منابع تحقیق با موضوع تحف العقول، اسباب نزول، صفات برتر

دانلود پایان نامه ارشد

جمع فضائل پنهاني و قمع رذائل نفساني گرداند و چندان در تمييز اسباب و علامات اين و آن فرس فراست در پهن دشت کياست دواند که اثري از مضلات تفريط و افراط در هيچ يک از ملکات نماند. و يک يک را به آرمگاه اعتدال رساند و در حواق اوساط نشاند. و چون اين نکته ارجمند که آزموده خرده بينان فطرت بلند است که هر خلقي از اخلاق پسنديده و ناپسند را سببي چندست که بحدوث و رسوخ آن رساند. و هر يک را بعلامت و نشاني پيوندست که از اختفاء يا انتفاي آن راصدان مراصد امتحان آگاه گرداند. مادام که رباينده قصب السباق تهذيب اخلاق اسباب و علامات منجيات و مهلکات چنانکه بايد نشناسد و نداند بيهوده رخش همت در عرصه فرصت دواند. و همچنين شناوران لجه اين اجتهاد در اصدف استعداد پذيراي گوهر مراد جز بشناختن اضداد نتواند گرديد. پس ناچار ديده ور تفکر و استغوار اطراف و اکناف محاسن اخلاق و مکارم اوصاف را در مقام اراده اتصاف بمعيار اعتبار بايدش سنجيد چه سبيل تحصيل هر خلقي که پسنديده و محمود است و در شمار جنود عقل معدود، بدلالت ضد آن توان پيموده که از جنود جهل شمرده شده بهنگام جدا ساختن مقبول از مردود. چنانکه بعد از تذکار فصول گفتار سابق بر وجهي لائق از مشاعر معاشر پويندگان سبيل مقصود پوشيده نخواهد بود. و گاه گاه در خلال تعلق باعلاق اين خلال و تشبث باذيال اين خصال اندوهگين و شکسته بال در زاوايه از زواياي اعتزال بمحاسبه نفس و مراقبه احوال پردازد. و بقاياي تحويلات جوارح و ادوات جسماني را از اوامر و نواهي الهي که بيخاتل و تماطل تسويلات نفساني در معرض تلف و تباهي مانده بنيروي استيضاء و استقصاي آگاهي مستخلص سازد. و طلب کاران تتالي اوقات و توالي ساعات را که از تناول وجوه بروات مرسوم سنوات مبتلاي حرمان و فوات باشند از روي استشعار وظائف انابت و استبصار مراسم اخبات بتلافي مافات نوازد و طريق اين جمع و تفريق بر وجهي اينق گوشزد پويندگان شوارع توفيق گرديد. و در فصلي جداگانه از فصول همين گفتار بمسامع جويندگان مشارع تحقيق رسيد. والله يهدي الي سواء الطريق و بيده ازمه التائيد و اغتر التوفيق.
فصل: و گاه از مقامات نشيب و فراز اين بوادي گامي فراتر گزارد. و همت بر امتثال نوعي ديگر از ايادي گمارد. تفکر در معارف يقيني و علوم الهي و تدبر در شناخت حقائق اشيا کما هي فراخور حوصله تبصر و آگاهي از کافه عوائق و علائق پيوند بريدن و از حدائق حقائق شقائق لطائف و دقائق چندان هم بمطالعه کتب و رسائل و هم بمذاکره افاضل و اماثل اقتفاي طريق مستبين در تنزيه ذات بيرون از دريافت بصائر و عيون و اقتفاي حجج و براهين در تقديس اسماء و صفات برتر از احاطه اوهام و ظنون فهم و رموز اسرار نهفته در ابداع و اختراع اسافل و اعالي رفع حجب و استار آنجه خلعت وجود پذيرفته از خزانه احسان لايزالي و بالجمله عرق ريختن ناحيه اجتهاد بقدر شايستگي و استعداد در معرفت متعلقات مبدءو معاد از علوم مقصود بالذات ايراد سراي ايجاد که ذکر بعضي از مهمات آن بهنگام تقسيم اقسام علوم دينيه بر سبيل تعداد انفاق افتاد. اکنون بعد از امعان نظر اين نوع از انواع متناوب الورود