسید . دوران او را می توان پایان سلطه سلغریان بر فارس دانست(662-661ه).هنگامیکه او به حکومت رسید گروهی از امرا را به قتل رساند و با ترکان خاتون ازدواج کرد و اموالش را تصرف نمود ؛ با این اعمال قصد داشت ترکان خاتون را تحت تسلط خود در اورد،تا اینکه روزی در حالت مستی ، دستور قتل ترکان خاتون را صادر نمود.(وصاف،1269،182؛ زرکوب شیرازی ،1350 ،88).تا بدین گونه یک تاز قدرت در فارس شود.
پس از قتل ترکان خاتون ،سلجوقشاه به دفع شحنگان مغولی اقدام نمود و هنگامیکه این خبر به ایلخان رسید ، لشکری را به منظور دفع او روانه فارس نمود،که موجب فرار سلجوقشاه از شیراز شد و اما لشکریان مغول همچنان به دنبال او میرفتند تا اینکه در کازرون او را گرفته ودر نوبنجان به قتل رساندند.(زرکوب شیرازی،1350،89-88).
پس از مرگ سلجوقشاه، مغولان رسما به اداره فارس پرداختند و افرادی را از سوی خود به شحنگی این ولایت فرستادند. ،اما پس از مدت کوتاهی آبش خاتون به قدرت رسید ، در این زمان آبش خاتون وخواهرش سلغم تنها بازماندگان سلغریان بودند (همان،89) . بنظر میرسد که چون آبش خاتون نامزد منگوتیمور پسر هلاکو بود ، در این دوره تسلط مغولان بر فارس بیش از پیش شده باشد.پس از مرگ آبش خاتون را در محله چرنداب تبریز ،بر اساس رسم مغولان با شراب و زیور آلات طلا و نقره به خاک سپردند.تا اینکه پس از گذشت مدتی جنازه ایشان به شیراز برده شد و در مدرسه عضدیه که به وسیله مادرش ترکان خاتون احداث شده بود دفن گردید.(خوافی،1341:ج2،35).پس از مرگ آبش خاتون ، بساط حکومتی سلغریان به کلی از فارس برچیده شد و مغولان مستقیما به تعیین حاکمان برای اداره این ایالت اقدام نمودند در این بین سعدالدوله یهودی وزیر ارغون ، شمس الدوله را به حکمرانی تمامی فارس منصوب کردو جوشی و عزالدین مظفر رابه همراه او روانه شیراز کرد(آیتی،1372،132).اوضاع ایالت فارس در دوران غازان رو به شکوفای و بهبود نهاد.
در دوران الجایتو حکومت شیراز به شیخ الاسلام شیخ جمال الدین ابراهیم بن محمد طبیبی رسید .پس از او نیز ملک عزالدین بر انجا حکم راند اما در دوران ابوسعید از زنی به نام کردوچین نامبرده می شود که ظاهرا از دودمان سلغریان بوده است . پدر کردوچین ،منکو تیمور پسر هلاکو و مادرش آبش خاتون بود که در نکاح امیر طغای بود(مستوفی،1339،537-534؛ زرکوب شیرازی

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق با موضوع غازان خان، غیاث الدین، آسیای صغیر Next Entries منابع تحقیق با موضوع غازان خان، ترکان خاتون، ماوراءالنهر