تفکر سرآمد فنون گوناگون صعود مصاعد بذل مجهود است در پرستش معبود. چه همين است مقصد اقصي از گشائش خزائن جود. و همين است غايت قصوي از بخشائش خلعت وجود. سرمايه هدايت منازل کرامت و پيرايه سقايت مناهل شهود. مشکوة انوار آرايش ورود دارخلود. و لهذا پرتو اظهار واليان ولايت بشارت و انذار بر ستائش اقتباس انوار اين نوع از انواع استبصار بسيار تافته نموداري است از مدائح بيشمار اين فقرات درايت نثار که در صدور بعضي از اخبار ساطع الانوار ورود يافته لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي فَضْلِ مَعْرِفَةِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَا مَدُّوا أَعْيُنَهُمْ إِلَى مَا مَتَّعَ اللَّهُ بِهِ الْأَعْدَاءَ مِنْ زَهْرَةِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ نَعِيمِهَا وَ كَانَتْ دُنْيَاهُمْ أَقَلَّ عِنْدَهُمْ مِمَّا يَطَئُونَهُ بِأَرْجُلِهِمْ وَ لَنُعِّمُوا بِمَعْرِفَةِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ تَلَذَّذُوا بِهَا تَلَذُّذَ مَنْ لَمْ يَزَلْ فِي رَوْضَاتِ الْجِنَانِ مَعَ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ إِنَّ مَعْرِفَةَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ آنِسٌ مِنْ كُلِّ وَحْشَةٍ وَ صَاحِبٌ مِنْ كُلِّ وَحْدَةٍ وَ نُورٌ مِنْ كُلِّ ظُلْمَةٍ وَ قُوَّةٌ مِنْ كُلِّ ضَعْفٍ وَ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ سُقْمٍ.279 عاشقان نظائر عرفان ز دست ارادت در عروج معارج عبادت بساق عرش سعادت بي امادت سرده. و واقفان سرائر اتقان را پاي استقامت در سلوک سبيل کرامت از هر گونه وخامت وسامت آسوده. نعيم مقيم روشناسان اين نادي را با نضرت نعيم ساير ايادي نتوان سنجيد. و لذت عظيم ره نوردان اين بوادي را با هيچ يک از لذات طبيعي و ارادي برابر نتوان ديد. سجال اقبال آمالشان مالامال زلال احسان جاودان و افضال بيزوال سفينه انتظام احوالشان مصون از التطام امواج خواهش جاه و مال. سرر مرفوعه افزايش ابتهاج و سرور در امان از ورود بوار و دثور ببرکت ظهور شرح صدور نمارق مصفوقه آرايش اهتزاز و حبور پيراسته از آفت کوتهي و مخافت قصور در تقلب امور بتطاول عصور و تمادي دهور.
فصل: و از جمله مکارم اخلاق و محاسن خصال که هيچ گونه پيوند از آن نشايد گستره خود را در جميع احوال آزادي وظائف عبادت خداي عزوجل قاصر شناختن و مقصر دانستن. چه هيچ يک از پويندگان طريق سعادت چنانکه بايد از عهده حقوق عبادت برنيايند. هرچند از شراست اضاعت کاهد و بر حراست بضاعت افزايد. و هر چند در راه اطاعت قدم استقامت فرسايد. سعد بن ابي حلف از حضرت کاظم عليه السلام روايت نموده که آنحضرت به هنگامي که يکي از فرزندان خود را از لزوم اعتراف تقصير خبير گردانيده چنين فرموده: يَا بُنَيَّ عَلَيْكَ بِالْجِدِّ لَا تُخْرِجَنَّ نَفْسَكَ مِنَ حَدِّ التَّقْصِيرِ فِي عِبَادَةِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ طَاعَتِهِ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُعْبَدُ حَقَّ عِبَادَتِهِ280 و در روايتي ديگر وارد است که مردي از بني اسرائيل مدت چهل سال بعبادت پروردگار قيام مي‌نمود و بعد از طي مدت که قرباني او مقبول درگاه الهي نگرديد اعتراف به تقصير آورده زبان به ملامت و مذمت نفس خود گشود پس خداي عزوجل وحي بدو فرستاد که کرامت اين ملامت و فضيلت اين تعبير بر فضيلت عبادت چهل ساله افزود. و في الحديث القدسي لَا يَتَّكِلِ الْعَامِلُونَ عَلَى أَعْمَالِهِمُ الَّتِي يَعْمَلُونَهَا لِثَوَابِي فَإِنَّهُمْ لَوِ اجْتَهَدُوا وَ أَتْعَبُوا أَنْفُسَهُمْ أَعْمَارَهُمْ فِي عِبَادَتِي كَانُوا مُقَصِّرِينَ غَيْرَ بَالِغِينَ فِي عِبَادَتِهِمْ كُنْهَ عِبَادَتِي فِيمَا يَطْلُبُونَ عِنْدِي مِنْ كَرَامَتِي وَ النَّعِيمِ فِي جَنَّاتِي وَ رَفِيعِ الدَّرَجَاتِ الْعُلَى فِي جِوَارِي وَ لَكِنْ بِرَحْمَتِي فَلْيَثِقُوا وَ فَضْلِي فَلْيَرْجُوا وَ إِلَى حُسْنِ الظَّنِّ بِي فَلْيَطْمَئِنُّوا فَإِنَّ رَحْمَتِي عِنْدَ ذَلِكَ تُدْرِكُهُمْ وَ مَنِّي يُبَلِّغُهُمْ رِضْوَانِي وَ مَغْفِرَتِي تُلْبِسُهُمْ عَفْوِي فَإِنِّي أَنَا اللَّهُ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ وَ بِذَلِكَ تَسَمَّيْتُ281.
فصل: و از آن جمله اخلاص نيت در گزاردن عبادت پروردگار از شوائب رئاء و از ساير اغراض ناپايدار. سيّما در کسب علوم دينيه و نشر معارف يقينيه که سرآمد شعب پرستاري است در انظار ديده وران مراصد اعتبار عنان عزيمت باداي هر يک از عبادات ظاهري و نهاني که گرداني بايد بمقتضاي وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ282 محض قربت باعث باشد و اردت پاسباني سعادت خجسته فرمايي بدون تشريک جلب منفعتي يا دفع مضرتي از توابع دريافت حظوظ نفساني. در خبر آمده که الْعَمَلُ الْخَالِصُ الَّذِي لَا تُرِيدُ أَنْ يَحْمَدَكَ عَلَيْهِ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ283 و بايد دانست که عبادت عاطل از زيور اخلاص نه همين ياوه و باطل بلکه موجب وبال و مثمر نکال است. چه تحصيل علوم و تکميل اعمال را وسيله حصول جاه و ذريعه وصول مال ساختن از اسباب نزول غضب و حلول نقمت ايزد بيهمال است. روايت مَنْ طَلَبَ الْعِلْمَ لِيُبَاهِيَ بِهِ الْعُلَمَاءَ أَوْ يُمَارِيَ بِهِ السُّفَهَاءَ أَوْ يَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النَّاسِ إِلَيْهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ284 نموداري است از وخامت عقوبت رئاء و طلب آرامش و آسايش دنيا در ساير فنون پرستش مقلب القلوب و الابصار. و اين نکته که نصب العين عقول فحول است در کتاب تحف العقول باين عبارت از حضرت کاظم عليه السلام منقول است يَا هِشَامُ مَنْ أَحَبَّ الدُّنْيَا ذَهَبَ خَوْفُ الْآخِرَةِ مِنْ قَلْبِهِ وَ مَا أُوتِيَ عَبْدٌ عِلْماً فَازْدَادَ لِلدُّنْيَا حُبّاً إِلَّا ازْدَادَ مِنَ اللَّهِ بُعْداً وَ ازْدَادَ اللَّهُ عَلَيْهِ غَضَباً.285 هر کس خود را بدوستي دنيا آلايد انديشه عقبي از دلش بيرون آيد و بسوي هيچ يک از بندگان علمي نيايد که حب دنيا را افزايد. مگر اينکه اورا از خداي عز و علا دورتر گرداند و غضب خدا را برو افزايد و چون قول و بيان غوائل رئاء که آن نيز از رذائل منشعب حب دنياست گفتار آينده خواهد بود همانا درين مقام اقتصار بهمين قدر انسب و اولي است.
فصل: و از جمله رسوخ قدم صدق است در تکاپوي مراحل جنبش و جستجوي منازل فراز و موافقت مشاعر باطن با ادوات و آلات آشکار در حرکات و سکنات گفتار و کردار. صدق کردار که شايد محتاج به اظهار باشد در انظار پذيرندگان اين گفتاران است که همان را که پنهان دارند نمايان گردانند. نه اينکه بينندگان را بگستردن حبائل تعنت و تعينت در وراي استاد تحير و تبکيت از جاده تثبت و تثبيت کيبانند. مثلا سبک مقداد کران دستاري که با طلاتم امواج اضطراب و بيقراري توقع و توقير وقار از کشتي شکستگان طوفان اغترار دارد. بهنگام رفتار در نمون آثار وقار با عوان و انصار صادق نتواند بود هر چند منتهاي سنگين بر مناکب زمين گذارد و بتمکين اين دروغ سهمگين بهرگامي که گزارد و هرگاه که بردار نقشي کاذب بر الواح قلوب اقارب و اجانب نگارد. و از آن جمله حضانت اداي امانت است بمقتضاي قضاي حقوق رزانت و وفاي عبود ديانت بر وجهي استوار. و اين خصلت را نيز مجاري ذوات الافنان تواند بود بحسب تفنن دواعي و تلون قصود در مساعي اخفاء و مراعي اظهار مانند کتمان اسرار و ردمال مضمون مستعار. و همچنين سد اعراض مردمان از تطرق شنا و آلائش عازاکوان. بايد دانست که تجلي پر نور صدق و امانت ميزاني است درست عيار در شناختن ابرار و فجار و معياري است استوار در جدا ساختن ديده وران عبادت گزار از حيله گران سبحه شمار. نه نماز بسيار ونه روزه نمودار و نه بوار دستار و تازکي اطوار و نه تجنب از رطوبت رهگذار و تنکب از يبوست سايه ديوار و نه اسظهار مسکنت و آوازه افتقار با کثرت ثروت وفوز بسيار و نه تجاني از وصول غبار زمين وقفي بدامن استکبار در هنگام ترامي ابواب مباشران اوقاف با وقوف بر عدم اتصاف باميد تلافي ادرار پار و پراز عن الصادق عليه السلام: لَا تَغْتَرُّوا بِصَلَاتِهِمْ وَ لَا بِصِيَامِهِمْ فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَّمَا لَهِجَ بِالصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ حَتَّى لَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ وَ لَكِنِ اخْتَبِرُوهُمْ عِنْدَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ286 و عنه عليه السلام: لَا تَنْظُرُوا إِلَى طُولِ رُكُوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ شَيْ‏ءٌ اعْتَادَهُ فَلَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ لِذَلِكَ وَ لَكِنِ انْظُرُوا إِلَى صِدْقِ حَدِيثِهِ وَ أَدَاءِ أَمَانَتِهِ287.
فصل: و از جمله همت گماشتن بر سلوک سبيل احسان در خدمت گزاري پدر و مادر و جهد نمايان بکار داشتن در خشنودي و رضاجويي ايشان هم بايصال نفع و هم بدفع ضرر که پدر و مادر را آفريننده جهان و نگارنده جسم و جان وسيله حصول نعمتهاي بيکران گردانيده و بتوسط ايشان نطفه مستهان را بعد از طي مراحل جنيني در قطع منازل جواني چندان پرورش داده که بقبول سعادت جاودان رسانيده. زنهار و هزار زنهار که دقيقه از دقائق فروتني و خاکساري نامرعي نگذاري و هيچگونه تقصيرننمايي و چنان باشي که اگر اقدام بر دشنام و ضرب تو نمايند رو نگرداني بلکه مغتنم داني و در

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره سرمایه انسانی، سرمایه فیزیکی، سرمایه مالی Next Entries منابع تحقیق با موضوع سبيل، ثلثين، سنة